5 تیر 1341

5 تیر 1341

محکومیت دو ساله سپهبد کیا/نان را گران می کنند و کاری نمی شود کرد!/آیا عقب مانده خواندن  ایران در جهان دردناک نیست؟!/کسر بودجه از درآمد احتمالی تامین می شود/تعصب و لجاجت در این کار جنایت در حق چند نسل این مملکت است!/اجتماع ما با تعلیمات مدارس و شاگردان آن ها مطابقت نمی کند!/در ایران هر که نادان تر و دیوانه تر متنفذتر و با عنوان تر!/در ایران مردم فقط در لای کتاب ها در برابر قانون متساوی هستند!/مادام که عدالت اجتماعی نیست این گونه است!/از شایعه استعفای وزیر راه تا دادگستری و کشاورزی!/باید غوغای اصلاحات ارضی را خاتمه یافته دانست!

محکومیت دو ساله سپهبد کیا

پس از 28 جلسه دادرسی و 14 ساعت و نیم شور نیمه شب گذشته دادگاه رای خود را صادر کرد و سپهبد کیا به دو سال حبس مجرد محکوم شد.

6 نفر متهمین این پرونده نیز از اتهامات وارده تبرئه و دیشب از زندان آزاد گردیدند.

دادگاه سپهبد کیا را از یک قسمت از اتهامات به اتفاق آرا تبرئه کرد ولی در مورد معاونت در تصرف غیرقانونی به اکثریت آرا محکوم نمود در حالی که رئیس دادگاه نظر به تبرئه او داشت!

سپهبد کیا ضمن رویت رای دادگاه گفت رئیس دادگاه شرافت نشان داد آدم شرافتمندی است ولی من از رای دادگاه راضی نیستم.

سپهبد کیا چون با قرار بازداشت زندانی بوده تا تبدیل قرار در زندان می ماند.

 

نان را گران می کنند و کاری نمی شود کرد!

در جلسه دیشب شورای عالی انجمن های محلی گفته شد : کسانی که صد باب دکان نانوایی دارند نان را گران و کم می فروشند و احدی قادر به جلوگیری از اجحاف آنان نیست.

در این جلسه پیرامون مسائل مختلف و از جمله قانون مجازات عمومی ، گم شدن اطفال، خطر حوض، آتش سوزی انبار قالی بافی بانک کارگشایی و مسائل شهری گفت و گو شد.

 

آیا عقب مانده خواندن  ایران در جهان دردناک نیست؟!

آیا دردناک نیست که یک کشور قدیمی متمدن را در جهان کشوری عقب مانده نام بدهند ؟ به گمان من متصدیان فرهنگ مسئولیت بزرگی دارند.

 

کسر بودجه از درآمد احتمالی تامین می شود

عصر بودجه کل کشور که در وزارت دارایی تنظیم شده و تسلیم هیئت وزیران می گردد و احتمال دارد در ظرف امروز و فردا با تشکیل چند جلسه فوق العاده به تصویب امروز هیئت وزیران برسد.

«روزنامه اطلاعات» در گزارش خود اعلام کرده است : « خبرنگار ما آخر وقت امروز اطلاع حاصل کرد بودجه تهیه شده کسری ندارد اما در اصل به علت وجود ستون «در آمد احتمالی»  کسری بودجه محرز است و میزان آن هم همان مقداری است که در در آمد احتمالی پیش بینی شده است.»

بودجه دارای دو قسمت است بودجه جاری و بودجه عمرانی،  بودجه جاری هم دو ستون هزینه و دوستون در آمد دارد. بودجه هسته ای شامل در آمد قطعی و هزینه قطعی است که وزارت دارایی وصول درآمد آن را تضمین می کند و پرداخت هزینه ها را نیز تعهد می کند. پرداخت هزینه های غیر قطعی از محل دو قسمت از در آمد ها امکان پذیر است یک قسمت آن مازاد درآمد قطعی و قسمت دیگر در آمد احتمالی است در حقیقت وزارت دارایی پرداخت هزینه غیر قطعی را به نسبت در آمد قطعی و موفقیت در وصول درآمد احتمالی قبول می کند.

با این ترتیب کسری بودجه همان در آمد احتمالی است و رقم آن هم هنوز به دقت روشن نیست زیرا بعد از آنکه عده ای از دستگاه ها تا بیستم خرداد نتوانستند لیست 15 در صد تقلیل هزینه را به وزارت دارایی بفرستند وزارت دارایی راسا اقدام به تقلیل بودجه آنان نمود به همین علت معلوم نیست که این تقلیل دقیقا مورد تایید وزارتخانه یا هیئت وزیران قرار خواهد گرفت یا نه، وزیر دارایی از تقلیلی که وزارت دارایی داده در هیئت وزیران دفاع می کند، اما نظر قطعی، نظر هیئت وزیران خواهد بود.

 

تعصب و لجاجت در این کار جنایت در حق چند نسل این مملکت است!

«علی اصغر امیرانی» در ستون « بدون روتوش» شماره امروز خواندنی ها نوشت : به مناسبت انتشار برنامه جدید تحصیلی، این مسئله مهم و اساسی که بیست سال است به تعداد سال ها به علاوه تعداد کابینه ها موضوع روز بوده، بار دیگر این روزها موضوع روز شده است.

نخستین شرط صلاحیت برای بحث در این  مورد هم مانند سایر موارد احتراز از هر گونه حب و بغض وغرض و دوری از عناد و لجاج می باشد . این کار کار سیاسی و اقتصادی نیست. تعصب و لجاجت در آن در حکم جنایت است، آن هم جنایت نسبت به چندین نسل یک مملکت.

 

اجتماع ما با تعلیمات مدارس و شاگردان آن ها مطابقت نمی کند!

بزرگترین ایرادی که به برنامه فعلی و گذشته مدارس ما می گیرند این است که در این برنامه ها به احتیاجات کشور و استعداد شاگرد توجهی نشده و مدارس ما، به جای مرد اجتماع کارمند برای دولت و پشت میز نشین برای ادارات درست می کنند.

در کار این ایراد، در عین حال که در خور توجه و به ظاهر وارد می باشد، یک ایراد بزرگتر هست که کمتر کسی خواسته به آن توجه کند و آن این که : این برنامه تحصیلی نیست که با اجتماع ما واحتیاجات کشور و استعداد شاگرد تطبیق نمی کند، این اجتماع ماست که وضعش با تعلیمات مدارس و معلومات شاگردان آن ها مطابقت نمی کند و با خوانده ها و فهمیده هایشان منافات دارد؟

وضع اجتماعی و اداری کشور خاصه در بیست ساله اخیر به صورتی در آمده که شاگرد به محض خروج از مدرسه نه تنها تمام آن معلومات و محفوظات را باید دور بیندازد بلکه ناچار است خلاف آنها را فرا گرفته عمل کند وگرنه از قافله اجتماع عقب مانده محکوم به محو خواهد بود.

 

در ایران هر که نادان تر و دیوانه تر متنفذتر و با عنوان تر!

از روزی که شاگرد قدم به مکتب می گذارد تا روزی که پاره کاغذی به نام دیپلم به دستش می دهند همه جا می خواند و می شنود و به او تلقین می کنند که : توانا بود هر که دانا بود. ولی همین که قدم به اجتماع می گذارد به رای العین در تمام موارد می بیند که هر که نادان تر و حتی دیوانه تر است توانا تر، داراتر و متنفذتر و با عنوان تر می باشد، دانایان حتی از نوع استادانشان غالبا یا گوشه نشینند یاحانه نشین و نادانان حتی در نوع بی مخانشان کوشک نشینند یا کاخ نشین. در هیچ یک از برنامه های تحصیلی و کتاب های مدارس و کنفرانس های معلمین در باره اسرار و رموز و فنون زمین خواری وکیل تراشی، صندوق سازی، سفته بازی، شهرسازی بدون سرمایه یا با سرمایه دیگران،  وام گرفتن بدون اعتبار و اعتبار گرفتن  بدون کار، شرکت در مقاطعه کاری های بزرگ بدون داشتن کوچکترین وسائل، زور گفتن بدون اسلحه و حتی نیرو و زور شنیدن با داشتن تمام قوا وانواع سلاح ها و بسیاری امور رایج وجاری دیگر، کوچک ترین اشاره ای نشده و تعلیماتی در این باره به شاگردان داده نمی  شود لاجرم حتی شاگردان اول شعب ریاضیات، طبیعیات، ادبیات و سایر دروس وقتی که قدم به اجتماع می گذارند در برابر شاگردان اول این کار مانند معنوی زمین خواروخرم آسفالت کار و دریانی شهر ساز که حتی از نوشتن امضای خود هم عاجزند و سایر زور گویان درجه دار و زور شنوان ارج دار ذره ای به حساب نمی آیند.

 

در ایران مردم فقط در لای کتاب ها در برابر قانون متساوی هستند!

در جامعه ما مردم اسما و در لای کتاب در برابر قانون و عرف و عادت متساوی الحقوق هستند و عملا هر گز نبوده اند و حق تقدم پیوسته با کسانی بوده که شغل و کاری دولتی داشته و یا پستی سیاسی و نظامی داشته باشند.

در یک چنین اجتماعی چگونه توقع دارید، نابغه علمی و استاد فنی و قهرمان هنری به وجود بیاید، یک چنین کسی اگر هم به وجود بیاید چگونه می تواند همان طور زندگی کند که قهرمانان زمین خوار و شهرساز و زورباز؟!

 

مادام که عدالت اجتماعی نیست این گونه است!

بنا بر این مادام که عدالت اجتماعی نیست و کار مندی و پشت میز نشینی صرف دارد نه تنها پشت میز نشینان شهری بلکه کشاورزان بیابانی و کارگران حرفه ای هم کار و پیشه آبا و اجدادی خود را رها کرده با چند صباحی مدرسه رفتن خواه در خارج کشور خواه در داخل می خواهند به هر نحوی شده پستی دولتی وشغل اداری دست و پا کنند تا برای عبور از این بیا بان دور وسیله ای داشته باشند که لااقل حقوق خودرا حفظ نمایند.

 

از شایعه استعفای وزیر راه تا دادگستری و کشاورزی!

«خواندنی ها » در ستون «شایعات» شماره امروز خود به نقل از «اراده آسیا» نوشت : بعد از شایعه استعفای وزیر راه که مورد تکذیب جدی ایشان قرار گرفت اینک صحبت از کناره گیری وزیر دادگستری و وزیر کشاورزی است.

هنوز این شایعات را نمی توان به عنوان یک خبر قطعی پذیرفت اما می گویند این دو وزیر بیمارند و به ناچار خواهان استراحت و کناره گیری.

 

باید غوغای اصلاحات ارضی را خاتمه یافته دانست!

«خواندنی ها » به نقل از «صبح امروز » نوشت : عده زیادی از مالکین پرسش نامه های سازمان اصلاحات ارضی راپر کرده و برای فروش املاک خود آماده اند با این طرز ممکن است دولت نتواند به مقدار کافی وجه تهیه کرده و املاک مالکین را خریداری کند. از این جهت باید غوغای اصلاحات ارضی را خاتمه یافته دانست.

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.