سیاهه‌ای از جنایات انگلیسیها در جنوب
در آستانه شهادت رئیسعلی دلواری؛

سیاهه‌ای از جنایات انگلیسیها در جنوب

رئیسعلی در جواب پیشنهاد انگلیسیها در ارتباط با بی‌طرفی نسبت به حمله انگلیس به شیراز بیان داشت که «چگونه می‌توانم بی‌طرفی اختیار کنم در حالی که استقلال ایران در معرض خطر جدی قرار دارد.»

محمدجواد سلطانی

از آغاز روابط ایران با انگلیس که به ویژه در دوره صفویه ابعاد تجاری نیز پیدا کرد تا وقوع انقلاب اسلامی نمی‌توان صفحه سفیدی در ارتباط با حضور این دولت در کشورمان یافت. اخذ امتیازهای ناعادلانه اقتصادی در دوره قاجار، جدا کردن بخشهایی از سرزمین ایران،توطئه در جریان ملی شدن نفت و ... همه بخشی از خیانتهای این دولت نسبت به ایران و ایرانیان است. ضعف حکومت مرکزی در عصر قاجاری به جایی رسید که این دولت استعمارگر بر امور بخشهایی از ایران کاملا مسلط شد. این امر به ویژه در جنوب ایران بارزتر بود. در واقع جنوب ایران نه در دوره قاجاری بلکه حتی در زمان افشاریه و زندیه نیز تحت نفوذ انگلیس بود.
 

اگر در ادوار قبلی خارج کردن پرتغالیها و حمایت از مستعمرات خود همچون هند بهانه این نفوذ بود، این‌بار حضور آلمانها بهانه این نفوذ گسترده‌تر شد.جنگ جهانی اول و وجود دشمن مشترک زمینه نزدیکی دو قدرت مداخله‌گر در امور ایران را فراهم کرد،در حالی که قبلا روسیه و انگلیس برای تسلط بر ایران در تقابل با هم بودند. این تقابل در حمایت انگلیس از مشروطه و در مقابل حمایت روسیه از دربار و مخالفت با مشروطه و سرکوب مشروطه خواهان برجسته بود. با شروع این جنگ و توسعه طلبیهای آلمان، این دو قدرت در یک جبهه واحد قرار گرفتند و انگلیس به مشروطه خیانت کرد. حتی دشمن مشترک، این همسویی بین دو قدرت را در دیگر مناطق به ویژه هند و افغانستان نیز پدید آورد،اگرچه قرارداد 1907 سن پترزبورگ در داخل ایران این تعامل را دو چندان کرد و زمینه نفوذ رسمی دو قدرت را فراهم کرد.
 

قرارداد 1907 و فعالیت انگلیس در جنوب
مقدمه نفوذ سیاسی و استعماری انگلیس در جنوب ایران به دوران سلطنت شاه عباس اول بر می‌گردد که طی آن ناوگان جنگی آنها پرتغالیها را طرد کرد، اما در دوره قاجاریه انگلیس توانست نیروهای خود را وارد خلیج فارس کند و با ایجاد کنسولخانه، بیمارستان و استحکامات نظامی، بوشهر را که آبادترین شهر بندری جنوب بود، به عنوان پایگاه خود در جنوب تعیین کند. قرارداد 1907 بین روس و انگلیس عملا ایران را به دو بخش جنوب و شمال تقسیم کرد، در حالی که قدرت مرکزی در ایران نقشی در جریان امور نداشت. بر اساس این قرارداد جنوب ایران در حوزه نفوذ انگلیس قرار گرفت. البته انگلستان متاثر از عامل نفت نیز به این منطقه توجه داشت.1منطقه تحت نفوذ انگلیس در واقع خطی بود که از ناحیه گزیک در افغانستان آغاز می‌شد و با گذر از بیرجند و کرمان به بندر عباس ختم می‌گشت.2از جمله اقدامات فاجعه آمیز انگلیس در جنوب به ویژه در اواخر حکومت قاجارها عبارتند بودند از:
 

1. مهمترین اقدام انگلیس در جنوب تشکیل پلیس جنوب در سال 1294 بود. افراد قبایل محلی به عنوان اعضای این نیرو به کار گرفته شدند تا به تامین امنیت کاروانهای تجاری و نظامی انگلیس بپردازند.3 عمده جنایات انگلیسیها در جنوب از طریق همین نیرو اعمال شد. این پلیس اقدام به ایجاد ناامنی در جنوب می‌کرد تا خود را به عنوان تنها راه حل مشکلات جنوب ایران ترسیم کند. آخرالامر دولت وقت ایران زیر فشار حمایتهای مالی انگلیس مجبور شد موافقت ضمنی خود را با پلیس جنوب اعلام دارد.
 

2. سیاست پدید آوردن قحطی در جنوب یک مورد از این اقدامات بود که با خرید محصولات کشاورزی مردم و سوزاندن یا ارسال آنها به جبهه‌های جنگ، مردم منطقه را مجبور به خوردن خاک اره می‌کردند. این اقدامات به حوزه حمل و نقل در جنوب نیز کشیده می‌شد و آن مصادره وسایل نقلیه این مناطق برای انتقال تجهیزات نظامی انگلیس بود که اعتراض تجار این منطقه را در پی داشت.4
 

3. سیاست انگلیس در جنوب به جنگ با قبایل محلی نیز کشیده شد که کشتار مردم بی‌دفاع و عشایر فارس را در پی داشت که از جمله حمله به ایلات منفرد مانند ایل کرد شولی در 1916، آغاز درگیری با عشایر و روستاهای مجاور کرمان به بهانه حمایت از آلمانها، درگیری وسیع با ایل قشقایی و ایجاد درگیری قومی و قبیله‌ای میان ایلات با حمایت از یک ایل برای سرکوب ایل دیگر و کشتار ظالمانه اهالی جوزم بخشی از این فجایع بود.5
 

4. کنترل گمرکات در جنوب و برداشت عواید آن به جای پرداخت آن به دولت مرکزی، دولت ایران را در وضعیت بد اقتصادی قرار داد. کشکش بر سر این مسئله و منع واردات اقلام غذایی از هند و بین النهرین توسط انگلیسیها، قحطی را نه تنها در جنوب، بلکه به کل کشور تسری داد که به یک نسل کشی چند میلیونی منتهی شد.6

 

مهمترین اقدام انگلیس در جنوب تشکیل پلیس جنوب در سال 1294 بود. افراد قبایل محلی به عنوان اعضای این نیرو به کار گرفته شدند تا به تامین امنیت کاروانهای تجاری و نظامی انگلیس بپردازند.عمده جنایات انگلیسیها در جنوب از طریق همین نیرو اعمال شد.

 

5. اعدام مخالفین مردمی و سربازان فراری از ارگانهای زیر سلطه انگلیس از دیگر اقدامات این کشور استعمارگر در جنوب ایران بود. یک نمونه آن، اعدام دوازده سرباز فراری از پلیس جنوب در آباده بود که منجر به جنگ در این منطقه شد.7
 

6. حمله به روستاهای بوشهر و به ویژه دلوار و ویران کردن خانه‌ها و باغات مردم در پاسخ به مقاومت مردم در برابر تعرضات آنها.
 

7. غارت آثار باستانی توسط سرپرسی سایکس در جنوب که خود از متولیان پلیس جنوب بود. این امر بیشتر در کرمان مشهود بود که بنا بر یک نقل قول، وی هنگام خروج از ایران سه کالسکه عتیقه را با خود به خارج برده بود.8
 

8. حمایت از برخی طوایف قشقایی و نیروهای شیخ خزعل در راستای منافع انگلیس در جنوب منجر به دامن زدن به تحرکات جدایی طلبانه شد.9
 

مبارزات مردم جنوب با انگلیس
علما و روحانیون،بر خلاف حکام ایران که در ارتباط با اقدامات انگلیس در جنوب سیاست مماشات گرایانه را دنبال می‌کردند، با صدور فتاوی جهاد با انگلیس مردم را به عرصه مبارزه با انگلیس در جنوب کشیدند. سایکس در این باره می‌نویسد: «ساکنین شیراز توسط ملایان علیه انگلیسیها تحریک شده و به جهاد دعوت و موعظه می‌شدند. به هندیهاو پلیس جنوب در شیراز حمله شد، ملاها فتوا صادر کردند که کشتن هرکس که با انگلیسیها مربوط است، جایز است.».10آیت‌الله محمدتقی میرزای‌ شیرازی و سید عبدالحسن لاری از جمله کسانی بودند که در این زمینه فتوا صادر کردند. قشقاییها به رهبری صولت الدوله نیز از جمله عشایری بودند که به انگلیسیها در جنوب اعلام جنگ کردند.
 

با این حال قیام مبارزین تنگستانی به رهبری رئیسعلی دلواری در بین مبارزان جنوب با انگلیس جایگاه برجسته‌ای دارد.نظامیان انگلیسی پس از آن که در 17 مرداد 1294 بوشهر را اشغال کردند، در 22 همین ماه‌، با چندین ناو جنگی و صدها سرباز هندی وانگلیسی به منطقه تنگستان یورش بردند. این قیام نقطه عطفی در مبارزات جنوب بود. تنگستانیها غالبا شبها به نیروهای انگلیسی شبیخون زده و تلفاتی بر آنها وارد می‌کردند. قیام دلیران تنگستان علیه نیروهای انگلیسی که حدود پنج هزار نفر بودند منجر به تلفات سنگینی بر آنها شد. رئیسعلی در جواب پیشنهاد انگلیسیها در ارتباط با بی‌طرفی نسبت به حمله انگلیس به شیراز بیان داشت که «چگونه می‌توانم بی‌طرفی اختیار کنم در حالی که استقلال ایران در معرض خطر جدی قرار دارد.»11رئیسعلی دلواری در جریان یکی از این حملات در 12 شهریور 1294 توسط یکی از همراهان خائنش به شهادت رسید.12
 

به نظر می‌رسد ضعف حکام مرکزی در اعمال قدرت بر سراسر سرزمین ایران زمینه نفوذ انگلیسیها و وقوع جنایتها و خیانتهای این دولت استعمارگر را در ایران رقم زد. در سالهای منتهی به حکومت قاجارها این ضعف به حدی رسید که ایران به سه قسمت تقسیم شد و انگلیس در جنوب با کنترل منابع اصلی درآمد از جمله گمرکات ایران در واقع بر دیگر مناطق این کشور تاثیر می‌گذاشت. بحران درآمد دولت و قحطیهای این دوران یک گوشه از این ماجرا بود. پلیس جنوب ابزار اصلی جنایتهای این دولت در جنوب ایران بود. در واقع نبردهای مردم جنوب در برابر انگلیس مهر تاییدی بر این نظر بود که اغلب حملات دشمن در سایه سکوت یا بی‌خبری حکومت مرکزی از اوضاع مناطق مختلف کشور صورت می‌گرفت.

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.