20 مرداد ماه 1340

20 مرداد ماه 1340

عده ای از زندانیان سیاسی آزاد می شوند/سه میلیارد متر از زمین های حومه پایتخت را بالا کشیده اند!/مشروطه ورشکسته ایران!/عدم حمایت دولت ها از طبقه متوسط، مردم را به ستوه آورده است

عده ای از زندانیان سیاسی آزاد می شوند

گزارش های خصوصی حاکی است که عده ای از زندانیان سیاسی و غیرسیاسی ممکن است آزاد شوند. گفته می شود این آزادی به مناسبت قیام [کودتای] 28 مرداد صورت خواهد گرفت. احتمال دارد قبل از روز موعود دو سه تن از وزرا از زندان بازدید به عمل آورده و با زندانیان از نزدیک گفت و گو کنند و آن گاه ترتیب استخلاص کسانی که گناه زیادی نداشته اند فراهم شود.

 

سه میلیارد متر از زمین های حومه پایتخت را بالا کشیده اند!

«تهران مصور» نوشت: تهران پایتخت افسانه ای سرزمین هزار و یک شب به طور سرسام آوری قد کشیده است، رشد نامناسب شهر ما با افزایش سریع جمعیت و هجوم مردم شهرستان ها به مرکز و گرانی سرسام آور کرایه مسکن رابطه نزدیک دارد. هر قدر احتیاجات مردم به مسکن بیشتر می شد و مردم با فروش زیلوی زیر پا و دیگ و سماور برای ساختن یک آلاچیق دوندگی می کردند، شرکت های خلق الساعه مثل مور و ملخ از چپ و راست سبز می شد و تصرف اراضی اطراف تهران نیز گسترش پیدا می کرد.

 

یک نگاه اجمالی به اسامی کسانی که در سه چهار سال اخیر از راه تصرف غیرقانونی اراضی اطراف تهران میلیونر شده اند و شرکت های جورواجوری که با غارت هستی و نیستی مردم زحمتکش میلیون ها تومان به جیب زده اند به خوبی نشان می دهد که بر سر تصاحب غیرقانونی اطراف تهران و پول هایی که در این باره داده شده چه حوادثی صورت گرفته است.

 

به قول یکی از روزنامه نگاران، اقدامات شرکت هایی که به کار تقسیم و فروش اراضی مشغولند بی شباهت به کار رمال ها و جن گیرها نیست. بدین معنی که همان طور که رمال ها با یک تکه کاغذ به اصطلاح مشکلات زندگی مردم را حل می کنند و از کار گره بسته عوام الناس گره گشایی می نمایند، شرکت های مشتی شیاد نیز با یک سند، مردم ساده دل و بی اطلاع را ظاهرا در بهترین نقطه اطراف تهران صاحب زمین هایی که برق و آب و آسفالت آن تضمین شده است می سازند، ولی با وجودی که دولت کار رمال و جن گیر و فال گیر و دعا نویس را مجاز نمی شناسد، متاسفانه این شرکت ها به کار خود ادامه می دهند.

 

ماجرای زمین های اطراف تهران اغلب حتی تا نزدیکی های قله کوه دماوند هم پیش می رود؛ مثلا بعضی از شرکت ها در عالم خیال بر روی نقشه، کوه ها را به قطعات هزار متری تقسیم و شماره گذاری می کنند و حال آن که نه فقط خریدار بلکه حتی خود فروشنده نیز نه زمین ها را دیده و نه حتی یک کلنگ برای مجزا ساختن قطعات اراضی بر زمین ها زده است!!

 

شاید تعجب کنید که هم اکنون که این سطور را می خوانید پرونده های بسیار جالبی از تصرف غیرقانونی زمین های اطراف تهران در بازرسی نخست وزیری و دادگستری در دست اقدام می باشد که مجموع زمین های مغضوبه آن ها از چهار میلیون متر مربع متجاوز است!

 

در اواسط سال 1335 قانونی از مجلس گذشت که بموجب آن هیئتی مرکب از رئیس دیوان عالی کشور، دادستان کل، یکی از روسای شعب دیوان عالی کشور، رئیس کل دادگاه های استان مرکز و مدیرکل بازرسی کشور تشکیل گردید. این هیئت که بعدها اقدامات مهمی در محکومیت غاصبین و متجاوزین به اراضی موات نمود، به هیئت پنج نفری مشهور است. هیئت معروف پنج نفری به سرعت به پرونده های غاصبین اراضی رسیدگی نمود و در مدت کمتر از 6 ماه، به بیش از 20 دادخواست در مورد اراضی تهران و حومه، که مساحت آن بیش از سه میلیارد متر می باشد، رسیدگی نمود. دادخواست های مربوط به غصب سه میلیارد متر از اراضی تهران و اطراف توسط شهرداری، اداره اوقاف، بانک ساختمانی، وزارت دارایی، شهربانی کل، بنگاه خالصجات و دادگستری تسلیم هیئت پنج نفری گردید. در این مورد شهرداری دادخواستی در مورد غصب 12 میلیون متر از زمین های مسیلهای تهران تقدیم هیئت پنج نفری کرد. هیئت پنج نفری در مدت سه سال فعالیت توانست بیش از 500 میلیون ریال از متصرفین اراضی موات دریافت کند؛ البته بیشتر این زمین ها از طرف غاصبین به قطعات مختلف تقسیم و به فروش رسیده بود و حتی بعضی از زمین ها تا دست پنجم و ششم هم خرید و فروش شده بود. با وجود این، دولت بابت بهای زمین های غصب شده از متجاوزین پول معادلش را وصول نمود.

 

اغلب متجاوزین اراضی اطراف تهران و یا به قول معروف زمین خواران از متنفذینی بودند که هنوز هم عده ای از آن ها به خاطر غصب بیش از 4 میلیون متر از اراضی اطراف تهران تحت تعقیب هستند.

 

مشروطه ورشکسته ایران!

«تهران مصور» در یادداشتی به قلم محیط طباطبایی درباره «مشروطه» نوشت: این سخن نخست وزیر که «آرمان های مشروطه طلبان ایران هنوز تحقق پیدا نکرده و آرزوی مردم از حکومت مشروطه برآورده نشده است» کاملا با حقیقت مطابق است.

 

مجلس چهارم، که فقط برای تصویب قرارداد 1918 انتخاب شده بود، با کودتای 1299 روبرو شد و طبعا ناگزیر از انحراف خط سیر سیاسی خود شد و بدون این که در ظاهر بخواهد خود را تابع مقتضیات حکومت کودتا وانمود کند، دست بسته تسلیم گشت و وقتی مجلس پنجم انتخاب می شد، نشانه نفوذ مستقیم حکومت در تعیین وکلای ولایات نمودار بود و تنها در تهران هنوز نشانه ای از آزادی انتخابات باقی بود. وکلای مجلس چهارم و پنجم با وجودی که بمقتضیات سیاست روز آشنا بودند، کوچک ترین قدمی برای استقرار اساس متزلزل مشروطه برنداشتند و راه را برای شرکت دادن کسانی در حکومت مشروطه باز کردند که دست خود و کسان ایشان به خون شهدای مشروطه آلوده شده بود و به طور کلی برای مجلس شورا وظیفه ای جز تصویب قوانینی که بر آن عرضه می شد باقی نماند.

 

نویسنده با ذکر خاطره ای از سال 1320 ادامه می دهد: به یاد دارم در 1320 که انتخابات دوره سیزدهم انجام می گرفت، در خیابان شاهپور پایتخت، مامورین مربوطه سر راه بر یک نفر چرخچی گرفته بودند که با چرخ خالی خود رو به چهار راه حسن آباد می رفت و او را از یابو پیاده کردند تا برای دادن رای به مسجد برود. مرد چرخچی می گفت: این هفتمین نوبت است که امروز من در تهران رای می دهم و از کار و کسب خود باز مانده ام، مرا به خدا ببخشید و رها کنید.

 

این بود محصول حکومت مشروطه که از عهده حفظ حدود و حقوق خود برنیامد و هر چه بر عمر آن افزوده شد، بر انحراف خط سیر آن نیز بیفزود.

 

حق انتخاب نمایندگان، تفکیک قوای سه گانه، استقلال نیروی قضایی، قدرت مراقبت مجلس بر دولت، همه از دست او به تدریج بیرون رفت و اکنون که 56 سال از عمر مشروطه می گذرد، پس از دوبار انتخاب که به قیمت میلیون ها تومان پول و ده ها جان تمام شد، مجلس بیستم در آستانه تشکیل آن منحل گشت و دولتی که روی کار آمد زمینه اجتماعی را برای امر انتخاب جدید، که نخستین مقدمه و اساس حکومت مشروطه است، مساعد نمی نگرد و اعلام می کند که ملت ایران پس از 56 سال حکومت مشروطه هنوز لیاقت داشتن مجلس و حکومت مشروطه را بنحو شان ندارد و اختلاف نظر در میان هیئت حاکمه و مردم هنوز بر سر معنی و مفهوم مشروطه و آزادی و قانون و حقوق و حدود قانونی و اختیارات و امتیازات و مزایای طبقاتی و حقوقی میراثی وجود دارد؛ یعنی این مدت 56 سال ورزش مشروطه برای تربیت سیاسی ملت ایران کافی نبوده است یا به عبارت دیگر باید پذیرفت که حکومت مشروطه در ایران ما شکست خورده است و از شکست خورده انتظاری نباید داشت.

 

عدم حمایت دولت ها از طبقه متوسط، مردم را به ستوه آورده است

عبدالله والا در سرمقاله امروز «تهران مصور» نوشت: تا به حال دولت های ما در انجام تکالیف خود کاهلی و تسامح کرده اند، مسائلی که فراموش گردیده و در بوته اجمال گذاشته شده است حفظ و نگاه داری طبقه متوسط کشور ما می باشد.

 

بر اثر اشتباهات و عدم توجه دولت ها، نه تنها در تقویت این طبقه مساعی لازم به کار نرفته است، بلکه چون دولت های ما برنامه صحیح و عملی نداشته اند و مسئولین امور آن چنان گرفتار کارهای روزمره و کاغذبازی بوده اند که وقت و مجالی برای پی ریزی طرح های اساسی در این زمینه نیافته و یا نخواسته اند ابتلائات اجتماع را از طریق صحیح مرتفع سازند.

 

با این همه طبقه متوسط در کشور ما تجزیه شده و عده ای از هستی ساقط گردیده و جزء طبقه سوم درآمده اند و عده دیگر بر اثر تصادفات و مثلا خرید و فروش زمین و شرکت در این قبیل امور تمول خارج از آن چه استحقاق داشته اند به دست آورده اند و در این میان طبقه متوسط کشور ما روز به روز در اثر بالا رفتن هزینه زندگی و محدودیت درآمد آنان، تحت فشار بیشتری قرار گرفتند و نارضایی عمومی را بوجود آوردند.

 

کسی نمی تواند منکر شود که در بیست ساله اخیر سطح زندگی ایران ترقی نموده است، ولی آن چه که امروز کارمند دولت و افسر ارتش، اصناف و بالاخره فرهنگیان و دانشجویان و دانش آموزان کشور را ناراضی ساخته و از فشار زندگی به ستوه آمده اند معلول عدم حمایت دولت ها از طبقه متوسط بوده است که مشکلات امروزی ما را به وجود آورده است.

 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.