مسئله فلسطین در تاریخ معاصر، فقط یک منازعه ارضی یا نزاع سیاسی میان دو طرف نبوده، بلکه از آغاز قرن بیستم به یکی از گرهگاههای اصلی جهان جدید مبدل شده است. در میان چهرههای دینی ـ سیاسی ایران در سده اخیر، آیتالله سیدمحمود طالقانی مکانت خاصی دارد. او فلسطین را نه موضوعی حاشیهای و تبلیغاتی، بلکه مسئلهای ریشهدار، تاریخی و اخلاقی میدانست. در نگاه او، فلسطین فقط اشغال یک سرزمین نبود، بلکه نشانه پیوند استعمار با سلطه سیاسی، بیعملی دولتهای اسلامی و محروم شدن یک ملت از حق تعیین سرنوشت بود. مخالفت او با صهیونیسم را باید در چهارچوب کلیتر اندیشهاش فهمید؛ اندیشهای مبتنی بر توحید، عدالت، آزادی، نفی استبداد و مقابله با سلطه خارجی. اهمیت بازخوانی دیدگاه او در این است که صهیونیسم را با یهودیت یکی نمیگرفت. او میان یک دین با یک پروژه سیاسی مدرن تفاوت میگذاشت و همین تمایز، نگاهش را برای امروز نیز قابل بررسی میکند. این مقاله میکوشد با رویکردی پژوهشی و تحلیلی، خطوط اصلی نگاه آیتالله طالقانی به صهیونیسم و مسئله فلسطین را بازسازی و ارزیابی کند. امید آنکه مفید افتد











