آیا ایران در جنگ ویتنام مشارکت داشت؟
نگاهی به روابط ایران و آمریکا در دیگر کشورها؛

آیا ایران در جنگ ویتنام مشارکت داشت؟

در این زمان دو سیاست همزمان توسط حکومت پهلوی دنبال می شد: از یکسو ترسیم چهره جنگ طلبانه از متحد اصلی رژیم پهلوی با به تصویر کشیدن تظاهرات ضدجنگ در آمریکا و از سوی دیگر بهره برداری از این شرایط برای نزدیکی هرچه بیشتر دربار پهلوی به امریکا.

محمدرضا چیت سازیان


                                   

در این زمان دو سیاست همزمان توسط حکومت پهلوی دنبال می شد: از یکسو ترسیم چهره جنگ طلبانه از متحد اصلی رژیم پهلوی با به تصویر کشیدن تظاهرات ضدجنگ در آمریکا و از سوی دیگر بهره برداری از این شرایط برای نزدیکی هرچه بیشتر دربار پهلوی به امریکا.


جنگهای نیابتی ساختار دو قطبی دوران جنگ سرد، شرکت کنندگان دیگری بجز طرفین اصلی جنگ داشت. جنگ ویتنام یک نمونه از این جنگها بود که طی سالهای 1954 تا 1975 (1333-1354) ادامه داشت. در این برهه تاریخی رژیم کودتا با پایان دادن به دموکراسی نیمه جان پس از برکناری رضاشاه بر ایران حاکم شده بود و ایران به تدریج تبدیل به بزرگترین متحد ایالات متحده در غرب آسیا می شد. بحث این جنگ منازعه ای طولانی مدت بود، بین حکومت کمونیستی ویتنام شمالی بر علیه حکومت ویتنام جنوبی که آمریکا متحد اصلی آن محسوب می شد. ویتنام شمالی خواهان حفظ یکپارچگی کشور در لوای یک رژیم کمونیستی بود.1


پرداختن به حضور حکومت پهلوی در جنگ ویتنام را باید در چارچوب جنگ سرد بررسی کرد. از این رو ایران به عنوان متحد غرب نمی توانست در این جنگ موضعی خلاف غرب اتخاذ کند.2 ریشه های جنگ ویتنام در واقع به دوران مصدق برمی گردد که مصادف با آغاز ریاست جمهوری ترومن در آمریکا بود. دربار پهلوی در این دوره با توجه به سیاست موزانه منفی دولت مصدق و نفوذ دولت وی در بین گروههای سیاسی و مردم نمی توانست جهت گیری غرب محوری ولو در جنگ ویتنام اتخاذ کند.3روی کار آمدن حکومت کودتا و سالهای پس از آن هم شک لاحقی در راستای یقین سابق بود. به عبارتی این تردید وجود داشت که آیا رژیم پهلوی در همه ابعاد از سیاستهای آمریکا پیروی می‌کند؟ نزدیکی به اتحاد شوروی رهبر جهان شرق و عضویت در پیمانهای امنیتی غرب این تردید را دو چندان می کرد. با این حال اقدامات عملی ایران در این زمینه اعم از موافقتها و مخالفتها و واکنش جامعه ایران آن دوره در ارتباط با حضور حکومت پهلوی در جنگ ویتنام قابل بررسی است.

 

در بعد داخلی مشکلاتی که ایران در دهه 1950 و 60 گریبانگیر بود، به نظر مجال چندانی برای پرداختن به رویدادی هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای خود را نمی داد. جنبشهای ضد استبدادی از یکسو و بحران مالی رژیم از سوی دیگر  همه گریبانگیر دولت بودند. در بعد خارجی نیز نزدیکی به اتحاد شوروی، اجازه اتخاذ موضع خصمانه را نمی داد. در همین دوران یکی از اهداف شاه، فروش نفت به شوروی بود. بر طبق منابع غربی آمریکا در جنگ ویتنام از حمایت کره جنوبی، تایلند، تایوان، استرالیا، کانادا و ایران برخوردار بوده است. 4 البته کمکهای ایران در این زمینه شامل ارسال تیمهای جراحی و دارویی برای مداوای زخمیهای ناشی از اقدامات رژیم کمونیستی  نیز می شود. از این رو این مشارکت در جنگ صرفا به امور نظامی محدود نمی شد. 5 البته در اینجا صرفا حضور ایران در ویتنام مورد نظر نیست. چه اینکه در این برهه ایالات متحده برای کاهش هزینه های خود در جهان و به ویژه در منطقه خلیج فارس، پس از خروج انگلیس از شرق کانال سوئز، ایران را به عنوان ژاندارم منطقه معرفی کرد تا بخشی از هزینه های جنگ خود را از دوش خود برداشته و بر دوش همپیمانان خود -از جمله ایران- بگذارد. این تصمیم ایالات متحده آمریکا اولین بار در قالب دکترین نیکسیون از سوی ریچارد نیکسون در 26 ژوئیه 1968 در جزیره گوام اعلام شد. در همین دوره ما شاهد افزایش چندین برابری فروش تسلیحات به دولت ایران هستیم.6 در واقع اوج قراردادهای تسلیحاتی ایران با دولت ایالات متحده حاصل همین دوره می باشد.


در کنار به رسمیت شناختن دولت ویتنام جنوبی، از دیگر اقدامات عملی ایران در ارتباط با جنگ ویتنام، حضور نظامی ایران در این جنگ است. با توجه به افزایش هزینه آمریکا در این جنگ، آمریکا از متحدان خود خواست دولت ویتنام جنوبی را به هر نحو ممکن مورد حمایت تسلیحاتی خود قرار دهند. از این رو هواپیماهای جنگی خریداری شده توسط ایران از آمریکا در این جنگ مورد استفاده قرار گرفتند. نزدیک به 34 فروند هواپیمای F-5 A از سوی ایران به ویتنام تحویل داده شد. در کنار این ایران آمادگی خود را برای اعزام تکنسینهای خود برای تعمیر جنگنده های ایرانی در ویتنام اعلام کرد. 7


در واقع حضور ارتش پهلوی در جنگ ویتنام، اولین حضور این ارتش در سرکوبهای بین المللی بود. اسدالله علم در خاطرات خود نیز به مشارکت رژیم پهلوی در جنگ ویتنام اشاره می کند. وی در این باره می گوید در 5 آبان 1351 سفیر امریکا پیام نیکسون را از طریق تماس تلفنی به شاه ابلاغ کرد که از ایران می خواست هواپیماهای اف5 خود را راهی ویتنام کند که با موافقت شاه مواجه شد. ایران همچنین محل سوختگیری جنگنده‌های اعزامی به ویتنام بود.8«به خواهش ما، ایران در کمیسیون چهار دولت در ویتنام شرکت کرد و به متفق ما (ویتنام جنوبی) تجهیزات نظامی تحویل داد.»
 

با توجه به افزایش هزینه آمریکا در این جنگ، آمریکا از متحدان خود خواست دولت ویتنام جنوبی را به هر نحو ممکن مورد حمایت تسلیحاتی خود قرار دهند. از این رو هواپیماهای جنگی خریداری شده توسط ایران از آمریکا در این جنگ مورد استفاده قرار گرفتند. نزدیک به 34 فروند هواپیمای F-5 A از سوی ایران به ویتنام تحویل داده شد.

 

 فرح پهلوی نیز در این مورد چنین می‌گوید: «محمدرضا می‌گفت: در جریان جنگ ویتنام، نفت و بنزین و سوخت هواپیما به آمریکاییان رساندم و حتی هواپیماهای جنگی ایران را در اختیار سرفرماندهی آمریکا در ویتنام جنوبی قرار دادم. هرچه به من گفتند، از جان و دل پذیرفتم و مانند یک غلام حلقه به گوش، مجری دستورات منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای آنها بودم.»9 ریچارد هلمز (از رؤسای اسبق سیا) همچنین در مصاحبه‌ای با مجله آمریکایی تایم (مورخ 18 دسامبر 1978) می‌گوید: «شاه در روزهای پایانی جنگ ویتنام، بنا به درخواست آمریکا با فوریت هر چه تمامتر یک اسکادران هواپیمای اف – 5 به سایگون (پایتخت ویتنام جنوبی) فرستاد تا به نفع آمریکا وارد عمل شوند.»10


علیرضا ازغندی معتقد است که این سیاست همسویی شاه با آمریکا در جنگ ویتنام در حالی دنبال می‌شد که در داخل جامعه ایران مورد انتقاد بخشهای وسیعی از اقشار و طبقات مختلف مردم بود. در عرصه مطبوعاتی نیز در این دوره شاهد یک فضای تناقض نما هستیم. در حالی که مطبوعات ایران با معترضین ضد جنگ آمریکایی در ارتباط با جنگ ویتنام همدردی می‌کنند، رژیم پهلوی ادامه جنگ در ویتنام را به سود خود می دانست، زیرا ایالات متحده ناچار شد تا از حضور خود در مناطق مختلف دنیا کاسته و نقش پررنگ تری به حامیان منطقه ای خود به ویژه ایران اعطا کند. امری که سبب شد تا در چارچوب دکترین نیکسون ایران به عنوان ژاندارم منطقه گمارده شود. در واقع در این زمان دو سیاست همزمان توسط حکومت پهلوی دنبال می شد: از یکسو ترسیم چهره جنگ طلبانه از متحد اصلی رژیم پهلوی با به تصویر کشیدن تظاهرات ضدجنگ در آمریکا و از سوی دیگر بهره برداری از این شرایط برای نزدیکی هرچه بیشتر دربار پهلوی به امریکا.

 

از جمله موضع گیریهای رسانه ای در ایران مواضع روزنامه اطلاعات به عنوان ارگان حکومتی است که به این موضوع اشاره کرده است.11 در واقع روزنامه اطلاعات همان خطی را برای مخاطب داخلی خود ترسیم می‌کند که برتراند راسل در کتاب خود با عنوان «جنایات جنگ در ویتنام» مطرح می کند. وی معتقد است که وجدان جمعی مردم آمریکا مخالف چنین جنگی بوده است. یعنی همان چیزی که در مطبوعات در ارتباط با این جنگ بیان می شود.12


همین روابط نزدیک شاه با ایالات متحده بود که سولیوان سفیر آمریکا در تهران در ارتباط با حکومت محمدرضا پهلوی می گوید: «حکومت شاه در ایران به ‌عنوان نزدیکترین دوست و متحد ما در منطقه و یکی از پایه‌های محکم سیاستهای ما در خلیج‌فارس و آسیای جنوب‌غربی به شمار می‌آمد. در واشنگتن به‌طور کلی از شاه ایران به‌عنوان یک زمامدار روشن بین و یک متحد قابل اعتماد یاد می‌شد و نظرات سیاسی و خط‌مشی کلی او معمولاً با سیاست آمریکا همراه و هماهنگ بود.»13


اقتران همکاری شاه با ایالات متحده در جنگ ویتنام با فضای اجتماعی-سیاسی ایران آن دوره، آنگونه که در بحث مطبوعات نشان دادیم، حاکی از آن بود که جامعه ایران برخلاف حکومت شاه هم مخالف ایالات متحده و هم مخالف مشارکت شاه در جنگ با ویتنام بوده است. چرا که بخشی از اعتراضات ضد رژیم به همکاری آن با ایالات متحده بر می گشت. با پایان یافتن جنگ ویتنام و وقوع انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی با دولت ویتنام روابط دوستانه ای برقرار کرد. با مساعدت دولت ویتنام تعدادی از جنگنده‌های ایرانی برگردانده شد و در جنگ تحمیلی با عراق استفاده گردید . همچنین یک جنگنده اف5 ایرانی در موزه جنگ ویتنام نگهداری می شود که خود سندی از حضور نظامی ایران در این جنگ است.14

کلید واژه ها:
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.org
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.