قرارداد 1919 یا گواهی مرگ ایران
نگاهی به واکنشهای خارجی به پیمان وثوق الدوله-کاکس

قرارداد 1919 یا گواهی مرگ ایران

مخالفت دول خارجی به ویژه واکنش منفی سه کشور شوروی، آمریکا و فرانسه به خیزش امپریالیستی انگلیس، از نظر روانی تأثیر مهمی در تشدید اعتراض ایرانیان به این قرارداد داشت چرا که این مخالفتهای خارجی، جای هیچ تردیدی در اذهان ایرانیان باقی نمی گذاشت که استعمار گر پیر...

فاطمه تفتیان
 

                                              مخالفت دول خارجی به ویژه واکنش منفی سه کشور شوروی، آمریکا و فرانسه به خیزش امپریالیستی انگلیس، از نظر روانی تأثیر مهمی در تشدید اعتراض ایرانیان به این قرارداد داشت چرا که این مخالفتهای خارجی، جای هیچ تردیدی در اذهان ایرانیان باقی نمی گذاشت که استعمار گر پیر تیشه به ریشه استقلال ایران زده است.

 

در 9 اوت 1919 میلادی یکی از وقایع مهم تاریخ ایران عصر قاجار رقم خورد و آن انعقاد قراردادیبین ایران و انگلیس بود که استقلال ایران را نشانه گرفته بود. اما این بار نقشه استعمارگر پیر، علاوه بر واکنشهای گسترده داخلی، با مخالفتهای خارجی زیادی نیز مواجه شد. بررسی اهم این مخالفتها و چرایی آنها موضوع اصلی این نوشتار را تشکیل می دهد.
 

انعقاد پیمان وثوق الدوله-کاکس
قراداد 1919 زاده اندیشه «لرد کرزن» و حاصل تلاش وزارت خارجه انگلیس بود که با سقوط دولت تزاری روسیه، سودای سلطه بر سراسر آسیا را در سر می پروراند. به موجب این قرارداد که شباهت بسیاری به قرارداد تحت‌الحمایگی داشت و به صورت کاملاَ محرمانه و با پرداخت رشوه به طرف ایرانی (وثوق الدوله) منعقد شده بود،زمام امور نظامی و مالی ایران به دست مستشاران انگلیسی قرار می گرفت و در مقابل انگلستان متعهد می شد یک وام دو میلیون لیره ای برای کمک به احداث راه آهن به ایران اعطا کندو ضمن پشتیبانی از ادعای ایران برای جبران خسارت جنگ، تجدیدنظر در تعرفه های گمرکی موجود را پیگیری کند.1
 

منافع این قرارداد برای انگلیسیها آن قدر زیاد بود که آنها حتی منتظر طی شدن مراحل قانونی تصویب قرارداد در مجلس نماندند و بلافاصله پس از امضای قرارداد بین وثوق الدوله و «سر پرسی کاکس»، شروع به اجرای آن نمودند.انتشار خبر انعقاد قرارداد ایران و انگلیس از منابع خارجی، جدای از طوفانخشم و اعتراض ایرانیان داخل و خارج از کشور، مخالفت دولتهایی چون آمریکا، فرانسه و شوروی را نیز به دنبال داشت.برای بررسی علل این مخالفتهای خارجی لازم است نگاهی به ساختارنظام بین الملل در دوره مورد بحث داشته باشیم.
 

ساختار نظام بین الملل در فضای بین دو جنگ جهانی
ساختار نظام بین الملل در دوره عقد قرارداد 1919، همان چیزی است که «مورتون کاپلان» آن را«موازنه قدرت» می‌نامدو در آن چند قدرت بزرگ جهان ضمن رقابت بر سر تصاحب بقیه جهان،به نحوی رفتارمی کنند که هیچ کدام نتواند بر دیگران تفوق یابد.2
 

مخالفتهای خارجی با قرارداد 1919 ایران و انگلیس را می‌توان در چارچوب این ساختار بررسی کرد. در این زمانجنگ جهانی اول با شکست اتحاد مثلث پایان یافته بود و فاتحین در صدد بودند تا سهم بیشتری از خرمن پیروزی به دست آورند و این مسئله باعث دو اختلاف عمده بین آنها می شد؛ نخست اختلاف نظر بین کشورهای فاتح اروپا و آمریکا که به تازگی وارد سیستم موازنه قدرت شده بود و دوم اختلاف نظر و تضاد منافع بین فرانسه و انگلیس که هر کدام نگران قدرت گیری و تفوق دیگری بود.روسیه نیز با اینکه بیشتر درگیر مسائلداخلی خود و انقلاب کمونیستی بودپتانسیل ایفای نقشیمؤثر در مورد حساسیتهای بین المللی خود را داشت.3
 

بدین ترتیب با توجه به ساختار موازنه قدرت و فضای رقابتی بین قدرتهای بزرگی که رهبران جهان آن روزبودند، بدیهی بود که قرارداد استعماری انگلیس که بخشی از دومینوی سلطه این کشور بر آسیا به شمار می رفت با مخالفت دیگر قدرتهای موجود در سیستم موازنه قدرت مواجه شود. بدین ترتیب با روشن شدن ساختار و فضای رقابتی حاکم بر نظام بین الملل به عنوان منشأ اصلی مخالفتهای خارجی با قرارداد 1919، اهم اینواکنشها را به تفکیک بررسی می کنیم.
 

الف) شوروی
با آنکه گرفتاریهای داخلی ناشی از انقلاب بلشویکی در روسیه باعث کناره گیری این کشور از جنگ جهانی اول شده بود اما حاکم شدن نگرشهای ضد امپریالیستی انقلابیون در این کشور از یک سو و ترس مسکو از اینکه ایران به یک پایگاه انگلیسی برضد آنها مبدل شود از سوی دیگر، باعث شد تا واکنش شوروی نسبت به قرارداد استیلاجویانه انگلیس شدیدتر از دیگر دول خارجی باشد.
 

در واقع حکومت شوروی که بر اساس ایدئولوژی انقلابی خود تمام عهدنامه های سری روسیه تزاری و انگلیس علیه ایران را را باطل اعلام کرده بود نمی توانست در مقابل خیزش امپریالیستی انگلیس برای بلعیدن ایران ساکت بماند. لذا در نخستین گام با صدور اعلامیه هایی علاوه بر متهم کردن حکام ایران به فروش مملکت، اقدام انگلیس را در به بردگی کشیدن مردم ایران محکوم کردو اعلام کرد که هرگز این قرارداد را به رسمیت نخواهد شناخت.4
 

روسها در واکنش به قرارداد 1919 به صدور اعلامیه بسنده نکردند؛ آنها بااقداماتی چون تهاجم به شمال ایران و تلاش برای تأسیس جمهوری شورایی، انجام تبلیغات کمونیستی، موضع گیری ضد انگلیسی بریگارد قزاق و تلاش برای برقراری روابط سیاسی برابر با ایران، مخالفت خود را با استیلای انگلیس بر ایران نشان دادند. این بدان معنا بود که روسها پس از یک وقفه کوتاه ناشی از انقلاب کمونیستی در کشورشان، دوباره در حال بازگشت به قدرت در سیستم توازن قوای نظام بین الملل و از سرگیری رقابت دیرینه با انگلیس بر سر ایران بودند.
 

ب) آمریکا
از اواخر قرن 19 میلادی آمریکا لاک انزواگرایی خود را کنار گذاشتو روند مداخله گراییدر عرصه بین الملل رادر پیش گرفت. این کشور در مدت کوتاهی توانست نقش فعالی در سیاست جهانی ایفا کند ونقش موازنه دهنده سیستم موازنه قدرت را به عهده بگیرد. با پایان جنگ جهانی اول، آمریکادر جرگه فاتحین جنگ نقش خود را در سیستم موازنه قوا تثبیت کرد وبدیهی بود که از این به بعدرقابت و برخورد منافع این کشور با دیگر قدرتهای جهان آن روز اجتناب‌ناپذیر باشد. 

 

روسها در واکنش به قرارداد 1919 به صدور اعلامیه بسنده نکردند؛ آنها با اقداماتی چون تهاجم به شمال ایران و تلاش برای تأسیس جمهوری شورایی، انجام تبلیغات کمونیستی، موضع گیری ضد انگلیسی بریگارد قزاق و تلاش برای برقراری روابط سیاسی برابر با ایران، مخالفت خود را با استیلای انگلیس بر ایران نشان دادند.

 

مخالفت آمریکا با قرارداد استعماری 1919 از همین زاویه قابل بررسی است؛در این زمان آمریکا تحت تأثیر ویلسونیسم و بر خلاف فاتحین اروپایی، قصد انهدام هیچ کشوری را نداشت و بر آن بود که هر ملتی سرنوشت خود را در دست بگیرد تا آمریکا بتواند روابط تجاری پر سودی با آنها برقرار سازد.آمریکااز یک سو انحصارگرایی و تفوق استیلاجویانه انگلیس را به خصوص در منطقه نفت خیز خاورمیانه بر نمی تابیدو از سوی دیگرهنوز توان آن را نداشت که در مقابل فشار کمپانیهای بزرگ آمریکایی برای نفوذ در مناطق حساس جهان، مانعی جدی بر سر نفوذ انگلیس در خاورمیانه ایجاد کند.بنابراینمخالفت با تفوق انگلیس در چارچوب سیستم موازنه قدرت راه حل موقت آمریکا در برخورد با مسائل مهم جهان آن روز بود و واکنش به قرارداد 1919 نیز در همین راستا صورت گرفت.
 

بدین ترتیب از فردای افشای متن قرارداد ایران و انگلیس، مخالفت وسیعی با آن از سوی مقامات رسمی و دولتی آمریکا ابراز شد. دولت آمریکا تایید قرارداد 1919 را منوط به رضایت مردم ایران کرد و سفارتخانه های این کشور فعالانه علیه این قرارداد دست به اقدام زدند.5 مطبوعات آمریکایینیز این پیمان را سست کننده بنیانهای اعتبار جامعه ملل دانسته و مانور سیاسی انگلستان در ایران را به شدت مورد انتقاد قرار دادند. قرارداد 1919 از تیغ انتقاد مفسران و تحلیگران معروف آمریکایی نیز در امان نماند؛ بسیاری مانند «لوتروپ استوارد» مفسر معروف آمریکاییاین قراداد را گواهی مرگ ایران دانستند که توسط انگلیس صادر شده است.6
 

ج) فرانسه
فرانسه نیز همانند آمریکا به عنوان یکی از قدرتهای بزرگ سیستم موازنه قدرت نمی توانست نسبت به نقشه استعماری انگلیس برای تحت الحمایگی ایران بی تفاوت باشد. این کشور که در مقایسه با دیگر فاتحین جنگ جهانی، متحمل بیشترین خسارت جانی و مالی شدهبود، بر سر گرفتن غرامت و ضمانت پرداخت آن از آلمان، با انگلیس دچار اختلاف شد و این اختلاف در قضیه تقسیم جهان میان دولتهای فاتح و دخالت انگلیس در مسئله سوریهشدت گرفت چرا که هر دوقدرت، نگران تفوق دیگری بر جهانبودند. مخالفت فرانسه با قرارداد 1919 نیز از زاویه همین نگرانی قابل تحلیل است.
 

مقامات فرانسوی که با قرارداد 1919، ایران نفت خیز را در سلطه انحصاری رقیب می دیدند و دستشان از کسب منافع در این کشورکوتاهشده بود، چاره ای جز مخالفت با آن نداشتند. سفارت فرانسه برای بی اعتبار کردن این قرارداد تلاش بی وقفه ای را آغاز کردتا جایی که لرد کرزن شکایت شدیداللحنی از اقدامات «مسیو بونن»، وزیر مختار فرانسه در تهران، تسلیم سفارت فرانسه در لندن کرد. رسانه های گروهی، مطبوعات و نشریات فرانسه نیز حملات سخت و خشنی علیه سیاست انگلیس در پیش گرفتند.7البته ناگفته نماند که فرانسه سرانجام زیر فشار انگلیسیها دست از اعتراض کشید چرا که برای پیشبرد مقاصد استعماری خود در خاورمیانه و شمال آفریقا به حمایت این کشور نیاز داشت.8
 

سرانجام در اثر مخالفتهای داخلی و خارجی، اجرای قرارداد 1919 با بن بست مواجه شد. مخالفت دول خارجی به ویژه واکنش منفی سه کشور شوروی، آمریکا و فرانسه به خیزش امپریالیستی انگلیس، از نظر روانی تأثیر مهمی در تشدید اعتراض ایرانیان به این قرارداد داشت چرا که این مخالفتهای خارجی، جای هیچ تردیدی در اذهان ایرانیان باقی نمی گذاشت که استعمار گر پیر تیشه به ریشه استقلال ایران زده و حکام ایرانی کشور را به انگلیس فروخته اند.
 

 


حسن وثوق‌الدوله رئیس‌الوزرا و وزیر داخله به همراه اعضای کابینه خود 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.