اندیشه و عملکرد سیاسی آیت‌الله العظمی سیدمحمدعلی علوی گرگانی؛

تحلیلی بر حمایت از نظام جمهوری اسلامی، استقلال مرجعیت و رویکرد انتقادی فراجناحی

مرجعیت شیعه در عصر معاصر، در هدایت دینی، اجتماعی و سیاسی جامعه اسلامی تعیین‌کننده بوده است. آیت‌الله العظمی سیدمحمدعلی علوی گرگانی(ره) یکی از این مراجع تقلید است که اندیشه و عملکرد سیاسی او تلفیقی از حمایت قاطع از نظام جمهوری اسلامی، تأکید بر ولایت فقیه، حفظ استقلال نهاد مرجعیت و اتخاذ رویکردی انتقادی و فراجناحی بوده است. برهمین اساس مسئله اصلی مقاله زیر این است که اندیشه و عملکرد سیاسی آیت‌الله علوی گرگانی چگونه توانسته است میان حمایت از نظام اسلامی، استقلال مرجعیت، نقد درون‌گفتمانی و فراجناحی بودن تعادل برقرار کند؟
تحلیلی بر حمایت از نظام جمهوری اسلامی، استقلال مرجعیت و رویکرد انتقادی فراجناحی
*پژوهشگر و استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم
 
درآمد
مرجعیت شیعه در عصر معاصر، نقشی تعیین‌کننده در هدایت دینی، اجتماعی و سیاسی جامعه اسلامی ایفا کرده است. آیت‌الله العظمی سیدمحمدعلی علوی گرگانی(ره) به‌عنوان یکی از مراجع تقلید برجسته، از جمله شخصیت‌هایی است که اندیشه و عملکرد سیاسی او تلفیقی از حمایت قاطع از نظام جمهوری اسلامی، تأکید بر ولایت فقیه، حفظ استقلال نهاد مرجعیت و اتخاذ رویکردی انتقادی و فراجناحی بوده است. این مقاله با روش توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر بیانات، پیام‌ها، مواضع رسمی و عملکرد سیاسی ایشان، به بررسی چهار محور اصلی می‌پردازد: حمایت از نظام و رهبری، پاسداشت استقلال مرجعیت از دولت‌ها، رویکرد انتقادی در عین حمایت، و فراجناحی بودن نهاد مرجعیت. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که آیت‌الله علوی گرگانی با پایبندی به اصول فقه سیاسی شیعه، ضمن دفاع از ولایت مطلقه فقیه و مشارکت سیاسی مردم، مرجعیت را نهادی مستقل، ناصح  و منتقد دلسوز و فراتر از جناح‌بندی‌های سیاسی می‌دانست. این رویکرد، الگویی قابل توجه برای تحلیل نسبت دین، سیاست و مرجعیت در جمهوری اسلامی ایران به‌شمار می‌آید.
 
سخن نخست
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، نقش مرجعیت شیعه در عرصه سیاست وارد مرحله‌ای نوین و دشوار شد. برخلاف دوره‌های پیشین که مرجعیت عمدتا به‌عنوان نهادی ناظر و گاه منتقد قدرت‌های سیاسی عمل می‌کرد، در نظام جمهوری اسلامی، حاکمیت دینی به شکلی ساختاریافته تحقق یافت و مرجعیت در موقعیتی تازه قرار گرفت: از یک‌سو در متن حاکمیتی بود که خود آن را شکل داده بود و از سوی دیگر می‌بایست نقش نظارتی و هدایت‌گرانه خود را حفظ می‌کرد. این هم‌نشینی حمایت و نقد، وظیفه مراجع را در عصر جمهوری اسلامی بسیار خطیر و حساس ساخته بود؛ چراکه از یک‌سو پشتیبانی از نظام اسلامی به‌عنوان دستاوردی برگرفته از فقه شیعه ضروری می‌نمود و از سوی دیگر، سکوت در برابر کاستی‌ها و خطاهای احتمالی می‌توانست به مشروعیت دینی نظام آسیب زند. در چنین شرایطی، پرسش اساسی آن بود که یک مرجع تقلید چگونه می‌تواند ضمن حمایت از اصل نظام و ولایت فقیه، در عین حال استقلال و فراجناحی بودن خود را از جناح‌های سیاسی و دولت‌های مختلف حفظ کند و در صورت مشاهده خلاف شرع یا ناکارآمدی، به نقد بپردازد؟ در این میان، بررسی اندیشه و عملکرد سیاسی مراجع تقلید معاصر، به‌ویژه آن دسته از مراجعی که هم‌زمان بر حمایت از نظام اسلامی و حفظ استقلال مرجعیت تأکید داشته‌اند، از اهمیت به‌سزایی برخوردار است.
 
آیت‌الله العظمی سیدمحمدعلی علوی گرگانی(ره) از جمله مراجعی است که سلوک سیاسی او واجد این دو ویژگی مهم بود. ایشان از یک‌سو، با صراحت و ثبات قدم از اصل ولایت فقیه، رهبری امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری حمایت می‌کرد و مردم را به مشارکت فعال در صحنه‌های سیاسی و اجتماعی فرا می‌خواند؛ و از سوی دیگر، استقلال مرجعیت و حوزه‌های علمیه را خط قرمزی غیرقابل مصالحه می‌دانست و در مواقع لازم، نقدهای صریح و مستقلی نسبت به عملکرد دولت‌ها و مسئولان مطرح می‌نمود. نکته حائز اهمیت آنکه نقدهای ایشان همواره در چهارچوب نظام و مبتنی بر دغدغه‌های دینی و مردمی بود و هرگز رنگ و بوی جناحی یا تقابلی به خود نمی‌گرفت. این رویکرد فراجناحی، موجب شد ایشان هم مورد اعتماد مردم باشند و هم مسئولان، انتقاداتشان را به‌عنوان نظرات دلسوزانه یک مرجع مستقل دریافت کنند.
 
مسئله اصلی این پژوهش آن است که اندیشه و عملکرد سیاسی آیت‌الله علوی گرگانی چگونه توانسته است میان حمایت از نظام اسلامی، استقلال مرجعیت، نقد درون‌گفتمانی و فراجناحی بودن تعادل برقرار کند؟ در پاسخ به این پرسش، مقاله حاضر می‌کوشد با تحلیل مستند مواضع و بیانات ایشان، الگویی از فقه سیاسی مرجعیت‌محور را تبیین کند؛ الگویی که نه در تقابل با نظام اسلامی قرار می‌گیرد و نه مرجعیت را به نهادی وابسته و جناحی فرو می‌کاهد.

 

بخش اول: مبانی اندیشه و جلوه‌های عملی حمایت از نظام

در اندیشه سیاسی شیعه، حفظ و حراست از کیان و موجودیت اسلام، از والاترین واجبات الهی به‌شمار می‌آید. این مفهوم فقهی ـ سیاسی که گاه از آن در اصطلاح فقهی به «بیضه اسلام»[1] تعبیر می‌شود، بر آن تأکید دارد که صیانت از کیان و موجودیت اسلام، در مقام تزاحم با بسیاری از احکام شرعی، مقدم است. تاریخ فقه شیعه گواه آن است که فقهای جامع‌الشرایط، حتی در شرایطی که حاکم وقت، فردی جائر بوده، به منظور دفاع از سرزمین‌ها و مرزهای مسلمین در برابر هجوم کفار، فتوا به وجوب جهاد داده‌اند و و برای کشته‌شدگان در این راه احکام شهید را مترتب می‌دانستند.[2] این رویکرد، حاکی از عمق مسئولیت فقها در پاسداری از هویت و تمامیت اسلام است، تا جایی که حفظ نظام اجتماعی مسلمانان، گاهی مستلزم همراهی ظاهری با حاکمیت جور می‌گردید. این مسئولیت خطیر هنگامی که فقیهی عادل زمام امور را به‌دست می‌گیرد و نظامی مبتنی بر ولایت فقیه شکل می‌بندد، به طریق اولی درجه‌ای والاتر و حیاتی‌تر می‌یابد؛ بنابراین حمایت از نظام ولایت فقیه، عینیت بخشیدن به فریضه‌ای دینی برای نگهبانی از دین خدا و مصالح عامه مسلمین است. آیت‌الله العظمی علوی گرگانی بر اساس همین اصل، دفاع از نظام اسلامی را تکلیفی الهی می‌دانستند. ایشان پیوندی عمیق با جمهوری اسلامی و رهبران آن داشتند و همواره بر حمایت از اصل نظام تأکید می‌کردند. این حمایت در دو ساحت اندیشه و عمل تجلی یافت که در ادامه بررسی می‌شود.
 

۱. حمایت از نظام در ساحت اندیشه

آیت‌الله علوی گرگانی از جمله فقهای برجسته‌ای بود که مسئله ولایت فقیه را به عنوان سنگ بنیاد فقه سیاسی شیعه و محور اصلی نظم و اداره جامعه اسلامی در عصر غیبت مورد توجه قرار داد. ایشان با استناد به ادله فقهی و با پیروی از مکتب فکری استاد خویش، حضرت امام خمینی(ره)، به نظریه ولایت مطلقه فقیه اعتقادی راسخ داشت و در طول حیات پربار علمی‌اش به تبیین و ترویج این اندیشه پرداخت. این حمایت نظری را می‌توان در سه محور اصلی پیگیری کرد: 1. کتاب فقهی «المناظر الناضره»؛ ۲. کتاب استفتائی «أجوبه المسائل» و ۳. مصاحبه‌ها و بیانات ایشان.
 

•  تبیین نظریه ولایت فقیه در کتاب «المناظر الناضره فی أحکام العتره الطاهره»

آیت‌الله علوی گرگانی در خاتمه کتاب ارزشمند «الخُمس» از مجموعه فقهی «المناظر الناضره»، به صورت مستدل به مسئله ولایت فقیه پرداخته‌اند.[3] ایشان با یک دسته‌بندی دقیق، مراتب ولایت را به سه سطح تقسیم می‌کنند:
۱. ولایت در عرصه تکوین و تشریع: این مرتبه که مربوط به عالم خلقت و قانون‌گذاری است، مختص به ذات باری‌تعالی و پس از ایشان، ویژه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه معصومین (علیهم السلام) است.
۲. ولایت در تمامی شئون زندگی اجتماعی: این مرتبه، ناظر به اختیاراتی است که برای مدیریت جامعه، حفظ نظام و اجرای احکام اجتماعی اسلام ضرورت دارد.
۳. ولایت در امور حسبیه، افتاء و قضاء: این مرتبه، اختیار فقیه را در محدوده امور حسبیه (اموری مانند: سرپرستى افراد صغیر و دیوانه بدون سرپرست، اموال فرد مفقود الاثر، موقوفات بدون متولّى، وصایاى بدون وصىّ)، صدور فتوا و داوری و قضاوت بین آنان تعریف می‌کند.
از منظر ایشان، نقطه اصلی نزاع در میان فقها، دامنه شمول ولایت در دو مرتبه اخیر است. گروهی از فقها (مشهور) ولایت فقیه را صرفا در چهارچوب مرتبه سوم می‌پذیرند، اما در مقابل، گروهی دیگر ــ که آیت‌الله علوی گرگانی نیز خود در زمره آنان و هم‌مسلک با امام خمینی(ره) قرار می‌گیرند ــ به ولایت مطلقه فقیه در مرتبه دوم معتقدند. این دیدگاه به معنای آن است که فقیه جامع‌الشرایط، از تمامی اختیاراتی برخوردار است که برای اداره جامعه، برقراری نظم و جلوگیری از هرج‌و‌مرج بدان نیاز دارد؛ اختیاراتی که ممکن است در مواردی به اعمال ولایت بر اموال و حتی نفوس مردم بینجامد. آیت‌الله علوی گرگانی مستند اصلی خود را مجموعه روایاتی می‌دانند که به حد تواتر اجمالی[4] می‌رسند. ایشان به دلیل همین کثرت روایات، بحث چندانی در سند آنها لازم نمی‌بینند و دلالت روایات بر نظریه ولایت مطلقه فقیه را کافی و تمام می‌شمارند. ایشان در جمع‌بندی نهایی خود، ضمن تأکید مجدد بر دیدگاهشان، به‌وضوح به انقلاب اسلامی ایران به عنوان تحقق خارجی این نظریه اشاره می‌کنند و آن را نعمتی الهی می‌دانند که به دست رهبری فقیه جامع‌الشرایط به پیروزی رسیده است:
«و الحقّ عندنا أنّ للفقیه الجامع للشرائط و المستجمع للتقوی و التهذب ولایه أزید مما سمعت؛ حیث یجوز له مضافا إلی ما ذکرناه التصدی بأمور الناس من حیث الأموال و النفوس من جهه إجراء الحدود و التعزیرات و أخذ حقوق الناس من جهه إجراء القصاص و أخذ الدیات فی الجنایات و الردّ إلی مستحقّیها، لا سیّما مع ملاحظه کون أصل الحکومه واقعا بأیدیهم کما صارت کذلک فی زماننا هذا؛ حیث قد منّ الله علینا و أنعم بهذه النعمه الکبری بوقوع الثوره الإسلامیّه بید العلماء و قائدیه الفقهاء بالأخص زعیم الحوزات العلمیه، الفقیه الجامع و اللایق للزعامه حضره المستطاب آیهالله العظمی الحاج السید روح الله الخمینی المصطفوی الموسوی الذی قد افتخرنا بتلمّذه مدّه مدیده ببلده قم المقدّسه و النجف الأشرف (صانهما الله عن الحدثان)».[5]
ترجمه: «و حق نزد ما آن است که فقیه جامع‌الشرایط که دارای تقوا و تهذیب نفس است، ولایتی فراتر از آنچه گفته شد دارد؛ زیرا علاوه بر آنچه ذکر کردیم، جایز است در امور مردم از جهت اموال و نفوس دخالت کند، از قبیل اجرای حدود و تعزیرات، گرفتن حقوق مردم از طریق اجرای قصاص و دریافت دیات در جنایات و بازگرداندن آنها به مستحقان، به‌ویژه با توجه به اینکه اصل حکومت در دست فقها قرار گرفته، چنان‌که در زمان ما چنین شد؛ آن‌گاه که خداوند بر ما منت نهاد و به این نعمت بزرگ، یعنی وقوع انقلاب اسلامی به دست علما و رهبری فقیهان ــ به‌ویژه زعیم حوزه‌های علمیه، فقیه جامع‌الشرایط و شایسته زعامت، حضرت مستطاب آیت‌الله العظمی حاج سیدروح‌الله خمینی مصطفوی موسوی که به شاگردیِ طولانیِ او در شهر قم مقدس و نجف اشرف افتخار می‌کنیم (خداوند آن دو شهر را از گزند حوادث محفوظ بدارد) ــ ما را مشمول این نعمت گردانید».
 

•  تبیین نظریه ولایت فقیه در کتاب استفتائی «اجوبه المسائل»

اهتمام آیت‌الله علوی گرگانی به مسئله ولایت فقیه، منحصر به آثار فقهی ایشان نبود، بلکه در مقام پاسخگویی به استفتائات مردمی نیز این اندیشه را به‌روشنی تبیین می‌کردند. پرسش‌های مطرح‌شده از محضر ایشان، فرصتی فراهم می‌آورد تا نظریه ولایت مطلقه فقیه، با زبانی ساده و قاطع، تشریح شود، که در ذیل ملاحظه می­گردد:
س 1: لطفا ولایت مطلقه فقیه را توضیح دهید؟
ج 1: این مسئله جاى بحث بسیار دارد؛ لکن آنچه از روایات فهمیده مى‏شود، این است که در زمان غیبت حضرت ولىّ عصر(عجل‌الله فرجه) مَجارى امور مسلمین به دست فقیه جامع شرایط سپرده مى‌شود، تا امورى که در زمان حضور، باید امام (علیه‌السلام) انجام دهد، ولىّ فقیه آن را انجام دهد.
س 2: آیا ولىّ فقیه در زمان غیبت امام معصوم ولایت مطلقه دارد؟ و اگر چنین باشد، کسانى که ولایت مطلقه فقیه را قبول ندارند، آیا به مسلمان بودنشان خللى وارد نمى‏شود؟
ج 2: به نظر ما ولایت فقیه ولایت مطلقه است، ولى چون یک بحث نظرى است، کسى که این مطلب را قبول نداشته باشد، بر مسلمان بودن او مشکلى ایجاد نمى‏شود.
س 3: آیا هر مرجع تقلیدى ولىّ فقیه است؟
ج 3: اگر مراد از ولىّ فقیه اصل ولایت فقهاست، هر مجتهد جامع‌الشرایطى ولایت دارد، ولى نه به‌عنوان ولایت فقیه اصطلاحى.[6]
س 4: حکم ولایت امر یا فتواى او در صورت مخالفت با رأى مرجع تقلید، کدام رجحان دارد؟
ج 4: در صورتى که فتواى مجتهد با فتواى ولایت فقیه متفاوت باشد، مقلّد هر کدام باید به فتواى مجتهد خود عمل نماید، ولى اگر حکم حکومتى ولىّ فقیه با حکم مجتهد شخص متفاوت باشد، حکم ولىّ فقیه مقدّم است.[7]
 

·تبیین نظریه ولایت فقیه در مصاحبه‌ها و بیانات

توجه ویژه آیت‌الله علوی گرگانی به مسئله ولایت فقیه، تنها به نگارش آثار علمی و پاسخ به استفتائات محدود نمی‌شد؛ ایشان در سخنرانی‌های عمومی، دیدارهای مردمی و نیز مصاحبه‌های رسانه‌ای خود، همواره بر این اصل محوری تأکید می‌کردند و آن را ضامن وحدت و ثبات جامعه اسلامی می‌دانستند. ایشان در گفت‌وگویی با خبرگزاری تسنیم، با اشاره به پیشینه تاریخی این نظریه در منابع دینی، ریشه‌های آن را تا صدر اسلام و روایات معصومان (علیهم‌السلام) پی گرفتند و فرمودند:
«ولایت فقیه از زمان شیخ طوسی و قبل از آن بوده و سند آن، همان سخن امام زمان(عجل‌الله فرجه) است که فرمودند: «وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَه فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاه حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیکمْ وَ أَنَا حُجَّه اللَّهِ عَلَیهِم‏»[8] یعنی «در رخدادهایی که پیش می‌آید به راویان حدیث ما مراجعه کنید؛ زیرا آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر آنان هستم.»، این همان معنای ولایت فقیه است، این ولایت فقیه از بین نمی‌رود و بوده و خواهد بود تا به دست امام زمان(عج) برسد».[9]
در گفت‌وگوی دیگری با مجله «پاسدار اسلام»، ایشان ولایت فقیه را عامل اصلی وحدت در جامعه معرفی کرده و با ذکر نمونه‌ای عینی از تعامل عملی خود با این اصل، بر لزوم تبعیت از رهبری تأکید نمودند:
«عمل ما نشان می‌دهد تبعیت از ولایت فقیه داریم و لذا اینکه مردم را دعوت می‌کنیم که اگر ولی فقیه حکمی فرمودند، از آن تبعیت کنید، بر همین مبنای فقهی است. بنده در یکی ازکشورهای منطقه مقلّد زیادی دارم و اخیرا از بنده استفتاء کردند اجازه می‌دهید به عنوان مقلدین شما دست به سلاح گرم ببریم؟ بنده در جوابیه نوشتم گرچه مقلد من هستید، اما در چنین اموری باید تابع نظریات رهبری باشید؛ لذا به مقلدین خود اعلام می‌کنم در این‌گونه مواقع از محضر مبارک رهبری استفتا کنید. به ایشان محوّل می‌کنم و نظر ایشان کانّه نظر بنده است. اگر بناست جامعه ما دچار تشتّت نشود و اختلافی پیش نیاید، تنها راه این است که زیر سایه ولایت فقیه حرکت کنیم، والا اگر بنا بر نظر اجتهادی باشد، هر بزرگواری نظری دارد و جامعه ثبات نمی‌یابد».[10]
 

۲. حمایت از نظام در ساحت عمل

آیت‌الله العظمی علوی گرگانی تنها به حمایت نظری و تبیین علمی از نظام اسلامی اکتفا نکرد، بلکه در مقام عمل نیز همواره حضور فعال و پشتیبانی همه‌جانبه خود از انقلاب و ارکان آن را نشان داد. این حمایت عملی، در عرصه‌های گوناگون و قالب‌های متنوعی تجلی یافت که از مهم‌ترین آنها، پشتیبانی از رهبران انقلاب اسلامی، حضور در جبهه، عضویت در دادگاه عالی و دعوت مردم به شرکت در انتخابات‌ها و راه‌پیمایی‌هاست که در ادامه بررسی می‌شود.
 

1. حمایت از رهبران انقلاب:

ـ حمایت از امام خمینی(ره)

آیت‌الله علوی گرگانی رابطه خود با بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران را ریشه‌دار و پیوسته می‌دانست. این ارتباط، از سال‌های پیش از انقلاب و دوران حضور در درس امام خمینی(ره) در حوزه علمیه قم آغاز شد و سپس در نجف اشرف نیز تداوم یافت. حضور مستمر در درس امام در قم و نجف، نقطه عطفی در شکل‌گیری گرایش سیاسی و فقهی ایشان به نظریه ولایت فقیه بود. آیت‌الله علوی گرگانی تقریرات درس اصول امام خمینی را به زبان عربی نگاشت و نام «مشکاه‌‎الأصول» را برای آن برگزید. این اثر، گواهی بر دقت نظر و عمق ارتباط علمی ایشان با مکتب فکری امام است. در آثار و نوشته‌های آیت‌الله علوی گرگانی، از امام خمینی با عنوان «الاستاذ الأکبر» یاد شده که نشان‌دهنده ارادت و احترام ویژه ایشان به مقام علمی و معنوی بنیان‌گذار انقلاب است. این ارتباط و انس معنوی و علمی، تا پایان عمر پربرکت حضرت امام ادامه یافت و هیچ‌گاه گسسته نشد.
معظم‌له در گفت‌وگویی با مجله «پاسدار اسلام»، شخصیت بی‌نظیر امام خمینی را چنین توصیف می‌کند:
«خاطره امام در جریده عالم ثبت شد. خاطره امام دیگر ازبین‌رفتنی نیست؛ چون در جریده عالم ثبت شده است و نه در تاریخ ایران. دنیا جریان قیام ایشان را ثبت کرد. نمی‌توانید به کشوری بروید و اسمی از امام برده شود و ایشان را نشناسند. این خیلی باعظمت و جلال است».[11]

 

ـ حمایت از مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای

آیت‌الله علوی گرگانی با مقام معظم رهبری نیز، رابطه‌ای بیش از شصت‌ساله داشت[12] و درباره ایشان نیز موضعی روشن و حمایت‌گرایانه داشته است. در گفت‌وگویی که در رسانه‌ها منتشر شده، ایشان شخصیت آیت‌الله خامنه‌ای را «مانند آفتاب روشن» توصیف کرده و تأکید نموده که رهبر انقلاب شخصیتی علمی، مدیری کارآمد و شایسته رهبری کشور است.[13] ایشان در سخنرانی‌های عمومی و دیدار اقشار مختلف با وی، از مواضع حکیمانه رهبری تقدیر و همگان را به اطاعت از ایشان و تقویت معظم‌له توصیه می‌نمود. در ورود رهبر معظم انقلاب به قم در سال ۱۳۷۴ به دیدار ایشان رفت و در سفر اخیر مقام معظم رهبری به قم در ذی‌قعده ۱۴۳۱ (مهر ۱۳۸۹)، تنها مرجعی که به دیدار ایشان در حرم مطهر رفت، وی بود و متقابلا رهبر انقلاب نیز با حضور در منزل ایشان، به دیدار معظم‌له رفت.
 
 دیدار رهبر معظم انقلاب اسلامی با آیت‌الله سیدمحمدعلی علوی گرگانی (قم؛ بهمن 1389)
دیدار رهبر معظم انقلاب اسلامی با آیت‌الله سیدمحمدعلی علوی گرگانی (قم؛ بهمن 1389)
 
عیادت آیت‌الله سیدمحمدعلی علوی گرگانی از رهبر معظم انقلاب اسلامی (تهران، بیمارستان خاتم‌الانبیا(ص)؛ شهریور 1393)
عیادت آیت‌الله سیدمحمدعلی علوی گرگانی از رهبر معظم انقلاب اسلامی (تهران، بیمارستان خاتم‌الانبیا(ص)؛ شهریور 1393)
 

2. حضور در جبهه‌ها

مرحوم آیت‌الله علوی گرگانی در جنگ تحمیلی، چندین بار جلسه درس خود را تعطیل نمود و در جبهه‌های نبرد در جنوب و غرب کشور حضور یافت. ایشان در بسیج مردم برای حضور در جبهه‌ها مؤثر بود[14] و همراه حضور خود، کمک‌های مردمی را نیز به رزمندگان می‌رساند.[15]
 

3. عضویت در دادگاه عالی قم

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل دادگاه‌های انقلاب، به منظور جلوگیری از اشتباهات به‌ویژه در احکام سنگینی همچون اعدام و مصادره اموال، دادگاه عالی قم تشکیل شد تا آرای صادره از سوی دادگاه‌ها را مورد بررسی فقهی قرار دهد. یکی از اعضای این دادگاه، مرحوم آیت‌الله العظمی علوی گرگانی بود که حضور و نظرات ایشان سبب شد از بسیاری از تندروی‌ها جلوگیری شود.[16]
 

۴. مشارکت در انتخابات و دعوت مردم به حضور در انتخابات و راه‌پیمایی‌ها

مرحوم آیت‌الله علوی گرگانی بر اهمیت مشارکت سیاسی مردم در انتخابات به‌عنوان یک تکلیف دینی، ضامن اقتدار و استقلال کشور تأکید می‌کرد. ایشان خود در همه انتخابات شرکت می‌کرد و در برخی از انتخابات‌ها نیز با صدور بیانیه‌ای، مردم را به حضور پرشور در پای صندوق‌های رأی دعوت می‌نمود؛ همچنین برای حضور در راه‌پیمایی سالروز پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن، همه‌ساله بیانیه صادر می‌کرد.

 


حضور آیت‌الله سیدمحمدعلی علوی گرگانی در یکی از راه‌پیمایی‌های 22 بهمن. در تصویر آیات عبدالله جوادی آملی و سیدجعفر کریمی دیده می‌شوند (دهه 1370)
حضور آیت‌الله سیدمحمدعلی علوی گرگانی در یکی از راه‌پیمایی‌های 22 بهمن. در تصویر آیات عبدالله جوادی آملی و سیدجعفر کریمی دیده می‌شوند (دهه 1370)
 

بخش دوم: حفظ استقلال مرجعیت

 

مقدمه: اهمیت استقلال حوزه و مرجعیت

در فقه سیاسی شیعه، مرجعیت دینی نهادی ریشه‌دار، مردمی و مستقل به‌شمار می‌آید که مشروعیت خود را نه از قدرت سیاسی، بلکه از علم و تقوا در کنار اعتماد مؤمنان کسب می‌کند. استقلال مرجعیت از دولت‌ها همواره یکی از ارکان اصلی اعتبار این نهاد بوده است؛ به‌گونه‌ای که هرگونه وابستگی به ساختارهای قدرت، می‌تواند نقش نظارتی، هدایتی و اصلاح‌گرانه آن را تضعیف کند. ارتباط حوزه‌های علمیه با نظام جمهوری اسلامی که خود برآمده از حوزه است، بر چهار فرض قابل تصور است:
۱. وابستگی کامل؛
۲. ضدیت و تقابل؛
۳. بی‌اعتنایی؛
۴. استقلال همراه با حمایت.
فرض اول تا سوم مردود است. وابستگی کامل پذیرفته نیست؛ زیرا دستگاه‌های دولتی دچار نوسان و تلاطم‌اند و آینده آنها به‌دقت قابل پیش‌بینی نیست. روحانیت باید همواره امکان حضور قدرتمندانه و نصیحت‌آمیز را برای خود حفظ کند، در غیر این صورت نمی‌تواند نقش مؤثری ایفا نماید. فرض دوم و سوم نیز در مورد نظام جمهوری اسلامی که مبتنی بر اسلام، احکام اسلامی و مدیریت فقیه است، معقول به نظر نمی‌رسد. اما فرض چهارم، یعنی استقلال همراه با حمایت، مطلوب است. وابستگی غیر از حمایت است و استقلال حوزه‌ها به معنای عدم حمایت نظام از حوزه یا حوزه از نظام نباید تلقی شود. روحانیت در عین همکاری و حمایت، باید به‌عنوان منتقدی دلسوز نقش خود را ایفا کند.
آیت‌الله العظمی علوی گرگانی نیز همین روش را نسبت به نظام داشتند. ایشان با وجود حمایت صریح و اصولی از نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه، همواره بر ضرورت حفظ استقلال حوزه‌های علمیه و مرجعیت تأکید می‌ورزیدند. از منظر ایشان، حمایت از نظام اسلامی به معنای چشم‌پوشی از استقلال فقهی و جایگاه انتقادی مرجعیت نبود، بلکه مرجعیت باید در عین همراهی با اصل نظام، ناصح، مراقب و مستقل باقی بماند.
 

نمونه‌ای از استقلال، در ماجرای افزایش قیمت بنزین

یکی از مصادیق عملی مهم این رویکرد، موضع‌گیری مستقل آیت‌الله العظمی علوی گرگانی در جریان افزایش ناگهانی قیمت بنزین در سال ۱۳۹۸ است. در این ماجرا، ایشان همراه آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی و با ارسال نامه‌ای، نسبت به تبعات اجتماعی و معیشتی این تصمیم اعتراض کردند.[17] از منظر فقه سیاسی، اقدام آیت‌الله علوی گرگانی در ماجرای بنزین، مبتنی بر چند اصل بنیادین بود که از جمله می‌توان به دو اصل اشاره کرد:
1. وظیفه نصیحت حاکمان
مطابق آموزه‌های اسلامی، «النصیحه لائمه المسلمین» یکی از وظایف علما و مراجع است. نامه آیت‌الله علوی گرگانی را می‌توان مصداق روشنی از انجام این وظیفه دانست؛ نصیحتی علنی، محترمانه و در عین حال صریح.
 
2. تفکیک میان نظام و دولت
ایشان به‌روشنی میان اصل نظام اسلامی و عملکرد دولت‌ها تفکیک قائل بود. حمایت از نظام، به معنای تأیید بی‌قید و شرط همه تصمیمات اجرایی دولت‌ها تلقی نمی‌شد.
این نامه، که بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها و افکار عمومی داشت، بر این نکته تأکید می‌کرد که افزایش قیمت بنزین بدون توجه به وضعیت معیشتی اقشار ضعیف، می‌تواند فشار شدیدی بر مردم وارد کرده و زمینه‌ساز نارضایتی اجتماعی شود. نکته قابل تأمل آن است که این موضع‌گیری، نه در تقابل با اصل نظام جمهوری اسلامی، بلکه در چهارچوب دغدغه‌مندی دینی نسبت به معیشت مردم و از موضع یک مرجعیت مستقل صورت گرفت.
به همین دلیل، پس از آنکه رهبر معظم انقلاب نظر خود را اعلام کردند، آیت‌الله علوی گرگانی با اینکه در ابتدا بیانیه اعتراضی صادر کرده بود، از موضع‌گیری بعدی خودداری کرد و در سخنانی به تبیین دیدگاه خود در این موضوع پرداخت. ایشان در آن سخنان می‌فرمایند:
همه اجراییات ولایت فقیه، به دست مبارک آقاست. ما افتخار می‌کنیم که ایشان رهبری داشته باشند و در رأس امور باشند. هرکس هم از ما سؤال می‌کند، می‌گوییم تابع نظر رهبری باشید. اگرچه من هم فقیه هستم، اما اجراییات به دست مبارک ایشان است. هرچه ایشان مصلحت دید، حرکتی باید بشود، بشود. اگر قیام باید بشود، بشود. فرمودند: فعلا آرام باشید، گفتیم: چشم. الان هم بحمدالله، مملکت به همین منوال دارد پیش می‌رود. در همین قضیه بنزین، ما آمدیم اطلاعیه دادیم، رهبری فرمود: چون سه قوه تصمیم گرفتند، من پشتیبانی می‌کنم. ما هم گفتیم: سمعا و طاعه، دیگر اعتراض نکردیم. ما گفتیم: فصل‌الخطاب ایشان است، هرچه آقا بگویند. نه تنها من، دیگران هم همین‌طور بودند. مراجع دیگر همه سکوت کردند، معنایش این است که فصل‌الخطاب را خود آقا قرار داده‌اند. ما هم یک نظر داشتیم و دادیم، اشکال ندارد. مردم هم چقدر خوشحال شدند و تشکر کردند. گفتیم: لااقل مردم را در این جریان تنها نگذاریم. مردم هم چقدر خوشحال شدند از اینکه به یادشان هستیم. هم دل آنها را به‌دست آوردیم، هم اطاعت از فرمایش رهبری کردیم.[18]

 

بخش سوم: رویکرد انتقادی در عین حمایت

یکی از شاخصه‌های مهم اندیشه و عملکرد سیاسی آیت‌الله العظمی علوی گرگانی، اتخاذ رویکردی انتقادی در چهارچوب حمایت از نظام اسلامی است. ایشان بر این باور بود که حمایت از جمهوری اسلامی و ولایت فقیه، به معنای سکوت در برابر انحراف‌ها، تخلفات شرعی و آسیب‌های اجتماعی نیست، بلکه مرجعیت دینی، در عین وفاداری به اصل نظام، وظیفه دارد نسبت به کج‌روی‌ها هشدار دهد و مسئولان را به اصلاح امور فراخواند. این رویکرد انتقادی، نه از سر تقابل سیاسی، بلکه برخاسته از دغدغه‌های فقهی، اخلاقی و اجتماعی ایشان نسبت به سلامت جامعه اسلامی بود. در ادامه، نگاهی گذرا خواهیم داشت به برخی از مطالب انتقادی آیت‌الله علوی گرگانی که در بیاناتشان مؤکدا تکرار می‌شد.
 

۱. نقد مسئله ربا در نظام بانکی

آیت‌الله علوی گرگانی بارها در بیانات خود نسبت به گسترش برخی رفتارها و سیاست‌های خلاف شرع در جامعه هشدار می‌داد. از منظر ایشان، مشروعیت نظام اسلامی در گرو التزام عملی به احکام شرع است و هرگونه سهل‌انگاری در این زمینه می‌تواند به تضعیف اعتماد عمومی و فاصله گرفتن جامعه از آرمان‌های انقلاب اسلامی بینجامد. یکی از جدی‌ترین محورهای انتقادی ایشان، مسئله ربا در نظام بانکی کشور بود. به‌گونه‌ای که تنها در سال ۱۳۹۵، هشت بار در این زمینه سخن گفتند. ایشان به‌صراحت دیرکرد بانک‌ها را ربا می‌دانست و در کتاب أجوبه‌المسائل درباره این مسئله چنین پاسخ داده است:
س: برخى از مؤسسات قرض‌الحسنه و یا بانک‌ها در ازاى تأخیر در پرداخت اقساط وام مشتریان خود اقدام به اخذ جریمه دیرکرد مى‏کند آیا اخذ جریمه دیرکرد جایز است و در صورت حرام بودن راه شرعى آن چیست؟
ج: حرام است و راه شرعى هم ندارد.[19]
در میان گزارش‌های متعدد از بیانات ایشان در دیدار با مسئولان و تذکر مسئله ربا، به دو نمونه بسنده می‌شود:
1. ایشان در دیدار رئیس قوه قضائیه، با تبریک انتصاب حجت‌الاسلام والمسلمین محسنی اژه‌ای، گفتند:
«انتظار داریم دستگاه قضا ربا را از جامعه حذف کند. متأسفانه ربا با اسامی مختلفی از جمله دیرکرد در جامعه دارد و دستگاه قضایی باید با تمام توان در رفع این آسیب تلاش کند».[20]
2. همچنین در دیدار جمعی از مدیران و رؤسای مؤسسه مالی و اعتباری مهر، ضمن تشریح مراتب تقوای الهی تأکید کردند:
«خدای متعال همه ما را از ابتدا تا پایان عمر به تقوای الهی توصیه کرده و بانکداری نیز تقوای مخصوص به خود را دارد که باید به آن توجه نمود تا در این عرصه مهم دچار معصیت الهی نشویم. اگر بتوانید گرفتن دیرکرد از مشتری را انجام ندهید، مجاهدت بزرگی کرده‌اید و برای مشتریان بدحساب خود باید با مشورت حاکم شرع فکر دیگری کنید نه اینکه با گرفتن دیرکرد از آنان دچار گناه شوید. ما انتظار داریم در این حکومت اسلامی، هر چیزی را که خلاف شرع و مکتب اهل بیت (علیهم‌السلام) است رها کرده و طبق شرع مقدس عمل شود تا خدای متعال لطف و رحمت خودش را شامل حال همه ما نماید».[21]
اگرچه مشکل نظام بانکی همچنان پابرجاست، اما مواضع مرحوم آیت‌الله علوی گرگانی در مواردی تأثیرگذار نیز بود. از جمله در ماه‌های ابتدایی شیوع ویروس کرونا، دولت وام یک‌میلیونی با سود ۱۲ درصد تحت عنوان تسهیلات و کمک به معیشت مردم برای تأمین نیازهای روزمره پرداخت کرد. بلافاصله ایشان در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۳۹۹ در پاسخ به استفتایی پیرامون این وام نوشتند:
«چون این وام به عنوان بهبود وضعیت معیشتی مردم می‌باشد، لذا در قالب عقود مضاربه و مشارکت و وکالت قرار نمی‌گیرد، لذا دریافت سود از این وام شرعا جایز نیست. لازم به ذکر است که عقد جعاله را در این نوع وام‌ها قبول نداریم».[22]
پس از انتشار این نظر، رئیس‌جمهور وقت آقای حسن روحانی، در جلسه ستاد اقتصادی دولت اعلام کرد که وام یک‌میلیونی به صورت قرض‌الحسنه پرداخت خواهد شد.[23]
 

۲. نگرانی از وضعیت حجاب و بی‌حیایی اجتماعی

از دیگر محورهای انتقادی آیت‌الله علوی گرگانی، وضعیت حجاب و گسترش بی‌حیایی در جامعه بود. ایشان در سخنان متعدد، با ابراز نگرانی از تضعیف ارزش‌های اخلاقی، تأکید می‌کرد که بی‌توجهی به حجاب اسلامی صرفا یک مسئله فردی نیست، بلکه پیامدهای فرهنگی و اجتماعی گسترده‌ای به دنبال دارد. به باور ایشان، حکومت اسلامی وظیفه دارد از گسترش ناهنجاری‌های اخلاقی جلوگیری کند و مسئولان فرهنگی نباید در برابر مظاهر بی‌حیایی و ترویج سبک زندگی غیراسلامی بی‌تفاوت باشند. این انتقادات همواره در چهارچوب دفاع از هویت دینی جامعه و صیانت از ارزش‌های انقلاب اسلامی مطرح می‌شد؛ ازاین‌رو تذکر نسبت به مسئله حجاب به‌عنوان رکن حیای جامعه دینی، در دیدارهای مختلف ایشان با اقشار گوناگون تکرار می‌شد:
ـ در دیدار با مسئولان آموزش و پرورش، از بی‌تفاوتی برخی مدیران و معلمان نسبت به این فریضه انتقاد می‌کردند.[24]
ـ در دیدار با مأموران ناجا، بر اهمیت امر به معروف و نهی از منکر در زمینه حجاب تأکید می‌نمودند.[25]
ـ گاه به‌صورت عمومی و گاه خصوصی، از وضعیت حجاب و آرایش زنان در رسانه ملی انتقاد می‌کردند.[26]
امید آنکه نصیحت‌های دلسوزانه بزرگان و مراجع دین مورد توجه قرار گیرد و مردم مسلمان با پیامدهای بی‌حجابی و بی‌حیایی آشنا شوند و این منکر اجتماعی در کشور اسلامی ریشه‌کن گردد.
 

3. دغدغه معیشت مردم

در نگاه اسلام، عبادت و توجه به مسائل اجتماعی در کنار یکدیگر معنا می‌یابد. در آیات قرآن، در کنار اقامه نماز، پرداخت زکات نیز ذکر شده است: «یُقیمُونَ الصَّلاه وَ یُؤْتونَ الزَّکاه».[27] همچنین روزه واجب شده تا انسان‌ها گرسنگی را تجربه کنند و به یاد فقرا باشند.[28] دین اسلام آمد تا جامعه را از دوران جاهلیتی که بدترین دین و بدترین زندگی دنیوی را داشتند، نجات دهد و آبادانی را به ارمغان آورد؛ چنان‌که امیرالمؤمنین علی(ع) در وصف دوران جاهلیت فرمود: «وَ أَنْتُمْ مَعْشَرَ الْعَرَبِ یوْمَئِذٍ عَلَى شَرِّ دِینٍ وَ فِی شَرِّ دَارٍ».[29] از همین رو، بزرگان دین ما همواره در کنار اهتمام به امور عبادی و رعایت مسائل دینی، نسبت به معیشت مردم و رفع فقر دغدغه داشته و در این راستا تلاش می‌کردند. آیت‌الله علوی گرگانی نیز از این قاعده مستثنا نبود و همواره نسبت به مشکلات معیشتی مردم حساسیت نشان می‌داد. ایشان فشار اقتصادی بر اقشار ضعیف را یکی از تهدیدهای جدی برای عدالت اجتماعی می‌دانست و بارها تأکید می‌کرد که مسئولان باید پیش از هر تصمیم اقتصادی، آثار آن را بر زندگی مردم در نظر بگیرند. شاید به‌ندرت دیداری با مسئولان دولتی برگزار می‌شد که ایشان بر لزوم حل مشکلات معیشتی مردم و مهار گرانی‌های سرسام‌آور تأکید نکرده باشد.[30]
در این میان، توجه ویژه ایشان به قشر کشاورز و دغدغه‌های آنان[31] ، ریشه در ارتباط دیرینه‌شان با روستاییان داشت. فرزند ایشان، حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمهدی علوی گرگانی، دراین‎‌باره می‌گوید:
«مرحوم والد همواره به مسئولان هم، درباره مردم‌داری و رسیدگی به امور مردم، تذکر می‌دادند. چون خودشان اهل روستا بودند و کشاورزان زیاد به ایشان مراجعات داشتند، خیلی درباره کار آنها تذکر می‌دادند. حتی یکبار پول گندمکارها را دیر داده بودند و حاج آقا تلفن زدند و باعث شد که دولت، زودتر پول کشاورزها را بدهد!».[32]
در مجموع، رویکرد انتقادی آیت‌الله العظمی علوی گرگانی را می‌توان نمونه‌ای از نقد درون‌گفتمانی مرجعیت دانست؛ نقدی که در عین حمایت از اصل نظام و ولایت فقیه، نسبت به انحراف‌ها، کاستی‌ها و آسیب‌های اجتماعی بی‌تفاوت نیست. این رویکرد، مرجعیت را به نهادی زنده، مسئول و اثرگذار در اصلاح مسیر جامعه اسلامی تبدیل می‌کند.
 

بخش چهارم: فراجناحی بودن نهاد مرجعیت

یکی از ویژگی‌های برجسته در اندیشه و عملکرد سیاسی آیت‌الله العظمی علوی گرگانی، تأکید بر فراجناحی بودن نهاد مرجعیت است. از منظر ایشان، مرجعیت شیعه نهادی دینی و فراگیر است که نباید در چهارچوب رقابت‌های جناحی، حزبی و سیاسی محدود شود. این نگاه، ریشه در فهم سنتی از جایگاه مرجع تقلید دارد؛ جایگاهی که مخاطب آن «همه مؤمنان» هستند، نه یک جریان یا گروه خاص سیاسی.
آیت‌الله علوی گرگانی بر این باور بود که ورود مرجعیت به منازعات جناحی، موجب تضعیف اعتماد عمومی و کاهش کارآمدی نقش هدایتی علما می‌شود؛ ازاین‌رو، ایشان همواره کوشید مرجعیت را در جایگاه پدرانه، ناصح و داور اخلاقی جامعه حفظ کند. این رویکرد سبب می‌شد که مرجعیت بتواند در مواقع حساس، بدون متهم شدن به جانبداری سیاسی، نقش اصلاح‌گرانه خود را ایفا کند. در همین چهارچوب، آیت‌الله علوی گرگانی ضمن حمایت از اصل نظام جمهوری اسلامی، از همسویی کامل با هر جناح سیاسی خاصی پرهیز داشت و معیار اصلی خود را مصلحت اسلام، انقلاب و مردم قرار می‌داد.
 

ارتباط و تعامل با همه جناح‌ها و مسئولان

سیره عملی آیت‌الله علوی گرگانی نشان می‌دهد که ایشان ارتباط خود را محدود به یک جریان یا طیف خاص سیاسی نکرد. دیدارها و ارتباطات ایشان با مسئولان مختلف نظام، از دولت‌های گوناگون با گرایش‌های سیاسی متفاوت، گواه روشنی بر این رویکرد است. در این دیدارها، ایشان همواره بر اصول ثابت خود ــ مانند رعایت احکام شرعی، توجه به معیشت مردم، عدالت اجتماعی و مقابله با فساد ــ تأکید می‌کرد، بی‌آنکه وارد حمایت جناحی از دولت یا جریان خاصی شود. این تعامل گسترده، به مرجعیت امکان می‌داد تا پیام‌های دینی و اخلاقی خود را به همه سطوح تصمیم‌گیری منتقل کند و نقش نظارتی و هدایتی خود را حفظ نماید.
 

تعامل با منتقدان و مخالفان انقلاب

نکته قابل توجه دیگر در سیره آیت‌الله علوی گرگانی، سعه‌صدر در برخورد با منتقدان و حتی برخی مخالفان انقلاب است. ایشان در عین پایبندی کامل به نظام اسلامی و ولایت فقیه، تلاش می‌کرد از طرد اجتماعی و دینی افراد پرهیز کند و گفت‌وگو و هدایت را بر تقابل ترجیح دهد. از مصادیق این رویکرد، حضور ایشان در مجالس ترحیم و بزرگداشت شخصیت‌های مختلف با گرایش‌های گوناگون ــ حتی آنان که مواضع مخالف انقلاب داشتند ــ در شهر قم بود. در مجموع، فراجناحی بودن نهاد مرجعیت در اندیشه آیت‌الله علوی گرگانی، نه به معنای بی‌تفاوتی سیاسی، بلکه به معنای پایبندی به اصول ثابت فراتر از رقابت‌های زودگذر سیاسی است. این رویکرد، مرجعیت را به نهادی اثرگذار، مورد اعتماد عموم مردم و قادر به ایفای نقش اصلاحی در جامعه تبدیل می‌کند.
 
نویسنده مقاله در کنار آیت‌الله سیدمحمدعلی علوی گرگانی
نویسنده مقاله در کنار آیت‌الله سیدمحمدعلی علوی گرگانی
 

نتیجه‌گیری

مقاله حاضر با هدف بررسی اندیشه و عملکرد سیاسی آیت‌الله العظمی علوی گرگانی، کوشید ابعاد مختلف سلوک سیاسی این مرجع تقلید برجسته را در چهار محور اصلی تحلیل کند: حمایت از نظام در ساحت اندیشه و عمل، حفظ استقلال مرجعیت، رویکرد انتقادی در عین حمایت، و فراجناحی بودن نهاد مرجعیت.
یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که آیت‌الله علوی گرگانی با تکیه بر فقه سیاسی شیعه، حمایت از ولایت مطلقه فقیه و رهبری نظام اسلامی را یک اصل بنیادین می‌دانست و هم‌زمان، مرجعیت را نهادی مستقل، ناصح و مسئول در قبال جامعه تلقی می‌کرد. مواضع ایشان در موضوعاتی مانند معیشت مردم، نظام بانکی، حجاب، فساد اقتصادی و تصمیمات کلان دولتی، بیانگر آن است که حمایت از نظام هرگز به معنای تعطیلی نقد و نظارت دینی در نگاه ایشان نبوده است. از سوی دیگر، تأکید بر فراجناحی بودن مرجعیت و تعامل با همه جریان‌ها و مسئولان، حتی منتقدان، نشان می‌دهد که ایشان مرجعیت را نهادی وحدت‌بخش و فراتر از منازعات سیاسی می‌دانست. این الگو، می‌تواند به‌عنوان نمونه‌ای موفق از نسبت متعادل میان دین، سیاست و مرجعیت در جمهوری اسلامی ایران مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد.
در نهایت، اندیشه و عملکرد سیاسی آیت‌الله العظمی علوی گرگانی را می‌توان الگویی از مرجعیت مسئول، مستقل، حامی نظام و در عین حال منتقد دلسوز دانست؛ الگویی که برای تداوم مشروعیت و کارآمدی نظام اسلامی در عصر حاضر، اهمیت راهبردی دارد.
 
 
پی‌نوشت‌ها:
 
[1]. «بیضه اسلام: اساس و موجودیت اسلام. در باب جهاد و فقه سیاسى از آن سخن رفته است. حفظ بیضه اسلام از اهمّ واجبات الهى و در مقام تزاحم با دیگر احکام شرعى بر همه آنها مقدّم است، مانند موردى که موجودیت اسلام با یورش دشمنان کافر به خطر افتد. در چنین شرایطى دفاع از کیان اسلام بر همه مکلّفان اعم از زن و مرد واجب است.» فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم‌السلام، ج ‌2، ص 162‌.
[2]. آیت‌الله علوی گرگانی دراین‌باره می‌نویسد: «قد صرّح بعضهم ... بتعمیم الحکم حتّى للشهید فی الجهاد بحقّ ولو بدون النبی والإمام کما لو دهم المسلمین یخاف منه على‏ بیضه الإسلام ولو فی حال الغیبه، بل ظاهر الغُنیه أو صریحه الإجماع، بل هو مقبول صاحب الجواهر و مصباح الفقیه و الهدى و غیرهم.» المناظر الناضره، ج 8، ص 307.
[3]. المناظر الناضره (کتاب الخمس)، صص 545-554.
[4]. «متواتر اجمالى (قدر متیقّن) به خبرى اطلاق مى‌شود که با الفاظ و مضامینى گوناگون ــ برحسب سعه و ضیق دلالت ــ نقل شده باشد؛ به‌گونه‌اى که از مجموع نقلها علم اجمالى به صدور بعض آن الفاظ از معصوم (علیه­السلام) حاصل شود». فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهم‌السلام)، ج ‌2، ص 649‌.
[5]. المناظر الناضره (کتاب الخمس)، ص 553.
[6]. أجوبه المسائل، پاسخ به جدیدترین استفتائات، ص 40.
[7]. همان، ص 26.
[8]. کمال الدین و تمام النعمه، ج ‏2، ص 484.
[9].  https://tasnimnews.ir/2682959 
[10]. مجله پاسدار اسلام، ش 391 و 392 (شهریور و مهر 1393)، ص 18.
[11]. همان‌جا.
[12]. رک: آیت علم و عمل، ص221.
[13].  https://tasnimnews.ir/2682959 
[14]. آیت‌الله علوی گرگانی دراین‌باره می‌فرمودند: «همچنین در زمان جنگ که برای تبلیغ ماه صفر در مهدی‌شهر منبر می‌رفتم، به من اطلاع دادند که در جبهه‌ها نیرو کم است. بنده هم چون در میان مردم اعتباری داشتم و مردم آنجا به من محبت داشتند یک روز بر روی یک نفربر رفتم و در سخنرانی گفتم: "به هزار جوان برای اعزام به جبهه نیاز داریم". ماشاءالله بیش از حدی که می‌خواستیم در آنجا نیرو جمع شد و به جبهه فرستادیم. حتی برای آقایان مسئولین هم عجیب بود که من چطور توانستم این کار را انجام بدهم»؛ رک: مجله حریم امام، سال هشتم، ش 427، ص 5؛ آیت علم و عمل، ص 104.
[15]. آیت‌الله علوی گرگانی دراین‌باره می‌فرمودند: «وقتی به جبهه جنوب رفتیم تجار تهران هجده دستگاه ماشین مینی‌بوس به دست بنده خریداری کردند و مینی‌بوس‌ها را در اختیار بنده گذاشتند که من اینها را جبهه ببرم که تمام این هجده دستگاه مینی‌بوس را بنده به جبهه بردم و بین عزیزان و خدمت‌گزارانی که مشغول انجام وظیفه در جنگ بودند تقسیم کردم». رک: مصاحبه با سایت دفتر تبلیغات اسلامی (بلاغ): قابل دسترسی در:
https://www.balagh.ir/content/1701؛ آیت علم و عمل، ص 130.
[16]. آیت‌الله علوی بروجردی دراین‌باره می‌فرماید: «من شاهد بودم که این دادگاه عالی جلوی خیلی از اعدام‌ها و مصادره‌ها را گرفت! البته امثال آقای علوی در دادگاه عالی، کم بودند. واقعا هم برای دادگاه وقت می‌گذاشتند؛ لذا حضور ایشان در آن دادگاه، خیلی مفید بود و با کسانی که به آنجا رفته بودند، خیلی تفاوت داشتند. بعضی‌ها تند بودند، اما ایشان خیلی معقول و معتدل رفتار می‌کردند و وقت می‌گذاشتند». آیت علم و عمل، ص 231. همچنین آقای ناظم‌زاده از اعضای این دادگاه نیز گوید: «بنابراین خاصیت دادگاه عالی این بود که بسیاری از پرونده‌ها در آنجا نقض و رد می‌شدند و اگر تندروی‌ای صورت گرفته بود، جلوی آن گرفته می‌شد. مرحوم آیت‌الله علوی از همه ملایم‌تر بودند؛ چون اساسا روحیه‌شان روحیه ملایمی بود»؛ رک: آیت علم و عمل، ص 265.
[17]. متن بیانیه به این شرح است: «خبر ناراحت‌کننده افزایش ناگهانی قیمت بنزین در شرایط فعلی که اثر تحریم‌ها و افزایش غیر متعارف ارز بر زندگی مردم فشار زیادی را وارد کرده است موجب ناراحتی شدید اینجانب گردیده است. تمام مسئولین دلسوز و مدیران مملکتی باید توجه داشته باشند که در شرایط فعلی ایجاد آرامش در جامعه و دوری از پرداختن به مسائل حاشیه‌ای و حفظ وحدت ملی، پرهیز از ایجاد التهاب در جامعه مخصوصا در وضعیت اقتصادی مردم یک اصل مهم است؛ لذا هر گونه رفتاری که موجب بروز مشکلات معیشتی بیشتر در شرایط فعلی برای مردم شود، از نظر اینجانب ناپسند و بر خلاف مصالح ملی است. اینجانب از همه نمایندگان مجلس می‌خواهم که با قاطعیت جلوی ایجاد التهاب معیشتی در جامعه را گرفته و از دولت محترم نیز می‌خواهم که تا دیر نشده در تصمیم خود تجدید نظر کرده و با همفکری کارشناسان دلسوز و متعهد و به‌کارگیری جوانان مؤمن و متعهد و نخبه به تقویت تولید داخلی و حل اساسی مشکلات آن اهتمام ورزند».
 https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1294187
[18]. آیت علم و عمل، ص 339.
[19]. أجوبه المسائل، پاسخ به جدیدترین استفتائات، ص 303.
[20].  https://fa.shafaqna.com/?p=1185274
[21].  https://irna.ir/xj2N2h
[22].  https://irna.ir/xjxS6Z
[23].  mehrnews.com/xRFX4
[24].  https://hawzahnews.com/x4Pnr
[25].  https://noo.rs/2CTz2
[26].  https://noo.rs/8hRFi
[27]. مائده، 55.
[28]. «سَأَلَ هِشَامُ بْنُ الْحَکمِ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ عِلَّه الصِّیامِ فَقَالَ إِنَّمَا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الصِّیامَ لِیسْتَوِی بِهِ الْغَنِی وَ الْفَقِیرُ وَ ذَلِک أَنَّ الْغَنِی لَمْ یکنْ لِیجِدَ مَسَّ الْجُوعِ فَیرْحَمَ الْفَقِیرَ لِأَنَّ الْغَنِی کلَّمَا أَرَادَ شَیئاً قَدَرَ عَلَیهِ فَأَرَادَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یسَوِّی بَینَ خَلْقِهِ وَ أَنْ یذِیقَ الْغَنِی مَسَّ الْجُوعِ وَ الْأَلَمِ لِیرِقَّ عَلَى الضَّعِیفِ فَیرْحَمَ الْجَائِعَ.» من لا یحضره الفقیه، ج ‏2، ص 73.
[29]. نهج‌البلاغه، ص 68.
[30]. انتقاد شدید آیت‌الله علوی گرگانی از گرانی‌های سرسام‌آور؛ قابل دسترسی در:
https://rasanews.ir/002VZI
[31]. آیت‌‌الله علوی گرگانی: تمام دغدغه مسئولین باید رضایت کشاورزان و کارگران باشد؛ قابل دسترسی در:
isna.ir/xhPwV  
[32]. آیت علم و عمل، ص 382.
 
 
فهرست منابع
1. سیدحسین کشفی، آیت علم و عمل (یادنامه مرجع عالیقدر مرحوم آیت‌الله العظمی حاج سیدمحمدعلی علوی گرگانی)، تهران، پژوهشکده تاریخ معاصر، چ دوم، 1403ش.
2. سیدمحمدعلی علوی گرگانی (م 1400ش)، أجوبه المسائل (پاسخ به جدیدترین استفتائات‏)، قم، مؤسسه انتشاراتى کمیل‏، 1433ق.
3. سیدمحمدعلی علوی گرگانی (م1400ش)،المناظر الناضره فی أحکام العتره الطاهره (کتاب الخمس)، قم، فقیه اهل بیت، 1399ش.
4. سیدمحمدعلی علوی گرگانی (م1400ش)،المناظر الناضره فی أحکام العتره الطاهره (کتاب الخمس)، قم، فقیه اهل بیت، 1395ش.
5. جمعى از پژوهشگران زیر نظر آیت‌الله سیدمحمود هاشمى‌شاهرودى، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع)، قم،  مؤسسه دایره‌المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بیت(ع)، 1426ق.
6. محمد بن علی بن بابویه معروف به شیخ صدوق (م381ق)، من لایحضره الفقیه، تصحیح علی‌اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، چ دوم، 1363ش. 
7. محمد بن علی بن بابویه معروف به شیخ صدوق (م381ق)، کمال الدین و تمام النعمه، تصحیح علی‌اکبر غفاری، چاپ دوم، تهران، اسلامیه، 1395ق.
8. ماهنامه پاسدار اسلام، صاحب امتیاز دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، از سال 1360 تاکنون 498 شماره منتشر شده است.
9. نهج‌البلاغه، از محمد بن الحسین معروف به سیدرضی (م406ق)، صبحی صالح، بیروت، دار الکتاب اللبنانی، 1980م. 
10. هفته‌نامه حریم امام، صاحب امتیاز: آستان مقدس امام خمینی، از سال 1390 تاکنون بهمن 1404 ،599 شماره منتشر شده است.
 
https://iichs.ir/vdcjiie8.uqem8zsffu.html
iichs.ir/vdcjiie8.uqem8zsffu.html
نام شما
آدرس ايميل شما