سرو ها در باد تهیه و تنظیم: فرهاد قلی زاده

آخر سید کار خودش را کرد

در همین روز [21 آذرماه 1357] تیمسار مقدم هم اجازۀ شرفیابی خواست و خبری داد که بر تشویش و اضطراب شاه افزوده شد. خبری داشت که با اصرار می‌خواست هر طور هست به اطلاع اعلیحضرت برساند. به ناچار، با ترس و لرز به او اجازه دادم.
1395/10/25 13:40

19 دی و تبعید روحانیون

متن ذیل یکی از اسناد ساواک می‌باشد که در کتاب خاطرات امیراصلان افشار آورده شده است. همانطور که مشاهده می‌شود این سند اعلامیه‌ای است که علاوه بر محکومیت اقدام رژیم پهلوی در واقعه 19 دی ماه 1356 اسامی تعدادی از علماء و روحانیونی که به تبعید فرستاده شده‌اند را نام می‌برد و در آخر نیز از دانش‌آموزان و دیگر اقشار مردم، برای شرکت در مراسم بزرگداشت چهلمین روز شهادت شهدای 19 دی دعوت بعمل آورده است.
1395/10/25 13:31

پیشدستی ایادی به زاهدی

در این روز در دفتر کارم نشسته بودم که صدای داد و فریادی از سرسرای کاخ به گوشم رسید. وقتی از دفتر کار خود بیرون آمدم اردشیر زاهدی را دیدم که تیمسار ایادی را زیر مشت و لگد انداخته است و مرتب به او ناسزاهای رکیک می‌دهد.
1395/10/22 13:48

این رشته سر دراز دارد...

در یکی از ویلاهای هتل دربند یک نفر هندی می‌زیست که برای خانوادۀ سلطنتی پیش‌گویی می‌کرد. ملکه مادر، والاحضرتها، شمس و اشرف و دیگر درباریان به او اعتقاد عجیبی داشتند. شهبانو فرح هم یکی دوبار از پیشگوییهای وی استفاده کرده بودند.
1395/10/22 13:31

جبهه ملی و روشنفکران

پیش از اینکه به سمت رئیس کل تشریفات سلطنتی انتخاب شوم، اجازۀ شرفیابی کار آسانی نبود و کاخ سلطنتی انباشته از درباریان، مقامات رسمی، صاحبان صنایع و بازرگانان بود.
1395/10/20 09:46

مخالفان از من چه انتظاری دارند؟

در یکی از همین روزها بود که وزیر خزانه‌داری آمریکا که به ایران آمده بود، توسط سولیوان، سفیر کبیر آمریکا، تقاضای شرفیابی کرد. به او وقت دادم و اعلیحضرت خواستند برای آنکه فرصت بیشتری برای صحبت داشته باشند، اجازۀ صرف ناهار بدهم.
1395/10/18 13:36

تفأل شاه به حافظ

اعلیحضرت هر روز دل افسرده و پریشان احوال بر روی صندلی مشرف به کاخ نیاوران می‌نشستند و مونس ایشان کتاب حافظ بود. روزی از من خواستند تفألی بزنیم که این شعر آمد:
1395/10/15 10:52

خداحافظ اعلیحضرت

افراد خانوادۀ سلطنتی از شهریور ماه 1357 به تدریج ایران را ترک کردند. شاه تنها بود. جالب توجه اینکه، ثروتمندانی که از سوی اعلیحضرت ثروت و قدرت به هم زده بودند، زودتر کشور را ترک گفته بودند...
1395/10/14 08:34

آیا خطایی از ما سر زده؟

اعلیحضرت نزدیک به ساعت ده صبح بود که مرا احضار فرمودند و خواستند سولیوان را احضار کنم و به او اجازۀ شرفیابی دهم. سولیوان در ساعت مقرر به کاخ نیاوران آمد و او را برای شرفیابی آماده ساختم. اعلیحضرت، پس از شرفیابی سفیر، با وی صمیمانه برخورد کردند.
1395/10/12 09:27

اگر به میل خودم بود تا 10 دقیقۀ دیگر می‌رفتم

سفیر انگلیس برای خداحافظی و استفاده از تعطیلات زمستانی تقاضای شرفیابی کرد. که در هنگام شرفیابی من هم حضور داشتم. سفیر پس از تعارفات معمول، گفت: از این اوضاع دردناک به قدری ناراحتم که ترجیح می‌دهم دربارۀ آن حرفی نزنم، در این موقع آشکارا می‌دیدم که زبان سفیر به لکنت افتاده و اشک در چشمانش حلقه زده.
1395/10/11 08:51

آشنائی با چند تن از دوستان و نزدیکان محمّدرضا پهلوی

در دربار تعدادی آجودان کشوری و لشکری بودند که با رئیس کل تشریفات همکاری می‌کردند. گفتنی است که این پست از آن پستهای نان و آب‌داری بود که رجال برایش سر و دست می‌شکستند. یکی دیگر از وظایفی که آجودانها داشتند، همراهی شاه در مسافرتهای خارج بود.
1395/10/8 09:04

از پهلوی‌ها دوری کن!

احضار دکتر امینی در روز چهارم آبان که مصادف با تولد اعلیحضرت بود، بنا به دستور ایشان هیچ جشنی، حتی خصوصی، در دربار گرفته نشد. در این روز اعلیحضرت بنده را احضار فرمودند و گفتند به دکتر علی امینی بگو به کاخ نیاوران بیاید. من تعجب کردم.
1395/10/6 15:22
40