3 خرداد 1341

3 خرداد 1341

متهمی که خود را سردار ملی خواند!/سردار ملی را محاکمه می کنند!/این که می گویند دولت بازرگان خوبی نیست از عقاید کهنه قرن هفدهم است!/چرا همه کارخانه ها را باید بفروشیم تا یک کارخانه ذوب آهن داشته باشیم!/در سلام دیروز تکیه کلام شاه اصلاحات بود!/ما چه کم داریم؟!/از کمک های گذشته استفاده مطلوبی نشد!/ملک با کفر می ماند ولی با ظلم نه!/حرکت چهار اسبه به سوی تمدن ولی از ناحیه گردن!

متهمی که خود را سردار ملی خواند!

در جلسه امروز دادگاه سپهبد کیا خود را سردار ملی خواند و گفت : من 5 میلیون تومان برای آبادی ده خود خرج کردم که اگر حساب کنید از روز تولدم روزی 240 تومان می شود.

امروز سومین جلسه محاکمه سپهبد کیا وشش نفر از متهمین ثبت کلو وزارت راه در سالن بزرک دادگستری شروع شد .

 

سپهبد کیا گفت : بنده آن طوری که لازم است وارد کیفیات قضایی نخواهم شد بنده شغلم نظامی و افسر توپچی و نقشه برداری و تاجر هستم در این قسمت ها توضیحات کافی خواهم داد و موارد قضایی را به عهده وکلای محترم خودم می گذارم. اولا بنده از ریاست محترم دادگاه تشکر می کنم که دستور فرمودید تخته سیاهی برای من آوردند و من با این تخته بهتر می توانم موضوع را روشن کنم.

سپهبد کیا سپس جلوی تخته سیاه که رو به قضات دادگاه و پشت به تماشاچیان قرار داشت قرار گرفت و به سرعت شروع به کشیدن نقشه جنت آباد کرد. سپهبد کیا پس از کشیدن نقشه شروع به توضیح در مورد پستی و بلندی های جنت آباد و حوالی آن پرداخت و گفت :  مهندس لشکری مشاور فنی بنده در کار های آبادانی قریه جنت آباد قبلا این قریه را خریده بودند به مبلغ 40 هزار تومان بنده هم از ایشان خریدم جمع مساحت این قریه 700 میلیون متر مربع می باشد که هر میلیون متر آن دو هزار تومان ارزش داشته است، آیا معقول بوده که بنده برای این زمین این همه پول خرج کرده باشم. آقایان بنده 50 میلیون ریال برای این قریه پول خرج کرده ام که اگر حساب کنیم از روز تولدم روزی 240 تومان و سالی یک میلیون ریال می شود برای این ملک خرج کرده ام وقتی در مملکتی بیایند خادم را به این ترتیب تشویق کنند این مملکت خرابه خواهد شد. اگر هر یک از اهالی این کشور، یک صدم پولی که من برای جنت آباد خرج کرده ام برای این مملکت خرج می کرد با این پول دو هزار مرتبه دور کره زمین اسکناس چیده می شد!

 

سردار ملی را محاکمه می کنند!

آقایان شما یک سردار ملی خودتان را به پای میز محاکمه کشیده اید. دنیا چشم به ما دارد شما باید کاری کنید که آبروی مملکت حفظ شود تمام مطالب در روزنامه های بزرگ دنیا چاپ می شود. آخر آقا چرا این کار ها را می کنید؟!

آقایان من از این که نظامی وار صحبت می کنم معذرت. می خواهم مرا اگر دشمنان ایران اسیر کنند و در یک دادگاه دشمن محاکمه نمایند همین طور صحبت خواهم کرد برای من فرق نمی کند این باعث افتخار شماست زیرا از شیر حمله خوش بود و از غزال رم.

 

این که می گویند دولت بازرگان خوبی نیست از عقاید کهنه قرن هفدهم است!

خبر نگار ما گزارش می دهد که در تماس خود با یکی از استادان اقتصاد دانشگاه تهران نیز، به نتایج مشابهی رسیده است.

استاد مزبور گفت این نکته که می گویند «دولت بازرگان خوبی نیست» از افکار و عقاید کهنه قرن هفدهم است و چرا وزارت صنایع و معادن ما می خواهد خود را در چهار چوب سه قرن پیش مقید و گرفتار سازد؟!

دولت به شرطی که بتواند با عناصر فاسد و کسانی که اموال عمومی را حیف ومیل می کنند مبارزه کند و دستگاه های مدیره کارخانه را از آلودگی برهاند، کاملا بازرگان خوبی خواهد بود . تجربه بسیاری از کشور های در حال رشد نیز این نکته را به خوبی نشان می دهد.

استاد دانشگاه افزود اصولا دولت در کشور های در حال رشد وظایف بسیار سنگینی برعهده دارد زیرا یکی از مشخصات این گروه از کشور ها کمی سرمایه و عقب ماندگی سطح تکنیک و معلومات فنی است. از این رو دولت باید به طور فعال وطبق نقشه در رشد و توسعه صنعتی کشور دخالت کند و نمی تواند و نباید به انتظار سرمایه گذاری های متفرق خود بخود صاحبان سرمایه های خصوصی گردد.

وظیفه یک دولت در حال رشد با وظائفی که فعلا دولت های صنعتی آمریکا و انگلیس برعهده دارند، به کلی متفاوت است و نباید این دو نوع کشور ها را با یکدیگر مقایسه کرد زیرا نتیجه این مقایسه در حالی که شرایط کاملا متفاوت است گمراه کننده خواهد بود.

 

چرا همه کارخانه ها را باید بفروشیم تا یک کارخانه ذوب آهن داشته باشیم!

استاد اقتصاد دانشگاه گفت مقامات وزارت صنایع و معادن اظهار داشته اند که فروش کارخانه های کنونی، به منظور ساختمان کارخانه ذوب آهن است. آن ها می گویند در تصویب نامه های سال ۱۳۳۸ قید شده است که باید کارخانه های کنونی را فروخت و پول آن را در حساب بانک ملی ریخت تا از محل آن کارخانه ذوب آهن ساخته شود.

لکن این طریقه درست مانند آن است که لقمه را از قفا به دهان بگذاریم زیرا چه لزومی دارد که همه کارخانه های کنونی را بفروشیم تا فقط یک کارخانه ذوب آهن داشته باشیم و بعد مردم از بابت قند و شکر و سیمان و پارچه در مضیقه قرار گیرند به اضافه وقتی کارخانه های سودآور مزبور وجود داشته باشند، می توان از سود آن که منبع تمام نشدنی و دائمی است برای ساختمان ذوب آهن سرمایه گذاری کرد.

 فروش کارخانه های دولتی نه تنها کمکی به ساختمان ذوب آهن نمی کند، بکه بر عکس ذوب آهن و سایر صنایع سنگین را از یک منبع بزرگ سرمایه گذاری محروم می سازد.

 

در سلام دیروز تکیه کلام شاه اصلاحات بود!

«روزنامه اطلاعات» در سرمقاله شماره امروز خود نوشته است : در سلام دیروز تکیه کلام اعلیحضرت همایونی کلمه اصلاحات بود، این کلمه که از بس دست مالی شده و از بس با آن بازی کرده اند شکل مبتذلی پیدا کرده انصافا وقتی از طرف شاه ادا می شد جذابیتی داشت چون شاه به کلمه اصلاحات مومن است و اگر دیگران به مفهوم زیبای این کلمه لطمه زده اند دلیل نمی شود که شاه اعتقادش از آن سلب گردد!

 

شاه گفت : در سفر اخیر کوشیدم به دنیا بفهمانم که ما برای انجام اصلاحات مصمم هستیم خواه کمکی به ما بشود یا نشود، چون ما اصلاحات را برای خاطر دیگران شروع نکرده ایم، ما برای خاطر خودمان کارهایی شروع کرده ایم و این کارها را دنبال می کنیم، حال اگر کمکی به ما رسید چه بهتر اما اگر کمکی نرسید کارمان را زمین نمی گذاریم.

 

ما چه کم داریم؟!

چه خوب است این بی نیازی را همه ما در وجود خودمان تزریق کنیم. ماچه کم داریم؟ ما مملکتی داریم که در روز آفرینش از هیچ موهبتی در باره آن امساک نشده است. هم استعداد طبیعی در این سرزمین هست و هم استعداد انسانی، شما نگاهی به اطراف مملکت خودتان بکنید ببینید کدام کشوری این همه استعداد دارد. کدام کشوری است که شکمش مالامال از ذخائر و منابع ثروت باشد. کدام کشوری است که زمینه اصلاحات تا این درجه در آن فراهم باشد؟

 

از کمک های گذشته استفاده مطلوبی نشد!

همه این حقیقت تلخ را می دانند که در گذشته کمک هایی به ایران شد اما از این کمک ها بهره ای که انتظار می رفت عاید مملکت و ملت ایران نشد، حالا چه عواملی باعث شد که چنین خاطره تلخی در ذهن کمک دهنده و کمک گیرنده باقی بماند بحثی است علیحده ، به هر تقدیر اگر نشان دادیم که راه درست را می رویم و کاری پیش گرفته ایم که نتیجه آن مثبت و قطعی است حتما دوستان ما هم تشویق می شوند که ما را کمک کنند.

 

ملک با کفر می ماند ولی با ظلم نه!

در هیچ مملکتی تا امنیت قضایی مستقر نشده ریشه اصلاحات بارور نگشته است، برای آنکه مردم راغب به کار شوند اول باید اطمینان حاصل کنند که قدرتی هست برای آنکه ظالم را سر جایش بنشاند و مظلوم راحمایت کند.

ظلم مثل آفت است از برای نهال اصلاحات، هر چند زمین مستعد و آب کافی و پرورش صحیح و دانه اصیل لازم است تا این نهال پای بگیرد و رشد کند و بار بدهد اما به فرض آن که همگی این عوامل فراهم باشد تا وقتی آفت ظلم وجود دارد موجودیت نهال در خطر است، نهال که سهل است ظلم درخت های کهن و بناهای استوار را ریشه کن می سازد. الملک یبقى مع الکفر ولایبقى مع الظلم .

 

حرکت چهار اسبه به سوی تمدن ولی از ناحیه گردن!

مجله طنز « توفیق» در سرمقاله امروز خود با عنوان « پیرامون کاخ سنا » نوشت : شما اگر یک روز مردی را در خیابان ببینید که پابرهنه راه می رود و کت و شلوارش هم چند وصله ناجور دارد ولی کراواتی شیک با یک گره مثلثی به گردن بسته، طبعا او را دیوانه فرض نمی کنید(!) بلکه می گوئید آدمی است که دارد چهار نعل به سوی تمدن پیش می رود منتها تحول را از گردن شروع کرده!

فرق نمیکنه، تهران هم امروز حکم همان مردی را دارد که پا برهنه در خیابان راه برود ولی کراوات سولکا به گردن داشته باشد چون در حوالی پایش مردم حتی آلونکی هم برای مسکن ندارند ولی در ناحیه گردنش، کراواتی بسته شده که اسمش کاخ سنا است و 60 میلیون تومان پول پای آن رفته.

آیا شما چنین موجودی را دیوانه فرض می کنید؟ البته خیر، چون برای شما هم مثل کاکا این عقیده به وجود خواهد آمد که این شهر، شهری است که چهار اسبه به سوی ترقی و تمدن پیش می رود منتها تحول را از ناحیه گردن شروع کرده...!

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.