نگاهی به رمضان 1357 و رویکرد انقلابی مردم ایران؛

بازخوانی ماهی که مساجد را به سنگرهای سیاسی تبدیل کرد

آیا می‌توان ماه رمضان را تنها یک مناسبت عبادی دانست؟ در سال ۱۳۵۷، پاسخ این پرسش در پیاده‌روها و مساجد ایران نوشت شد. وقتی فاجعه سینما رکس آبادان خشم مردم را آتش زده بود و نماز عید فطر صدها هزار نفر را در زیر یک سقف جمع کرده بود، ماه رمضان بستری شد برای تبدیل «مساجد» به «سنگرهای انقلاب». در این گزارش، واکاوی می‌کنیم چگونه فضای معنوی رمضان، موتور محرکه‌ی بزرگ‌ترین قیام مردمی تاریخ معاصر ایران شد
بازخوانی ماهی که مساجد را به سنگرهای سیاسی تبدیل کرد
 

تجلی آگاهی سیاسی در ضیافت الهی؛ بازخوانی سهم رمضان در انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷

 
پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛ ماه رمضان در ساحت فرهنگ اسلامی، نه‌فقط ماهی برای پرهیز از خوردن و آشامیدن، بلکه عرصه تربیت اراده و تزکیه نفس است. مردمی که شب‌ها با آیات قرآن مأنوس‌اند و روزها با سکوتی معنادار روزه می‌گیرند، روحی مقاوم و آگاه در خود می‌پرورانند. این نوشتار درصدد بررسی چگونگی پیوند میان ضیافت الهی و بیداری عمومی با شکل‌گیری تاریخ‌سازترین رخداد اجتماعی معاصر ایران، یعنی انقلاب اسلامی، است؛ رخدادی که بی‌آنکه سرنوشت نهایی‌اش پیش‌بینی‌پذیر باشد، در بستر معنوی ماه رمضان و فضای دینی جامعه ریشه دواند.
 

رمضان ۱۳۵۷؛ بستری برای خودآگاهی دینی و سیاسی

ماه رمضان در تاریخ اسلام همواره زمان تعالی روح، تمرکز ذهن و بازخوانی مفاهیم دینی بوده است. مؤمنان در این ماه از روزمرگی فاصله می‌گیرند و در فضای انس با قرآن و شب‌زنده‌داری، فرصتی برای تأمل و ارزیابیِ موقعیت خود و جامعه می‌یابن. این ویژگی، در بستر اجتماعی ایرانِ پیش از انقلاب، زمینه‌ساز نوعی خودآگاهی سیاسی و دینی در میان مردم شد. رژیم پهلوی می‌کوشید با تضعیف جایگاه دین در عرصه عمومی، مردم را از فعالیت‌های دینی و سیاسی دور سازد، اما ماه رمضان، در مقام ماهی که در آن «احیای فردی» و «احیای جمعی» با یکدیگر تلاقی می‌کنند، فرصتی فراهم آورد تا مفاهیم عدالت‌خواهی، مقاومت و بازگشت به هویت اسلامی بار دیگر در سطح جامعه مطرح شود.[1]
 

آتش‌سوزی سینما رکس؛ فاجعه‌ای که پایه‌های رژیم را لرزاند

با آغاز رمضان در ۱۵ مرداد ۱۳۵۷، امام‌خمینی از نجف با صدور اعلامیه‌هایی، روحانیان را به مبارزه گسترده علیه رژیم در مساجد فراخواندند. ایشان در پیام هشت‌ماده‌ای نیز، وظیفه اصلی وعاظ را افشای ماهیت رژیم و دعوت به اصول اسلامی دانستند.[2] حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان در ۱۴ رمضان ۱۳۵۷ (برابر با ۲۸ مرداد) رویدادی مهم در روند انقلاب ایران به‌شمار می‌آید که هم‌زمانی‌اش با سالروز کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، بار نمادین آن را دوچندان کرد. در این فاجعه که حدود شش‌صد نفر در آتش سوختند و ۳۵۵ نفر جان باختند، حکومت و مخالفان واکنش‌ها و تفسیرهای متفاوتی ابراز کردند. دولت وقت، روحانیان و مخالفان نظام را مسئول دانست؛ اما تحلیل‌گران و امام‌خمینی(ره) با توجه به اظهارات شاه درباره «وحشت بزرگ»، این رخداد را بخشی از یک توطئه درون‌ساختاری ارزیابی کردند.[3]
 
موقعیت جغرافیایی سینما در منطقه‌ای کارگرنشین و نمایش فیلم اجتماعی «گوزن‌ها» نیز وجه اجتماعی ـ سیاسی ماجرا را تقویت می‌کرد. رسانه‌هایی چون روزنامه اطلاعات و گاردین این فاجعه را بازتاب دادند و برخی آن را نقطه آغاز سقوط قطعی رژیم پهلوی دانستند. آتش‌سوزی سینما رکس، افزون بر ابعاد انسانی، «فاجعه‌ای نمادین» تلقی شد که شکاف میان دولت و ملت را عیان کرد. این واقعه افکار عمومی را به‌شدت تحریک کرد و خشم انباشته مردم را به حرکت درآورد. در واقع، سینما رکس به آتشی بدل شد که زبانه‌های آن پایه‌های رژیم را لرزاند و انگیزه‌ای عمیق برای شتاب‌بخشیدن به اعتراضات خیابانی فراهم آورد.
 

مساجد در رمضان؛ سنگرهای بی‌صدای مبارزه علیه پهلوی

یکی از مهم‌ترین بسترهای فعالیت‌های انقلابی در سال‌های پیش از پیروزی انقلاب، مساجد بودند؛ فضاهایی که به‌رغمِ نظارت امنیتی شدید، در ماه رمضان حیات دوچندان می‌یافتند. ویژگی‌های عبادیِ این ماه محدودیت‌های امنیتی را می‌کاست و امکان تجمعات مردمی را با پوشش مذهبی فراهم می‌ساخت. در مساجد، برنامه‌هایی چون سخنرانی‌های مذهبی، جلسات تفسیر قرآن، نماز جماعت و دعاهای جمعی، به‌ویژه در شب‌های قدر، به بستری برای تحلیل سیاسی و افشای فساد رژیم پهلوی تبدیل شد. خطیبان انقلابی از مفاهیم دینی برای نقد حکومت و تبیین ضرورت تغییر بهره می‌بردند.[4]
 
در این فضا، ارتباط روحانیان با مردم تقویت شد و اعتماد عمومی به آنان افزایش یافت. نقش پیشتاز روحانیان در هدایت فکری و اخلاقی جامعه در ماه رمضان موجب شد مردم مساجد را نه فقط محل عبادت، بلکه نهادهایی مدنی برای پیگیری حقوق خود بدانند. ویژگی خاص رمضان، یعنی شب‌نشینی‌های مذهبی و حضور خانوادگی در مساجد ـ به‌خصوص در شب‌های ۱۹ تا ۲۱ رمضان ـ بستر مناسبی برای انتقال افکار و گفتمان انقلابی به همه لایه‌های اجتماعی فراهم آورد. زنان، جوانان و حتی کودکان در این مجالس حضور داشتند و از این طریق، مفاهیم مقاومت به نهاد خانواده نفوذ کرد.[5]
 
در روز نوزدهم ماه رمضان، مصادف با سالروز ضربت خوردن امام علی (ع)، و نیز برابر با 2 شهریور، راه‌پیمایی‌های گسترده‌ای در شهرهای تهران، تبریز، رشت و بسیاری از شهرستان‌های دیگر برگزار شد که هزاران نفر در آنها شرکت کردند. در بیست‌و‌یکم رمضان، دامنه اعتراضات گسترش بیشتری یافت و شهرهایی همچون تهران، قم، رشت، کرمانشاه (باختران)، همدان، کاشان، زنجان، قصرشیرین، یزد، ارسنجان، تبریز، کاشمر، کرج، ساری، علی‌آباد گرگان و شهرری، صحنه تظاهرات
فراگیر مردمی علیه رژیم پهلوی شدند. در آبادان نیز، مراسم چهلم شهدای فاجعه آتش‌سوزی سینما رکس به اعتراضات گسترده‌ای انجامید که در جریان آن یک نفر جان باخت و هفت تن زخمی شدند. در همین حادثه، بازاری نیز به‌طور کامل طعمه حریق شد؛ همچنین، دانشجویان ایرانی مقیم لندن در برابر سفارت ایران راه‌پیمایی اعتراضی برپا کردند که بازتاب وسیعی در رسانه‌های همگانی انگلستان یافت.[6]
 

نماز عید فطر ۱۳۵۷؛ نمایش قدرت و همبستگی ملی

نماز عید فطر سال ۱۳۵۷ در تهران، رویدادی فراتر از آیین‌های عبادی بود؛ این مراسم به فصلی نوین در پیوند میان دین و سیاست بدل شد و مسیر حرکت انقلابی ملت ایران را به‌روشنی ترسیم کرد. حضور پرشور مردم در تپه‌های قیطریه و سپس خیابان ژاله، به دعوت روحانیانی چون شهید مفتح و علامه نوری، پیش از طلوع آفتاب آغاز شد و با نظم، شکوه و شعارهای ضدسلطنتی ادامه یافت. این تجمع عظیم که برخی منابع شمار شرکت‌کنندگان آن را «نزدیک به نیم میلیون نفر» برآورد کرده‌اند،[7] قدرت بسیج دینی و ظرفیت سیاسیِ مناسک اسلامی را به‌وضوح نشان داد. در اثنای نماز، شرکت‌کنندگان شعارهایی چون «درود بر خمینی»، «مرگ بر شاه» و «آزادی، استقلال، جمهوری اسلامی» سر دادند که هم پیام مردمی‌بودن انقلاب را منتقل می‌کرد و هم بر مشروعیت سلطنت خط بطلان می‌کشید. از این رو، این نماز را باید نماد وحدت و عزم ملتی دانست که بر آن شده بود آینده‌اش را با تکیه بر ایمان و اراده دگرگون کند. رسانه‌های بین‌المللی نیز این مراسم را نشانه‌ای از بحرانی جدی در ساختار قدرت ایران تلقی کردند.[8]
 
 شهید آیت‌الله دکتر محمد مفتح، در صف نخست راه‌پیمایی مردم، پس از اقامه نماز عید فطر، در تپه‌های قیطریه تهران (سال 1357)
شهید آیت‌الله دکتر محمد مفتح، در صف نخست راه‌پیمایی مردم، پس از اقامه نماز عید فطر، در تپه‌های قیطریه تهران (سال 1357)
 
نماز عید فطر، با نقش‌آفرینی پیشگامان فکری و مذهبی، زمینه‌ساز اعتراضات گسترده‌تر ۱۶ شهریور و سرانجام «جمعه خونین» شد. راه‌پیمایی 16 شهریور ۱۳۵۷ نقطه اوج حضور مردمی پس از نماز عید فطر بود که با وجودِ برقراری حکومت نظامی، از شمال تا غرب تهران گسترش یافت. دکتر مفتح رهبری راه‌پیمایی را بر عهده داشت و پس از زخمی‌شدن ایشان، شهید بهشتی مسیر را تا میدان شهیاد (آزادی) ادامه داد و سخنرانی کرد. شعارهایی چون «ارتش برادر ماست، خمینی رهبر ماست» و «خیابان خمینی»، نشان‌دهنده پیوند دین و انقلاب بود. طبق گزارش ساواک، مردم تابلوهای خیابان‌ها را تغییر دادند و اسامی انقلابی برای آن‌ها برگزیدند. شاه که تظاهرات را از بالگرد تماشا می‌کرد، در تماس با علی امینی با حیرت پرسید چرا مردم علیه او شعار می‌دهند و امینی پاسخ داد: «واقعیت این است که جمعیت از میلیون افزون شده و کار از این حرف‌ها گذشته است». فشار فرماندهان نظامی به اعلام حکومت نظامی در ۱۲ شهر و وقوع فاجعه ۱۷ شهریور انجامید. ماهیت اسلامی راه‌پیمایی باعث طرد شعارهای چپ‌گرایانه شد؛ چنان‌که «در زیر پل سیدخندان، شعار کمونیستی برافراشته شد و بلافاصله توسط مردم پایین کشیده شد».[9]
 


جمعه سیاه، خط بطلان سلطنت

 


منظره به میدانِ اعدام شباهت داشت

 


شهریور 1357؛ یک نقطه عطف تعیین‌کننده (ساواک، کشتار 17 شهریور و دولت شریف امامی)

 
 
 
 
بنابراین، نماز عید فطر ۱۳۵۷ نه‌فقط یک آیین عبادی، بلکه نمایش پرشکوهی از همبستگی اجتماعی علیه سلطنت بود. گردهمایی صدها هزار نفر در فضای کاملا سیاسی‌شده نماز، اراده عمومی ملت را برای پایان‌دادن به حکومت شاه به‌وضوح به نمایش گذاشت.
 

فشرده سخن

ماه رمضان در تاریخ انقلاب اسلامی ایران، فراتر از مناسبتی عبادی، نقشی تاریخی و راهبردی ایفا کرده است. این ماه، با تبدیل تهذیب فردی به آگاهی اجتماعی، بستری برای شکل‌گیری و تقویت جنبش مردمی فراهم آورد. مساجد به مراکز مقاومت و سخنرانی‌های دینی به کلاس‌های انقلاب بدل شدند. هم‌زمانیِ این ایام با ماه محرم، زمینه‌ای برای تعمیق محتوای حماسی و تسریع روند انقلاب فراهم ساخت. پس از انقلاب نیز، رمضان به ستون معنوی و گفتمانی نظام تبدیل شد. امروز نیز رمضان همواره یادآور پیوندِ میان دین، مردم و حرکت به سوی عدالت است.
 
 
پی‌نوشت‌ها:
 
[1]. میرزاباقر علیان‌نژاد، روزشمار انقلاب اسلامی، ج ۱۴، تهران، انتشارات سوره مهر، ۱۳۹۳، صص 249-250.
[2]. جلال‌الدین مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج 2، قم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1361، صص 4-50.
[3]. سیدحمیدرضا رئوفی، سینما رکس: شرح و تحلیل فاجعه سینما رکس آبادان، تهران، سیدحمیدرضا رئوفی، 1397، صص 10-31.
[4]. گروه تحقیق انتشارات سروش، تقویم تاریخ انقلاب اسلامی ایران: خبرها و رویدادهای روزانه مرداد ۱۳۵۶ فروردین ۱۳۵۸، تهران، سروش، ۱۳۶۹، صص 113-118.
[5]. جلال فرهمند، در آستانه انقلاب اسلامی (اسنادی از واپسین سال‌های حکومت پهلوی)، تهران، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ۱۳۸۴، ص 141.
[6]. غلامرضا کرباسچی، هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی، ج 2، تهران، بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی، 1377، صص 889-891.
[7]. رحیم نیک‌بخت، «رمضان ۱۳۵۷ و مسجد قبا»، زمانه، ش ۲۶ (آبان 1383)، صص ۵۹–۶۳.
[8]. علی دوانی، نهضت روحانیون ایران، ج 7، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377، ص 281.
[9]. علی جدیدی، سیدحکمت‌الله هاشمی‌پور، احمد لعبت فرد، طاهره ظفری، «بررسی رخدادهای ماه مبارک رمضان ۱۳۵۷ و تأثیر آن در روند پیروزی انقلاب اسلامی»، فصلنامه علمی مطالعات دفاع مقدس، ش ۲ (تابستان ۱۳۹۸)، صص 45-40.
 
https://iichs.ir/vdchm-ni.23n-wdftt2.html
iichs.ir/vdchm-ni.23n-wdftt2.html
نام شما
آدرس ايميل شما