«پاسخ امام خمینی(ره) به اتهام برخی از مدعیان روشنفکری»
آیا ساخت گنبد و بارگاه از سوی شیعیان،‌ شرک است؟‌

«پاسخ امام خمینی(ره) به اتهام برخی از مدعیان روشنفکری»

جواب این سؤال نیز از گفته های سابق که میزان شرک را تعیین کرد به خوبی روشن و واضح شد که اگر ساختن گنبد و بارگاه برای بت‌پرستی و امام‌پرستی و پیغمبر‌پرستی باشد همانطور که بت‌پرست‌ها می‌کردند شک نیست که شرک است و کسانی که در آنجا برای پرستش و عبادت پیغمبر یا امام یا امام‌زاده می‌روند مشرک و کافرند ولی اگر برای احترام آنها باشد یا برای استراحت اشخاصی که آنجا می‌آیند باشد یا برای عبادت خدا در آنجا باشد شرک که نیست هیچ عین خدا‌پرستی و فرمان‌برداری از خداست...

«جواب این سؤال نیز از گفته های سابق که میزان شرک را تعیین کرد به خوبی روشن و واضح شد که اگر ساختن گنبد و بارگاه برای بت‌پرستی و امام‌پرستی و پیغمبر‌پرستی باشد همانطور که بت‌پرست‌ها می‌کردند شک نیست که شرک است و کسانی که در آنجا برای پرستش و عبادت پیغمبر یا امام یا امام‌زاده می‌روند مشرک و کافرند ولی اگر برای احترام آنها باشد یا برای استراحت اشخاصی که آنجا می‌آیند باشد یا برای عبادت خدا در آنجا باشد شرک که نیست هیچ عین خدا‌پرستی و فرمان‌برداری از خداست. شما می‌دانید که در هر سال چند صد هزار جمعیت شیعه زیارت می‌کنند قبر پیغمبر و امام و امام‌زاده و مؤمن را؛‌ ما به شما و همه عالم اجازه دادیم  که از بزرگ و کوچک، مرد و زن،‌ شهری و صحرانشین،‌ شیعه اثنی عشری (ما ضامن طوائف دیگر شیعه نیستیم) بپرسید و آنها را با هر طوری‌که می‌خواهید استنطاق کنید اگر آنها یا یکی از آنها گفتند که ما برای پرستیدن و عبادت کردن امام و پیغمبر به مدینه یا کربلا می‌رویم و ما آنها را خدا یا خدای زمین می‌دانیم ما گفته‌های خود را پس ‌می‌گیریم و از راه تعلیمات استاد شما وارد دین می‌شویم و اگر چنانچه خود شما و همه خوانندگان ایرانی پارسی زبان که شیعه پاک امامانند مطلب را غیر از این می‌بینند و می‌دانند ما با شما چه بگوئیم؟ آن‌وقت حق داریم که بگوئیم شما خواستید عوام‌فریبی کنید یا در میان همسران خود اسم و رسمی پیدا کنید. شما دیدید هر کاری بکنید یا هر حقه[ای] بزنید دیگران کردند و زدند؛ خودتان هم کلّه ابتکار و هوش از خودتراشی نداشتید؛ پیش خود گفتید این حرف‌ها سر و صدایش در ایران کمتر است،‌ ممکن است به خورد مردم داد که از هوش سرشار خود ما است و این فکر تازه‌ای است که به یاد ما تنها افتاده؛ بنا کردید به میدان‌داری کردن که کسی جوابی از این اشکالات بزرگ ندارد،‌ اگر جوابی هست بیائید و بگوئید؛ گمان نمی‌کردید یکی پیدا شود ریشه و پایه سخنان شما را به جامعه نشان دهد که اینها را از کتاب پاره‌های زمان‌های سابق،‌ جفت به هم کردید؛ پاره‌ای از آنها را از وهابی‌ها و پاره‌ای از آنها را از بهائی‌ها و پاره‌ای از آنها را که فحش و بدگوئی به بزرگان دین است از روزنامه ملا نصرالدین قفقاز و مانند آن دزدیدید؛‌ منتهی در آن روزنامه بدگوئی و بی‌آبروئی را با شیوه خوش‌مزه دلربائی نوشته،‌ از شما آن مزّه را هم ندارد...

این‌طور از امور گرچه گواه و شاهدی لازم ندارد همین‌که خدا و قرآن از آنها نهی نکرد کفایت می‌کند در روا بودن و مانع نداشتن از این جهت هیچ‌کس برای ساختمان خانه خود و طرح‌ریزی عمارت و پارک خود نرفته ببیند چه دستوری در قرآن رسیده و قرآن هم در این‌ باب دستوری نداده؛‌ به مجرد آنکه در دین از ساختمان جلوگیری نشده هر کس می‌تواند برای خود با هر نقشه که بخواهد ساختمانی درست کند با این وصف در این موضوع سفارش فرموده و ما آیه را با نشانی آن ذکر می‌کنیم تا راه گفتگو بسته شود.

«ذَٰلِکَ وَمَن یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ» [سوره حج،‌ آیه 32] یعنی کسی که شعارهای خدائی را که عبادت است احترام کند از پرهیزگاری قلب او است؛ دل نورانی پاکیزه که خدا را بزرگ می‌شمارد شعار خدائی را بزرگ می‌شمارد و بزرگترین تعظیم شعار الهی آن است که جایگاه او با عظمت و دستگاه باشد و محل عبادت خدا مورد رغبت واردین و جلب قلوب آنها باشد در این محل‌‌های محترم همه می‌دانیم و می‌دانید که در هر روزی صدها هزار مسلم پاک به عبادت خدا و مدح و ستایش او و نماز و نیاز به درگاه مقدس او اشتغال دارند چه بهتر از اینکه برای تعظیم عبادت خدا و شعار الهی یک قبه عالی‌مقام سر بلندی و یا مسجد با عظمت و جلالی بنا شود که مردم به وارد شدن آن میل کنند و بزرگان عالم که عادی به ورود بارگاه‌های با ابّهت و عظمت هستند نیز با مردم در عبادت و نماز شرکت کنند و این هیچ مربوط به شرک نیست و در سوره نور (آیه 36) می‌گوید:

«فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللّهُ أَن تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوّ وَالاَصَالِ» پس از آنکه آیه نور را بیان می‌کند می‌فرماید آن قندیل در خانه‌هائی است که خدا اذن داده آنها را مرتفع کنند و ذکر شود در آنها اسم خدا و تسبیح شود خدا در آنها هر صبح و شام؛ شک نیست که در این خانه‌ها صبح و شب تسبیح و تهلیل خدا شود و واردین به ذکر خدا در آن اشتغال دارند و خدا اجازه داده است که این‌ خانه‌ها مرتفع و عالی‌قدر باشند و با عظمت و شکوه بنا نهاده شوند و همه می‌دانند که شکوه و عظمت ظاهری در قلب چه آثاری دارد یک منزل باشکوه و عظمت یک مملکت با عظمت بینندگان را در مقابل صاحب آن خاضع و فروتن می‌کند گر چه عظمت اسلام و قرآن و بزرگی بزرگان اسلام به قانون‌های راست و درست و معارف و حقایق بلند پایه آنها و تربیت‌ها و تعلیم‌های خردمندانه آنهاست که کفیل سعادت ابدی و نورانیت همیشگی هستند و عهده‌دار زندگی این جهان و آن جهان می‌باشند لکن چون چشم‌های تنگ ظاهربین ما از عظمت‌های صوری یادگارهائی به قلب تحویل می‌دهد و از عظمت بنیان عظمت صاحب آن را در می‌یابد اسلام تعظیم خانه‌هائی که در آن عبادت می‌شود و عظمت شعار دینی را مهم شمرده و جزو دستورات قرآنی قرار داده تا در مقابل دنیای اروپا که سرتاسر زر و زیور ظاهر است گو که از فضایل انسانی دست تهی باشند اسلام نیز عرض اندام کند از این جهت بناهائی که مسلمین و اسلام با کمال شکوه و عظمت تحویل دنیا داده چشم غربی‌ها را خیره کرده و دنیای پرشکوه اروپا را به خود جلب کرده؛‌ هر کس می‌خواهد شمه‌ای از آنرا [ببیند] رجوع به کتاب (تمدن اسلام) کند تا عظمت بناهای اسلامی را که در ممالک متفرقه دنیا به یادگار گذاشته بفهمد.

این بی‌خبران ماجراجو پنداشتند که گنبد و بارگاه ساختن برای بزرگان دین از اختصاصات شیعه است از این جهت ما را مورد حمله قرار دادند با اینکه این پنداری است نادرست و گمانی است باطل. تمام ملل اسلامی و تمام فرقه‌های دین‌دار این بناها و گنبدهای باشکوه و عظمت را دارند پس باید تمام مسلمین از شیعه و سنی و تمام فرقه‌های دیندار را مشرک خواند و توحید را مخصوص نمود به گروهی شترچران بی‌خرد از تمدن دور و مشتی هرزه‌گرد خیابانی که به تقلید و پیروی آنها برخاستند؛ کم و بیش در هر سالی صد هزار ایرانی به مملکت عراق و حجاز می‌روند همه دیدند که قبر محترم پیغمبر اسلام در وسط مملکت سنیان با گنبد و بارگاه و ضریح و تشریفات آبرومندانه دیگر بر پا است و سالی کم و بیش سی هزار گروه مصری و هندی و یمنی و عراقی و ایرانی و افغانی و دیگر ممالک اسلامی که بیشتر آنها سنی هستند و شیعیان کمی از بسیارند به زیارت قبر پیغمبر می‌روند و با همان آداب که شیعیان احترام از آن و قبور ائمه دین می‌کنند، آنها نیز رفتار می‌کنند و همینطور در مملکت عراق قبه بزرگ با عظمت شیخ عبدالقادر و ابوحنیفه را در بغداد همه دیدند و احترامات سنیان را نسبت به آنها دیده یا شنیده‌اند پس باید گفت تمام ملل اسلامی از هر گروه و مذهب کافر و مشرک و بت‌پرستند و اینها که ساخته‌اند بت‌پرستی است و بت‌خانه است تا بیهوده مشتی زباله درست شود گوهر خرابی پیدا شود از همه اینها گذشتیم؛ خانه کعبه، جز چهار دیوار سنگی و حجرالاسود، جز یک سنگ سیاه و صفا و مروه، جز دو کوه کوچک نیستند؛ چه شد که در هر سالی کم و بیش صد هزار جمعیت مسلمین دور آن سنگ‌ها طواف می‌کنند و آن سنگ سیاه را می‌بوسند و استلام می‌کنند و بین صفا و مروه سر و پای برهنه می‌دوند و سعی می‌کنند و هیچکس به واسطه این اعمال خانه‌پرست و سنگ و کوه‌پرست نشد و همه آنرا عبادت خدا می‌دانند؟ آیا مسلمانان خدا را در آن خانه و پیرامون آن سنگ‌ها و کوه‌ها پیدا می‌کنند یا آنکه چون خدا گفته اطاعت او است و عین توحید است؟ پس خوب است کار را یک‌باره کنید و بگوئید خانه کعبه را هم باید خراب کرد و با خدا بی‌وسیله خانه و سنگ سیاه و کوه، پیوست ...»1

گنبد و ایوان و گلدسته حرم حضرت امام حسین(ع) در کربلا در دوره قاجار

شماره آرشیو: 1687-1ع

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.