10 خرداد 1341

10 خرداد 1341

ایران باید کارخانه ذوب آهن داشته باشد /می روند و می آیند و با ما کاری ندارند!/افتتاح کارخانه تولیدی شن و ماسه خلیج فارس توسط نخست وزیر/در حال عبور از مرحله کشاورزی به صنعتی هستیم!/باید از نظر اخلاق، روش و طرز کار از خارجی ها درس بگیریم / استقامت و بردباری انگلیسی ها باید برای ما درس بزرگی باشد!/حمایت از مصنوعات داخلی هم حد و اندازه ای دارد!/راجع به مردم صحبتی نمی کنم ولی وضع دولت بسیار خوب است!/علما کمک به مردم الجزایر را توصیه کردند/یادداشت طنز «توفیق» در باره وزرای مشاور!

ایران باید کارخانه ذوب آهن داشته باشد

«روزنامه اطلاعات » در گزارشی نوشت : امروز هر ایرانی وطن پرستی معتقد است که ذوب آهن در ایران باید ساخته شود، ذوب آهن مادر صنایع و ضامن استقلال صنعتی و اقتصادی کشورها است.

اکنون بسیاری از کشورهایی که از ما عقب ترند کارخانه ذوب آهن تاسیس کرده اند ولی ما بعد از 25 سال که از تاریخ زدن اولین کلنگ ساختمان ذوب آهن در این کشور می گذرد هنوز کارخانه ذوب آهن نداریم.

مردم روی استنباط خودشان می گویند : « نمی گذارند ایران کارخانه ذوب آهن داشته باشد زیرا اگر ایران کارخانه ذوب آهن داشته باشد دیگر لازم نیست محصول ساخت خارجی ها را بخرد و بازار فروش اجناس آنها باشد.

امروز یکی از مهندسان قدیمی کشور تلفن کرده و می گفت  بعد از 25 سال و صرف دهها میلیون دلار پول نمی دانیم کجا معدن داریم که به درد ذوب آهن بخورد و چه نوع کارخانه ای لازم داریم. چقدر باید ظرفیت داشته باشد. کجا باید نصب شود. درست همان نقطه اول که بودیم هستیم به اضافه مقدار زیادی پرونده و نقشه و طرح که به درد بایگانی می خورد.

مردم ، مهندسین و کادر فنی ایران حق دارند که از مسئله ذوب آهن نگران باشند. کسی نمی گوید که در این کار بی مطالعه اقدام شود، ولی 20 سال و 25 سال در عمر یک مملکت زمان خیلی زیادی است. در این 25 سال دنیا باندازه 25 قرن جلو رفته است و ما هنوز می گوئیم که سرگرم مطالعه هستیم!

 

می روند و می آیند و با ما کاری ندارند!

مهندسین آلمانی می روند متخصصین سوئدی می آیند. متخصصین سوئدی می روند کارشناسان آمریکایی می آیند و به قول جمله معروف مرحوم ذکاءالملک فروغی که گفته بود می آیند و می روند و با ما کاری ندارند، می ترسیم اگر 50 سال دیگر هم بگذرد باز ما گرفتار همین آمدن و رفتن ها باشیم و مهندسین در تونل های زیرزمینی به دنبال ذغال سنگ و سنگ آهن بگردند و بالاخره هم تاسیسات ذوب آهن نداشته باشیم.

 

افتتاح کارخانه تولیدی شن و ماسه خلیج فارس توسط نخست وزیر

ساعت 6 بعد از ظهر روز سه شنبه نخست وزیر، طی مراسمی کارخانه تولیدی شن و ماسه شرکت خلیج مرکزی را افتتاح کرد . در مراسم دیروز، عده ای از شخصیت های اقتصادی آقایان بازرگانان ، صاحبان صنایع و جمعی از مدیران و خبرنگاران جراید حضور داشتند.

 

در حال عبور از مرحله کشاورزی به صنعتی هستیم!

نخست وزیر پشت تریبون رفت چنین اظهار داشت :  مملکتی که از کشاورزی وارد در مرحله اقتصاد صنعتی می شود طبعا با اشکالاتی روبرو می شود و این مسئله در تمام ممالک جهان معمول بوده است ولی بایستی قدری تمرین کرد تا راه اصلی را یافت و بر مشکلات غلبه نمود.

در حال حاضر ما با اشکالات زیادی روبرو هستیم که مجبوریم به تدریج آنها را حل کنیم و بنده اطمینان دارم که قسمتی از آنها نیز حل شده است. راجع به امور ساختمانی، از نظر معماری ، سبک و نوع رفورمی ایجاد شده است و این کارخانه یکی از واحدهایی است که در آن رل مهمی دارد.

بنده امیدوارم این مشکلات چند ساله اخیر درس عبرت باشد مخصوصا آقایان و بازرگانانی که دچار اشکال هستند قدری تامل کنند و صبر داشته باشند تا به تدریج مشکلات رفع شود.

 

باید از نظر اخلاق، روش و طرز کار از خارجی ها درس بگیریم / استقامت و بردباری انگلیسی ها باید برای ما درس بزرگی باشد!

این شرکت که می توان گفت وابسته به امور ساختمانی است چون جزو شرکت های مختلط است من اطمینان دارم که به هدف های خود که پیشرفت کار است خواهند رسید. شرکت های مختلط به نظر من بهترین نوع شرکت است چون ما می توانیم از همکاران خارجی خود درس بگیریم و بدین وسیله بر مقداری از مشکلات فائق شویم.

فقط موضوع جمع کردن سرمایه نیست بلکه باید از نظر اخلاق و روش و طرز کار هم از تجربیات شرکای خارجی استفاده کنیم، مخصوصا استقامت و برد باری انگلیسی ها که بایستی واقعا برای ما درس بزرگی باشد ، ما باید سعی کنیم با کار و فعالیت بیشتر بتوانیم موفقیت بیشتر و بهتری به دست آوریم.

 

حمایت از مصنوعات داخلی هم حد و اندازه ای دارد!

بنده افتخار میکنم که الان قسمتی از امور ساختمانی به دست ایرانی انجام می شود. برنامه این دولت و نیت شخص اعلیحضرت همایونی نیز همیشه این بوده است که از مصنوعات داخلی حمایت شود ولی حمایت هم حد و اندازه ای دارد. بنده خودم همیشه طرفدار تز مصالح داخلی هستم منتهی به دو شرط بهبود اقتصاد و عرضه کالای خوب و بدون نقص به بازار.

من نمی دانم این چه فکری است که سال ها است عده ای را دچار ترس و اضطراب کرده است. عده ای سالیان سال است منتظرند ببینند عاقبت این مملکت چه می شود. بنده قول میدهم اگر دولت فعلی هم برود این مملکت راه خودش را پیش خواهد رفت. برای این که کشور ما کشوری است که در جاده ترقی افتاده است .

باید انسان زنده بماند و از زندگی هم لذت ببرد ولی بایستی همیشه با احساس خطر زندگی کرد. ما نمی بایستی با یک توهماتی دست روی دست بگذاریم و منتظر شویم تا ببینیم چه می شود.

 

راجع به مردم صحبتی نمی کنم ولی وضع دولت بسیار خوب است!

من راجع به مردم صحبتی نمی کنم ولی وضع دولت بحمداله بسیار خوب است و جای هیچ گونه نگرانی نیست.

قسمتی از مشکلات اقتصادی حل شده و امیدوارم آقایان با دل گرمی شروع فعالیت کنند.

 

آنگاه نخست وزیر گفت : باید این زنده باد مرده بادها را از بین برد. عوام فریبی دوامی ندارد. اگر هم چند قدمی بتوان با عوام فریبی حکومت کرد بالاخره دوران آن سپری می شود باید سعی کرد حقایق را روشن کرد.

 

علما کمک به مردم الجزایر را توصیه کردند

«روزنامه اطلاعات » در گزارشی نوشت : امروز آیت الله بهبهانی و آیت الله نوری کمک به مردم الجزایر را تایید کردند.

امروز عده ای از طبقات مختلف و شخصیت های روحانی موضوع کمک به مردم الجزایر را مورد تایید و تشویق قرار داده و آمادگی خود را جهت هر نوع مساعدت اعلام داشتند چون کمک به مردم الجزایر وظیفه انسانی و ملی همه مسلمانان است و از طرفی تعیین خط مشی و نحوه کمک به طور موثر محتاج به بررسی دقیق می باشد لذا برای تمرکز امور به پیشنهاد عده ای از شخصیت های روحانی و ملی تصمیم گرفته شد کمیته ای به نام کمیته ملی کمک به الجزایر تشکیل شود.

هر گونه تصمیم و اقدامی جهت کمک به مردم الجزایر و تعیین خط مشی و نحوه کمک به عهده این کمیته خواهد بود.

 

یادداشت طنز «توفیق» در باره وزرای مشاور!

مجله طنز « توفیق » طی یادداشتی به شماره امروز با تیتر « این وزرای مشاور!» نوشت : میگن در هیچ کشوری به اندازه کشور گل و بلبل به «مشاور» اهمیت نمیدن و مشاورین سیاسی و اقتصادی و بهداشتی و غیره در تمام جهان، حتی در مترقی ترین ممالک، همیشه از بین افرادی انتخاب می شوند که نه معلوماتی دارند ونه اطلاعاتی! البته عرض کردم این امر مربوط به کشورهای مترقی است که به مشاورین کمترین اهمیتی نمی دهند اما ... اما این جا یعنی در کشور گل و بلبل این طور نیست و مشاورین ما همیشه از بین افرادی انتخاب میشن که در سیاست و کیاست و هوش و سواد و معلومات و اطلاعات به حد نبوغ رسیده باشند! نمونه زنده اش هم جناب آقای دکتر نسل شهرتار سابق تهران هستند که هفته گذشته به سمت «وزیر مشاور» انتخاب شدند تا با دولت علیه در کارهای عمراناتی و اصلاحاتی طرف مشورت قرار بگیرند. دکتر نسل را همه شما می شناسید او مرد کار کشته و پخته ای است که در عرض چند ماه ریاست خود در شهر تاری فی الواقع کارهایی انجام داد که ما به عنوان نمونه می توانیم از مگس کشتن جناب ایشان بنام «عالی ترین پروژه اصلاحاتی» یادکنیم! و اصلا چرا دور برویم؟ مگر سایر «مشاورین» جناب آقای صدر اعظم آدم های نپخته و بی مطالعه ای هستند؟ اگه به این سؤال خدای نکرده جواب مثبت بدهید باید قبول کرد که واقعا آدم های بی انصافی هستید چون هیچ یک از این حرف ها و وعده ها و سخنرانی ها و وراجی هایی که عموما جنبه اصلاحاتی دارند (!) به وجود نیامده و برای مردم مورد استفاده قرار نگرفته جز بر اثر کوشش و مجاهدت و کاردانی « مشاورین » دولت و ما اینک از خدای بزرگی مسئلت می کنیم که عده آن ها را روز بروز افزایش دهد تا خلا در ارکان اصلاحات بوجود نیاید.

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.