سلطنت رضاخان و نمایی از سلوک و رویّه دیکتاتوری منّور

سلطنت رضاخان و نمایی از سلوک و رویّه دیکتاتوری منّور

قوام‌السلطنه مرتجع ضد آزادی در برابر احساسات جوانی‌ام موقعی در نظرم احترام پیدا کرد که رضاخان سردار سپه علیه او پرونده‌ای تشکیل داده بود که به صورت پاورقی در روزنامه‌ها منتشر می‌شد مبنی بر اینکه در توطئه قتل او دخالت مؤثّر داشت. ... وقتی صبح سوم اسفند 1299 که از سنگلج که منزلم در آنجا بود به خیابان ناصریه آمده آگهی کوتاهی به در مدرسه دارالفنون و دیوارهای خیابان چسبیده دیدم تحت عنوان «حکم می‌کنم»‌ که امضای ذیل آن «رضا» ‌بود و در آن نوشته بود اجتماعات ممنوع و بیش از دو نفر حق ندارند در خیابان‌ها با هم راه بروند...

«قوام‌السلطنه مرتجع ضد آزادی در برابر احساسات جوانی‌ام موقعی در نظرم احترام پیدا کرد که رضاخان سردار سپه علیه او پرونده‌ای تشکیل داده بود که به صورت پاورقی در روزنامه‌ها منتشر می‌شد مبنی بر اینکه در توطئه قتل او دخالت مؤثّر داشت. ... وقتی صبح سوم اسفند 1299 که از سنگلج که منزلم در آنجا بود به خیابان ناصریه آمده آگهی کوتاهی به در مدرسه دارالفنون و دیوارهای خیابان چسبیده دیدم تحت عنوان «حکم می‌کنم»‌ که امضای ذیل آن «رضا» ‌بود و در آن نوشته بود اجتماعات ممنوع و بیش از دو نفر حق ندارند در خیابان‌ها با هم راه بروند،‌ احساساتم جریحه‌دار شده رضاخان را که بعداً‌ فهمیدم در توطئه علیه آزادی و مشروطیت دخالت [داشته] و بلکه قیام [او] علیه قانون اساسی بوده است [وی را] عامل ضد آزادی و قانون دانسته احساساتم علیه او [تحریک] شده بود.

 

بر همین اساس بود که پس از پایان تحصیلات دارالفنون و ورود به مدرسه حقوق که در همان حال یکی از نویسندگان آن روز روزنامه‌های وطن1 و ستاره و کار2 بودم و در عین حال دبیر تاریخ و ادبیات در مدارس شدم به خوبی می‌دیدم چگونه رضاخان از روز کودتا به بعد در حین بی‌سوادی با قلدری و زور دارد تسمه از گرده همه می‌کشد چنان‌که مدیر ستاره مرحوم صبا را چوب زده و لطف‌الله ترقی را که به خانه‌اش رفته بود تا در جلسه پذیرایی عمومی شرکت جسته باشد در گارد منزل خود‌، او را حبس نموده بود. مرحوم هاشم محیط مافی مدیر روزنامه وطن را که مورد غضب او واقع شده بود با اعزام یک دسته نظامی به محل روزنامه‌اش آنجا را غارت کرده خود او را این‌قدر زدند که بدن نیمه‌جانش را به بیمارستان انتقال دادند. این اعمال در مطبوعات و آن رویِّه در دولت که وزیر جنگ دائمی دولت‌ها بود تا به زور رئیس‌الوزرا شد سپس در حال اختناق افکار با ارسال تلگراف‌ها از شهرستان‌ها به وسیله قوای نظامی خود بر تقاضای خلع قاجاریه و تشکیل مجلس مؤسسان ساختگی به سلطنت رسید چون برخلاف اصول فکری و تربیتی من بود که لیسانسیه حقوق شده بودم و این اعمال را مخالف حق و قانون می‌دانستم از این جهت وقتی شنیدم رضاشاه علیه قوام‌السلطنه پرونده تشکیل داده است که او علیه او توطئه قتل چیده بود کم‌کم قوام‌السلطنه هم در نظرم احترام یافته بود و هم مظلوم واقع شده بود خصوصاً‌ اینکه به همین بهانه او از ایران به اروپا تبعید شده بود که سال‌ها در آنجا ماند تا بعدها به ایران به شرط خانه‌نشینی و تحت نظر بودن برگشت و من نسبت به او علاقه پیدا نمودم و آن تبلیغات اولیه ضد او که احساساتم را علیه او برانگیخته بود به کلی تغییر یافت.»3

 

رضاشاه پهلوی در اوایل سلطنت، هنگام ایستادن بر روی تخت مرمر در کاخ گلستان

شماره آرشیو: ۱-1543-۱۲۴ط

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.