موازنه وحشت
روابط پهلوی دوم و عراق در زمان عبدالکریم قاسم؛

موازنه وحشت

رفتار غیردیپلماتیک ایران در ابراز تاسف از قتل ملک فیصل دوم، پادشاه مخلوع عراق و پناه‌دادن به اعضای خانواده وی، اعلان هشت روز عزای عمومی، چاپ عکس مقتولان رژیم سابق در مطبوعات ایران و تاخیر در شناسایی حکومت عراق، به فضای تنش آمیز حاکم بر روابط دو کشور دامن می زد.

جعفر عظیم‌زاده

                   رفتار غیردیپلماتیک ایران در ابراز تاسف از قتل ملک فیصل دوم، پادشاه مخلوع عراق و پناه‌دادن به اعضای خانواده وی، اعلان هشت روز عزای عمومی، چاپ عکس مقتولان رژیم سابق در مطبوعات ایران و تاخیر در شناسایی حکومت عراق، به فضای تنش آمیز حاکم بر روابط دو کشور دامن می زد.


تحلیل گران درباره عوامل و متغیرهای موثر در توسعه ساختار نیروهای نظامی ایران در دو دهه پایانی سلطنت پهلوی دوم و تاثیرات تمایلات میلیتاریستی محمدرضا پهلوی در فرآیند سیاست داخلی و به ویژه در سیاستگذاری امنیتی و سیاست خارجی، به عوامل و متغیرهای متعددی اشاره نموده‌اند. عده‌ای از تحلیل گران بر استراتژی منطقه‌ای قدرتهای بزرگ نظیر آمریکا در خاورمیانه و خلیج فارس اشاره داشته‌اند و عده‌ای دیگر نیز به عوامل و متغیرهای اقتصادی نظیر کسب ظرفیتها و توانمندیهای اقتصادی ناشی از افزایش قیمت نفت در دهه پایانی رژیم پهلوی و همچنین ویژگیهای شخصیتی و روانشناختی محمدرضا پهلوی و شیفتگی و علاقه خاص وی به نیروهای نظامی و ارتش شاهنشاهی تاکید داشته‌اند. نگارنده در این نوشتار صرف نظر از ارزیابی ادعاهای مطرح شده، با قبول واقعیت تاثیرگذاری و تاثیرپذیری بحرانها و تحولات سیاست داخلی و خارجی دولتها از کشورهای همجوار، به دنبال پاسخگویی به این سوال است که وقوع کودتای حزب بعث در عراق (1337 شمسی/ 1958 میلادی) به رهبری عبدالکریم قاسم چه تاثیری در روند سیاستگذاری امنیتی و افزایش میزان خریدهای تسلیحاتی حکومت پهلوی دوم داشته است؟ همچنین تلاش خواهد شد تحول سیاست خارجی ایران در قبال قطب بندی حاکم بر نظام بین‌الملل به صورت مختصر تبیین و تشریح گردد. 
 

تحولات نظام منطقه ای و تهدید سوسیالیسم عربی

دکترین امنیت ملی آمریکا در زمان جنگ سرد مبنی بر «سد ﻧﻔـﻮذ»1 را می‌توان به عنوان نقطه عطفی در تحولات نظام بین الملل و نظامهای منطقه ای ارزیابی نمود. بر مبنای این دکترین، آمریکا به صورت تهاجمی و فعال جهت محدودسازی کمونیسم در منازعات مختلف بین المللی و منطقه ای وارد شد. از این‌رو سلسله عملیاتهای سیاسی، نظامی، اطلاعاتی، امنیتی، اقتصادی و... جهت مقابله با شوروی و متحدانش در اقصی نقاط دنیا طراحی و عملیاتی شد. بحران موشکی کوبا، جنگ ویتنام از نمونه‌های بارز اقدامات تهاجمی آمریکا به شمار می‌آید. بر مبنای این دکترین، ایالات متحده امریکا از تمامی توان و ظرفیت خود و متحدان منطقه ای جهت محدودسازی و کانالیزه کردن کمونیسم و اقمار آن در مناطق مختلف دنیا جلوگیری خواهد نمود. در منطقه خاورمیانه و زیرسیستم خلیج فارس، تفکرات افراطی پان عربیسم و رادﻳﻜﺎﻟﻴـﺴﻢ ﻋـﺮبی بستر و زمینه های مناسبی جهت توسعه و گسترش کمونیسم در این منطقه را فراهم می‌نمود. 
 

به عنوان مثال شوروی از طریق توسعه «ﻧﺎﺻﺮﻳـﺴﻢ» 2 و تقویت ﺟﻨﺒشهای ﭼﭙﮕﺮا در بین کشورهای منطقه از جمله در کشور همسایه ایران یعنی عراق، سعی داشت امریکا و همپیمانش ایران را تضعیف نماید. از اینرو محمدرضاشاه با حساسیت شدیدی، سیاست امنیتی و نظامی ﺷﻮروی در منطقه خلیج فارس را رصد می‌کرد و توسعه ایدئولوژی کمونیستی در بین کشورهای همجوار خود را به منزله براندازی و ﻳـﺎ‌ ﺗـﻀﻌﻴﻒ‬‬‬‌ ایران ارزیابی می‌نمود. 3 در این میان دولتهای عربی دیگری مانند لیبی با تهدید مستقیم ایران به حمله نظامی 4 و ﺟﻤﻬﻮری دﻣﻜﺮاﺗﻴﻚ ﻳﻤﻦ ﺟﻨﻮﺑﻲ با تبدیل شدن به ﻣﻬـمﺗـﺮﻳﻦ‌ ﭘﺎﻳﮕـﺎهﻫـﺎی‌ ﺟﻨـﺒشهای کمونیستی، بر تصورات تهاجمی شاه ایران دامن می زدند. شاه در اولین گام تلاش نمود با خرید تسلیحات نظامی پیشرفته، توان دریایی خود را به عنوان یک نیروی بازدارنده در منطقه خلیج فارس تقویت نماید. ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

 

به قدرت رسیدن گروههای طرفدار شوروی در عراق و تشکیل حکومت بعثی عراق در نتیجه کودتای عبدالکریم قاسم (14 ژوئیه سال 1958 / 23 تیر 1337)، به دلایل متعددی می توانست بزرگترین چالش و تهدید برای سلطنت پهلوی و منافع آن در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس باشد. با این کودتا، عنصر ایدئولوژیکی وارد منازعه ایران و عراق شد و بر تنش روابط دو کشور افزود  5 و محمدرضاشاه را در توسعه ماشین جنگی خود مصمم تر نمود. از یک طرف، به دلیل نفوذ شوروی و پان عربهای افراطی در ساختارهای سیاسی، تبلیغاتی و امنیتی عراق، همواره شاهد تبلیغات ضدایرانی در سطح منطقه بودیم و از طرف دیگر، رفتار غیردیپلماتیک ایران در ابراز تاسف از قتل ملک فیصل دوم، پادشاه مخلوع عراق و پناه‌دادن به اعضای خانواده وی، اعلان هشت روز عزای عمومی، چاپ عکس مقتولان رژیم سابق در مطبوعات ایران، تاخیر در شناسایی حکومت عراق به پیشنهاد اردن 6 – به عنوان دشمن عراق- و حمایت غیرمستقیم شوروی از عراق و سکوت معنادار در قبال اقدامات خصمانه عراق علیه ایران، به فضای تنش آمیز حاکم بر روابط دو کشور دامن می زد. 7 البته اقدام ایران در نهم مرداد سال 1337 مبنی بر شناسایی حکومت عراق، تا حدودی بر عادی سازی روابط دو کشور کمک نمود. در عین حال شاه ایران همزمان موضوع ورود آمریکا به پیمان بغداد - به عنوان یک ائتلاف ضدکمونیستی- را به شدت دنبال می‌نمود و سرانجام موفق به انعقاد موافقت نامه دفاعی با آمریکا شد. 8

 

مقامات عراقی از دیرباز به دلیل محدودیت ژئوپلتیکی خود در خصوص عدم دسترسی به خلیج فارس، همواره رفتار خصمانه ای نسبت به ایران داشتند و از این رو منازعات ارضی و مرزی وجه غالب روابط خارجی ایران و عراق را تشکیل می‌داد. بعد از کودتا، عبدالکریم قاسم از اختلافات مرزی به صورت ابزاری جهت تثبیت پایه-های مشروعیت مردمی حکومت خود استفاده نمود.

 

در ادامه منازعات دیپلماتیک دو کشور، دولت عراق در سال 1338‌ از‌ عضویت پیمان‌ بغداد انصراف داد. بعد از این اتفاق، عراق به پایگاهی برای مـخالفان حـکومت ایران تبدیل شد. استقلال نسبی کردهای عراق می توانست تاثیرات منفی بر تمایلات جدایی طلبانه کردهای ایران داشته باشد. 9 از طرف دیگر بعد از انحلال حزب توده، تعدادی از اعضای فراری حزب در سال 1337 از شوروی و آلمان به بغداد رفتند و با تشکیل «حوزه بغداد» 10 و حمله به سفارت ایران در شهریور1337 و آتش زدن تمثال شاه، عراق را به کانون دشمنان قسم خورده محمدرضاشاه تبدیل نمودند. 11 شاه بعد از این اتفاقات با حساسیت زیادی تحولات عراق را رصد می نمود و حتی اصلاحات ارضی را در پاسخ به اقدامات تشویقی عبدالکریم قاسم 12 در دستور کار خود قرار داد. 13
 

از طرف دیگر مقامات عراقی از دیرباز به دلیل محدودیت ژئوپلتیکی خود در خصوص عدم دسترسی به خلیج فارس، همواره رفتار خصمانه ای نسبت به ایران داشتند و از این رو منازعات ارضی و مرزی وجه غالب روابط خارجی ایران و عراق را تشکیل می‌داد. بعد از کودتا، عبدالکریم قاسم از اختلافات مرزی به صورت ابزاری جهت تثبیت پایه های مشروعیت مردمی حکومت خود استفاده نمود. در این دوره، منازعات مرزی دو کشور شامل بندر خسروآباد،‌ ارونـدرود، مسائل‌ بـندر آبـادان و حـمایت عـراق از حرکتهای تجزیه‌طلبانه در خـوزستان می شد. 14 اقدام عراق در نامگذاری «خلیح عربی» و اظهارات عبدالکریم قاسم مبنی بر تحمیلی بودن قرارداد 1937 اروند، امید بهبودی روابط دو کشور را از بین برد 15 و دو کشور را در کلافی از خصومت فزاینده گرفتار نمود.
 

جمع بندی
در بررسی عوامل و متغیرهای موثر بر توسعه سازمان نظامی ایران در دو دهه پایانی حکومت پهلوی، مجموعه ای از عوامل‬‬‬ ﺑﻴﻦاﻟﻤﻠﻠﻲ، منطقه ای و داﺧﻠﻲ، ﺑﻪﺻﻮرت ﻣﻜﻤﻞ و زﻧﺠﻴﺮوار موثر بودند. برمبنای داده‌هایی که ارائه شد؛ تحولات سیاسی و اجتماعی کشور عراق با به قدرت رسیدن حکومت بعثی در سال 1337، تاثیر شگرفی در افزایش تمایلات میلیتاریستی محمدرضا پهلوی و خریدهای نظامی ایران از غرب داشت و عملاً جایگاه ایران را در ردیف متحدان منطقه‌ای آمریکا تثیبت نمود. انعقاد پیمان دوستی شوروی در سال 1972 و متعاقب آن افزایش واردات تسلحیات از شوروی16 بر تنگنای امنیتی موجود بر روابط دو کشور دامن زد و اقدام هر کشور در تقویت و توسعه ساختار نظامی خود، از جانب طرف دیگر به صورت فزاینده‌ای خصمانه تلقی شد. بی اعتمادی شاه ایران به آمریکا در پشتیبانی و حمایت همه جانبه از خود در صورت بروز جنگ با عراق، ‬‬‬از دیگر عوامل مهم‬ در این زمینه ﺑﻮد.‬‬‬‬ ترسی که شاه از عراق و گسترش تهدیدات کمونیستی در منطقه داشت؛ باعث شد با طرح دکترین دو ستونی «نیکسون –کسینجر»، ایران به عنوان گزینه پیشنهادی جهت ایفای نقش ژاندارمی منطقه مطرح شود. 17 در راستای عملیاتی نمودن این استراتژی نیابتی آمریکا، سیر صادرات و فروش پیشرفته ترین تجهیزات نظامی به ایران فزونی یافت و درصد افزایش بودجه سالانه نظامی ایران در سال 1349 به 41 درصد رسید. در سال 1355 / 1976 بودجه نظامی ایران ﺑﺎ اﺣﺘﺴﺎب ﺟﻤﻌﻴـﺖ و ﺳـﻮاﺑﻖ ﺟﻨﮕـﻲ، از ﭼـﻴﻦ،‬‬‬ ﺑﺮزﻳﻞ، اﺳﺮاﺋﻴﻞ و اﻧﮕﻠﺴﺘﺎن ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﻮد. 18


 

کلید واژه ها:
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.org
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.