16 تیر 1341

16 تیر 1341

استقبال  آمریکا از میانجیگری شاه/ایران متحمل خسارات سنگینی شده است/اعتراض به شرایط کار/کمک خارجی نباید توام با اعمال نظر سیاسی باشد/مخالفت و کارشکنی مرا دلسرد می کند!/سیاست تثبیت تحصیلی به دنبال  تثبیت اقتصادی/شما که می خواستید هزار میلیون دلار کمک را به مبدا اصلی برگردانید چرا ته مانده ارز کشور را روی آن گذاشتید؟!/سیاست تثبیت اقتصادی را بی هیچ اخطار، مهلت و ملاحظه ای غربی ها به دست مجریان فرمانبردار دادند!/سیاست تورم تحصیلی برای از بین بردن علمیات و معنویات به وجود آمد!/سیاست تثبیت تحصیلی دولت امینی اصولا صحیح نیست/حریقی که نشان داد بانک کارگشایی هم در خدمت ثروتمندان است!/بانک کارگشایی مانند ضرابخانه باید به کلی منقلب شود و به صورت جدیدی در آید

استقبال  آمریکا از میانجیگری شاه

آمریکا از میانجیگری شاه میان افغانستان و پاکستان استقبال کرده است، خبرگزاری های خارجی احتمال می دهند شاه ایران به افغانستان نیز سفر کند ولی تصمیم قطعی بسته به نظر شاه است.

خبرگزاری های خارجی گزارش می دهند افغانستان پیشنهاد میانجیگری شاه را پذیرفته و به زودی هیئت هایی از طرف شاه به کراچی و کابل اعزام خواهند شد.

 

ایران متحمل خسارات سنگینی شده است

قطعنامه شماره 32 راجع به برگشت دادن قیمت ها به بهای اوت 1960 یکی از قطعنامه های بسیار با اهمیت اوپک است که مردم از مدت ها پیش منتظر آن بوده اند، زیرا این قطعنامه برخلاف قطعنامه های دیگر اوپک در ذهن مردم سابقه طولانی دارد و یکی از علل به وجود آمدن اوپک نیز همین امر، یعنی تنزل قیمت نفت از طرف شرکت های نفتی بوده است.

به علت تقلیل بهای نفت خام از اوت 1960 تاکنون ایران متحمل خسارات سنگینی شده است.نخستین جرقه های اقدام برای اعاده قیمت سابق نفت خام در ایران و عربستان سعودی خواهد درخشید.

 

اعتراض به شرایط کار

امروز «معتمدی» معاون وزارت کار و خدمات اجتماعی پیرامون نارضایی اخیر کارگران کوره پزخانه ها گفت : سه روز قبل طبق گزارش های رسیده و شکایت کارگران کوره پزخانه ها از کمی دستمزد و عقب افتادن آن بازرسان وزارت کار و نمایندگان هیئت حل اختلاف در محل کار کارگران حضور پیدا کردند و به نحوی اختلاف را حل کردند.

معتمدی افزود یک قسمت از شکایت کارگران در این مورد است که چون حقوق آنان همه ماهه به عهده تعویق می افتد و مجبورند از دکان های اطراف جنس به طور نسیه خریداری کنند، دکاندارها با استفاده از وضع کارگران اجناس را گران تر از قیمت بازار به آن ها می فروشند.

 

کمک خارجی نباید توام با اعمال نظر سیاسی باشد

دکتر احسان نراقی مدیر موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران که برای شرکت در کنفرانس همکاری کشورهای توسعه یافته با کشورهای در حال رشد به دعوت موسسه تئودور کورنر به اتریش سفر کرده است طی نطقی در کنفرانس مزبور اظهار داشت : کشورهای توسعه یافته باید توجه داشته باشند که هرگونه همکاری فقط بایستی به خاطر بهبود وضع مردم و پیشرفت کشور بوده و بر پایه بی طرفی و بی نظری استوار باشد و در صورتی که از اعمال نظرهای سیاسی دور بماند مسلما انجام برنامه ها به نتیجه مثبت خواهد رسید.

وقتی همکاری یک کشور توسعه یافته با یک کشور در حال توسعه جنبه نفوذ سیاسی و دخالت در امور مملکتی پیدا کند به هیچ وجه مورد استقبال مردم قرار نخواهد گرفت.

 

مخالفت و کارشکنی مرا دلسرد می کند!

نخست وزیر در اجتماع فرزندان پرورشگاه های شهرداری گفت : مخالفت و کارشکنی مرا دلسرد می کند اما امکانات مملکت و حس تعاون و همکاری که در اجتماع وجود دارد به من نیرو می بخشد.

مشکل اساسی مملکت ما عدم ایمان افراد و شیوع سستی عقیده در میان آنان است.

 

سیاست تثبیت تحصیلی به دنبال  تثبیت اقتصادی

«علی اصغر امیرانی » در شماره امروز « مجله خواندنی ها » نوشت : به دوران حکومت «شخصی که پاک آمد و پاک رفت!» روزی نخست وزیر وقت که از سیاست و اقتصاد بویی نبرده بود بی آن که از تیتر دکترا و مقام دانشگاهیش خجالت بکشد رسما اعلام داشت: ما دچار تورم ارزی هستیم! و برای تسکین این مرض فرضی که غرضی محض بیش نبود آن ناپزشک نسخه چنین داد که: هر کس، از هرجا ، هر چه می خواهد وارد کند و هر قدر لازم است پول و اعتبار و وام در دسترسش گذاشته شود.

 

شما که می خواستید هزار میلیون دلار کمک را به مبدا اصلی برگردانید چرا ته مانده ارز کشور را روی آن گذاشتید؟!

یکی نبود از این مسلمان نماهای قرآن به جیب و ذو وطنان خدمتگزار بیگانه بپرسد: اگر ارز مملکت راکد آن روزها هم مانند امروز و امروز هم مانند فردا و فردا هم مانند همیشه به دینار دینار آن محتاجیم نمی دادید و کارخانه زهرمارسازی مثلا «آلپاین» یا «میشن کالیفرنیا» برای فروش زرداب ینگی دنیا یا «درایو این سینما» برای عشاق و «اتو با نک» برای راننده ها و فرستنده تلویزیون به منظور اعلان کالا های بنجل و بازداشتن بچه ها از درس و کلفت ها از کار با آن برنامه های مبتذلش نمی آوردید و تاسیس نمی کردید خدمت و ماموریتتان کامل نبود؟ شما که قصد داشتید هزار میلیون دلار کمک های به جا و نا بجا را به مبداء اصلی برگردانید چرا ته مانده ارز مملکت را روی آن گذاشتید؟!

 

سیاست تثبیت اقتصادی را بی هیچ اخطار، مهلت و ملاحظه ای غربی ها به دست مجریان فرمانبردار دادند!

عجب تر آن که این قبیل تصمیمات را در حیات مجلس و به نام دموکراسی و به عنوان حزب اکثریت که بی هیچ خجالتی بار دیگر می خواهند با استفاده از فراموش کاری مردم سر از جیب شرمساری در بیاورند می گرفتند و در نتیجه آن سیاست، کار تفریط اقتصادی و عزای آن به جایی رسید که مرده شوی را گریه گرفت، همان هایی که ثمره این روش به صورت دلار بار دیگر به سوی خودشان و کشورشان برمی گشت سر انصاف آمده کمی به خاطرما و بیشتر به خاطر خودشان جلو این کار را گرفتند و برنامه تثبیت اقتصادی را بی هیچ اخطار و مهلت و ملاحظه ای به دست مجریانی فرمانبردار تر جلو ما گذاشتند و اجرای سریع و قاطع و کامل آن را خواستار شدند.

 

سیاست تورم تحصیلی برای از بین بردن علمیات و معنویات به وجود آمد!

به دنبال سیاست تورم ارزی و دروازه های باز و سر کیسه های شل که مالیه واقتصاد و به طور کلی مادیات ما را بر باد داد، سیاست تورم تحصیلی و معلوماتی در فرهنگ کشور که گویی مکمل آن بود به منظور از بین بردن علمیات و معنویات بوجود آمد.

دکتر مهران وزیر فرهنگ وقت که گویی با دیگرانش مهری بود و با ملت ایران قهر بدون توجه به مفهوم « العلم فی الصغر، کالنقش فی الحجر» نخست امتحانات را در چهارساله اول ابتدایی از بین بردو به هر کس اجازه داد بی خواندن الفبا وحتی شناختن آن دانش آموزشناخته شود و راه دبیرستان وسپس دانشگاه و اجتماع را در پیش گیرد. بی سواد به آموزشگاه راه یابد و باسواد به اجتماع قدم گذارد. حق هم با او بود! امور مملکت به تقلید از رئیس دولت روی هو و جنجال و گزارش دروغ و گزاف وحزب بازی وصندوق سازی و چاپلوسی و اطاعت محض پیش می رفت و این ها هیچ کدام به تحصیلات و معلومات احتیاج نداشت.

اگر سیاست تورم ارزی فقط به تجار و کارخانه داران و صاحبان اراضی و مستغلات ضرر زد و هستی آنها را از بین برد و فساد مادی را در کشور رایج ساخت تا جایی که به خاطر آن ناچار شدند دست به مبارزه سطحی و محاکمه سطحی تر عده ای بزنند، سیاست تورم تحصیلی و نمره ای وزارت فرهنگ که بی هیچ استحقاقی نمره و مدرک تحصیلی به دست مردم می داد نه تنها استعداد و انرژی جوانان مملکت را به هدر داد بلکه گران بهاترین ثروت غیرقابل جبران یعنی عمر آن ها را به رایگان تلف کرد. اگر اعتبار و سرمایه و ثروت از دست رفته، با گرفتن وام از دیگران با این و آن دو باره ممکن است به دست آید و می توان مسببین آن را محاکمه و مجازات و حتی اعدام کرد عمر تلف شده هزارها جوان با استعداد یک دقیقه اش با اعدام صدها دکتر اقبال و دکتر مهران به دست نمی آید .

 

سیاست تثبیت تحصیلی دولت امینی اصولا صحیح نیست

سیاست تثبیت تحصیلی که دولت فعلی به جبران گذشته و یا به عبارت دیگر به  انتقام از آن در پیش گرفته با تمام دلائلی که برای لزوم آن آورده می شود ممکن است موقتا مفید به نظر بیاید ولی اصولا صحیح نیست. همان طوری که آن تورم تحصیلی و هجوم به مدارس غلط بود و مصنوعی، این سخت گیری به منظور تثبیت هم غلط است و غیر طبیعی.

خشت اول را نباید معمار کج بگذارد وقتی گذاشت، فشار آوردن به دیوار در خشت های ششم و یازدهم و لو منجر به خرد کردن و از بین بردن آن ها بشود دیوار را راست نخواهد کرد.

 

حریقی که نشان داد بانک کارگشایی هم در خدمت ثروتمندان است!

«خواندنی ها » به نقل از «تهران اکونومیست » نوشت : حریق تاسف آور انبار بانک کار گشایی مرا به یاد این مثل عوامانه انداخت که می گوید؛ «خدا نجار نیست ولی در و تخته را با هم جفت می کند » زیرا گرچه شعله های بی رحم آتش علاوه بر آنکه مبالغ هنگفتی به ثروت ملی ما لطمه زد و به هنر و صنعت باستانی ما خسارات غیر قابل جبرانی وارد نمود و هزارها قطعه فرش را که اکثر محصول سال ها زحمت و رنج کارگران هنرمند کشور ما است به کلی نابود کرد ولی در عین حال همان طوری که هر آتشی سودی هم در خود نهان دارد نور ناشی از این شعله ها هم باعث شد حقیقتی که در زیر زمین ها مخفی شده بود و از نظر مردم مستور مانده بود آشکار شود و شاید به همین جهت بود که عده ای از افراد سرشناس واهمه دارند نامشان به عنوان امانت گذاران بانک کارگشایی یعنی بانک فقرا و مستمندان منتشر شود و به اولیای بانک فشار می آورند و می گویند: شمع را باید از این خانه برون بردن و کشتن تا که همسایه نداند که تو در خانه مایی.

 

بانک کارگشایی مانند ضرابخانه باید به کلی منقلب شود و به صورت جدیدی در آید

در این جا طبقه متمول و مقتدر مخاطب هستند چون پست های مهم برای ایشان است. زندگی خوب برای ایشان است، از کلیه امتیازات بهره مند می شوند، حتی با نک کارگشایی هم در خدمت ایشان ، من از اولیای محترم بانک ملی ایران می پرسم چرا اقلا در یک ساله اخیر که بانک ملی به صورت بانک تجارتی در آمده فکری به حال این موسسه نکرده اند. اگر قرار است ۱۵۰ میلیون تومان پول کشور به این وضع خرج شود خوب است آن را به دولت واگذار کنند و از بانک ملی منتزع نمایند ولی تصور نمی کنم اگر به دولت حاضر چنین پیشنهادی می شد آن را قبول می کرد زیرا مسئولین امور اقتصادی مخصوصا بانک مرکزی قطعا با ما هم عقیده هستند که این بانک هم مانند ضرابخانه باید به کلی منقلب شود و به صورت جدیدی در آید چون وضع فعلی نه موافق اصول اقتصادی است نه مطا بق اصول اخلاقی و خیریه.

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.