مطالب مرتبط با واژه 'سال 1357'

    تفأل شاه به حافظ

    اعلیحضرت هر روز دل افسرده و پریشان احوال بر روی صندلی مشرف به کاخ نیاوران می‌نشستند و مونس ایشان کتاب حافظ بود. روزی از من خواستند تفألی بزنیم که این شعر آمد:
    1395/10/15 10:52

    خداحافظ اعلیحضرت

    افراد خانوادۀ سلطنتی از شهریور ماه 1357 به تدریج ایران را ترک کردند. شاه تنها بود. جالب توجه اینکه، ثروتمندانی که از سوی اعلیحضرت ثروت و قدرت به هم زده بودند، زودتر کشور را ترک گفته بودند...
    1395/10/14 08:34

    آیا خطایی از ما سر زده؟

    اعلیحضرت نزدیک به ساعت ده صبح بود که مرا احضار فرمودند و خواستند سولیوان را احضار کنم و به او اجازۀ شرفیابی دهم. سولیوان در ساعت مقرر به کاخ نیاوران آمد و او را برای شرفیابی آماده ساختم. اعلیحضرت، پس از شرفیابی سفیر، با وی صمیمانه برخورد کردند.
    1395/10/12 09:27

    اگر به میل خودم بود تا 10 دقیقۀ دیگر می‌رفتم

    سفیر انگلیس برای خداحافظی و استفاده از تعطیلات زمستانی تقاضای شرفیابی کرد. که در هنگام شرفیابی من هم حضور داشتم. سفیر پس از تعارفات معمول، گفت: از این اوضاع دردناک به قدری ناراحتم که ترجیح می‌دهم دربارۀ آن حرفی نزنم، در این موقع آشکارا می‌دیدم که زبان سفیر به لکنت افتاده و اشک در چشمانش حلقه زده.
    1395/10/11 08:51

    آشنائی با چند تن از دوستان و نزدیکان محمّدرضا پهلوی

    در دربار تعدادی آجودان کشوری و لشکری بودند که با رئیس کل تشریفات همکاری می‌کردند. گفتنی است که این پست از آن پستهای نان و آب‌داری بود که رجال برایش سر و دست می‌شکستند. یکی دیگر از وظایفی که آجودانها داشتند، همراهی شاه در مسافرتهای خارج بود.
    1395/10/8 09:04

    از پهلوی‌ها دوری کن!

    احضار دکتر امینی در روز چهارم آبان که مصادف با تولد اعلیحضرت بود، بنا به دستور ایشان هیچ جشنی، حتی خصوصی، در دربار گرفته نشد. در این روز اعلیحضرت بنده را احضار فرمودند و گفتند به دکتر علی امینی بگو به کاخ نیاوران بیاید. من تعجب کردم.
    1395/10/6 15:22

    اعدام 5 هزار نفر، تنها راه نجات کشور

    دوم آبانماه 1357 در حدود ساعت چهار بعدازظهر دریادار کمال‌الدین حبیب‌اللهی، فرمانده نیروی دریایی، شرفیاب شد. یک گزارش 30 صفحه‌ای با خود آورده بود. که با اجازۀ اعلیحضرت شروع به خواندن کرد. خلاصه گزارش این بود که به وی اجازه دهند ادارۀ اوضاع کشور را در دست بگیرد...
    1395/10/4 15:15

    کاری که پدرم نتوانست انجام دهد من می‌خواهم انجام دهم

    روزی شاه از من خواست که به علی دشتی، سناتور و نویسندۀ معروف، اجازه شرفیابی دهم. دشتی پرسید، آیا لازم است لباس رسمی بپوشم؟ من گفتم لباس تیره بپوشید بهتر است. دشتی در ساعتی که برای شرفیابی تعیین شده بود آمد و چون کسی حضور نداشت او را به اتاق شاه راهنمایی کردم تا شاه به طور خصوصی با وی گفت‌و‌گو کند.
    1395/9/28 14:31

    رقیب‌تراشی رژیم پهلوی برای امام خمینی(ره)

    وقتی پس از چاپ عکس آیت‌الله خمینی دامنۀ تظاهرات بالا گرفت، شاه متوجه آیت‌الله شریعتمداری شد و دستور داد من و بهبهانیان، رئیس ادارۀ املاک سلطنتی، نزد شریعتمداری برویم و وی را برای مخالفت با آیت‌الله خمینی تهییج کنیم! ...
    1395/9/17 10:44

    روزنامه کیهان و بچه‌های پرشرّ و شور

    دامنه تظاهرات هر روز گسترده‌تر می‌شد و از تهران و شهرستانها خبرهای ناگوار می‌رسید. صفحات روزنامه‌ها پر شده بود از خبر تظاهرات مردم تهران و شهرستانها. در همین روزها روزنامۀ کیهان عکسی از آیت‌الله خمینی در صفحۀ اول درج کرد...
    1395/9/15 09:52

    مراسم عزاداری حسینی چگونه به صحنه مواجهه با حکومت پهلوی تبدیل شد؟

    محرم به مثابه رفراندوم

    بعد از راهپیماییهای محرم 57 و نتیجه آن اعتراضات بود که «ژنرال هایزر روانه تهران شد و شاه متقاعد گردید یک چهره به ظاهر ملی را به عنوان نخست‏ وزیر برگزیند و خود ایران را ترک کند.»
    1395/8/25 09:16
193

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.