راز اعتماد محمدرضا پهلوی به وزیر دربارش
رابطه شاه و نزدیکترین محرم اسرارش چگونه بود؟

راز اعتماد محمدرضا پهلوی به وزیر دربارش

علم که از دوران جوانی با شاه در ارتباط بود به خوبی می دانست که او مدام نیازمند تعریف و تمجید است. برای همین در هر مناسبتی از او و کارهایش تعریف می کرد. همین مسئله موجب شد تا شاه بیش از پیش به او اعتماد کند.

سیدمحسن موسوی زاده جزایری

                   علم که از دوران جوانی با شاه در ارتباط بود به خوبی می­ دانست که او مدام نیازمند تعریف و تمجید است. برای همین در هر مناسبتی از او و کارهایش تعریف می­کرد. همین مسئله موجب شد تا شاه بیش از پیش به او اعتماد کند.


امیراسدالله علم که بعد از استعفای دکتر امینی از مقام نخست وزیری در تیر 1341 از طرف شاه به عنوان نخست وزیر انتخاب شد و بعد از آن نیز به مدت یازده سال وزیر دربار و محرم اسرار شاه بود، یکی از قدرتمندترین بازیگران عرصه سیاسی عصر پهلوی دوم محسوب می شود. آنچه که بر اهمیت این مسئله می افزاید حس بدبینی محمدرضا پهلوی به تمامی اطرافیانش است. به طوری که او حتی نسبت به اعضای خانواده خود نیز بدگمان بود. در اینجا این سوال مطرح می شود که چگونه علم توانسته با وجود حس پارانوئیدی شاه به او نزدیک شده و تا آخر عمر محرم او باشد؟ این نوشتار درصدد پاسخگویی به این سوال است.
 

ارتباط اسدالله علم با خاندان پهلوی به دوران رضاخان برمی گردد. پدر او که از زمین داران با نفوذ بیرجند بود؛ ارتباط خوبی با حکومت پهلوی اول داشت. به طوری که با توصیه رضاشاه پسرش را به جای اینکه برای تحصیل کشاورزی راهی اروپا کند به دانشکده کشاورزی کرج می فرستد. علاوه براین حتی همسر اسدالله علم را که خواهر شوهر اشراف پهلوی بوده است رضاخان انتخاب می کند.1
 

علم در دورانی که محمدرضا پهلوی ولیعهد بود با او ارتباط برقرار می کند. این مسئله موجب می‌شود تا زمینه برای ترقی او در سیاست فراهم شود. او بعد از به حکومت رسیدن محمدرضا در سال 1321 اولین پست سیاسی خود را که فرمانداری سیستان و بلوچستان بوده، دریافت می کند. بعد از آن نیز به توصیه شاه به عنوان وزیر کشور وارد کابینه ساعد می شود و بعد از ان در چند کابینه وزیر بوده است. با این حال بعد از کودتای 28 مرداد علم نقش محرم اسرار شاه در انتقال پیامهای سیاسی و حتی ارتباط با مخالفانبیشتر خود را نشان می دهد. به طوری که بارها او با سران جبهه ملی در اوایل دهه 40 مذاکرات محرمانه ای از طرف شاه داشته است.2
 

با این حال یکی از پررنگترین نقشهای علم در حوادث رفراندوم انقلاب شاه و مردم و سرکوب قیام 15 خرداد بود. به طوری که گفته شده او یکی از عوامل سرکوب بی رحمانه مردم در این قیام بوده است. البته علم بعد از اینکه به عنوان وزیر دربار انتخاب شد، همچنان به نقش محرم اسرار شاه ادامه داد. به طوری که او مبدل به حلقه ارتباطی شاه با سیاستمداران موافق و مخالف و سفارتخانه های خارجی گردید. بر اساس روایت تاریخی، علم در این دوران از معدود افرادی بوده که می توانسته صریح و بی پرده با شاه صحبت کرده و برخی از مسایل را با او درمیان بگذارد.3
 

ویژگیهای روحی محمدرضا پهلوی
اما چه عواملی توانسته بود، موجب شود علم بتواند چنین نقشی را ایفا کند؟ برای بررسی این مسئله باید اشاره‌ای به روانشناسی شخصیت شاه و توانایی علم در ارتباط موثر با شاه کرد.
 

ماروین زونیس نویسنده کتاب «شکست شاهانه» منابع ذخیره‌ روانی شاه را این‌ چنین بر می‌شمارد: 1.تحسین دیگران، 2. جفت بودن با اشخاص دیگر، 3.حمایت الهی 4.پشتیبانی آمریکا. زونیس معتقد است که شاه به شدت نیازمند تحسین دیگران بوده و دوست داشت، مدام از او تعریف شود. همچنین تجربه انزوای او در سویس باعث شده بود تا همیشه به دنبال شخصیتی برای جبران حس تنهایی خود باشد و در نهایت چون خود را مورد تایید خدا می‌دانست هر فردی که این مسئله را تایید می کرد، می توانست بیشتر مورد عنایت او قرار بگیرد.4
 

این روحیات شاه موجب شده بود تا برخی از نزدیکانش با شناسایی نقاط ضعف او تلاش کنند تا از این ویژگیها برای افزایش قدرت شخصی خود استفاده کنند، در میان این اشخاص علم را می توان یکی از موفقترین افراد دانست.
 

تحسین از شاه
علم که از دوران جوانی با شاه در ارتباط بود به خوبی می دانست که او مدام نیازمند تعریف و تمجید است؛ برای همین در هر مناسبتی از او و کارهایش تعریف می کرد. همین مسئله موجب شد تا شاه بیش از پیش به او اطمینان کند. شاهی که بر اساس نظر پارسونز در عرصه سیاست داخلی خود را محصور در عالم خیالی که ساخته بود کرده و به هیج وجه دوست نداشت با واقعیتهایی که در اطرافش می گذرد روبه‌رو شود. از این رو در دهه اخر سلطنت او نه تنها سیاستمداران داخلی از گفتن واقعیتها به او خودداری می کردند، بلکه مسئولان سفارتخانه های خارجی نیز ترجیح می دادند که به واقعیتهای ایران در ملاقات با او اشاره ای نداشته باشند.5

 

در سال 53 وقتی اعلام شد که باید پزشک فرانسوی خون شاه را ببنید؛ اسدالله علم ضمن ابراز نگرانی در این زمینه، می نویسد که فکر کردم خدایا اگر این مرد از بین برود چه بر روی این ممکلت می آید.


به عنوان مثال علم در یادداشت روز 12 فروردین می نویسد: «عرض کردم کتابی اخیرا درباره ناپلئون منتشر شده که در آن نوشته دویست هزار کتاب درباره کارهای او به چاپ رسیده است. درباره اعلیحضرت همایونی که حقا شما را کمتر از او نمی دانم ما باید کتابهای زیادی منتشر کنیم و به نظر من صحیح‌ترین آن خواهد بود که من این کتاب را بنویسم.» خود علم در ادامه اشاره می کند که شاه از این حرف او خیلی خوشش امده است.6
 

پشتیبانی آمریکا
شاه همواره از قدرت خود بیمناک بود. با توجه به اینکه پدر او را قدرتهای خارجی بر سر کار آورده و سپس برکنار کرده بودند، نگران بود که او هم به سرنوشت پدرش دچار شود. برای همین هر حادثه داخلی که روی می داد، او تصور می-کرد که ممکن است دست خارجی در کار باشد. با این حال او به دلیل نقشی که آمریکا در بازگشت او به قدرت داشت، احساس می کرد که تداوم قدرتش نیازمند حمایت آنها است و از اینکه روزی امریکاییها او را رها کنند بیم داشت با این حال علم سعی می کرد تا همواره این حس او را که مورد عنایت امریکاییها است، در او القا کند. برای همین این کار علم به شاه اعتماد به نفس بیشتری می داد.
 

به عنوان مثال علم در یادداشت روز 17 دی 48 می گوید که شاه گفته که سوقصد به او در 1327 ممکن است کار انگلیس باشد ولی بلافاصله او به شاه یاداوری می کند که آمریکا و انگلیس حامی شاه هستند و در شرایطی که ایران شرایط امنی در منطقه ایجاد کرده اگر او را برکنار کنند انگار گور خود را کنده اند.7
 

جفت بودن با اشخاص دیگر
شاه به دلیل تجربه کودکی و اینکه هر کاری را باید با اجازه پدرش انجام می داد،فاقد اعتماد به نفس لازم بود. برای همین در تمامی کارهایش نیاز داشت تا شخصی او را تایید کند. علم این نقش را به خوبی ایفا می کرد. در این رابطه می توان به نقش علم در رفراندم انقلاب شاه و مردم و همچنین سرکوب قیام 15 خرداد اشاره کرد. وقتی شاه قصد سرکوب مردم را داشت، علم با تایید شاه اقدام به این عمل نمود و این قیام مردمی و مهم را به خاک و خون کشید.

این مسئله موجب شد تا شاه هر گاه قصد داشت اقدامات ساختارشکنانه ای انجام دهد با علم مشورت کند؛ چون مطمئن بود که او جز تایید کار دیگری نمی کند. به عنوان مثال وقتی شاه می خواست تاریخ هجری شمسی را به تاریخ شاهنشاهی تغییر دهد یکی از افرادی که مورد مشورت قرار گرفت، علم بود. اسدالله علم بدون اینکه شاه را نسبت به عواقب این کار روشن کند،فقط مورد تایید قرار داد.8
 

تایید الهی
شاه همواره خود را مورد تایید الهی می دانست و تصور می کرد که آنچه باعث شده تا سلطنت او ادامه یافته و از بحرانها نجات یابد، حمایتهای خداوند از او بوده است. شاه در این زمینه به گونه ای پیش رفته بود که حتی در موفقیت کودتای ضدمردمی 28 مرداد، از حفاظت الهی سخن به میان آورد! و همین‌طور به‌تدریج به ‌شکل جسورانه‌تری به بیان حمایت الهی از خود می‌پرداخت: «...من در تمام آنچه کرده‌ام و آنچه خواهم کرد، خود را عاملی برای اجرای مشیات الهی بیش نمی‌بینم.»9
 

علم که به این ویژگی شاه پی برده بود، برای بهبود جایگاه خود، سعی می کرد تا این حس را در شاه تقویت کند. او وقتی خاطرات خود از اجلاس اوپک و سخنرانی شاه را می نویسد بلافاصله می گوید که برای سلامتی شاه آیه «ان یکاد...» را خوانده تا خداوند مانند همیشه نگهدار شاه باشد. یا در سال 53 وقتی اعلام شد که باید پزشک فرانسوی خون شاه را ببنید ضمن ابراز نگرانی در این زمینه، می نویسد که فکر کردم خدایا اگر این مرد از بین برود چه بر روی این ممکلت می آید. از این رو از خداوند می خواهد که شاه را مانند همیشه برای ایران حفظ کند.10
 

 

فرجام سخن
علم یکی از افرادی بود که نفوذ زیادی بر شاه داشت به طوری که جزو معدود افرادی بود که حق انتقاد از وضع کشور را در حضور شاه داشت. اما چه ویژگی اجازه داده بود که او تا این حد قدرت بگیرد؟ مروری بر 4 خصلت عنوان شده زونیس در کتاب «شکست شاهانه» نشان می دهد که علم به خوبی با شناسایی ویژگیهای روحی و روانی شاه توانسته بود از این مسایل برای نزدیکی و افزایش اعتماد شاه به خودش استفاده بکند. این مسئله موجب شده بود تا در دوران حکومت پهلوی دوم او به یکی از نزدیکترین افراد محمدرضا پهلوی تبدیل بشود.

 

کلید واژه ها:
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.org
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.