پشت‌پرده سیاست‌های نخستین وزیر زن پهلوی؛

از حذف زبان قرآن تا ترویج «آتش و پنبه»

فرخ‌رو پارسای، نخستین وزیر زن دوره پهلوی، بیش از آنکه با جایگاه مدیریتی‌اش شناخته شود، با سیاست‌های چالش‌برانگیزی چون حذف دروس دینی، ترویج بی‌حجابی اجباری و مختلط‌سازی مدارس در یادها مانده است. این مقاله با استناد به گزارش‌های محرمانه ساواک و تحلیل بافت خانوادگی او، نشان می‌دهد که چگونه انتصاب یک چهره منتسب به بهائیت در رأس نظام آموزشی، به موجی از اعتراضات روحانیان و معلمان منجر شد و شکاف میان دولت و جامعه مذهبی را به مرز انفجار رساند
از حذف زبان قرآن تا ترویج «آتش و پنبه»
 
پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛ فرخ‌رو پارسای، اولین زنی بود که در دوران پهلوی به مقام وزارت آموزش و پرورش ایران رسید. او که از سال 1347 تا ۱۳۵۳ این سمت را بر عهده داشت، اثر مخربی بر تحولات نظام آموزشی ایران داشت. سیاست‌ها و اقدامات جنجالی او، به‌ویژه در زمینه ترویج اندیشه‌های مدرن و غرب‌گرایانه، تأثیرات عمیقی بر نظام آموزشی، به‌خصوص آموزش دختران و محتوای کتاب‌های درسی، بر جای گذاشت. از جمله این اقدامات می‌توان به حذف دروس دینی و ترویج بی‌حجابی اشاره کرد که با مختلط‌سازی مدارس و تغییر محتوای کتب درسی همراه بود. این رویکرد به واکنش‌های شدید نیروهای مذهبی، از جمله اعتراضات روحانیون و مقاومت فرهنگی منجر شد. جامعه مذهبی این سیاست‌ها را تلاشی برای سکولاریزاسیون و ترویج فرهنگ بیگانه با محوریت بهائی‌گری تلقی کرد؛ ازاین‌رو، این پژوهش درصدد است تا تصویری جامع از پیامدهای این سیاست‌ها ارائه کند.
 

ریشه‌های هویتی؛ تربیت در کانون غرب‌گرایی و بهائیت

فرخ‌رو پارسای، فرزند فخرآفاق و فرخ‌دین پارسای، در خانواده‌ای بهائی و فعال در ترویج فرهنگ غرب‌گرایانه پرورش یافت. مادرش، فخرآفاق، از طریق انتشار مجله «جهان زنان» در مشهد و دفاع از برابری جنسیتی، از پیشگامان ترویج بی‌حجابی و فرهنگ غربی در ایران بود.[1] این پیشینه خانوادگی، تأثیر عمیقی بر دیدگاه‌های فرخ‌رو پارسای گذاشت و او
را به یکی از چهره‌های برجسته در پیشبرد سیاست‌های غرب‌گرایانه در نظام آموزشی تبدیل کرد. انتصاب او به‌عنوان وزیر آموزش و پرورش در سال 1347، با توجه به وابستگی‌اش به تشکیلات بهائیت، از همان ابتدا با واکنش‌های منفی از سوی اقشار مذهبی و سنتی جامعه مواجه شد. گزارش‌های تاریخی نشان می‌دهد که انتصاب یک فرد بهائی به چنین جایگاه حساسی، موجی از نارضایتی را در میان فرهنگیان و روحانیون ایجاد کرد و به اعتراضات گسترده‌ای منجر شد. ساواک در این مورد گزارش می‌دهد: «انتخاب خانم دکتر فرخ‌رو پارسای که منتسب به بهائی و از فرقه ازلی آن می‌باشد، انعکاس بسیار بدی در بین فرهنگیان باسابقه داشته و آنها را که عمری به درستی و پاکی خدمت کرده‌اند، مأیوس نموده و این عمل بین روحانوین و متعصبین مذهبی با اعتراض مواجه شده است».[2]
 

مهندسی فرهنگی در مدارس؛ حذف زبان عربی و تضعیف پیوند با قرآن

بهائیت، به‌عنوان یک فرقه متأثر از ایدئولوژی‌های غربی، در دوره پهلوی به دلیل همسویی با سیاست‌های مدرنیزاسیون رژیم، نفوذ چشمگیری در ساختارهای حکومتی، به‌ویژه در حوزه آموزش، پیدا کرد. فرخ‌رو پارسای، به‌عنوان یکی از مهره‌های کلیدی این فرقه در آموزش و پرورش، سیاست‌هایی را اجرا کرد که به نظر بسیاری از منتقدان، با هدف تضعیف ارزش‌های دینی و ملی ایران بود. یکی از این اقدامات جنجالی حذف درس زبان عربی از برنامه درسی دبیرستان‌ها بود.[3] زبان عربی، به‌عنوان زبان قرآن و متون دینی، جایگاه ویژه‌ای در فرهنگ اسلامی ایران داشت. حذف این درس، به بهانه مدرن‌سازی آموزش، تلاشی برای جدایی دانش‌آموزان از هویت دینی و ملی‌شان تلقی شد. این اقدام، به‌ویژه از منظر بهائیان، که به‌دنبال کاهش نفوذ اسلام در جامعه بودند، حرکتی استراتژیک برای تضعیف فرهنگ دینی بود.
اساسا نگرش پارسای به آموزش و پرورش و سیاست فرهنگی کشور برگرفته از مؤلفه‌های زرتشتی عشق به «شاه و میهن» با ارجاعاتی به شاهنامه فردوسی و دیدگاه‌های بهائی‌گری در عرصه تربیتی بود.[4]
 

ترویج سبک زندگی بهائی؛ از کشف حجاب اجباری تا اردوگاه‌های مختلط

در همین مسیر، ترویج بی‌حجابی و مختلط‌سازی در محیط‌های آموزشی به امری باارزش تبدیل شد. او با ممنوعیت استفاده از چادر در مدارس دخترانه و ترویج روپوش‌های یکسان، به‌طور مستقیم با ارزش‌های اسلامی و سنتی جامعه ایران مقابله کرد. پارسای معتقد بود که حجاب مانع فعالیت‌های اجتماعی زنان است و با همکاری سازمان امنیت (ساواک)، اقداماتی نظیر برداشتن اجباری چادر از سر دانش‌آموزان را در برخی مدارس اجرا کرد. علاوه بر این، او با راه‌اندازی اردوگاه‌های مختلط رامسر، که در آنها دانش‌آموزان دختر و پسر در کنار یکدیگر قرار می‌گرفتند، به ترویج فرهنگ مختلط‌سازی پرداخت. این اردوگاه‌ها، که از سال 1352 آغاز به کار کردند، به‌عنوان نمادی از تلاش برای عادی‌سازی روابط آزاد میان دختران و پسران معرفی شدند. پارسای در دفاع از این اقدام، اظهار داشت که تجربه این اردوگاه‌ها نشان داد که جداسازی جنسیتی غیرضروری است و همزیستی دختر و پسر به معنای «آتش و پنبه» نیست.
 
فرخ‌رو پارسای، وزیر آموزش و پرورش دوره پهلوی
فرخ‌رو پارسا
شماره آرشیو: 5797-11ع
 

فشار اجتماعی بر خانواده‌های متدین و بحران هویت در دختران دانش‌آموز

سیاست‌های پارسای در حوزه آموزش دختران، تأثیرات مخربی بر هویت فرهنگی و دینی آنها داشت. از پیامدهای آن کاهش پایبندی به اصول دینی و تلاش برای غربی‌سازی نسل جوان بود که به جدایی آنها از ریشه‌های فرهنگی انجامید
و یک «فشار اجتماعی و روانی» برای خانواده‌های متدین به‌وجود آورد. از نظر پارسای، زنان ایران باستان چادر و روبنده به کار نمی‌بردند[5] و ازاین‌رو گزارش‌هایی از هتک حرمت به دانش‌آموزان دختر در برخی مدارس، از جمله برداشتن اجباری چادر، نشان‌دهنده نقض حقوق شخصی و دینی این دانش‌آموزان بود. این اقدامات، به‌جای ترویج برابری جنسیتی، به ایجاد حس ناامنی و بی‌اعتمادی در میان دختران منجر شد. این گروه از سیاست‌گذاران فرهنگی که وزارت آموزش و پرورش را مهم‌ترین بخش ساختار فرهنگی و تربیتی کشور می‌دانستند، معتقدند پوشش چادر سیاه، ظرفیت استخراج و بهره‌برداری از استعدادهای ملی را ندارد. این گروه بر این باورند که زنان باید همچون زنان ایران باستان یا شبیه به سبک زندگی زنان بهائی، از «بندهای اسارت» رهایی یابند![6]
 
ازاین‌رو، روش و نگرش پارسای نشان‌دهنده مخالفت او با اصل اسلام است و با خرافات دانستن حجاب، باورهای درونی خود را فاش ساخت. این افراط‌گرایی حتی صدای «حزب ایران نوین» را هم درآورد و در یکی از جلسات خود به خرابی آموزش و پرورش اشاره و اظهار می‌کند که خانم پارسای اساس فرهنگ کشور را واژگون ساخته است.[7]
 

واکنش‌ نیروهای مذهبی به اقدامات پارسای 

اقدامات فرخ‌رو پارسای، به دلیل ماهیت ضد دینی و غرب‌گرایانه‌اش، واکنش‌های شدیدی را از سوی جامعه مذهبی ایران، به‌ویژه روحانیون و گروه‌های سنتی، برانگیخت. به همین دلیل، انتصاب پارسای به عنوان وزیر آموزش و پرورش، از همان ابتدا با اعتراضات گسترده روحانیون مواجه شد؛ چرا که او به فرقه بهائیت وابستگی داشت. گزارش‌های ساواک نشان می‌دهد
که این انتصاب «انعکاس بسیار بدی» در میان فرهنگیان و روحانیون داشته و آنها را خشمگین کرده است.[8] روحانیون معتقد بودند که حضور یک فرد بهائی در رأس نظام آموزشی، که مسئول تربیت فرزندان مسلمان بود، با ارزش‌های اسلامی در تضاد است. این مخالفت حتی شامل طلاب دینی نیز شد؛ به‌طوری که پارسای از روزی که وزارت آموزش و پرورش را برعهده گرفت، کمیسیون رسیدگی به ارزیابی تحصیلی طلاب و کسانی که با دریافت گواهی اجتهاد از مراجع بزرگ، برای تعیین ارزش آن به دبیرخانه شورای عالی آموزش و پرورش مراجعه می‌کردند، منحل کرد و با این کار لطمه عمده‌ای به این طلاب وارد شد.[9]
 
از طرف دیگر، ساواک گزارش می‌دهد دو پاکت محتوی اعلامیه علیه وزیر آموزش و پرورش به آدرس‌های آیات عظام خوانساری و فلسفی ارسال گردیده که در آن آمده است: «در کشور عراق سارقین و آدم‌کش‌ها و دشمنان پیغمبر اسلام و امام زمان با کودتا و قتل و جنایت حکومت را در تصرف دارند، [اما] در ایران بهائیان بدون کودتا فرهنگ اسلامی را به‌دست یک زن بهائی و یک ژنرال بهائی (شوهر او)، اشغال کرده‌اند».[10] این نامه‌ها، بهائیت را به‌عنوان یک فرقه «ضداسلامی» معرفی کرده و خواستار برکناری پارسای شدند؛ همچنین، جامعه مذهبی، به‌ویژه معلمان و فرهنگیان سنتی، به سیاست‌های پارسای، مانند حذف دروس دینی و ترویج بی‌حجابی، واکنش‌های شدیدی نشان دادند. این اعتراضات گاه به شکل تجمعات و بیانیه‌های عمومی بروز پیدا کرد و گاه در قالب مقاومت‌های غیررسمی در مدارس، مانند اصرار معلمان بر حفظ حجاب یا آموزش مفاهیم دینی پدیدار شد.
 

نتیجه‌: فرجام تقابل مدرنیزاسیون پهلوی با بستر فرهنگی ایران

فرخ‌رو پارسای، به‌عنوان یکی از چهره‌های کلیدی در آموزش
و پرورش دوره پهلوی، با سیاست‌های خود تأثیرات مخربی بر نظام آموزشی ایران، به‌ویژه در حوزه آموزش دختران و محتوای کتاب‌های درسی، بر جای گذاشت. این سیاست‌ها، که به نظر منتقدان در راستای ترویج اندیشه‌های بهائی و فرهنگ غربی بود، به تضعیف ارزش‌های دینی و ملی، افزایش فشار روانی بر دانش‌آموزان دختر، و ترویج بی‌بندوباری منجر شد. واکنش‌های مذهبی به این اقدامات، از اعتراضات روحانیون گرفته تا محاکمه و اعدام پارسای پس از انقلاب، نشان‌دهنده عمق تعارض میان این سیاست‌ها و ارزش‌های جامعه ایرانی بود. این پژوهش نشان می‌دهد که اقدامات پارسای، هرچند با هدف مدرنیزاسیون انجام شد، به دلیل نادیده گرفتن بستر فرهنگی و مذهبی ایران، تأثیرات زیان‌باری بر هویت دینی و ملی نسل جوان داشت و به تشدید شکاف میان جامعه سنتی و رژیم پهلوی کمک کرد.

 
پی‌نوشت‌ها:
 
[1]. منصوره پیرنیا، خانم وزیر؛ خاطرات و دست‌نوشته‌های فرخ‌رو پارسای، ایالات متحده آمریکا، 2007، انتشارات مهر ایران، ص 18.
[2]. مرکز اسناد انقلاب اسلامی، پرونده فرخ‌رو پارسای، کدبازیابی 5398، مورخه 1/ 03/ 1344.
[3]. محمدعلی مهیاری، «کانون اسلام»، در: یادنامه دکتر یدالله سحابی، گردآورنده محمد ترکمان، تهران، قلم، 1377، ص 467.
[4]. زن در ایران باستان، به کوشش فرخ‌رو پارسای، هما آهی و ملکه طالقانی، تهران، جمعیت زنان دانشگاهی ایران، 1346، ص 107.
[5]. همان، ص 144.
[6]. همان، دیباچه ص سیزده و ص 1.
[7]. زنان دربار عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک، فرخ‌رو پارسای، ج 2، تهران، وزارت اطلاعات و مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1382، ص 269.
[8]. همان، ص 23.
[9]. همان، ص 123.
[10]. همان، ص 163.
 
https://iichs.ir/vdchi-ni.23n-idftt2.html
iichs.ir/vdchi-ni.23n-idftt2.html
نام شما
آدرس ايميل شما