چهار غلط املایی در یک دستور چهار کلمه‌ای

چهار غلط املایی در یک دستور چهار کلمه‌ای

وقتی رئیس دفتر دادرسی ارتش بودم، منشی دفتر با تبسم وارد دفترم شد و گفت می‌خواهم توجه شما را به دستوری جلب کنم که در چهار کلمه، چهار غلط املایی دارد.او پرونده‌های "حئیم"، نماینده سابق کلیمیان و "سرهنگ احمد پولادین"، فرمانده هنگ پهلوی را که به دستش رسیده بود روی میز من گذاشت...

وقتی رئیس دفتر دادرسی ارتش بودم، منشی دفتر با تبسم وارد دفترم شد و گفت می‌خواهم توجه شما را به دستوری جلب کنم که در چهار کلمه، چهار غلط املایی دارد.او پرونده‌های "حئیم"، نماینده سابق کلیمیان و "سرهنگ احمد پولادین"، فرمانده هنگ پهلوی را که به دستش رسیده بود روی میز من گذاشت.

پرونده مربوط بود به داستان "ترور" کردن تصوری رضاشاه، که پس از بررسی به نظرم کاملا مجعول رسید، زیرا تمام محتویات پرونده از "نقل قول" و "نقل قول از نقل قول" تشکیل شده بود؛ و اساس آن را اظهارات شخصی به نام "آقامیر قفقازی" از دوستان رئیس شهربانی وقت، "سرتیپ محمد درگاهی" تشکیل می‌داد. حال آنکه همین سرتیپ درگاهی که سابقا زیردست "سرهنگ پولادین" بود به مناسبت سوء استفاده‌های مالی به وسیله وی تسلیم دادگاه شده بود.

رئیس محکمه، "سرهنگ جعفرقلی آقای بیگلری" بود که شخصا "طبق دستور" مقامات بالا! حئیم و سرهنگ پولادین را محکوم به اعدام کرده بود.

رئیس ستاد ارتش، "سرتیپ شیبانی"، به همین علت از جاری ساختن حکم خودداری کرد.

رضاشاه با داشتن سمت فرماندهی کل قوا، سرتیپ شیبانی را بلافاصله از مقام خود معزول کرد و شخصا دستور اجرای حکم را صادر نمود. آن دو نفر به دستور مستقیم شاه فورا اعدام گردیدند.

متن دستور رضاشاه، که تازه فارسی نوشتن یاد گرفته بود، اگر حافظه‌ام صحیح یاری کند، به این نحو بود:

حکم مهکمح عجراع شود

جالب است که محمدرضا شاه در اعراض از رویه جوانمردی، همان روال پدر را دنبال کرد. من‌جمله "سرتیپ محمود امینی" و "سرتیپ مهدی سپه پور" که اولی مربی او در دانشکده افسری و دومی مربی پروازش بود، هر دو را تعمدا و مصرا در درجات پایین نگه داشت و زیردستان آنها را تا دو سه درجه بالاتر از آنها ارتقا داد، که آنها "دق" کنند؛ و آنها واقعا و حقیقتا "دق" کردند.

عجیب است شباهت رفتار پدر و پسر در فرار از مخمصه. همان پدر و پسری که اجازه نمی‌دادند کسی درباره ارتش کوچکترین اظهار عقیده‌ای به عمل آورد، وقتی محمدرضا شاه فشار افسران ناسیونالیست را استنباط کرد، به قبول پیشنهاد آنها تن داد. یعنی قبول کرد کلیه امرای ارتش در درجات سرتیپی، سرلشکری، سپهبدی و ارتشبدی به استثنای چهار نفر بازنشسته شوند و شدند. شاهنشاه فراموش کردند آنها مورد لطف ایشان و پدر معظمشان بودند!

برای یافتن پاسخ این سوال که هدف اصلی چنان سلطنت ظالمانه پدر و پسر که برای خودشان به ادبار پایان یافت، و ملت زجر کشیده تاوان آن را پرداخت چه بود؟ نویسنده پس از تفکر زیاد به جایی نرسیدم، مگر قبول این مطلب که هدف اصلی آنها انجام دستورهای "ارباب"،  در "زدن سر ایرانیان به سنگ"، بود – بعدا در این باب بیشتر توضیح داده می‌شود.1

بازدید رضا‌شاه پھلوی از مجلس ملی ترکیه

شماره آرشیو: 2023-۱ع

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.