14 مهر 1341

14 مهر 1341

مذاکرات ایران و کنسرسیوم نفت پایان یافت/کمپانی نفت فرانسه از تفسیر اعلامیه خودداری کرد!/شاه : در سلطنت من کشور سه بار در معرض خطر نابودی قرار گرفت!/حیات کشور تنها در میدان جنگ معین نمی شود/ باید شالوده بر اساس عدالت اجتماعی ریخته شود/هیچ خطری بالاتر از این نیست که یک ملتی آماده دفاع نباشد/در راه تامین تسلیحات ارتش دیناری از نیازهای عمرانی کم و هزینه نمی کنیم!/زلزله شدید در تربت حیدریه/آدم لازم داریم!/مسئله «آدم» در برنامه ها فراموش شده است/تقلید صرف عمر و سرمایه ما را بر باد داده است

مذاکرات ایران و کنسرسیوم نفت پایان یافت

به دنبال مذاکراتی که از روز دو شنبه ۹ مهر تا ۱۳ مهر در پاریس بین نمایندگان ایران و کنسرسیوم نفت در مورد قطعنامه های اوپک انجام گرفت عصر دیروز اعلامیه مشترکی به شرح زیر در تهران و پاریس در یک موقع انتشار یافت ؛

نمایندگان دولت شاهنشاهی ایران به ریاست بهنیا وزیر دارایی برای بحث درباره تصمیمات شماره ۳۲ و ۳۳ و 34 اوپک و یادداشت های توضیحی مربوط به آن ها که به وسیله دولت ایران برای شرکت های عضو کنسرسیوم ارسال گردیده بود از تاریخ اول تا پنجم اکتبر 1962 برابر با نهم تاسیزدهم مهر ماه 1341 با نمایندگان شرکت های عضو کنسرسیوم در پاریس ملاقات و مذاکره کردند.

 نمایندگان دولت ایران و نمایندگان کنسرسیوم نظرات خودرا به طور روشن و صریح در میان گذاشتند و موافقت شد که مجددا در آینده بسیار نزدیک در تهران تشکیل جلسه دهند.

از مفاد اعلامیه چنین بر می آید که مذاکرات هنوز به نتیجه نهایی نرسیده اما زمینه مذاکرات آینده تهران روشن تر و نظرات طرفین بخصوص ایران واضح تر گردیده است.

 

کمپانی نفت فرانسه از تفسیر اعلامیه خودداری کرد!

 همچنین به گزارش «خبرگزاری فرانسه» سفارت کبرای ایران در پاریس اعلام داشت که از روز اول تا پنجم اکتبر نمایندگان دولت ایران به ریاست بهنیا وزیر دارایی در باره قطعنامه های شماره ۳۲ - ۳۳ - 34 و یادداشت هایی که به پیوست این قطعنامه ها از طرف دولت ایران برای اعضای کنسرسیوم نفت فرستاده شده بود با نمایندگان کمپانی های نفتی عضو کنسرسیوم مذاکره کردند. اعلامیه اضافه می کند که نمایندگان ایران و کنسرسیوم به طور صادقانه با یکدیگر تبادل نظر کرده و تصمیم گرفتند در آینده خیلی نزدیک مذاکرات خود را در تهران ادامه دهند.

کمپانی نفت فرانسه از هر گونه تفسیری در باره این اعلامیه خودداری می کند.

 

شاه : در سلطنت من کشور سه بار در معرض خطر نابودی قرار گرفت!

روزنامه های سراسری کشور امروز نوشتند: پریشب به افتخار شاهنشاه ضیافت شامی از طرف لشکر دو آذربایجان در باشگاه افسران تبریز ترتیب یافته بود. در ساعت نه و ده دقیقه شاهنشاه به محوطه باشگاه تشریف فرما شدند و دسته موزیک سلام شاهنشاهی را نواخت و از طرف بانو آزموده همسر تیمسار سرتیپ آزموده فرمانده لشکر دو آذربایجان خیر مقدم عرض شد.

شاهنشاه پشت میکروفون قرار گرفتند و بیاناتی به این شرح ایراد فرمودند:

خوب یادم هست که در همین مدت سلطنت خودم لااقل سه مرتبه در معرض خطر مهلک محو و نابودی قرار گرفت و شاید حقیقتا معجزه ای ما را نجات داد. فکر و نیت من این است که کار ما فقط به معجزه بستگی نداشته باشد کسی چه می داند شاید یک روزی آن معجزه به وقوع نپیوندد، ما نمی توانیم کار مملکتی خود را فقط و فقط صرفا به قضا و قدر بسپاریم هر چند که اطمینان داریم همیشه توجهات الهی شامل حال این مملکت بوده است و عنقریب ما جشن دوهزارو پانصد ساله شاهنشاهی این مملکت را خواهیم گرفت ولی اگر قدری تاریخ را مطالعه بکنیم در عرض این دو هزار و پانصد سال متاسفانه نشیب و فرازهای زیادی می بینیم بر خلاف بزرگ ترین امپراتوری های دنیا که فقط برروی جهانگشایی و لشکر کشی بنا نهاده شده بود این امپراتوری بزرگ ما روی اساس صحیح تشکیلات اداری و روی مدنیت، روی تاریخ ، روی ادبیات ، روی بنیان محکمی قرار داشت.

 

حیات کشور تنها در میدان جنگ معین نمی شود/ باید شالوده بر اساس عدالت اجتماعی ریخته شود

شاید در گذشته در جایی که جنگ ها محدود بود یا تن به تن بود یا در یک منطقه خیلی محدودی به وقوع می پیوست می شد احیانا یک چنین چیزی را قبول کرد و فکر کرد که به فرض یک شکست موضعی و موقتی یک ملتی می تواند قد راست بکند ولی امروز موضوع شکست در میدان مبارزه رزمی نیست امروز بود و نبود ممالک و ملل واقوام و بالاخره تاریخ آن ها و حیات آن ها فقط در میدان جنگ معین نمی شود بلکه سرنوشت آنها در اساس اجتماعی ملل پایه ریزی می شود و به دست تمام افراد ملت نگهداری می شود و البته اگر لازم باشد که خدا البته آن روز را برای هیچ کس نیاورد در آخرین مرحله قوای مسلحی حفظ می شود.

این شالوده ای که ما باید بریزیم بر اساس و مبنای عدالت اجتماعی است.

 

هیچ خطری بالاتر از این نیست که یک ملتی آماده دفاع نباشد

 هیچ خطری بالاتر از این نیست که یک ملتی آماده دفاع نباشد برای این که خود آن یک نوع دعوتی است به تجاوز. من می توانم بگویم و مسلما از طرف همه شما می توانم بگویم که این دعوت را ما به دست خودمان نخواهیم نوشت. پس هرچقدر مصمم تر باشیم و حاضر تر باشیم این خطر کمتر خواهد بود تا انشاءالله روزی برسد که اصلا این خطر در دنیا وجود نداشته باشد.

 

در راه تامین تسلیحات ارتش دیناری از نیازهای عمرانی کم و هزینه نمی کنیم!

از لحاظ وسائل ما فکر کردیم که در تهیه کردن تجهیزات یک ارتش یا انسان باید تمام تلاشش را مصروف این کار بکند تمام ثروت ملیش را که شاید آن هم تازه کافی نباشد و حتی با قرض درصدد تهیه اسلحه لازمه باشد که آن را اما فکر کردیم که مقرون صلاح و مصلحت ما نیست. ما فکر دیگری کردیم و آن این است که از لحاظ سیاست مملکتی طوری قدم برداریم و طوری رفتار بکنیم که تاحدی تضمیناتی داشته باشیم که در موقع خطر تنها نباشیم و به همین جهت این سیاست به ما اجازه داده است که در راه نگاهداری ارتش خودمان در راه تسلیحات ارتش خودمان تقریبا دیناری از وجوهی که الان صرف آبادانی و پیشرفت مملکت و ساختمان مدرسه و ساختمان درمانگاه و بیمارستان و راه و راه آهن و صدها یا هزارها پروژه های کوچک و بزرگ دیگر که از حوصله صحبت امشب خارج است صرف نکنیم و ثروت ملی خود را در این راه خرج بکنیم.

 

زلزله شدید در تربت حیدریه

ساعت 11 و نیم دیشب زلزله سختی در تربت حیدریه رخ داد که خسارت جانی و مالی در شهر به کسی وارد نیا مد ولی صبح امروز از احمد آباد که در 40 کیلو متری جنوب شرقی تربت حیدریه واقع است به هیئت شیر و خورشید سرخ تربت خبر رسید که زلزله شدید شب گذشته در ساعت ۱۱ و نیم تلفات و خسارات نسبتا زیادی به احمد آباد وارد آورده است.

 

آدم لازم داریم!

«احمد نفیسی» شهردار تهران در ستون «جریان روز» شماره امروز «روزنامه اطلاعات» نوشت :

پانزده سالی است برنامه می نویسیم ولی این برنامه ها یا تلفیق کلمات پرطمطراق ودهن پرکنی است یا جملات ادبی است که غالب غلط انشایی دارد با ترکیبات عددی بی ماخذ و بی پایه است که جمع آنها ارقام نجومی است در همه برنامه ها همه چیز یافت می شود. این قدر آسمان و ریسمان به هم می بافیم که از سپیدی برف و سیاهی ذغال در آن هست و آخر سر آنچه در دست می ماند باد است یا مثلا پانصد طرح شهرسازی و میلیون ها ریال ماشین آلاتی است که اداره کننده ندارد و هزار ها کیلومتر راهی است که ناظر و مراقب ندارد و امثال آن . چرا؟

 

مسئله «آدم» در برنامه ها فراموش شده است

برای این که مسئله «آدم» در برنامه ها فراموش شده است و آن ها که قلم به دست گرفته اند چون خودشان را «مالک علم لدنی و عالم علوم اولین و آخرین» می دانند توجه ندارند که ماشین راننده می خواهد و راه و سد و کارخانه اداره کننده .

تصور می شد راه های ما خراب است چون ماشین آلات درجه اول نداریم حالا که هر چه پول داشته ایم به بهای این کالارفته است باز راه ها خراب است چرا چون آدمی که آنها را اداره کند نیست.

قوانین بسیار خوب و محکم می نویسیم که اگر اجرا شود بهشت برین به وجود می آید اما جهنم های متعدد در پیش چشم ما بر پاست به علت اینکه مجری خوب نداریم. دم از فرهنک و اصلاح آن می زنیم و هرسال دیپلمه برسر دیپلمه و لیسانسیه بر سر لیسانسیه می آفرینیم که سرگردان بمانند و حتی به کار پدرانشان هم رغبت نکنند چرا که بقال و نجار و عطار و آهنگر دیروز دیپلم و لیسانس نداشتند و حالا اولاد آن ها که این اوراق «چون زر»  را به دست آورده اند کسر شانشان است که حرفه پدر را اداره کنند.

تهران که پنجاه هزار نفر جمعیت داشت حساب و کتاب مالیاتی آن توی جیب و اتاق چند مستوفی بود و امروز که دو میلیون نفر ساکن آن هستند حساب و کتابش در سر و حافظه چند آدم معدود است. بزرگ شده ایم و درواقع ( باد کرده ایم) و اسباب بزرگی در ما جمع نیست.

چرا راهی که دیگران رفته اند نمی رویم ؟ تازه اگر برویم طوطی وار است. فقط به نقل گفتار بزرگان می پردازیم و کاری نداریم که تا چه اندازه این مطالب با اوضاع و احوال ماقابل تطبیق است.

 

تقلید صرف عمر و سرمایه ما را بر باد داده است

مطلب آخر این است که تقلید صرف عمر و سرمایه ما را بر باد داده است. این چهار گوشه خاکی که از نیاکان به ارث برده ایم اسمش ایران است خصوصیاتی دارد که در هیچ جای کره ارض یافت نمی شود. هر دستوری هر قانونی هر رسمی را که از جای دیگر به سوغات می آورند باید با گل و آب این جا عجین کنند و مخلوطی بسازند که به درد ما بخورد .

 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.