7 مهر 1341

7 مهر 1341

شاه : مردم در خانه هایی زندگی می کنند که حیوانات در این خانه ها مریض می شوند!/قدرت یک مملکت را از قدرت افراد آن می توان تشخیص داد/کار تعدادی از کارشناسان و مشاورین خارجی در ایران تمام شده است/نقشه ها و امیدهای دولت علم/عمری که تلف می شود و ثروتی که بر باد می رود!/هزینه ای که یک دانش آموز به بودجه فرهنگ کشور تحمیل می کند!

شاه : مردم در خانه هایی زندگی می کنند که حیوانات در این خانه ها مریض می شوند!

جراید کشور امروز نوشتند :

ساعت ۸ و بیست دقیقه صبح دیروز (جمعه) اعلیحضرت همایونی با یک دستگاه اتومبیل استیشن برای توزیع اسناد مالکیت 6 قریه از محال «مرگور» و «ترگور» به بخش «زیوه» واقع در چهل کیلو متری رضائیه عزیمت فرمودند.

پس از پایان مراسم اعطای اسناد مالکیت شاهنشاه خطاب به کشاورزان و اهالى قریه و جمعیتی که در این مراسم حضور داشتند طی سخنانی گفت:

در این منطقه زرخیز متاسفانه به طوری که قبلا هم اطلاع داشتم و باز هم تایید و تکرار شد و شاید یکی از پر برکت ترین مناطق تمام مملکت ایران باشد شنیده ایم که تعداد مسلول بالنسبه زیاد است، علت را که جویا می شویم جواب این است که مردم به عنوان منزل و خانه در دخمه هایی زندگی می کنند که شاید حیوان هم اگر در آنجا زندگی بکند مریض می شود یعنی یک سوراخ کوچکی به عنوان در هست بدون پنجره و هیچ چیز دیگر.

این اتاق ها نه آفتاب می خورد و نه هوای کافی دارد و به همین مناسبت محل مناسبی است برای رشد و نمو هر نوع میکروبی منجمله میکروب سل.

یا می بینیم که این منطقه مستعد و فوق العاده درخت ندارد. علت راکه جویا می شویم می گویند که درخت چون ممکن است مظهر مالکیت و عرصه آن هم باز مظهر مالکیت باشد این است که حتی المقدور سعی شده بود در گذشته درخت کاشته نشود که احیانا فکر تملک درخت و عرصه به فکر این مردمان نیفتد. این جا آثار قرون وسطایی است. این آثاریست که بحمدالله با تاییدات الهی به سرعت از بین می رود، این دیگر غیر قابل دوام است و مسلما تا یکی دوسال دیگر آثاری از آن باقی نخواهد ماند.

 

قدرت یک مملکت را از قدرت افراد آن می توان تشخیص داد

 قدرت یک مملکت را فقط می شود و می توان از قدرت افراد آن تشخیص و تمیز داد. افراد مملکت را هم همیشه همان طور که واضح است اکثریت یک مملکتی تشکیل می دهد، ولی اگر اکثریت خوشبخت بود، سالم بود، و دچار امراض گوناگون نبود می شود گفت که آن ملت و آن جامعه در حال سعادت و سلامت هستند و الا غیر آن نتیجه اش همین است که ما می بینیم، در یک چنین منطقه بهشتی تعداد مسلول متاسفانه زیاد است

 .

کار تعدادی از کارشناسان و مشاورین خارجی در ایران تمام شده است

مدیر عامل سازمان برنامه در مورد وضع کارشناسان خارجی اظهار داشت که تعدادی از کارشناسان و مهندسین مشاور خارجی کارشان در ایران تمام شده و آن مختصری هم که باقی مانده اند سعی خواهد شد که به تدریج کارشان به ایرانیان واگذار شود.

 

نقشه ها و امیدهای دولت علم

«خواندنی ها » در ستون «نظری به مطبوعات خارجی» نوشت : مهم ترین اخباری که طی هفته گذشته از تهران به مراکز خبرگزاری ها و مطبوعات جهان مخابره شده و مورد توجه مطبوعات و محافل سیاسی جهان قرار گرفته است تشکیل شورای مشورتی از طرف دولت ایران و گزارش های مربوط به تماس های ایران با بازار مشترک اروپا است.

مطبوعات اروپا و آمریکا ضمن انتشار گزارش های مربوط به سخنرانی هفته گذشته نخست وزیر مخصوصا به این نکته از سخنرانی نخست وزیر که موضوع تشکیل شورایی را برای اظهار نظر در امور اقتصادی و مسائل مربوط به زندگی مردم عنوان کرده اند توجه خاص مبذول داشته اند.

به موجب گزارش خبرگزاری «آسوشیتدپرس» این شورا به مدت پنج سال برای مشورت در مسائل اقتصادی و مالی و کشاورزی تشکیل خواهد شد و تقریبا نقش پارلمان را بازی خواهد کرد.

این شورا از شخصیت های برجسته سیاسی و اقتصادی ایران تشکیل می شود ولی فقط نقش یک مجلس مشورتی را خواهد داشت و از اختیارات قانونی پارلمان بهره مند نخواهد بود.

اظهار امیدواری جدی اسدالله علم به اجرای کامل برنامه سوم نیز با اهمیت تلقی شده و اقداماتی در جریان است تا تشکیل کنسرسیوم کمک به اجرای برنامه سوم هر چه زودتر به مرحله عمل نزدیک شود.

در حکومت امینی برنامه سوم وسعت بیشتری داشت احتیاج ایران برای تامین کسر بودجه این برنامه به 800 میلیون دلار بالغ می شود و مذاکرات برای تشکیل کنسرسیومی جهت تامین این مبلغ آغاز شده بود ولی در حکومت آقای علم با تغییراتی که در برنامه سوم داده شده میزان کسر بودجه برنامه سوم به 500 میلیون دلار کاهش یافته و دولت ایران امیدوار است مذاکرات مربوط به تامین این اعتبار در آینده نزدیک به نتیجه برسد.

 

عمری که تلف می شود و ثروتی که بر باد می رود!

«خواندنی ها » به نقل از «روشنفکر» نوشت : امسال 12 هزار جوان دیپلمه در کنکور دانشگاه شرکت کردند ، در هر حال فقط 3721 نفر از این عده برای دانشکده های مختلف پذیرفته می شوند و لاجرم 8300 نفر از این جوانان، بیکاره و بی هدف و سرگردان باقی می مانند و این ماجرایی دردناک و ننگ آور است که در کشور ما هر ساله تکرار می شود.

با حساب دقیقی که می توان از روی آمار وزارت فرهنگ به دست آورد، و با توجه به این که فقط ده درصد از دیپلمه ها ممکن است کاری دست و پا کنند هر سال 7400 نفر (کمی بیشتر یا کمتر) به طور کلی بیکاره و عاطل و باطل می مانند.

یک حساب دیگر به ما می گوید که در ده سال اخیر یعنی از سال 1331 تاکنون درست 52 هزار نفر از جوانان دیپلمه، بیکار و بی حاصل مانده اند!

ولی اندوه آورترین جنبه این واقعیت لرزاننده این است که هر ساله باز هم بر خیل این سرگردان های ناامید، عده ای افزوده می شود.

وقتی یک دیپلمه به کنکور دانشگاه می رسد و پس از عدم موفقیت آواره خیابان ها می شود فاجعه ای روی می دهد که این فاجعه نه تنها بر دوش آن جوان سنگینی می کند، بلکه بر دوش جامعه باری است توان فرسا.

اما ما عادت کرده ایم که همه قضایا را از جنبه روی آن، از جنبه سطح ظاهر آن ببینیم و در این مورد اگر احیانا افسوس و دردی احساس کنیم این است بگوئیم : « طفلی جوان بیچاره!» و یا « بدبخت پدر و مادرش.» اما باید گفت : « بدبخت جامعه ای که این جوان در آن زندگی می کند.» زیرا او 12 سال تمام ( اگر در دوران تحصیل رد نشود) عمرش را تلف کرده و درست آن سن و سالی که باید با برومندی و قدرت جسمی اش، دین اش را به جامعه ادا کند، یک عضو بیهوده و غم انگیز و سربار می شود.

 

هزینه ای که یک دانش آموز به بودجه فرهنگ کشور تحمیل می کند!

به آمار وزارت فرهنگ درباره مخارج سرانه دانش آموزان توجه کنید : هر دانش آموز در یک سال مبلغ سه هزار ریال از بابت هزینه های مختلف بر بودجه فرهنگ تحمیل می کند و به علاوه این مخارج، برای هر دانش آموز هر سال 2400 ریال از بابت هزینه ساختمان دبستان و دبیرستان تعلق می گیرد به عبارت دیگر یک نفر دانش آموز در عرض یک سال فقط 5400 ریال بر بودجه فرهنگ تحمیل می کند.

با این حساب آن جوان دیپلمه ای که پس از دوازده سال تحصیل به دانشکده راه نمی یابد درست مبلغ 64 هزار و 800 ریال بودجه فرهنگ را از بین برده است.

اما این تنها رقمی نیست که هر ساله 11 هزار جوان برومند بر جامعه ما تحمیل می کنند، «یونسکو» مخارج متوسط سرانه یک آموزگار را در خانواده ایرانی بالغ بر 35 هزار ریال در سال و مخارج یک دانش آموز را بالغ بر 52 هزار ریال برآورد کرده است.

پس یک نفر دیپلمه در طول 12 سال تحصیل درست معادل 624 هزار ریال از درآمد خانواده اش را به خود تخصیص می دهد.

حالا اگر این ارقام را جع کنیم می بینیم که یک جوان 20 سال دیپلمه وقتی که پس از عدم موفقیت در کنکور بیکاره و سرگردان شد درست مبلغ 688 هزار و 800 ریال به دولت و خانواده اش، یعنی به جامعه بدهکار است و در مجموع هر سال 6 میلیارد و 888 میلیون ریال به توسط ده هزار دیپلمه سرگردان از ثروت ملی ما بلااستفاده و بی حاصل می ماند!

هر سال دیپلمه های ما تقریبا 7 میلیارد ریال را دور می ریزند، هر سال ده هزار نفر به بیکاره ها و مایوس های ما افزوده می شود و هر سال شاهد خودکشی های شرم آوری هستیم و همه این ها از فرهنگ ما است، از تربیت اجتماعی ما است و از دانشگاه ما است.

 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.