امام خمینی و تکثرگرایی*

امام خمینی و تکثرگرایی*

در صفحه 681 از این مدخل، ادعا شده است که موافقت امام با انشعاب جامعه روحانیت به معنای اعتقاد و باور امام به تکثرگرایی صورت پذیرفته است. در این زمینه چنین می‌خوانیم: «بروز شکاف در جامعه روحانیت که از مدت‌ها پیش آغاز، و به یکی از مشکلات اساسی انقلاب و جمهوری اسلامی بدل گشته بود، حضور امام را برای رفع معضل می‌طلبید. ایشان با اعتقاد و باور به تکثرگرایی، با تأکید بر طبیعی بودن شکاف، بر آن بود که آزادیِ ابرازِ عقیده و انتقاد، و نیز تأسیس تشکیلات و اجتماعات مختلف، از ضروریات جامعه اسلامی است»...

در صفحه 681 از این مدخل، ادعا شده است که موافقت امام با انشعاب جامعه روحانیت به معنای اعتقاد و باور امام به تکثرگرایی صورت پذیرفته است. در این زمینه چنین میخوانیم: «بروز شکاف در جامعه روحانیت که از مدتها پیش آغاز، و به یکی از مشکلات اساسی انقلاب و جمهوری اسلامی بدل گشته بود، حضور امام را برای رفع معضل میطلبید. ایشان با اعتقاد و باور به تکثرگرایی، با تأکید بر طبیعی بودن شکاف، بر آن بود که آزادیِ ابرازِ عقیده و انتقاد، و نیز تأسیس تشکیلات و اجتماعات مختلف، از ضروریات جامعه اسلامی است». (مدخل خمینی،ص 681)

ادعای یاد شده با آنچه در سیره سیاسی امام در مدیریت جریانات سیاسی -و خصوصا لزوم وحدت و جلوگیری از چند پارگی سیاسی- میبینیم، تناقض دارد. از جمله موارد نقض میتوان به توصیه امام به دانشجویان برای ایجاد وحدت بیشتر اشاره کرد که به تأسیس «دفتر تحکیم وحدت» توسط انجمنهای اسلامیدانشگاهها، انجامید. ایجاد گروهی موسوم به «هیئتهای مؤتلفه اسلامی» مثال نقض دیگری است که متشکل از هیئتهای مختلف بود و با توصیه امام به صورت واحد درآمد، و نیز تشکیل «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» که به توصیه امام خمینی به واسطه تجمیع هستههای کوچک و گروههای مبارز مسلحانهای که قبل از انقلاب به وجود آمده بودند، تأسیس شد.

مراجعه به اسناد و خاطرات شفاهی از تلاشهای صورت گرفته برای پیشگیری از انشعاب در میان جامعه روحانیت مبارز تهران حکایت دارد. مجموعه این مطالب مخاطب را به این نتیجه خواهد رساند که این انشعاب به خودی خود، مطلوب و مورد توصیه امام نبوده است بلکه پس از مشاهده اختلاف نظرهای فراوان و عدم نتیجهبخش بودن تلاشها برای ایجاد وفاق، ایشان به ناچار موضوع را پذیرفتهاند. یکی از مهمترین اسناد، نامه شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز تهران است که به منظور رفع سوءتفاهمها و برای استجازه از امام نوشته شده است. امام در پاسخ به نامه «شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز تهران»، تصریح میکنند: «انشعاب از تشکیلاتى براى اظهار عقیده مستقل، و ایجاد تشکیلات جدید، به معناى اختلاف نیست. اختلاف در آن موقعى است که خداى ناکرده هر کس براى پیشبرد نظرات خود به دیگرى پرخاش کند».۱

پس از رسمیت یافتن این انشعاب، اثرات منفی آن در جامعه آشکار گردید و به ایجاد دو قطبی در عرصه سیاست ایران دامن زد. همین امر، بسیاری از سران و دلسوزان نظام را به فکر ترمیم شکاف و ایجاد وحدت مجدد بین این دو تشکل انداخت. بازخوانی موضوع انشعاب در جامعه روحانیت مبارز، موضوع مهمی است که در خاطرات شفاهی نیز قابل پیگیری است. در خاطرات حجتالاسلام ناطق نوری، از مجموعهای از تلاشها برای ایجاد وحدت مجدد بین «جامعه روحانیت» و «مجمع روحانیون» چنین روایت کرده است:

«یک بار هم مقام معظم رهبری در زمانی که رییسجمهور بودند، به منظور ایجاد وحدت بین جامعه روحانیت و مجمع روحانیون، جلسهای در ریاستجمهوری تشکیل دادند و شورای مرکزی هر دو تشکیلات را دعوت کردند که اعضای شورای مرکزی روحانیت همه آمده بودند، اما بعضی از اعضای مجمع نیامدند. در این نشست، مرحوم احمدآقا در مورد تفرقه بین روحانیت و ضرباتی که از این جهت در طول تاریخ وارد شده است و آثار و برکات وحدت، صحبتهای بسیار ارزشمندی داشتند. مرحوم احمدآقا با عنایت به جایگاه شخصیتی حضرت امام، در بخشی از اظهاراتشان چنین فرمودند: «ببینید پدر من امام خمینی است. ایشان قبل از آنکه امام بشوند، مرجع تقلید و قبل از آن نیز یک وزنه علمی در حوزه بودند، شما دیدید، بعضی آقایان با امام، با این سابقه علمی و انقلابی، در همین قم و یا در نجف چگونه رفتار کردند؟ حالا اگر ایشان سرشان را بر زمین بگذارد و از دنیا بروند و آقای منتظری مسئولیت رهبری را عهدهدار شوند، با این اختلاف و تفرقهای که شما روحانیون و علما دارید، چطور میتوانید انقلاب و کشور را اداره کنید؟ معلوم نیست بر سر انقلاب چه میآید، بنابراین، اقدام آقای خامنهای بسیار مناسب است. از این فرصت استفاده کنید و اختلافات را کنار بگذارید». سپس آقای هاشمی صحبت کردند و گفتند: «اصلاً جدا شدن آقایان کار عاقلانهای نبود و باید با یک برنامهای قضیه حل شود». در اینجا آقای موسوی خویینیها بحثی کرد که اصلاً بساط جلسه را بههم ریخت... البته مقداری هم آقای خاتمی صحبت کردند... این انشعاب، هر چه به جلو آمد بیشتر مایه اختلاف شد و روز به روز خسارت این جدایی بیشتر شد. زیرا بسیاری از متدینین آسیب دیدند و مأیوس شدند».۲

آنگونه که مشاهده میشود، از مقام معظم رهبری تا آقایان سیداحمد خمینی، هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری، همه از این انشعاب ناراضی بوده، بر لزوم وحدت مجدد، اتفاق نظر داشتهاند.

فروردین 1358. مرحوم حاج سید احمدخمینی در کنار آیت‌الله طالقانی در باغ مرحوم اشراقی در قم

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.