7 خرداد 1341

7 خرداد 1341

سپهبد کیا از مقام خود سوء استفاده کرده است!/وزارت راه مجبور است /اگر تخلفی در این کار شده است به بنده چه مربوط است؟!/نماینده دادستان : قصد پرونده سازی داشتیم برای تیمسار حکم اعدام را پیشنهاد می کردیم!/تیمسار کیا چگونه در مدت سه سال عمده مالک شد؟!/در وزارت دارایی سابقا دسته بندی هایی بود!/از محل قطع ارز تحصیلی دانشجویان در روستاها مدرسه ساخته می شود/گوشه ای از زندگی ساحل نشینان ؛ چه خوب بود بنادر از مامور دولت خالی می شد!/فیلمی که پنج سال پیش برداشته شده بود پخش شد/ وضع همچنان همان است که بود!/منطقه ای که روزگاری آبادترین مناطق دنیا بود امروز ویرانه شده است!/خانه ظلم بسوزد !/اداره دارایی از کدام مال مالیات می گیرد و گمرک از کدام داد و ستد عوارض دریافت می کند؟!/جنوب ایران به جهنمی تحمل ناپذیر بدل شده است!

سپهبد کیا از مقام خود سوء استفاده کرده است!

ساعت 9 و نیم صبح امروز ششمین جلسه محاکمه سپهبد کیا و 6 نفر دیگر از متهمین ثبت کل آغاز شد.

 

وزارت راه مجبور است

رئیس دادگاه گفت: روز اولی که از تیمسار تحقیق شد فقط اعلام اتهام کردیم و پرسیدیم که اتهامات را قبول دارید یا نه و در جلسات گذشته دلائل اتهام مفصلا به سایر متهمین تفهیم گردیدکه شما هم شنیدید دیگر تکرار نمی کنیم یکی از آن دلائل این بود که رانندگان و کارگران و سرکارگران وزارت راه مامور کار در جاده گرمسار - تهران گفته اند که در جنت آباد به کار های شخصی شما اشتغال داشته اند و حتی سوخت مورد نیاز خود را از مباشر شما می گرفته اند.

سپهبد کیا نیز اظهار داشت : مطلب این بود که بنده صحیح یا غلط می خواستم بیابانی را آباد بکنم وزارت راه هم مجبور است راه های کشور را آباد کند و برای همین منظور میلیون ها تومان از مردم پول می گیرد بنده ضمن ملاقات هایی که با تیمسار انصاری وزیر وقت راه داشتم از راه خراسان گله کردم تیمسار انصاری به من گفت وزارت راه به کمک مالکین راه های فرعی جاده ها را مرمت خواهد کرد بنده هم قرار گذاشتم که به عنوان یک فرد عادی کمک کنم و به مباشر خودم دستور دادم هر چه وسیله نقلیه داریم در اختیار کارگران وزارت راه بگذارد تا مشترکا راه ها را مرمت و تسطیح کنیم.

 

اگر تخلفی در این کار شده است به بنده چه مربوط است؟!

آقای رئیس دادگاه! بنده نمی دانم اگر تخلفی در این کار شده است به بنده چه مربوط است؟ بنده روزانه ۱۸ ساعت در این مملکت کار می کردم کی می توانستم به جنت آباد بروم و کارهای آن جا را کنترل کنم بنده آنجا مباشر داشتم و کارها دست او بود شاید به مامورین وزارت راه چای و غذا هم می داد این کار ها مربوط به او است.

 

نماینده دادستان : قصد پرونده سازی داشتیم برای تیمسار حکم اعدام را پیشنهاد می کردیم!

در ادامه مروستی نماینده دادستان طی سخنانی گفت : اگر ما قصد پرونده سازی داشتیم در اتهام جعل وی عوض ماده 105 برای وی ماده ۱۷۰ قانون مجازات عمومی را که اعدام است پیشنهاد می کردیم.

تیمسارکیا حق دارد از پرونده سازی صحبت کند برای وی سابقه ذهنی وجود دارد. برای تیمسار کیا پرونده سازی آسان بوده است پرونده سازی در ذهن تیمسارکیا تداعی معانی شده است و دائما ناراحتش می کند، قصابی گفت گوشت نمی خورم گفتند چرا گفت قصاب ها سگ فروشی می کنند!

 

تیمسار کیا چگونه در مدت سه سال عمده مالک شد؟!

در اوائل سال ۱۳۳۳ سپهبد کیا یک قطعه زمین در کوره دهی بنام جنت آباد خریداری می کند از آن سال که خرده مالک می شود تا سال 1336 یعنی در عرض سه سال عمده مالک قریه جنت آباد می شوند بنده کاری ندارم تیمسارکیا به چه نحوی در این مدت کم مالک عمده جنت آباد شده است بنده با این قسمت کاری ندارم ولی در آن موقع که شاهنشاه عظیم الشان ما معتقد بودند که باید زارع را در مملکت تقویت کرد رئیس رکن دوم ستاد بزرگ ارتشتاران زارع را کوبیده با استفاده از قدرت خود املاک زارعین بدبخت را خریده آنها را با زور از قریه بیرون کرده است به طوریکه در پرونده منعکس است خانواده ای بنام عرب در آن قریه خرده مالک بودند که تیمسار این بیچاره ها را بازور از قریه بیرون کرده است واین بر خلاف نظر اعلیحضرت همایونی شخص اول مملکت ما بوده است. وقتی تیمسار کاملا به آرزوهایش رسید و جنت آباد را تصاحب کرد به فکر اطراف و زمین های قراء آن ها افتاد بارها آقای زاهد وکیل مدافع تیمسار کیا به ثبت رفتند و تقاضای ثبت زمین های حوالی جنت آباد را کرد و تا پول هست قدرت هم هست و هرچه می توان باید انجام داد.

 

در وزارت دارایی سابقا دسته بندی هایی بود!

در وزارت دارایی سابقا دسته بندی هایی بود ولی بنده با دسته بندی مخالفم و از میان افراد آنهایی را که با من هم سلیقه و هم عقیده اند با مراجعه به پرونده کار آن ها دعوت به همکاری خواهم کرد.

 

از محل قطع ارز تحصیلی دانشجویان در روستاها مدرسه ساخته می شود

امروز اعلام شد از محل قطع ارز تحصیلی دانشجویان ایرانی مقیم خارج میلیون ها ریال در بودجه وزارت فرهنگ صرفه جویی شده است واین پول صرف ساختمان مدارس جدید در سراسر کشور و بخصوص در روستاها خواهد شد.

 

گوشه ای از زندگی ساحل نشینان ؛ چه خوب بود بنادر از مامور دولت خالی می شد!

دیروز اعضای شورای عمران بنادر مرکب از شخصیت های خیرخواه نوع پرور و معاونین وزارت خانه هایی که می توانند نقشی در بهبود وضع زندگی ساحل نشینان داشته باشند، همچنین هیئت مدیره جمعیت شیر و خورشید سرخ و اعضای کمیسیون رسیدگی به آسیب دیدگان که ریاست آن با محسن صدر (صدر الاشراف) می باشد در حضور شمس پهلوی ریاست عالیه جمعیت جمع شده بودند تا در باره بهبود وضع زندگی ساحل نشینان تصمیم بگیرند.

 

فیلمی که پنج سال پیش برداشته شده بود پخش شد/ وضع همچنان همان است که بود!

قبل از آنکه بحث و مذاکره پیش آید یک حلقه فیلم از زند گی ساحل نشینان که پنج سال پیش هنگامی که برحسب امر شاه اولین هیئت شیر و خورشید سرخ به منظور کمک به مردمی که باید آنان را آسیب دیده نامید با مقداری خوراک و پوشاک و وجوه نقد بدان صفحات رفته بودند برداشته شده بود نشان داده شد.

این فیلم حضار را بی اندازه متاثر ا ساخت، اشک از چشمان بعضی از بینندگان جاری گردید وضع تاثر انگیز زندگی مردم بنادر خلیج همه را تحت تاثیر قرار داد و یکی از کسانی که چند هفته پیش باردیگر بدان حدود رفته بود گفت وضع همان است که پنج سال پیش دیده شده و اکنون روی پرده می بینیم. تنها تفاوتی که حاصل شده در مورد تامین آب چند نقطه از بنادر و تاسیس چند درمانگاه و شروع به راه سازی در قسمتی از نقاط ساحلی است والا روزگار فلاکت بار مردم همین است و خرابی ها و ویرانگی ها همان که دیده شد.

 

منطقه ای که روزگاری آبادترین مناطق دنیا بود امروز ویرانه شده است!

«روزنامه اطلاعات » در سرمقاله امروز خود نوشت : اخیرا چند هیئت از تهران به جنوب رفتند تا وضع بنادر را از نزدیک ببینند و احتیاجات آن جا را گزارش دهند. اما هر کدام از این چند هیئت به تهران بازگشتند به دولت یادآور شدند که در منطقه خلیج مسئله کم و کسر مطرح نیست، مسئله این است که مردم این منطقه هیچ چیز ندارند! یاللعجب، خطه ای که یک روز از آباد ترین و دائر ترین مناطق دنیا بود و دول بزرگ برای دست یافتن به یک وجب از خاک آن به سرو کول هم می زدند و از درو دیوارش ثروت و نعمت می بارید امروز چنان ویرانه ای است که سنگ را دل بر آن می سوزد.

 

خانه ظلم بسوزد !

خاله ظلم بسوزد که در هر جا پا گذاشته خانه های آباد را خراب و روزگار خوش مردم را تباه می کند. این بنادر جنوب هر چه می کشند از ظلم می کشند، نه زلزله ای آنجا را در هم کوبید که قابل مرمت نباشد، نه سیلی هست و نیست را شسته ، نه قحطی آمده ونه وبا .

در سرتاسر این منطقه کسی مدرسه نمی دید ،حمام نمی دید، آبادی نمی دید، اما وجب به وجب اداره گمرک، اداره دارایی، اداره ژاندارمری دیده می شد !

 

اداره دارایی از کدام مال مالیات می گیرد و گمرک از کدام داد و ستد عوارض دریافت می کند؟!

بپرسید این اداره دارایی در آنجا نشسته است که از کدام مال مالیات بگیرد. گمرک از کدام داد و ستد می خواهد عوارض وصول کند. ژاندارمری کدام خانه را می خواهد از دزد محافظت کند؟ مالی نیست. تجارتی نیست. خانه ای نیست. شهری و تمدنی نیست که احتیاج به دارایی و ژاندارمری و گمرک داشته باشید. چرا، یک وقتی چنین خبرهایی در جنوب بود اما پیش از آن که ژاندارمری و گمرکچی ومامور مالیه به آن جا بروند و تحفه ای را که ظلم نام دارد همراه ببرند. حالا که دیگر خبری از آب و آبادی نیست گو لااقل از جسم بی جان مردم دست بدارند.

 

جنوب ایران به جهنمی تحمل ناپذیر بدل شده است!

آری، چنین است وضع منطقه ای که در پای آن گنجینه ثروت و زمین آن منبع نعمت و گذشته آن گذشته ای درخشان و مردم آن مردمی شایسته و لایق و سلحشور و وطن خواهند اما تعدی مامور  و بی اعتنایی دولت و قوانین دست و پاگیر مهمل مزاحم آن جا را بدل به جهنمی تحمل ناپذیر کرده است. خدا کند شیروخورشید سرخ بتواند کاری برای این منطقه صورت بدهد.

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.