سرکوب 15 خرداد، نتیجه وحشت رژیم از سرنگونی بود
«هویت عوامل میدانی قیام 15 خرداد 1342» در گفت‌وشنود با اسدالله بادامچیان

سرکوب 15 خرداد، نتیجه وحشت رژیم از سرنگونی بود

هویت عوامل میدانی‌ای که قیام 15 خرداد 42 را شکل دادند، از سرفصلهای درخور پژوهش درباره این رویداد مهم تاریخ انقلاب اسلامی است. در گفت‌وشنودی که پیش روی دارید دکتر اسدالله بادامچیان از فعالان این خیزش، در باب این مقوله سخن گفته است. امید آنکه مقبول افتد.

 شاید به عنوان آغازین سوال، مناسب باشد که از این نقطه آغاز کنیم که مبدأ آشنایی جنابعالی با حضرت امام خمینی از چه دوره‌ای است؟ چگونه ایشان را شناختید؟

بسم الله الرحمن الرحیم وبه نستعین. پس از رحلت مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی، همراه با شهیدحاج صادق اسلامی، برای شرکت در مراسم تشییع ایشان به قم رفتیم. شب در منزل یکی از علمای این شهر مهمان بودیم و بحث از مرجع پس از ایشان شد و آن عالم گفت: «از نظر من شایسته‌ترین فرد،آقای حاج‌آقا روح‌الله خمینی است». این اولین بار بود که نام حضرت امام را می‌شنیدم. قضیه انجمنهای ایالتی و ولایتی که پیش آمد، خدمت امام رفتم و از همان لحظه نخست جذب ایشان شدم و از آن به بعد، مکرر خدمتشان می‌رسیدم.

 

 

 حضرتعالی در قیام 15 خرداد همراه با دیگر دوستانتان در هیئتهای مؤتلفه اسلامی، نقش فعالی را ایفا کردید. به نظر شما علل پدید آمدن این واقعه چه بود؟

حضرت امام روی هیچ واقعه‌ای، به اندازه قیام 15 خرداد سال 1342 تکیه نکردند. ایشان در سخنرانی‌های مختلفی که در سالروز 15 خرداد داشتند، می‌فرمودند: 15 خرداد برای اسلام و به اسم اسلام بود و روحانیت و مردم مستضعف بودند که آن را به وجود آوردند. علت به وجود آمدن آن هم یکی دفاع از اسلام، مرجعیت و ولایت و دیگر احساس خطر همگان از سلطه امریکا و صهیونیست‌ها بر کشور بود، چون شاه تصور می‌کرد پس از رحلت آیت‌الله بروجردی اینک زمان آن فرا رسیده است ریشه اسلام را از کشور بکند و تحت عنوان اصلاحات برنامه‌های امریکا را در ایران پیاده کند. بدین منظور یک رفراندوم فرمایشی و مسخره را به راه انداخت. امام قبل از هر کس دیگری، خطر را احساس کرد و به مقابله با این توطئه‌ها برخاست. مردم هم به اطاعت از امام و مراجع و روحانیت به میدان آمدند و نهضت امام چنان گسترشی پیدا کرد که شاه و اربابانش به هراس افتادند. در چهارم بهمن سال 1341 ،شاه به قم آمد و به خیال خودش به روحانیت توهین کرد، اما با این کار در واقع ماهیت خود را بیشتر برملا کرد. بعد هم ادعا کرد 5 میلیون و نیم نفر به او رأی مثبت داده‌اند، اما بسته شدن بازارها و خیابانها و اعتصابات سراسری و راهپیماییهای عظیم چند هزار نفره در عاشورا در تهران، سبب شد که رفراندوم عملا باطل شود. از آن مهم‌تر روحانیت و اسلام، اقتدار بی‌سابقه‌ای را کسب کردند و نقشه‌های امریکا در ایران نتیجه عکس داد.

سرکوب وحشیانه قیام 15 خرداد، نتیجه وحشت رژیم از سرنگونی بود. علم در مذاکرات هیئت دولت در 15 خرداد گفته بود: رژیم از سقوط خود بیم داشت و لذا در 15 خرداد پیشدستی کرد، اما تصورش را هم نمی‌کرد حرکتی در این سطح صورت بگیرد. رژیم حتی برای جلوگیری از پخش شدن دستگیری امام، در صبح 15 خرداد سال 1342 تمام راههای ارتباطی به قم را بست تا مردم نتوانند خارج شوند. فردی که این خبر را به ما رساند، از جاده بیراهه قم ـ تهران آمده و خبر را ساعت 6 صبح به مرحوم آقای عسگراولادی و بقیه برادران مؤتلفه رسانده بود.

 

 دستاوردهای قیام 15 خرداد را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به نظر من قیام 15 خرداد غیر از ساقط کردن رژیم شاه در سال 1342، به‌طور نسبی به سایر اهداف خود دست پیدا کرد. مهم‌ترین دستاورد این قیام، اثبات قدرت اسلام و نفوذ روحانیت در اعماق توده‌های مردم و قدرت وحدت بین مردم و روحانیت بود. این قیام توانست توهّم شکست ناپذیری رژیم پهلوی را از بین ببرد و مسلمانان و متدینین را به شکل جدی‌تری وارد میدان مبارزه کند. اقتدار و نفوذ امام از 15 خرداد سال 1342 به بعد، شکل گسترده‌ای به خود گرفت و هر روز افزون‌تر شد. قیام 15 خرداد نشان داد ملت مسلمان ایران می‌تواند با وحدت کلمه در برابر طاغوت بایستد و پایه‌های رژیم را بلرزاند. این قیام نشان داد راهی جز حذف یکی از طرفین باقی نمانده است. ملت مسلمان ایران را که نمی‌شد و نمی‌شود حذف کرد، پس باید رژیم طاغوت از بین می‌رفت که رفت. قیام 15 خرداد نشان داد ادعاهای رژیم مبنی بر حمایت از حقوق کشاورز، کارگر و زنان، پوچ و بی‌پایه است و رژیم ستمشاهی جز به منافع خود و اربابانش نمی‌اندیشد. همچنین پوچی ادعاهای امریکا و غربیها مبنی بر دفاع از حقوق بشر کاملاً آشکار شد و همه مردم فهمیدند هر جا منافع آنها ایجاب کند، از هیچ جنایتی رویگردان نیستند. 15 خرداد، امام و نهضت امام را، در بهترین موقعیت ممکن قرار داد و حرکت سایر گروهها تحت تأثیر نهضت امام رنگ باختند.

 

 جمعیتهای مؤتلفه اسلامی در این قیام چه نقشی داشتند؟ آیا طراحی قبلی‌ای برای مدیریت این حرکت وجود داشت؟

نقش اصلی و اساسی از آن مؤتلفه بود، زیرا امام که دستگیر شده بودند و سایر علما و روحانیون تهران و قم را هم به‌طور دسته ‌جمعی زندانی کرده بودند و لذا جز مؤتلفه، طیفی برای پیگیری کار در میدان باقی نمانده بود. مؤتلفه اولین گروهی بود که خبر دستگیری امام را دریافت کرد و بلافاصله خبر را به گوش هیئتهای مذهبی و دستجات عزاداری رساند و همه را در جهت اعتراضات مردمی بسیج کرد. آقای مصطفی حائری‌زاده به مسجد آذربایجانیها رفت و بالای منبر در حالی که گریه می‌کرد خبر دستگیری امام را به اطلاع مردم رساند و آنها را دعوت به قیام و اعتراض کرد. آقای مهدی سعیدی محمدی در بازار آهنگرها، خبر را به اطلاع مردم رساند. آقای نعیمی از چهار سوق بزرگ مرحوم حاج حیدری و شهید عراقی در میدان این کار را به عهده گرفتند. سایر برادرها هم به شهر ری و محیطهای کارگری، از جمله چیت‌سازی ری، شمیران، دروازه دولاب، پیشوای ورامین و مناطق مختلف رفتند تا خبر را به مردم برسانند. در پی این خبررسانیها، قیامی همگانی و مردمی شکل گرفت. رژیم اعلام حکومت نظامی کرد و جنگ تن به تن مأموران شاه شروع شد. در غروب 15 خرداد، محله‌ها و کوچه‌ها در اختیار مردم و اعضای مؤتلفه بود و حکومت فقط بر خیابانها و مراکز دولتی تسلط داشت. درگیریها در روزهای 16، 17 و 18 خرداد هم ادامه داشت و برادران مؤتلفه در تمام طول این مدت، کار هدایت مردم، تبلیغات و اعلام اعتصاب عمومی را به عهده داشتند. رسیدگی به خانواده‌های شهدا، مجروحان و دستگیرشدگان نیز یکی از وظایفی بود که مؤتلفه با تمام قوا انجام داد.

 

 

 سایر گروهها در قیام 15 خرداد چه نقشی داشتند؟

در این قیام فقط عناصر مسلمان شرکت داشتند. چپها و توده‌ایها که اساساً این حرکت را قبول نداشتند. جبهه ملیها و ملی‌گراها هم که کلاً اهل جهاد و شهادت نبودند.

 

 نهضت آزادیها چطور؟

جز عناصری از بدنه آنها، از دیگران خبری نبود. لیبرالها و محافظه‌کارها هرگز اهل مبارزه نبوده‌اند و نخواهند بود. اینها فقط بلدند در باره مسائل تحلیل بدهند. بعدها در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی و جنگ هشت ساله هم نه شهید دادند و نه شرکت جدی داشتند.

 

 شما در 15 خرداد کجا بودید؟

من در غروب 14 خرداد در مسجد هدایت بودم و به انجام برنامه‌ها کمک می‌کردم. بعد به مسجد آذربایجانیها رفتم که قرار بود آقای فلسفی سخنرانی کند که البته نتوانست بیاید. شب دیر وقت به خانه رفتم. بررسی اوضاع نشان می‌داد که جو ملتهب است، اما ابداً تصورش را هم نمی‌کردم رژیم جرئت دستگیری امام را داشته باشد. فردا ساعت هشت و نیم بود که یکی از برادرها آمد و خبر دستگیری امام را داد. من سریع با سایر اعضای مؤتلفه تماس گرفتم. بعد هم که قیام مردمی 15 خرداد شکل گرفت و یک بار هم نزدیک بود کشته شوم که قسمت نبود. یادش به‌خیر.      

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.