28 مردادماه 1340

28 مردادماه 1340

شاه در جشن سالگرد کودتا چه گفت؟!/چرا ایران در جنگ های اول و دوم جهانی اشغال شد؟!/شاه : ما آذربایجان را به کشور برگرداندیم!/پولی برای خرید اسلحه نداده ایم و نمی دهیم!/دفاع شاه از قراردادهای نفتی پس از کودتا/نفوذ توده ای ها در ارتش در دوره مصدق/مطابق نقشه از کشور فرار کردم!/وجود فساد در کشور طبیعی است!

شاه در جشن سالگرد کودتا چه گفت؟!

« اطلاعات » در گزارشی نوشت : عصر امروز در اجتماع بی سابقه میدان دوشان تپه، شاهنشاه به ایراد نطقی پرداخت که به عنوان یک نطق تاریخی در یک اجتماع تاریخی در سراسر جهان منعکس شد!

بخش های مهم سخنرانی شاه در اجتماع سالگرد 28 مرداد عبارت است از ؛

  • شاید مبالغه نکرده باشیم که اگر بگویم در اولین روزی که در پیشگاه قادر متعال سوگند یاد کردم که هر چه در قوه دارم برای حفظ و حراست این مملکت انجام دهم هیچ لحظاتی برای من در زندگی شیرین تر و گواراتر از لحظه های تماس مستقیم با مردم کشورم نبوده است زیرا در سخت ترین دقایق زندگی پرمسئولیت خودم که همواره متکی بر عنایات خداوند متعال بوده و در همه لحظاتی که قلب من در راه حفظ ایران گرامی تپیده است پس از خداوند بزرگترین اتکای من احساسات وطن پرستانه و خالصانه شما ملت عزیزم بوده است!
  • این عقیده و ایمان خودم را مانند  ودیعه گرانبهایی به فرزندم [ولیعهد] خواهم سپرد که ملت من ملتی عاقل و رشد کرده و وطن پرست و قدرشناس است و هیچ قدرت و نیرویی در دنیا قادر نیست به تشخیص صحیح او در راه حفظ کشور و منافع خودش لطمه ای وارد آورد.

 

چرا ایران در جنگ های اول و دوم جهانی اشغال شد؟!

  • همه ما می دانیم که در جنگ بین المللی اول کشور ما با وجودی که بی طرفی خود را رسما اعلام کرده بود باز میدان تاخت و تاز اجنبی قرار گرفت و هر دسته بیگانه ای هر کاری را که دلش خواست در این مملکت کرد ، هر قسمت از خاک کشور در اشغال کسی بود و در این بین ملت ایران و دهات ایران و ثروت ملی ایران بود که دستخوش تجاوز این و آن قرار می گرفت و صدمه می دید وقتی هم که جنگ تمام شد نمایندگان کشوری را که متحل این قدر زیان شده بود حتی به کنفرانس صلح ورسای راه ندادند. این موضوع باعث شد که پدر من که از این جریانات رنج می برد و زجر می کشید قیام کند و به آن بساط خاتمه دهد و حکومت مرکزی مقتدری بوجود آورد و خان خانی و ملوک الطوایفی را از میان بردارد و در پرتو استقرار حکومت مرکزی دست به نهضت عظیمی بزند که تامین امنیت کشور لغو کاپیتولاسیون ایجاد ارتش شاهنشاهی ساختماه راهها و راه آهن ها و بنادر تاسیس کارخانه ها فعالیت های صنعتی و اقتصادی بنای مدارس و دانشگاه ها اعزام محصل بخارجه ، تامین حقوق بانوان و وضع لباس متحد الشکل برای مردان و بسیار پیشرفت های دیگر از نتایج آن بود.
  • در جنگ بین المللی دوم که یک حکومت مرکزی قوی در ایران وجود داشت با وجود اعلان بی طرفی باز هم روی اصل موقعیت جغرافیایی و سوق الجیشی ایران مملکت ما مورد تاخت و تاز اجانب قرار گرفت ، خوشبختانه در تمام این احوال آتش احساسات فطری و درونی میهن پرستی ایرانیان همچنان روشن و فروزان باقی مانده بود تا این که به اصطلاح جنگ تمام شد و با وجود تمام قراردادها خطه زرخیز آذربایجان از وطن ما جدا گردید ...در آن وقت من و همه فرزندان غیور این مملکت بموقع وظیفه خودمان را انجام دادیم و خود را به آب و آتش زدیم و هر خطری را به جان و دل خریداری کردیم تا عملی شد که شبیه به نیمه معجزه ای بود یعنی آذربایجان به آغوش مام میهن بازگشت و شاید این اولین مرتبه ای بود که قسمتی از یک مملکت به دست کمونیست ها افتاده و دوباره از چنگ آن ها به درآمد.

 

شاه : ما آذربایجان را به کشور برگرداندیم!

  • یک اشتباه بزرگ آن است که گفته می شود این سازمان ملل متحد بود که از تجزیه آذربایجان جلوگیری کرد البته ما نسبت به این سازمان بزرگ جهانی احترام کامل داریم ولی باید متذکر بشویم که سازمان ملل متحد در کوشش های خود برای این که کاری به نفع ما بکند با وتو مواجه شد و بدین ترتیب ما ناچار شدیم خودمان تمام خطرات و عواقب احتمالی دخالت نظامی در غائله آذربایجان را به عهده بگیریم و این کار را به مسئولیت کامل خود انجام دهیم.
  • نتیجه تجارب گذشته و درک واقعیات تاریخ این بود که ما با کسانی درصدد عقد قراردادها و پیمان هایی برآئیم که بتواند جلوی این خطرات احتمالی را بگیرد و از فشار آن ها ممانعت کند ، البته این قراردادها و پیمان ها برای ما صرفا جنبه دفاعی دارد زیرا اصولا سیاست ما همیشه سیاستی صلح جویانه بوده و هیچ وقت از طرف ما نسبت به هیچ همسایه ای تهدیدی در کار نبوده است.1

 

پولی برای خرید اسلحه نداده ایم و نمی دهیم!

  • پوشیده نماند که اتخاذ همین سیاست به ما اجازه داده است که بدون احتساب درآمد نفت فقط 28 درصد از بودجه کل مملکتی و با احتساب عوائد نفت تنها 15 درصد از بودجه کل مملکت را خرج ارتش خودمان بکنیم و این نسبتی است که در نزد سایر کشورهای جهان کمتر نظیر دارد...ما اصولا پولی برای خرید اسلحه نداده ایم و نمی دهیم.2
  • با یک حساب ساده می توان دریافت که از سال 1330 تا 1332 که استخراج و فروش نفت ما متوقف ماند بر اساس همان قراردادی که ما در سال 1333 بستیم چه زیان کمرشکنی از این بابت متوجه ملت و کشور ایران شد در صورتی که در سال 1330 نه فقط عقد چنین قراردادی بلکه شاید عقد قراردادی به مراتب بهتر از آن امکان داشت و تازه در آن موقع موضوع پرداخت غرامت نیز در پیش نمی آمد.
  • فرض کنیم که در آن موقع استخراج نفت ایران در همان رقم 32 میلیون تن متوقف می ماند و نسبت عوائل ما نیز بر همان اصل 55 بود باز هم در چنین شرایطی ما می توانستیم در عرض سه سال حداقل 500 میلیون دلار از این بابت درآمد داشته باشیم اما روی سیاست غلط نه فقط از این درآمد محروم شدیم بلکه در تمام این مدت مخارج سنگین اداره تاسیسات نفت خود را بدون داشتن کمترین عوائدی از جیب خویش پرداختیم.3

 

دفاع شاه از قراردادهای نفتی پس از کودتا

  • امروز روی پای خود ایستادیم و همه دیدند که ما چطور برای اولین بار در تمام دنیا قرارداد بی سابقه ای را که معروف به قرارداد 75-25 است با ایتالیایی ها و با آمریکایی ها در مورد نفت خود منعقد کردیم یعنی ترتیبی دادیم که از عوائد نفت سه چهارم مال ما و یک چهارم مال آن ها باشد ، این موفقیتی بود که ابتکار جهانی آن با ما بود.
  • در آن روزهای تیره با وجودی که دولت وقت حتی یک روز بدون حکومت نظامی کار نکرد سراسر کشور دستخوش ناامنی و هرج و مرج بود دستگاه های تولیدی تقریبا به کلی فلج شده و چرخ های اقتصادی مملکت از کار افتاده و فعالیت های مثبت و مولد جای خود را به تظاهرات و جنجال و چاقو کشی داده بود ناامنی و خرابکاری سوء ظن و رواج بازار اتهام و افترا کشور ما را چه از لحاظ مادی و چه از نظر معنوی در آستانه موحش ترین سقوط های تاریخ خود قرار داده بود.

 

نفوذ توده ای ها در ارتش در دوره مصدق

  • به جای این که درصدد اصلاح وضع خراب مملکت برآید به یاغیگری در مقابل قانون اساسی پرداخت و خودش را مافوق هر اصل و قانونی شمرد و هیچ کدام از اصول قانون اساسی را که می بایست خودش مجری و مدافع آن باشد رعایت نکرد ، بدین ترتیب شکست زمامداران وقت در تمام جبهه ها آن ها را وادار کرد که روز به روز بیشتر به کمونیست ها تسلیم شوند تا جایی که بر خلاف قانون اساسی و شعائر ملی خواستند تنها سنگری را که حافظ استقلال و تمامیت ارضی این مملکت است یعنی ارتش ایران را که تحت فرماندهی من قرار داشت متزلزل کنند. این موضوع بعدا با اسناد و مدارک کامل برای ما روشن شد نفوذ حزب کمونیست توده در ارتش ایران از شهریور 1320 که قوای بیگانه وارد مملکت ما شد تا سال 1331 به 110 افسر منحصر بود اما از آن موقع که دست اندازی به این سنگر کردند یعنی از 1331 تا 1332 این تعداد به 640 نفر رسید.4

 

مطابق نقشه از کشور فرار کردم!

  • درست است که من مطابق نقشه چند روزی از مملکت خود غیبت کردم ولی باید اذعان کنم که نقشه من و هیچ عامل دیگر در این جریانات آن اثری را نداشته است که قیام [!] مردانه و خود بخود مردم دلیر و میهن پرست کشور که در یک روز و حتی در عرض چند ساعت در سرتاسر مملکت بر پا خاستند و بدین خیمه شب بازی خائنانه و مملکت بر باد ده خاتمه دادند در برداشت.قیام آن روز در درجه اول قیام پابرهنه ها و طبقات محروم اجتماع یعنی قیام همان هایی بود که امروز دایه های مهربان تر از مادر سنگ منافع ایشان را به سینه می زنند...همه به چشم خود دیدند که مردان و زنان طبقات عادی صفوف اول این قیام را تشکیل می دادند که هیچ وقت از بابت این قیام دلیرانه خود اجری و مزدی نخواستند.5

 

وجود فساد در کشور طبیعی است!

  • در هر مملکتی که بدین ترتیب در حال پیشرفت اقتصادی باشد با پول فراوانی که به مصرف می رسد مسلمان سوء استفاده و فساد هم وجود خواهد داشت ، حالا وظیفه ما خانه تکانی است یعنی باید تا جایی که می توان دسترسی پیدا کرد به فسادهای گذشته برسیم و در همین حال اجازه ندهیم که در آینده از این کارها تکرار بشود، یک بار دیگر می گویم که این وضع منحصر به ما نیست بلکه در هر محیطی که در حال تکامل و توسعه است نظیر آن دیده می شود.6​

 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.