28 خرداد 1341

28 خرداد 1341

دگرگونی در تحصیلات ابتدایی و متوسطه /سپهبد کیا حق نداشته اراضی خود را به شرکت نفت بفروشد!/این پرونده جنبه جنایی دارد نه حقوقی!/نامه تکان دهنده درباره دانشجویان ایرانی که در خارج تحصیل می کنند!/بهتر است داستان به هرزگی کشیده شدن دختران محصل در دیار غرب بر زبان آورده نشود!/در گمرک همیشه دزدی می شود!/از انجام توقعات مردم ناتوان هستیم!/آرزو دارم موسسات بین المللی برای پایه گذاری صحیح حساب ها کار ما را پی ریزی کنند!/نامه یک دانشجو از آمریکا ؛ ما را فریب ندهید!

دگرگونی در تحصیلات ابتدایی و متوسطه

با طرح جدیدی که دیشب در شورای عالی فرهنگ تصویب شد تحصیلات ابتدایی و متوسطه دگرگون شد.

بر اساس این طرح تا هنگامی که تحصیلات ابتدایی در سراسر روستاها تعمیم داده نشود از توسعه مراحل دیگر تعلیماتی خودداری خواهد شد.

در مقدمه طرح جدید گفته شده است که هنوز نیمی از اطفال مملکت امکان و وسیله تحصیلات ابتدایی ندارند.

بر اساس این طرح دوره تحصیلات ابتدایی 8 سال و تحصیلات متوسطه 4 سال شد.

 

سپهبد کیا حق نداشته اراضی خود را به شرکت نفت بفروشد!

دکتر مروستی نماینده دادستان در جلسه امروز دادگاه به وکیل مدافع سپهبد کیا گفت :  من به استناد قانون علیه سپهبد کیا اعلام جرم می کنم زیرا وی به استناد قانون معاملات دولتی مصوب دی ماه 1337 حق نداشته است اراضی خود را به شرکت نفت که یک اداره دولتی است بفروشد.

 

این پرونده جنبه جنایی دارد نه حقوقی!

آقای زاهد ضمن مدافعات خود سعی داشتند چنین وانمود کنند که این پرونده جنبه حقوقی دارد در حالی که بنده اکنون ثابت می کنم که این پرونده جنبه جنایی دارد نه حقوقی. در این جا حق کس دیگر را غصب کرده اند و برای غصب حق دیگری سندی جعل شده است و موکل شما آقای زاهد، از این سند جعلی استفاده کرده و زمین های غیر را اشغال کرده است. جعل و استفاده از سند مجعول جرم جنایی است نه حقوقی.»

ممکن است آقایان متهمین در هنگام آخرین دفاع از محضر دادگاه تقاضای ترحم بکنند. کسی که به مردم ترحم نکرده قابل ترحم نیست. بنده معتقدم اگر در برابر ظلم ترحمی بشود ظلم است و اگر در برابر ظلم سکوت بشود ظلم است.

 

نامه تکان دهنده درباره دانشجویان ایرانی که در خارج تحصیل می کنند!

درخشش وزیر فرهنگ در نامه ای به علی امینی نخست وزیر نوشت : عده ای با اخذ گواهینامه هایی که در خارج فاقد هرگونه ارزش است به نام دکتر و مهندس به ایران باز می گردند.

می بینیم که صرف نظر از مقادیر گزافی ارز که از طرق گوناگون از کشور بیرون می رود و صرف نظر از مخارج عده زیادی که با گذرنامه عادی به عنوان تحصیل به خارجه رفته اند و ارز آنان از طرق غیر مجاز فرستاده می شود سالانه در حدود 20 میلیون دلار یعنی 160 میلیون تومان به کاری تخصیص یافته که به هیچ وجه نتیجه و محصول مورد انتظار را به دست نداده است، حتی نقض غرض شده و آشفتگی ها پدید آمد و کار به جایی رسید که نظر دولت ها را به خود معطوف داشت و قوانین گوناگونی که در عرض این مدت و بخصوص در سال 1336 به تصویب رسید دردی را دوانکرد و باز هم سیل محصلینی که در مسابقات ورودی دانشگاه های ایران پذیرفته نشده بودند و افرادی که براثرهم چشمی با این و آن به هوس اروپا و آمریکا افتاده بودند و فرزندان خانواده هایی که بقول خود می خواستند اطفال خردسالشان تربیت اروپایی و آمریکایی بیابند به شهر های اروپا و آمریکا سرازیر شد و چون در اعزام این عده هیچ گونه نقشه درستی در کار نبود و توجهی به احتیاجات گوناگون واقعی کشور از جهت کارشناس و متخصص نشده بود متاسفانه ثروت مادی و معنوی فراوانی در این راه بیهوده بربادرفت.»

 

بهتر است داستان به هرزگی کشیده شدن دختران محصل در دیار غرب بر زبان آورده نشود!

از طرف دیگر اطفال خردسالی که به اروپا و آمریکا فرستاده شدند دین و آئین و رسوم و زبان مملکت خودرا از یاد بردند و دختران محصل با آزادی ناشناخته ای که در دیارغرب به دست آورده بودند چنان به بی بند و باری و هرزگی کشیده شدند که بهتر است داستان آن بر زبان آورده نشود. در انتخاب رشته تحصیلی هم هیچ وقت نظم و ترتیب و احتیاج کشور به صنایع و علوم و فنون جدید در نظر گرفته نشده مثلا کسانی در کشور فرانسه دیپلم دکترای ادبیات فارسی می گیرند و گروهی از دختران دانشجوی ما در آرایشگری و گل سازی و چیزهایی از این قبیل صرف وقت می کنند. برخی دیگر که معلوماتشان برای ورود دانشگاه های معتبر کافی نیست با پرداخت مبالغ گزافی در آموزشگاه های خصوصی ثبت نام می نمایند و چند سالی به نام محصل وقت خود را تلف می کنند و عاقبت با اخذ گواهینامه هایی که در کشور محل تحصیل فاقد هر گونه ارزشی می باشد به نام دکتر یا مهندس به ایران مراجعت می نمایند.

در خاتمه نظر آن جناب را به این نکته معطوف می دارد که چون در چند سال آینده تعداد معتنابهی از 17 هزار دانشجوی ایرانی مقیم خارج کشور باز خواهند گشت از این پس موضوع تهیه کار برای افراد در داخل کشور مسئله قابل توجهی خواهد بود و به این ترتیب چنین به نظر می رسد که دیگر شرکت ملی نفت و سایر موسسات ملی و دولتی نیازی به اعزام دانشجو به خارج از کشور ندارند و مسلما می توانند افراد مورد نظر را از میان دانشجویانی برگزینند که هم اکنون در خارجه مشغول تحصیل هستند .

 

در گمرک همیشه دزدی می شود!

معاون اداره کل گمرک گفت : در گمرک همیشه دزدی می شود و باید دفاتر شرکت های هواپیمایی را رسیدگی کنند تا از حقایق وحشتناکی پرده برداشته شود.

به‌گو معاون اداره کل گمرک گفت : مطالب گفتنی زیاد است و به طور کلی باید گفت کل یوم یوم عاشورا، در گمرک همیشه از این حرف ها هست. همان طور که مامورین انتظامی دزد می گیرند و تمام دستگاه ها وظایف خود را انجام می دهند در گمرک هم مرتب دزدی می شود و مرتب هم دستگیر می شوند. اگر بخواهند واقعا رسیدگی شود باید دفاتر شرکت های هواپیمایی را رسیدگی کنند و بعد صورت بارنامه های این شرکت ها را با صورت هایی که به گمرک داده اند مقایسه کنند تا حقایق وحشتناکی روشن شود.

به‌گو اضافه کرد : باید با ماهی 350 تومان حقوق زندگی کنند. اگر راست می گویند دفاتر شرکت های هواپیمایی را پلمپ کنند و بعد به رسیدگی ادامه دهند. وضع گمرک را باید از تجار و حق العمل کارهایی که همیشه با گمرک سرو کار دارند پرسید و نحوه تعقیب باید طوری باشد که مامورین صدیق گمرک دلسرد نشوند.

 

از انجام توقعات مردم ناتوان هستیم!

صبح امروز پنجمین جلسه هیئت نظارت بنیاد پهلوی برای رسیدگی بوضع مالی و بودجه سال 1341 و آئین نامه های مربوط به اجرای مواد وقف نامه در محل بنیاد تشکیل شد، در این جلسه آقایان دکتر امینی نخست وزیر، اسدالله علم نایب التولیه موقوفات بنیاد پهلوی، سردار فاخر حکمت، شهاب فردوس، عماد تربتی، دکتر خانلری،دکتر باهری، جواد عامری، جهانشاه صالح، موسی عمید، ضیائی اعضای هیئت عامله بنیاد حضور داشتند.

 ابتدا صورت جلسه قبل توسط دبیر هیئت نظارت قرائت گردید و مورد تصویب قرار گرفت. سپس اسدالله علم گزارشی در خصوص وضع مالی و بودجه سال 1341 بنیاد پهلوی ارائه کرد.

«اسدالله علم » گفت : ظرف ۹ ماهی که بنیاد پهلوی بر حسب فرمان مبارک شاهانه به صورت امروزی در آمده و وقف مردم شده است و بنده افتخار اداره آن را پیدا کرده ام در این جا مطالعاتی کردیم که به چه صورت باید اداره شود و به چه صورت ما می توانیم تعهدات اخلاقی و مالی خودمان را انجام دهیم.

خیلی روشن است که در هر تشکیلاتی باید دید که هدف از به وجود آمدن آن چیست مقدورات آن چیست و چه راهی فاصله به مقصود است. البته هدف تشکیلات ما برحسب فرمان مطاع همایونی روشن است ولی برای فراهم آوردن مقدورات و این که چه راهی باید انتخاب کنیم لازم بود مطالعاتی بکنیم. بنابراین نهایت سعی خودمان را به عمل آوردیم که اولا بدانیم دارایی و درآمد ما چیست .

البته در این زمینه گزارش مختصری هنگام شروع به کار به اطلاع رسیده بود ولی لازم بود در حدود نزدیک به یقین این کار انجام شود . تهیه بودجه سال 1341 هم به همین منظور است به علاوه بودجه مقدمه ای دارد که تا حد نزدیک به یقین وضع مالی بنیاد را روشن می کند.

 بعد از آن باید برای انجام کار ها حدود و مقررات و آئین نامه هایی وضع می کردیم که در حقیقت برنامه و حدود کار و وظائف مان روشن بشود و الا توقع مردم بی حد است حق هم دارند زیرا احتیاج دارند کار دارند هزار جور گرفتاری دارند ولی انجام تمام این ها از عهده بنیاد ساخته نیست.

 

آرزو دارم موسسات بین المللی برای پایه گذاری صحیح حساب ها کار ما را پی ریزی کنند!

البته بنده یک آرزوی دیگر هم دارم و آن این است که از موسسات بین المللی برای تقویم سرمایه و پایه گذاری صحیح حساب ها بر مبنای بین المللی بخواهیم که کار ما را پی ریزی کند ولی گرفتاری ما این است که این کار بسیار گران تمام میشود اما به هرحال خوشوقتم که عرض کنم الان وضع بنیاد هدف و راه آن کاملا روشن است.

 

نامه یک دانشجو از آمریکا ؛ ما را فریب ندهید!

« فضل الله نیکخواه » دانشجوی ایرانی که در آمریکا تحصیل می کند طی نامه ای که در ستون سرمقاله شماره امروز روزنامه اطلاعات تحت عنوان « ما را فریب ندهید!» منتشر شد نوشته است : ما ها که در خارج از ایران به تکمیل تحصیلات عالیه و دیدن رشته های تخصصی در رشته های مختلف علمی مشغول هستیم با خواندن اطلاعات هوایی خیال می کنیم ایران بهشت برین شده است، یک روز فرمایشات رئیس دانشگاه چاپ می شود که در دانشگاه برای پذیرفتن متخصصین ایرانی که تحصیلات عالی را در خارج تمام کرده اند باز است روز دیگر وزیر کار قول می دهد که به تمام متخصصین که از خارج می آیند کار و پست مناسب واگذار می کنند، وزیر فرهنگ به نحوی دیگر همین حرف ها را می زند و قس علیهذا ...!

بنده پس از اتمام دانشکده پزشکی تهران به اروپا و آمریکا رفتم و طی مدت هفت سال تخصص جراحی عمومی و جراحی سرطان زنان را تمام کردم. در بهمن ماه گذشته به تهران آمدم و مدت پنج هفته تمام دنبال کار گشتم، به تمام موسسات طبی مملکت مراجعه کردم، حتی حاضر شدم در صورتی که بخش جراحی نسبتا کاملی در اختیارم بگذارند به شهرستان ها بروم ولی هیچ کدام جا نداشتند. «روزنامه اطلاعات » در پاسخ به این نامه نوشته است:

اما شما هم که آقای دکتر نیک خواه عزیز ماهستید به کلی دراین ماجرا بی تقصیر نیستید. شما 25 سال درس می خوانید و از معتبر ترین مراکز علمی دنیا درجه می گیرید و به شوق خدمت روانه ایران می شوید ، اما همین که به ایران آمدید یک راست در خانه دولت می روید و از دولت کار می خواهید. شما چه کار به دولت دارید؟ چرا دست به طرف دستگاه قدر ناشناس بد قلق تبعیض کار دولت دراز می کنید که با شما بد تا کند و شما را بر نجاند؟

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.