در دفاع از مشروطه‌خواهی
رسائلی که در دفاع از سلطنت مشروطه نگاشته شد؛

در دفاع از مشروطه‌خواهی

با پیروزی نهضت مشروطیت، علمایی که عملا با وضعیت جدید رویارو شده بودند در مقابل این پرسش قرار گرفتند که اولا حکومت در عهد غیبت چگونه حکومتی است؟ ثانیا در صورت مطلوبیت نظام مشروطه و ارجحیت آن بر استبداد مطلقه، چه دلایلی برای مشروعیت حکومت مشروطه وجود دارد؟ برای پاسخ به این پرسشها بود که بسیاری از علما رساله‌هایی با موضوع مشروعیت این نظام نگاشتند.

در دوره حکومت قاجار بر ایران، به دلیل سلطه نظام سلطنتی مطلقه، زمینه‌های مناسبی برای تاملات و اندیشه‌های سیاسی وجود نداشت، اما در همین مدت بیش از یکصد رساله سیاسی با انگیزه‌های عدیده و توسط افرادی با پایگاه‌های سیاسی، طبقاتی و فکری مختلف نوشته شد که این به معنای اهمیت این تاملات در جامعه عهد قاجاری است. رسائل یادشده را عمدتا علما و روشنفکران دوره قاجاری تالیف نموده‌اند. این رسائل موضوعات متفاوتی شامل انتقاد به استبداد سیاسی تا ضرورت مقابله و ستیز علیه استعمار و همچنین داشتن استقلال اقتصادی در برابر تهاجم گسترده سرمایه‌داری جهانی آن زمان را دربرمی‌گیرند. در میان رسائل سیاسی شناخته‌شده در دوره قاجار، مهم‌ترین و ارزشمندترین آنها رسائلی هستند که علما درباره مشروطیت نوشته‌اند. این رسائل را می‌توان به دو دسته مشروطه‌خواهی و مشروعه‌خواهی ــ که هر کدام در نهضت مشروطیت طرفداران و منتقدان خاص خود را پیدا کردند ــ تقسیم کرد.

 

در این نوشتار تمرکز ما بر رسائل علمای مشروطه‌خواهی است که با به کار بردن مقوله‌ها و جستارهای اصولی، بسان تلازم حکم عقل و شرع، برای به حقیقت پیوستن مشروطیت در ایران و اصل مباح بودن حکومت مشروطه تلاش می‌کردند؛ به همین جهت در ادامه، با واکاوی مبانی فکری و اندیشه سیاسی معروف‌ترین رسائل نوشته‌شده به دست علمای مشروطه‌خواه، دلایل آنان در دفاع از عقلانی و مشروع بودن مشروطیت و رد استبداد و اندیشه رقیب بررسی خواهد شد.

 

زمینه‌‌های نگارش رسائل مشروطه‌خواهی

با پیروزی نهضت مشروطیت و استقرار نظام مشروطه، در شرایطی که به دلیل غیبت امام، امکان تشکیل حکومتی کاملا عادل یا همان حکومت معصوم میسر نبود، علمایی که عملا با وضعیت جدید رویارو شده بودند و به انزوا از سیاست باور نداشتند، در مقابل این پرسش قرار گرفتند که اولا حکومت در عهد غیبت چگونه حکومتی است؟ ثانیا در صورت مطلوبیت نظام مشروطه و ارجحیت آن بر استبداد مطلقه، چه دلایلی برای مشروعیت حکومت مشروطه وجود دارد؟ صرف نظر از تعدادی علمای درباری که عملا از نظام سلطنت مطلقه طرفداری می‌کردند، باقی علما رساله‌هایی در تایید و مشروعیت این نظام نگاشتند. اما رسائل این علمای طرفدار مشروطیت خود به دو دسته تقسیم شدند: رسائل نگاشته‌شده به قلم علمای مشروعه‌خواه و رسائل نگاشته‌شده به قلم علمای مشروطه‌طلب.

 

جواب علمای موسوم به مشروعه‌خواه به پرسش نخست این بود که در شرایط فقدان عملی حکومت معصوم در عصر غیبت، حکومت مشروع و مطلوب این دوره، حکومت مشروعه یا نظام دو قطبی است. علمای دسته دوم، یعنی علمای مشروطه‌خواه، با این عقیده موافق نبودند و با مشاهده صدور فتوای تحریم مشروطه و تکفیر مشروطه‌خواهان توسط بعضی از افراد، بر آن شدند که دلایل مشروعیت مشروطه را باز نمایند.1 به همین دلیل بود که رسائلی عدیده نگاشته شد تا نشان داده شود خاستگاه مشروطه در آموزه‌های اسلام است. هدف از چنین کاری این بود که هم مشروعیت مشروطیت تبیین گردد و هم به انتقادات مخالفان پاسخ داده شود. اگرچه در بسیاری از موارد دلایل بیان‌شده در رسائل مشروطه‌خواهان به هم نزدیک است، در عین حال هر نویسنده‌ای از نویسندگان رسائل طرفدار مشروطه، موضوع را از زاویه خاص خود بیان کرده است. در ادامه این نوشتار تلاش شده است به‌اختصار برخی از دلایل مطرح‌شده در معروف‌ترین رسائل آن دوران بررسی شود.

 

1. رساله «الئالی المربوطه فی وجوب المشروطه» شیخ محمد محلاتی

در این رساله مرحوم محلاتی از مشروطیت دفاع و تلاش کرده است به مخالفان عقلی و شرعی نظام مشروطه بهترین پاسخ را بدهد. ایشان پس از طرح یک سری از دلایل عقلی ارجحیت نظام مشروطه بر مستبده، این چنین بیان کرده است که با استقرار مشروطیت، هم عموم مردم از ظلم و تعدی دولت جائره مستبده و رجال ظالم مرتبط با آن خلاص می‌شوند و هم حفظ بیضه اسلام تحقق می‌یابد و مملکت از وجود بیگانگان و کفار نجات پیدا می‌کند. پس از بیان این دلایل عقلانی و فواید آن برای عامه مردم، ایشان برای دفاع از مشرطه در برابر افرادی که مشروطه را مخالف اسلام می‌دانستند، بیان می‌کند که در صورت تحقق موارد بالا، مشروطیت از دو جهت همسو با اسلام است و از دید شرعی باید از آن دفاع کرد: «اول از جهت، نهی از منکر و اقامه معروف، و دوم از جهت، ضرورت مدافعه با کفار در اعتلای عَلَم اسلام و حفظ مملکت مسلمین از تهاجم کفار».2

 

شیخ محمد محلاتی، پس از بیان این دلایل عقلانی و فواید آن برای عامه مردم، برای دفاع از مشرطه در برابر افرادی که مشروطه را مخالف اسلام می‌دانستند، بیان می‌کند که در صورت تحقق موارد بالا، مشروطیت از دو جهت همسو با اسلام است و از دید شرعی باید از آن دفاع کرد: «اول از جهت، نهی از منکر و اقامه معروف، و دوم از جهت، ضرورت مدافعه با کفار در اعتلای عَلَم اسلام و حفظ مملکت مسلمین از تهاجم کفار».

 

به اعتقاد مرحوم محلاتی، با عنایت به همین دو تکلیف شرعی است که باید برای استقرار مشروطیت در ایران شیعه تلاش کرد؛ چرا که در این راه دو بنیان دینی اطاعت از دستور خدا در ادای تکلیف امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه با کفار و حفظ مملکت از تهاجم کفار وجود دارد. بدین ترتیب از دید او مخالفت با مشروطیت و تبلیغ علیه آن، جز تثبیت ظلم و تسلط کفار بر ممالک اسلامیه نتیجه‌ای نخواهد داشت. بدین ترتیب ایشان در رساله خود تماماً تلاش نمود مشروطه را هم‌راستا با شرع نشان دهد و مردم دیندار و باورمند به ارزشهای دینی را از نگرانی به در آورد و به پشتیبانی از مشروطه برانگیزاند.

 

2. رساله «تنبیه‌الامه و تنزیه‌المله» آیت‌الله محمدحسین نائینی

دلایل مرحوم نائینی در دفاع از مشروطیت، چه در حوزه دفاع عقلانی و چه از جنبه در تعارض نبودن با اسلام، تقریبا مشابه مرحوم محلاتی است. ایشان نیز در رساله خود، ابتدا یک سلسله دلایل عقلی در برتری مشروطیت بر استبداد می‌آورند و استبداد را سرچشمه همه نابسامانیها، عقبماندگیها و واپس‌گراییهای مسلمانان می‌خوانند3 و در ادامه در جواب مخالفان مبنی بر مشروع نبودن مشروطه، سه دلیل فقهی را به عنوان اساس مشروعیت مشروطه ذکر می‌کنند:

 

 یک) «وجود امر به معروف و نهی از منکر». به نظر می‌رسد مقصود نائینی از این قاعده این است که وقتی ممکن نیست سلطانی را از ارتکاب تمام منکرات و از جمله غصب حکومت باز داشت، ولی این امکان هست که با محدود کردن دایره اقتدار و سلطه او، وی را از ارتکاب منکرات دیگری نهی کرد و دور نمود، تلاش در راه استقرار مشروطیت، در حقیقت اقدام در نهی از منکر است.

 

دو) «نیابت مجتهد جامع‌الشرایط در امور حسبیه و وجوب اقامه نظم ممالک اسلامیه و حفظ بیضه اسلام». نائینی با توسل به همین باور و اعتقاد شیعی، متذکر می‌شود که چون ثبوت نیابت فقها و نواب عام امام عصر حداقل در امور حسبیه قطعی است و از سوی دیگر حفظ نظم ممالک اسلامیه و حفظ بیضه اسلام، از بارزترین مصادیق امور حسبیه می‌باشد، بنابراین بر فقها و علما فرض است که در اقامه وظایف یادشده بکوشند و با تحدید استبداد و استقرار مشروطیت در جهت مهم‌ترین وظایف حسبیه، که همان نظم ممالک اسلامی و حفظ بیضه اسلامی است، اقدام کنند.

 

سه) «وجوب تحدید کامل تصرفات عدوانی اشخاص، در صورت امکان و یا حداقل تحدید آن تصرفات در برخی جنبه‌های ممکن»؛ یعنی اگر فقها مشاهده کنند که موقوفه‌ای در تصرف عدوانی شخصی قرار گرفته است، آنان وظیفه دارند که در صورت امکان، رفع کامل تصرف، و اگر مقدور نبود وظیفه دارند آن را به هر اندازه ممکن تحدید کنند. بدین ترتیب چون فقها قادر نیستند که در عصر غیبت، به صورت کامل به تحدید سلطنت مطلقه بپردازند، بر آنان واجب است به قدر ممکن به محدود کردن سلطنت و مشروطه کردن آن دست زنند.4 در انتها مرحوم نائینی پس از توضیح سه اصل فقهی بالا نتیجه می‌گیرد مشروطه نه تنها از بُعد عقلی باید تحقق پذیرد، بلکه از بُعد دینی نیز مشروع است و باید در مسیر شکل‌گیری آن گام برداشت.

 

3. رساله «مکالمات مقیم و مسافر» آیت‌الله نجفی اصفهانی

مرحوم نجفی اصفهانی در این رساله که سبکی داستانی دارد، همچون دو رساله قبلی به تبیین علل عقلی برتری نظام مشروطیت نسبت به نظام پادشاهی می‌پردازد و بعد از یک قیاس بین آن دو، بیان می‌کند که چون در سلطنت مشروطه حاکمیت قانون بر مبنای کتاب الهی و سنت پیغمبر برقرار است و نه قانون فرد، و هم اینکه این نوع نظام قابل کنترل می‌باشد، مظالم آن به‌کرات کمتر از سلطنت پادشاهی است.5 البته او در ادامه بر خلاف مفاد دو رساله قبلی، برای بیان مشروعیت مشروطه، به جای ارائه دلایل فقهی یا کلامی، کوشیده است از طریق بررسی تاریخی و بیان این ادعا که دولت پیامبر اسلام مشروطه بوده است و چون این شیوه مسبوق به سابقه در تاریخ اسلام می‌باشد، مشروطه مشروع است و باید برای تحقق آن تلاش کرد.6

 

4. رساله «سوال و جواب در بیان مزاید مجلس شورای ملی» سید نصرالله تقوی

ایشان در ابتدا سه راه‌حل فرضی برای اداره امور کشور بیان و پس از نقد آنها در ادامه راه‌حل چهارمی را ذکر می‌کند و آن را معقول و مشروع می‌شمارد: راه حل اول، تسلیم شدن به بیگانگان و واگذاری اداره کشور به ایشان، که نتیجه آن ننگ ابدی و از دست دادن استقلال کشور و اسلام است. راه حل دوم، اداره کشور را به طوایف فاسده و فرقه‌های منحرف واگذاریم تا آنها دود از نهاد دولت و ملت درآورند و پس از امحای مذهب هزار و سیصد و اندساله، مملکت را خلاف میل و رضای مردم اداره کنند. راه حل سوم، این است که افسار اداره مملکت را رها کنیم تا معاندین هر مذهب و ملت و کسانی که عقیده دارند مذهب ضایع‌کننده حقوق بشری است، بر امور کشور مسلط گردند و آنچه را اصلاحش را از عهده پیروان دین و مذهب خارج می‌دانند، اصلاح کنند. راه حل چهارم، همین راه‌حلی است که علما برگزیده و به استقرار نظام مشروطه مبادرت کرده‌اند. با اتکا به این راه‌حل، نه دولتهای دیگر می‌توانند به بهانه فقدان قانون با ما معامله ملل غیرمتمدنه را نمایند و نه فرق باطله را این امکان هست که قصد سویی درباره ملت و دولت بکنند.7

 

فرجام

موارد بالا تنها بخش کوچکی از رسائل علمای مشروطه‌خواهی بود که نگاشته شد و همگی در تلاش بودند با به کار بردن مقوله‌ها و جستارهای اصولی، بسان تلازم حکم عقل و شرع، برای به حقیقت پیوستن مشروطیت در ایران و اصل مباح بودن حکومت مشروطه گام بردارند. بدین ترتیب می‌توان گفت رسائل علما و به‌خصوص فتواهای اصلاحگر و بیدارگر علما، در روند حرکتی مشروطه نقش بی‌مانندی را در پیروزی مشروطه ایفا کرد.

ورق به ورق رسائل سیاسی علما در دوره مشروطیت به منظور تبیین موضوع بنیادین نسبت اسلام و مشروطیت با قلم رنگین شد

شماره آرشیو: 1191-8ع

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.