روزنامه‌نگار افشاگر و شعبه سازمان جاسوسی و ترور صهیونیسم در ایران؛

«تشکیلات مخفی»، کشور را به سمت نابودی می‌برد!

وقتی در 19 دی‌ماه 1326، تیترِ «هاگانا! این سازمان آدم‌کشی یهود است که مرکز آن در فلسطین و شعبه آن در تهران [است]»، در صفحه نخست هفته‌نامه مرد امروز به صاحب امتیازی محمد مسعود منتشر شد، کمتر کسی از ماهیت واقعی این سازمان نظامی اطلاع داشت. این گروه وظیفه داشت که صاحبان فلسطین را از مرز و بوم خود براند و یهودیان جهان را متشکل کند و به جای آنان در این سرزمین اسکان دهد. اینک که در پس سپری گشتن نزدیک به هشت دهه، اسرائیل به کراهتِ تمام پرده از چهره خویش گرفته است، خوانشی تحلیلی از این سند تاریخی به‌هنگام می‌نماید
«تشکیلات مخفی»، کشور را به سمت نابودی می‌برد!
 

در کیستی محمد مسعود

در آغاز کلام، به‌هنگام است که در باب زندگی و زمانه محمد مسعود، صاحب امتیاز و مدیر مسئول هفته‌نامه پرآوازه «مرد امروز»، اشاراتی داشته باشیم. هرچند تاکنون و در صفحه تاریخ روزنامه «جوان»، دراین‌باره مطالب متنوعی منتشر شده است، اما اکنون ارائه زندگینامه‌ای مختصر از وی، مناسب می‌نماید.
محمد مسعود، روزنامه‌نگار و رمان‌نویس شهیر، در سال ۱۲۸۰ در محله ابرقوی شهر قم و در خانواده‌ای فقیر به دنیا آمد. پدرش میرزاعبدالله و پدربزرگش آخوند ملا محمد قمی بودند. محمد پس از اتمام دوره ابتدایی، تحصیلاتش را در حوزه علمیه قم پی گرفت. در سال ۱۳۱۱ به تهران رفت و در چاپخانه‌ای مشغول به کار شد و هم‌زمان با اسم مستعار «م ـ دهاتی»، به انتشار مقالاتی در روزنامه‌های: قانون، آئینه ایران، تهران‌مصور، شرقی، شفق سرخ و اطلاعات پرداخت. وی در سال 1314 و برای پیگیری جدی روزنامه‌نگاری، ابتدا به پاریس و سپس به بروکسل رفت و تا سال ۱۳۱۷ در آنجا ماند. در همان سال به علت نشر مقالاتی درباره سوسیالیسم در روزنامه لاگازت بلژیک، به تهران احضار شد و چون نتوانست امتیاز یک نشریه و یا حق همکاری با مطبوعات کشور را دریافت کند، به تجارت و حق‌العمل‌کاری مشغول شد. پس از شهریور ۱۳۲۰ و در تابستان ۱۳۲۱، امتیاز روزنامه «مرد امروز» را گرفت. وی در این روزنامه به سیاست‌های مسکو و لندن در ایران به‌شدت اعتراض می‌کرد و در رسوا کردن حزب توده و ارتباط آن با شوروی و سرسپردگی برخی از احزاب داخلی به انگلستان، نقش اساسی داشت. هنگامی که حزب توده برای توجیهِ واگذاری نفت شمال به شوروی تلاش می‌کرد، مسعود با مقالات تندی به مخالفت با آنان پرداخت و از سوی روزنامه‌های وابسته به حزب توده، لقب «مرتجع» و «آنارشیست» گرفت. پس از حملات قلمی شدید وی به قوام‌السلطنه، برای سر او یک‌میلیون ریال جایزه تعیین گشت، تحت تعقیب قرار گرفت و مدت سه ماه متواری و روزنامه‌اش توقیف شد. او با این همه، «مرد امروز» را به صورت بولتن محرمانه و با مقالات آتشین منتشر می‌کرد. مسعود سرانجام در ۲۳ بهمن ۱۳۲۶ و تنها دو هفته پس از چاپ مقاله «هاگانا، هاگانا»، در خیابان اکباتان تهران و هنگام خروج از چاپخانه مظاهری، به ضرب گلوله به قتل رسید. مرگ وی به لحاظ وسعت مقالات تند و تیزش درباره مسائل گوناگون سیاسی و اجتماعی و ضربات شدید قلمی که به گروه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی، از دولتمردان تا سیاست‌بازان و دلالان اقتصادی می‌پرداخت، تعابیر و تفاسیر مختلفی را در پی داشت و تا مدت‌ها به صورت راز باقی ماند. پرونده مسعود به مدت ده سال در دادگستری مفتوح بود. خسرو روزبه، از اعضای مهم و اصلی سازمان افسری حزب توده، پس از دستگیری و بازجویی به قتل محمد مسعود اعتراف کرد و گفت: مسعود کشور را دچار وضعیت دوقطبی و حزب توده را افراطی‌تر کرد! او ادعا نمود که این ترور را بدون مطرح ساختن با حزب، به شکل مستقل و با این امیدواری که دربار مقصر جلوه خواهد کرد، انجام داده است. از محمد مسعود علاوه بر مقالات متعدد، این کتاب‌ها نیز به یادگار بر جا مانده‌اند: گل‌هایی که در جهنم می‌رویند؛ بهار عمر؛ تفریحات شب؛ در تلاش معاش و اشرف مخلوقات.
 

آخرین افشاگری مسعود، مقاله «هاگانا، هاگانا»

مقاله «هاگانا، هاگانا»، یکی از مشهورترین و جنجالی‌ترین نوشتارهای محمد مسعود در روزنامه مرد امروز است و در واقع، آخرین اثر او پیش از ترور در بهمن ۱۳۲۶ محسوب می‌شود. مسعود در این مقاله، ‌به‌شدت به مداخلات بیگانگان و وضعیت آشفته سیاسی ایران حمله کرد. «هاگانا» نام سازمان نظامی مخفی یهودیان در فلسطین، پیش از تشکیل دولت اسرائیل بود. مسعود در این یادداشت، با استفاده از این نام به‌عنوان یک استعاره، هشدار ‌داد که گروه‌هایی در داخل ایران مخفیانه و به نفع قدرت‌های خارجی (به‌ویژه انگلستان و شوروی) فعالیت می‌کنند و ایران را به سوی نابودی می‌برند. او در این مقاله با لحنی قاطع و افشاگرانه، دولتمردان وقت و دربار را به خیانت متهم کرد و از وجود یک «شبکه جاسوسی و ترور» در ایران خبر داد که آن را به سازمان صهیونیستی هاگانا تشبیه کرده بود. وی معتقد بود که این شبکه در خدمت دربار و قدرت‌های بیگانه است تا منتقدان را حذف کند. این مقاله، فضای سیاسی تهران را به‌شدت ملتهب نمود. همه منتظر بودند تا ببینند که واکنش دربار به این افشاگری‌ها چیست.
 

شعبه سازمان «هاگانا» در ایران

محمد مسعود در 21 دی 1326، درباره ایجاد شعبه سازمان تروریستی هاگانا در شهرهای ایران دست به افشاگری زد. او به‌صراحت اذعان داشت که برخی یهودیان با ایجاد شعباتی از این گروه در برخی شهرها، فعالیت‌هایی منظم و مرتبط با شعبه اصلی خود در فلسطین انجام می‌دهند:
«طبق اطلاعات موثقی که به‌دست آمده است، چندی است یهودیان مقیم ایران به‌ویژه آنهایی که اخیرا به ایران آمده‌اند، شعبه سازمان تروریستی هاگانا را در ایران و مرکز آن را در تهران دایر نموده‌اند. این سازمان فعلا در شهرهای: تهران، همدان، کرمانشاه و اهواز شعباتی داشته و فعالیت‌های شدیدی ابراز می‌دارند. اعضای سازمان تروریستی هاگانا در ایران، هر هفته جلساتی تشکیل داده و طبق برنامه معینی مسائل مهم را مورد رسیدگی قرار داده و مطالب لازم را به مرکز اصلی گزارش می‌دهند. خبر مؤثقی حاکی است که شعبه (هاگانا) در ایران، دارای دستگاه‌های فرستنده
و گیرنده بوده و برخی از موارد با مرکز سازمان خود که در فلسطین است، ارتباط داشته و با رمزهای مخصوصی پیام ارسال و مطالب و دستور اخذ می‌نماید...».
 

یهودیان ایران، 60 درصد از هزینه هاگانا را تأمین می‌کنند!

نویسنده در بخش دیگری از نوشتار خویش، از گستره فعالیت یهودیان ایرانی برای تثبیت سلطه اسرائیل بر فلسطین، گزارشی اعجاب‌انگیز بیان می‌کند. این بخش از اظهارات وی، خواننده مطلع را به یاد اعتراف یعقوب نیمرودی در دهه‌های بعد می‌اندازد، که گفت: اگر یک روز به روزنامه‌نگاران اجازه دهند تا از کارهایی که ما در تهران کرده‌ایم مطلع شوند، از آنچه می‌شنوند وحشت خواهند کرد؛ حتی نمی‌توانند آن را تصور کنند:
«باید به این نکته توجه داشت که در حال حاضر، بیش از 60 درصد از هزینه سازمان‌های تروریستی یهودیان فلسطین از طرف یهودیان خارجی مقیم ایران تأمین می‌گردد؛ زیرا در حال حاضر یهودیان کشور‌های ترکیه، مصر و عربستان، قدرت و توانایی کمک‌ مالی را به سبب مخالفت دولت‌ها ندارند. تنها کشوری که در خاورمیانه دارای وسعت فراوان و دروازه باز و یهودیان آن دارای ثروت بی‌شمار می‌باشد، کشور ایران است. از مدت‌ها پیش، یهودیان پی برده بودند که ایران می‌تواند مرکز فعالیت‌های مالی و سیاسی آنان قرار گیرد. هم‌اکنون در غالب نقاط سرحدی ایران، شعبات خبرفرستی و کمک قاچاقچیان یهودی فعالیت بی‌نظیری می‌کنند. گزارش‌های محرمانه‌ای که به بعضی مقامات دولتی رسیده، حاکی است که خروج طلا، نقره، جواهر، اسکناس‌های خارجی و حتی اسلحه از ایران به جانب فلسطین، از سرحدات غربی ایران مرتبا و شدیدا ادامه دارد. علت تشدید فعالیت‌های اخیر یهودیان در شهرهای مرزی خرمشهر، کرمانشاه، منتسب به این سیاست است. اکنون شعبات تجارتخانه‌های یهودی در شهرهای غربی ایران، چند برابر افزایش یافته و با ذکر تناسب شعبات آنها در شهرهای شرقی ایران، به یک‌دهم آن نیز نمی‌رسد! یهودیان در سر راه‌ها و شعبات، دارای رمزهای ویژه بوده و برای کمک مالی و معنوی به یکدیگر، از هیچ نوع کمکی خودداری نمی‌نمایند...».
 
نمایی از اعضای سازمان صهیونیستی-تروریستی هاگانا، در کشور فلسطین
نمایی از اعضای سازمان صهیونیستی-تروریستی هاگانا، در کشور فلسطین
 

نماینده هاگانا در ایران و هدف آنها

در بخشی از مقالِ مورد بازخوانی، مسعود وارد معرفی شبکه هاگانا در ایران شده و حتی از برخی از حامیان مالی آن در میان بازرگانان و سرمایه‌داران ایرانی نام می‌برد. به نظر می‌رسد که نویسنده پیش از به قلم آوردن نکات ذیل، دراین‌باره تحقیقات لازم را انجام داده و دست کم از صحت اغلب آنها، اطمینان حاصل نموده است:
«شخصی به نام دکتر گلپام، که مقر دائمی‌اش فلسطین است، هر ماهی یک‌بار به ایران آمده و روابط بین سازمان تروریستی هاگانا و سازمان یهودیان مقیم فلسطین و شعبه آن در تهران به‌شمار می‌رود. همچنین چندی پیش شخصی به نام شلیمون، که از میلیونرهای یهودی فلسطین است، به ایران آمده و در هتل فردوسی اقامت گزیده و شروع به خریدن اعتبارات دلاری تجار ایرانی که در آمریکا داشتند، نمود. مقادیر هنگفتی که بین سه، چهار میلیون دلار است، دلار خریداری نمود. یکی از تجار فروشنده مزبور، آقای وهاب‌زاده، تاجر ایرانی، است. دلارها را به 65 ریال خریداری نموده و با 10 ریال اضافه، همه را به آمریکا حواله داده است و به فلسطین مراجعت نموده. همچنین باید دانست که کلیه میلیونرهای یهودی خارجی مقیم تهران، از قبیل مایر عبدالله، کنانه، جرج شعبا، صافایی لاوی و مشمل صالح موشی و...، هر ماهه مبلغ هنگفتی به سازمان مزبور کمک مالی می‌نمایند. از جمله مایر عبدالله، مقاطعه کار شهردای، ماهیانه در حدود بیست‌هزار لیره کمک مالی می‌نمایند. سازمان تروریستی هاگانا در ایران، عجالتا وظایف زیر را عهده‌دار است:
1. فعالیت مسلمین را در ایران، که بر علیه یهودیان به کار می‌رود، خنثی سازد؛
2. برای اعضای سازمان مقیم فلسطین، هر ماهه وجوه کافی تهیه و ارسال دارد؛
3. ضمن تماس با مقامات خارجی شمالی ایران، وسایل خرید اسلحه و ارسال آن را از مرز ایران به فلسطین فراهم نماید؛
4. با در دست گرفتن تجارت مملکت و در دست داشتن مقامات حساس، بیم هر نوع اقدامی برعلیه یهودیان در ایران را خنثی ساخته و در حقیقت ایران را یک تکیه‌گاه امن برای مقاومت و فعالیت یهودیان فلسطین بنمایند.
سازمان تروریستی مزبور در صورت لزوم، مانند سایر کشورهای عربی دست به عملیات تخریبی و یا تروریستی خواهد زد، ولی احتمال می‌رود به این زودی‌ها، قبل از آنکه عملیاتی برعلیه آنها صورت بگیرد، این عملیات آغاز گردد؛ زیرا در آن صورت دولت و ملت را از وجود خود مستحضر خواهد ساخت...».
 


فعالیت هاگانا در ایران دوره پهلوی
 
 

شوروی پس از یأس از حزب توده، در ایران از هاگانا حمایت می‌کند!

پیامدهای حضور عوامل هاگانا در ایران، از جمله نکاتی است که صاحب امتیاز مرد امروز در مقاله خویش، از آن چشم نمی‌پوشد. وی به لابی گسترده این سازمان تروریستی در کشور اشاره کرده و به مدد اخبار دریافتی خویش، آنها را این‌گونه تحلیل می‌کند:
«یهودیان منتسب به این دستگاه در تهران، باشگاه‌های متعدد و روزنامه هفتگی مخصوصی دارند. می‌گویند اخیرا حکومت نظامی ناچار شد برای پیش‌بینی حدوث وقایع ناگواری از قبیل تخریب، ترور، تهدید و غیره که ممکن بود از طرف این دستجات مخفی به عمل آید، تعلیمات خاصی به نیروی انتظامی و دژبان‌ها صادر نماید. خبر می‌رسد شوروی‌ها پس از یأس از فعالیت حزب توده، که اخیرا هم تجزیه گردیده، بیشتر این سازمان را که به لحاظ قدرت مالی و هدف مشخص بیشتر مورد اطمینان است، تقویت می‌نمایند؛ همچنین گفته می‌شود ممکن است روس‌ها برای اجرای نظریات خود در برخی از مسائل، از سازمان تروریستی مزبور کمک بگیرند. اوضاع خراب فلسطین و عملیات تخریبی که در سایر شهرهای سوریه و لبنان و مصر به عمل آمده، نشان می‌دهد که این دسته برای حمایت از منافع یهودیان فلسطین، از هیچ اقدامی خودداری ندارند. اگر درنظر آوریم که پلیس عراق چندی پیش یک نفر یهودی که آب چشمه را آلوده به میکروب وبا می‌نمود، دستگیر کرد و همچنین با توجه به وبای سوریه و وبای مصر، متوجه خواهیم شد که این سازمان تا چه حد خطرناک و برای اجرای نقشه‌های خطرناک خود، از هیچ اقدامی فروگذار نخواهد کرد. حتی شنیده می‌شود که برای برداشتن سرتیپ صفاری، از طرف این سازمان
خرج‌هایی شده و فعالیت‌هایی به عمل آمده است. امیدواریم که مقامات عالیه کشور و مصادر نظامی و آقای سرتیپ صفاری، با هوشیاری متوجه فعالیت‌های خطرناک این دسته بوده و حتی‌المقدور جلوی اقدامات آنها را که محققا به نفع کشور ما نیست، بگیرند...».

نمایندگان هاگانا، به بهانه بیماری و با گواهی پژشکی به ایران می‌آیند!

ادامه این افشاگری، به شیوه‌های فریب اعضای هاگانا برای حضورِ انبوه در ایران و انجام وظایف محوله می‌رسد؛ به خصوص اینکه برخی از آنان برای ورود به کشورمان، از بهانه بیماری و گواهی‌سازی پزشکی استفاده می‌کنند:
«یهودیان خارجی مقیم ایران، به مناسبت تحت نفوذ قرار دادن آقای بهنام، ورود و خروج خود را به ایران تسهیل نموده‌اند. از جمله پزشکی بیماری آنان و اقامت موقتشان را در تهران تصدیق می‌کرد، بدین طریق ورود یهودیان غیرمجاز تسهیل می‌گردید. اگر خوانندگان به یاد داشته باشند که متعاقب تعویض آقای بهنام سروصداهایی ایجاد گردید، متوجه ارتباط امر خواهند شد؛ همچنین باید به یاد آورد که در روز حرکت آقای قوام، جمع زیادی یهودی عرب و آقای بهنام و آقای سفیر آمریکا، در فرودگاه به بدرقه آقای قوام رفته بودند. از اینجا می‌توان پی برد که چه مراجعی از یهودیان عرب حمایت نموده‌اند. به هر حال با شرحی که در بالا داده شد، این نکته مسلم است که یک سازمان وسیع و دقیق و مرتبی از تروریست‌های یهودی شعبه هاگانا در تهران و شهرستان‌های ایران، فعالیت به نفع یهودیان فلسطین می‌نمایند و دقیقا وظایف خود را انجام می‌دهند و برای وصول به هدف، به کلیه مقامات داخلی و خارجی دسترسی دارند و به قرار قرائتی که به‌دست آمده، این سازمان کم‌کم به طوری در امور رخنه نموده است که حتی بیم وقایع ناگوار و احیانا ترورهای مختلفی می‌رود...».
 
محمد مسعود
محمد مسعود
 

حامیان خارجی شعبه ایرانی هاگانا

سازمانی که نگارنده مقاله، آن هم به طول و عرض فوق‌آمده آن را توصیف می‌کند، نمی‌تواند از حمایت خارجی بی‌بهره باشد و به گونه مستقل و خوداتکا فعالیت نماید. هم از این روی مسعود در بخش دیگری از این گزارش، به حامیان خارجی فعالیت هاگانا در تهران نیز اشارت می‌برد:
«اکنون محقق گردیده است که یهودیان عرب مقیم ایران، از طرف آمریکایی‌ها مورد حمایت قرار گرفته‌اند. انتزاع اداره گذرنامه در زمان آقای قوام، که به طرفداری از آمریکایی‌ها مشهور بود، یکی از این قبیل حمایت‌هاست؛ زیرا با آن وضع، دیگر ورود و خروج یهودیان از نظر شهربانی مجهول و مخفی می‌ماند. فعالیت‌های آقای بهنام، رئیس سابق گذرنامه، در این مورد، شایان توجه است؛ ضمنا باید متذکر شد همان گونه که تاکنون روس‌ها نشان دادند، نسبت به وضع پرآشوب فلسطین، بسیار ذی‌علاقه‌اند. دولت شوروی، تقسیم فلسطین را رسما تأیید نمود. این مسئله برای آن است که پای نیروی شوروی به فلسطین باز شود. از طرف دیگر، قدرت یهودیان در حکومت فعلی شوروی فراوان است؛ همچنین دولت شوروی از نزاع بین عرب و یهود، نفع فراوانی درنظر دارد. به همین لحاظ است که خبر ارسال اسلحه و مهماتی از طریق مرزهای شمالی به توسط اکراد یاغی به سرحد عراق، تأیید می‌گردد. کشف مقادیر مختلفی اسلحه گوناگون در آن نقاط به توسط نظامیان، حاکی از فعالیت مخفی به نفع یهودیان است. بعضی صحبت‌های محرمانه، حاکی از ارتباط فعالیت‌های یهودیان با مقامات شوروی است؛ به‌ویژه آنکه خبر مؤثقی حاکی است که شوروی‌ها دائما با سازمان تروریستی ایران در تماس بوده و فعالیت آنها را نظارت می‌نمایند...».
 

اعتراض عراق به حضور هاگانا ایران

مقاله «هاگانا، هاگانا» در ادامه، به واکنش‌های حضور سازمان تروریستی صهیونیست‌ها در ایران پرداخته و دراین‌باره، از اعتراض دولت عراق به این رویداد سخن به میان می‌آورد. چه این کشور شاهد قاچاق انسان، اسلحه و سرمایه، از خاک همسایه خویش به سوی فلسطین بوده است:
«چندی پیش از کشور عراق اعتراضی به دولت ایران رسیده بود که یهودیان فلسطین در ایران فعالیت فراوانی نموده و پول‌های هنگفت حتی اسلحه و افراد داوطلب از ایرانیان اجیر و به فلسطین از راه‌های مخفی ارسال و اعزام می‌دارند و این تحریکات و اقدامات در کشور همسایه، برخلاف دوستی است. حقیقت امر همان بود که دولت عراق یادآور شده بود؛ زیرا فعالیت یهودیان در ایران شدت گرفته بود و مرتبا افراد بی‌سرپرست را اجیر نموده و با وعد و وعیدهای مختلف، از بی‌راهه به فلسطین اعزام می‌داشتند. حتی در این مورد کنسولگری ایران در فلسطین اطلاع داده است که ایرانیان زیادی به آن کنسولگری مراجعه نموده و تقاضا کرده‌اند که هزینه برگشت آنها داده شود تا به وطن خود برگردند. اینها افرادی بودند که فریب افراد سازمان (هاگانا) و دستجات مختلف یهودی را در ایران خورده بودند. به طوری که حدس زده می‌شود، سازمان بزرگ یهودیان فعلا در آمریکا و ایران بیش از سایر نقاط دنیا فعالیت نموده و به فلسطین کمک مالی می‌نمایند...».
 

مردم مسلمان ایران به رهبری روحانیت، در تقابل با هاگانا

به‌رغم آنچه در فصول پیشین بدان اشارت رفت، مردم مسلمان ایران به رهبری علما و روحانیون، به رصد فعالیت شعبه‌های هاگانا در کشور خویش پرداخته و در این طریق، دست به ایجاد تشکل‌هایی زدند؛ موضوعی که محمد مسعود نیز، شرحی از آن ارائه کرده است:
«خبر مؤثقی حاکی است که برای مبارزه با فعالیت خلاف قانون یهودیان در ایران، تشکیلات وسیعی از مسلمین به راهنمایی و ارشاد یکی از هادیان دین، که محبوبیت خاصی در تهران دارد، تشکیل شده است. این سازمان در کلیه شهرستان‌هایی که بیم فعالیت‌های محرمانه و مخفیانه یهودیان غیرایرانی می‌رود، شعباتی دایر و به فعالیت پرداخته‌اند. مأموریت اعضای این سازمان تا آنجایی که اطلاع به‌دست آمده، عبارت است از:
1. شناساییو نام‌برداری کلیه یهودیان غیرایرانی در هر شهر، به‌ویژه یهودیانی که طی چند سال اخیر وارد هر شهری شده‌اند؛
2. کسب اطلاع از ممر درآمد و چگونگی صرف درآمد و اطلاع از ذخیره بانکی و فعالیت‌های خارجی آنان؛
3. نظارت دقیق‌ترِ رفت‌وآمد این قبیل افراد؛
4. نظارت در مرزها، از اینکه چه افرادی مظنون بوده و چگونه پول و اسلحه از ایران خارج می‌سازند؛
5. کمک به اعراب مسلمان، از لحاظ کسب اطلاعات دقیق در مورد سازمان‌های یهودیان عرب و خارجی و سایر یهودیان غیرایرانی...».

  https://iichs.ir/vdcjame8.uqemhzsffu.html
iichs.ir/vdcjame8.uqemhzsffu.html
نام شما
آدرس ايميل شما