1 خرداد 1341

1 خرداد 1341

در دومین جلسه محاکمه سپهبد کیا ؛ وکیل سابق قزوین در دادگاه گریه کرد!/این اتهام کاملا کذب محض است!/چه خدماتی که به این مملکت کرده ام/ می خواستم پیشرفت کنم و وکیل بشوم!/با یک تلفن می توانستم!/اگر می گفتند قطعه ای از خاک مملکت را به دشمن داده ای معقول تر بود!/فساد از طبقات بالا به مدارس سرایت کرده است!/رجال و اولیای این مملکت تخم فساد را پاشیده اند!/ننگ مملکت است که دولتی بیاید و در مجلس برنامه مبارزه با فساد بدهد!/مسئله ما بی سوادی نیست بی ایمانی است!/در ژاپن اجازه زمین خواری نمی دهند!

در دومین جلسه محاکمه سپهبد کیا ؛ وکیل سابق قزوین در دادگاه گریه کرد!

صبح امروز دومین جلسه محاکمه سپهبد کیا و شش نفر دیگر از متهمین پرونده در سالن بزرگ دادگستری آغاز شد.

 

این اتهام کاملا کذب محض است!

رئیس دادگاه خطاب به سپهبد کیا اظهار داشت : در قسمت دیگر از کیفرخواست دیوان کیفر ادعا شده است که در ملک جنت آباد در سال های ۳۸ و ۳۹ سه کامیون و یک بولدزر متعلق به وزارت راه در ملک شخصی شما و براثر تقاضا و نفوذ شما مدت 6 ماه مشغول کار و حمل و نقل و شن کشی بوده و مجموع کار کرد این وسایل در مدت مذکور به طوری که مشروحا در کیفر خواست ذکر شده و دستمزد راننده دو میلیون و 47 هزار و 960 ریال بوده است آیا شما نسبت به این دو اتهام اعتراف دارید یا نه؟

سپهبد کیا در پاسخ گفت : این که فرمودید از وزارت راه من تقاضا کردم کامیون یا بولدوزر بیاورند من تنها چنین تقاضایی نکرده ام. من و تمام مالکین چنین تقاضایی داریم. زیرا ما مالیات می دهیم ، چقدر باید خسارت بدهیم و علاوه خسارت جانی از لحاظ گرد و خاک جاده را باید تحمل کنیم.

من نمایندگی بهترین کامیون های دنیا را دارم چه احتیاجی به کامیون های وزارت راه داشتم امکان نداشت کامیون های وزارت راه را ببرم در هر حال می توانم بگویم این پرونده یک پرونده ساختگی است لاغیر من دست به آبادی زده ام، 5 چاه عمیق زده ام، مدرسه برای اطفال آنها ساخته ام چه احتیاجی دارم. تصور می کنم آن ها کمی بی انصافی کرده اند یا کم لطفی کرده اند.

رئیس دادگاه در خلاصه اظهارات تیمسار کیا گفت : از آقای تیمسار کیا سوال شده به بزه های انتسابی اقرار دارید یانه جواب دادند خیر جرمی مرتکب نشده ام در قسمت اول لازم است یک تخته سیاه بیاورید تا بنده کروکی عمومی آن جارا روی تخته بکشم و از روی آن مطالبی به عرض دادگاه برسانم چون مانعی برای انجام درخواست نبود دستور داده شد تا در اولین فرصت مناسب تخته سیاه بیاورند در قسمت دوم اتهامات خود اظهار کردند که بنده هیچ گاه تقاضای فرستادن کامیون نکرده ام. توقع بنده که کرارا به اقای وزیر راه هم گفته بودم مسئله جاده است و من در حدود ۵۰۰ یا 600 هزار تومان برای راه سازی قراء جنت آباد خرج کرده ام و بر اثر کثرت رفت و آمد این جاده خراب شده بود و همیشه از وزارت راه می خواسته ام که مراقبت بیشتری در حفاظت راه ها بکنند ایشان هم قول می دادند.

 

چه خدماتی که به این مملکت کرده ام/ می خواستم پیشرفت کنم و وکیل بشوم!

رئیس دادگاه در ادامه خطاب به لاهوتی دومین متهم پرونده گفت : به طوریکه کیفر خواست دادسرای دیوان کیفر را شنیدید ، شما متهم هستید به معاونت در جعل اسناد ثبتی راجع به اراضی جنت آباد آیا بزه انتسابی را قبول دارید؟

لاهوتی گفت : ابدا بنده به کلی تکذیب می کنم،  بنده 31 سال است که در این مملکت خدمت می کنم اعم از سیاسی و اداری و در این مدت کوچک ترین تخلفی نداشته ام نه تیمسار کیا رشوه دهنده بود و نه من رشوه گیرنده بنده منتی ندارم چه خدماتی به این مملکت کرده ام بنده کاشف توطئه دموکرات های آذربایجان بودم، بنده اول کسی بودم که برای الغای قرار داد نفت اقدام کردم. آقایان قضات این گناه نیست به بنده گفته اند شما یک موقعی می خواستید وکیل مجلس بشوید مگر کسی در این مملکت نمی خواهد ترقی کرده وزیر بشود وکیل بشود مگر کسی بخواهد در این مملکت ترقی کند گناهی کرده است؟!

گزارش نویس «روزنامه اطلاعات » در تشریح این بخش دادگاه نوشته است : در تمام مدتی که لاهوتی صحبت می کرد مثل این که در جلسه مجلس صحبت می کند دست های خود را تکان می داد و محکم روی تریبون جلوی خود می کوبید!در این جا لاهوتی به گریه افتاد و در حالی که به شدت گریه می کرد گفت : بنده یک عمر به درستی خدمت کردم و حالا این جزای من است. بنده مگر حق کسی را از بین برده ام بنده نوشتم ثبت ورامین اگر حق کسی زائل شده اقدام کن و گزارش آن را به ما بده مگر این جرم است؟

در این موقع تماشاچیان نیز به شدت ناراحت و متاثر شدند.

 

با یک تلفن می توانستم!

من برای خودم شخصیت قائل هستم یک عمر محرومیت تحمل کرده ام (لاهوتی این مطالب را با گریه وحالت تاثر شدید ایراد می کرد)

ساعت یازده از طر ف دادگاه یک ربع تنفس داده شد.

 

اگر می گفتند قطعه ای از خاک مملکت را به دشمن داده ای معقول تر بود!

اگر مرا متهم می کردند خدای نکرده قطعه ای از خاک مملکت را به دشمنان داده ام بنظر معقول تر می رسید ، گناه من این است که وسط خاک کویر مملکتم با صرف میلیون ها تومان پول عده ای را مشغول کرده و خاک وطن را آباد کرده ام، مگر من حق نداشتم به وزیر راه در باره خرابی راه شکایت کنم در حالی که هر ماه بیش از 12 هزار تومان پول گازوئیل مصرفی وسائل موتوری جنت آباد را می دادم.

 

فساد از طبقات بالا به مدارس سرایت کرده است!

وزیر فرهنگ در اجتماع دیشب فرهنگیان گفت : فساد از طبقات بالا به مدارس سرایت کرده است.

درخشش وزیر فرهنگ در اجتماع دیشب دبیران دبیرستان های پایتخت و روسای وزارت فرهنگ در تالار فرهنگ گفت :

این درد که گریبان گیر مملکت شده عبارت از این است که عده ای از طبقات بالای مملکت مکتبی در ایران باز کرده اند که آن مکتب فساد و دروغگوئی است و با کمال تاسف این مکتب در بین طبقات مختلف مردم رسوخ پیدا کرده و البته وقتی اولیای امور توجه به درستی و پاکدامنی نداشته و راه فساد را پیش گیرند از توده مردم توقعی نمی شود داشت. این مکتب فساد حتی در بین جوانان ما رسوخ پیدا کرده و بر اثر وجود این مکتب افراد این مملکت پای بند ملیت، قومیت و احترام به پدر و مادر نیستند و این بزرگترین خطری است که مملکت ما را تهدید می کند، طوری این فساد در مراکز تعلیماتی ما رسوخ کرده که ما ناچاریم مدارسی را بنام مدارس فاسد ببندیم و دانش آموزانی را که کارنامه خریده اند به کلاس های پائین بیاوریم.

 

رجال و اولیای این مملکت تخم فساد را پاشیده اند!

تخم این فساد به دست عده ای از رجال و اولیای این مملکت پاشیده شده. حتی احزاب و دستجات سیاسی اعم از چپ و راست هم از این مکتب برخوردار بوده اند.

 

ننگ مملکت است که دولتی بیاید و در مجلس برنامه مبارزه با فساد بدهد!

یکی از دولت ها در دوره هیجدهم که من در مجلس بودم موقعی که خواست برنامه دولتش را ارائه دهد به هیچ عنوان صحبت از فرهنگ، اقتصاد و سیاست نکرد و گفت برنامه من یک ماده و آن مبارزه با فساد است. این باعث ننگ مملکت است که دولتی بیاید و در مجلس برنامه مبارزه با فساد بدهد.

آن کسی که پای صندوق ایستاده می داند جعل است،آن کس که انتخاب می کند می داند دروغ است، آن کس که انتخاب می شود می داند جعلی است، آن کس که وکیل می شود و دم از دموکراسی می زند و پشت تریبون مجلس به نفع ملت صحبت می کند خود می داند همه حرف هایش دروغ است، فساد و دروغ مانند سرطان افکار ملت را نابود و مضمحل وخراب کرده است. بزرگترین قدرت ها در دنیا اراده ملت ها است و تنها ارده ملت ها است که می تواند یک ملتی را ترقی دهد.

 

مسئله ما بی سوادی نیست بی ایمانی است!

به شما همکاران عزیزم عرض می کنم وظیفه دینی، ملی و وجدانی شما و هر انسان پایبند به پیشرفت و ترقی ملت است که با این فساد و این مکتب مبارزه کند. در مدارس پایه های اخلاقی نسلی را که تحویل اجتماع می دهید محکم کنید، مسئله این نیست که مهندس و متخصص کم داریم ، مسئله در این نیست که ملت ایران 85 درصد بی سواد هستند مگر همین آقایان استادان دانشگاه نخست وزیر ، وزیر وکیل نبودند مگر همین آقایان مملکت را اداره نکردند، مگر مملکت به دست این ها نبود؟ مسئله ما مسئله بی سوادی نیست بلکه مسئله بی ایمانی است.

 

در ژاپن اجازه زمین خواری نمی دهند!

وزیر فرهنگ سپس گفت در ژاپن اجازه نمی دهند مانند ایران عده ای زمین های اطراف تهران را به نام خود به ثبت برسانند.

وزارت فرهنگ از هیچ کس تقدیر نمی کند. تقدیر در مقابل فداکاری است در حالی که انجام امور عادی وظیفه است هر کس پول می گیرد باید کار کند.

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.