31 شهریور ماه ۱۳۴۰

31 شهریور ماه ۱۳۴۰

مسافرت شاه و فرح به ایتالیا لغو شد/برنامه تثبیت اقتصادی دولت تا دو ماه دیگر آماده می شود/آیا شوروی در قتل هامر شولد دست داشته است؟!/سازمان برنامه منحل می شود/چهار کمپانی آلمانی 250 میلیون مارک دیگر به ایران می دهند/سرزمین نفت در فقر و بدبختی!/حکومت کودکان را رها کرده به باسواد کردن پیرها دل خوش کرده است!

مسافرت شاه و فرح به ایتالیا لغو شد

« تهران مصور » نوشت : بقرار اطلاع مسافرت شاه و فرح به ایتالیا انجام نخواهد شد.

قبلا قرار بود شاه و فرح پس از پایان مسافرت رسمی به فرانسه مدتی نیز به ایتالیا سفر کنند ولی گفته می شود که از مسافرت به ایتالیا صرفنظر خواهد شد. علت این امر در پیش بودن جشن های بزرگ چهارم و نهم آبان است که شاه و فرح در این جشن ها شرکت می کنند.

 

برنامه تثبیت اقتصادی دولت تا دو ماه دیگر آماده می شود

« تهران مصور » بر اساس یک گزارش موثق امینی نخست وزیر هفته ای سه بار با مسئولین امور اقتصادی کشور از جمله وزرای بازرگانی ، صنایع و معادن و روسای بانک مرکزی جلساتی تشکیل می دهد و پیرامون برنامه اقتصادی کشور مطالعاتی انجام می دهد.

بر اساس این گزارش « تا دو ماه دیگر این برنامه تکمیل و آماده خواهد شد».

 

آیا شوروی در قتل هامر شولد دست داشته است؟!

« تهران مصور » نوشت : گزارش های سری حاکیست که داک هامرشولد بامداد روز دوشنبه در شهر ندولا واقع در رودزیای شمالی با موسی چومبه رئیس ایالات کانانگا ملاقات کرده بود ولی نتوانست با وی در زمینه اعلام آتش بس میان نیروهای سازمان ملل و ارتش کاتانگا و پیوستن این ایالت به حکومت مرکزی کنگو توافق به دست آورد.

همین گزارش ها نشان می دهد که به دنبال عدم حصول گفت و گوهای دو طرف هواپیمای هامر شولد در بازگشت از ندولا  به لئوپولد پایتخت کنگو مورد حمله جت های جنگنده بلژیکی در ارتش کاتانگا قرار گرفت و سرنگون شد، به همراه هامرشولد 8 تن از اعضای فرماندهی سازمان ملل در کنگو و چهار تن کارکنان هواپیما نیز کشته شدند.

در برخی از محافل سیاسی شهرت دارد که روس ها در این کار دست داشته اند و حتی یک زن سوئدی در سازمان ملل متحد جلوی گرومیکو را گرفته و او را قاتل هامرشولد خوانده است.

هامرشولد در سال 1953 به جای تریگوه لی به دبیرکلی سازمان ملل انتخاب شد.

 

سازمان برنامه منحل می شود

در محافل مطلع تهران شایعات مربوط به انحلال سازمان برنامه بار دیگر قوت گرفته است ، گفته می شود مطالعاتی آغاز شده است تا سازمان برنامه به یک دفتر فنی مبدل شده و هر یک از امور عمرانی آن به وزارت خانه های متبوعه مانند وزارت کشاورزی، راه، صنایع و معادن و بهداری و راه محول گردد.

همچنین شنیده می شود که ساختمان سازمان برنامه واقع در خیابان دانشکده در صورت اجرای طرح مذکور در اختیار وزارت کشاورزی قرار خواهد گرفت.

 

چهار کمپانی آلمانی 250 میلیون مارک دیگر به ایران می دهند

یک مقام مطلع اقتصادی به « تهران مصور » گفت : اخیرا چهار کمپانی بزرگ آلمانی به وسیله نمایندگی ایران در آلمان اعلام داشتند حاضرند در ایران سرمایه گذاری نمایند و جهت مطالعات لازم مایلند به ایران مسافرت نموده و از نزدیک موضوع را مورد بررسی قرار دهند.

مقام مطلع مذکور افزود : مجموع سرمایه گذاری این چهار کمپانی در ایران بیش از 250 میلیون مارک خواهد بود.

 

سرزمین نفت در فقر و بدبختی!

« تهران مصور » در گزارشی  نوشت : ایجاد سدهای دز و کرخه و فعالیت شرکت عمران خوزستان سبب تراکم جمعیت و هجوم مهاجرین از استان های مرکزی و جنوبی به خوزستان شده است.

اهواز که روزی 500 هزار نفر جمعیت داشت و تنها در مریضخانه «جندی شاپور» 1200 طبیب مشغول معالجه بیماران بود، اکنون دارای 212 هزار و 953 نفر جمعیت است. جمعیت مزبور به طور نسبی در هر کیلومتر 18/4 نفر در شهرستان اهواز پراکنده اند ، تنها در خود شهر اهواز 120 هزار و 98 نفر و بقیه 92 هزار و 855 در حومه شهر هستند.

شهرستان اهواز که حتی بعد از اسلام مرکز علوم ایران بود امروز فقط 29 درصد از مردان و 9 درصد از زنان ده سال به بالای آن باسوادند.

در شهر اهواز 30 درصد باسواد و در دهات فقط 3 درصد مردم باسوادند ، علاوه بر بی سوادی امراض بومی ( مالاریا ، تراخم ، امراض انگلی، امراض مقاربتی) زندگی مردمی را که در کنار پرآب ترین رودخانه ایران سکنی دارند به خطر انداخته است.

بلای بی سوادی ، امراض و فقر با بیکاری توام شده و با وجودی که خوزستان می تواند انبار غله باشد ، ولی زارعین اکثرا بیکار و بدون وسیله زراعتند.

در اهواز 78 درصد که 56 هزار نفر از مردان از ده سال به بالا هستند کار دارند و بقیه بیکار و بدون خانه و زندگی می باشند.

آمار حاکیست که 42 درصد از واحدهای مسکونی اهواز در خانه گلی و بقیه در خانه های آجری و تعداد زیادی در خانه های بوریایی سکنی دارند، آمار رسمی اداره کل آمار می گوید « در اهواز نسبت مالکین خانه های حصیری بیش از نسبت مالکین در انواع دیگر واحدهای مسکونی بود (76 درصد ) و در بقیه نقاط بزرگترین نسبت مالکین (96 درصد ) در خانه های چوبی اقامت داشتند.

این رقم وحشت آور که نمودار فقر و بدبختی در اهواز و حتی کناره این شهر می باشد موجب نفرت و انزجار عمومی است ، خانه های حصیری و چوبی ساکنان اهواز بیشتر در کنار راه آهن و یا طرفین رودخانه کارون قرار دارد.

ساکنان اطراف خط آهن از راه عرضه کالای کثیف و متعفن خود به مسافرین راه آهن زندگی شاهانه ای نسبت به ساکنان کنار رودخانه دارند. ساکنان خانه های حصیری و چوبی و کپرنشینان ساحل کارون علاوه بر بیکاری و گرسنگی همه ساله گرفتار طغیان آب کارون شده و کلیه دارایی و چند متر حصیر و چوب خانه آن ها و حتی افراد خانواده شان با آب کارون به «اروندرود» سرازیر شده از بین می رود.

 

حکومت کودکان را رها کرده به باسواد کردن پیرها دل خوش کرده است!

«تهران مصور » در یادداشتی به قلم « محیط طباطبایی » نوشت : از 20 میلیون جمعیت کشور ما در حدود چهار پنجم آن هنوز سواد ندارند و به عبارت دیگر 16 میلیون ایرانی نمی توانند امروز بنویسند و بخوانند.

سیر نزولی در پیشرفت فرهنگ یا سیر سعودی تعداد بی سوادان نتیجه یک عدم موازنه میان افزایش جمعیت کشور با افزایش وسایل تعلیم و تربیت بوده است ، در سه ربع قرن اخیر جمعیت کشور، به واسطه تحول وضع اقتصاد و بهداشت عمومی از 10 میلیون نفر به 20 میلیون نفر رسیده ولی ایجاد وسایل باسواد کردن مردم در هیچ سالی با افزایش جمعیت در آن سال متناسب نبوده است.

مثلا در سال 1339 عده اطفالی که در حدود سن ورود به مدرسه ابتدایی بوده اند به دو میلیون و نیم می رسیده ولی دبستان های موجود کشور نمی توانسته اند بیش از نصف یا سه پنجم این عده را در آغوش تربیت بپذیرند ، در نتیجه بیش از یک میلیون آن ها بدون مدرسه مانده اند و بی سواد بزرگ می شوند.

به طور کلی می توان گفت در کشور ما 50 سال است که روز به روز بر تعداد بی سوادان افزوده شده چنان که شماره ایشان تخمینا امروز به یک برابر و نیم تعداد 40 سال پیش رسیده است.

وقتی مستر مایسن نماینده بریتانیای کبیر پرسید که آیا عده کسانی که در ایران از کاروان تربیت عمومی خردسالان عقب می مانند با شماره کسانی که در کلاس های  شبانه اکابر درس می خوانند چه نسبتی دارد ، به او وعده دادم که آمار دقیق را در جلسه دیگری به سمینار تقدیم کنم، ولی در خود فورا احساس شرمندگی کردم که ما عجب مردمی هستیم که کودکان کشور را به حال خود بی مدرسه می گذاریم و با عرض آمارهای توخالی که متصدیان تعلیمات اکابر در شهرستان ها و دهستان ها و شهرها تهیه می کنند دل خود را به موهومی خوش می کنیم ، با کمال تاسف باید اذعان کنم که به وعده خود هم نتوانستم وفا کنم.

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 1
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.