4 تیرماه 1340

4 تیرماه 1340

بازگشت هیئت نظامی ایران از انگلیس/سرمقاله اطلاعات درباره استقلال سیاسی کویت/اعلام جرم علیه دو وزیر و دو روزنامه/در دهمین جلسه دادگاه بقایی چه گذشت؟!/این ها کارشان شکنجه کردن است/تلاش آمریکا برای حفظ ایران برای جهان غرب!

بازگشت هیئت نظامی ایران از انگلیس

دیروز یک هیئت نظامی ایران، که به اتفاق عده ای از افسران ترکیه و پاکستان مدت سه هفته از تاسیسات نظامی انگلیس بازدید می کردند وارد تهران شدند.

 

هیئت نظامی ایران مرکب از 13 نفر از افسران ارتش، نیروی هوایی و نیروی دریایی بود که ریاست آن را تیمسار دریادار فاطمی به عهده داشت.

 

افسران مذکور در مدت اقامت خود در انگلیس از تاسیسات نظامی آن کشور دیدن کردند.

 

سرمقاله اطلاعات درباره استقلال سیاسی کویت

روزنامه اطلاعات در سرمقاله امروز خود درباره استقلال سیاسی کویت نوشت: شیخ نشین کویت استقلال سیاسی خود را به دست آورد. این خبر که هفته پیش سراسر جهان منتشر شد، بیش از همه جا در ایران اثر مطلوبی گذاشت؛ زیرا علاقه و توجه ملت ایران به این شیخ نشین، یکی از نظر همسایگی و دیگری هم کیشی و سومی به لحاظ این است که قسمتی از ساکنین این بندر بزرگ خلیج فارس که اکنون موقعیت خاصی پیدا کرده  ایرانی می باشند. بدون شک پس از عراق، کویت مهم ترین نقطه ای است که از همه جا بیشتر ایرانی در آن زندگی می کند. در حدود 60 هزار ایرانی در کویت به شغل بازرگانی و کسب و کار و صنعت اشتغال دارند، عده بسیاری کارگران و کارمندان نفت کویت ایرانی هستند، در امور ساختمانی و صنعتی نیز ایرانی فراوان به چشم می خورد و بدین سبب طبیعی است رفت و آمد میان ما و کویت خیلی زیاد است و ما نیازمند داشتن روابط دوستانه ای هستیم.

 

در ادامه این یادداشت آمده است: تا چند سال پیش هیچ کس باور نمی کرد روزی کویت از زیر سلطه انگلیسی ها خارج شود [و] کشور مستقلی گردد، خاصه این که موقعیت نفتی کویت دارای چنان اهمیتی گردیده که امروز در خاورمیانه مقام اول را در استخراج و بهره برداری به‌دست آورده و طبیعتا مورد علاقه و توجه بیشتر انگلیسی ها می باشد. استقلال کویت بهترین نشانه تحول بزرگی است که در دنیای امروز حاصل گردیده و ملل عالم کوچک و بزرگ، پرجمعیت و کم جمعیت، یکی پس از دیگری زنجیر استعمار را پاره می کنند و آزادی به‌دست می آورند.

 

اعلام جرم علیه دو وزیر و دو روزنامه

روز پنجشنبه هفته گذشته از طرف سرهنگ بازنشسته، عزیز رحیمی، علیه وزیر کشاورزی، سخنگوی دولت و وزیر دادگستری و دو  روزنامه پایتخت اعلام جرم شد.

 

در این اعلام جرم که به دادستان ارتش تقدیم شده، گفته شده است که نسبت هایی که از طرف دو وزیر به سپهبد آزموده، که روزی مرجع عالی قضایی ارتش بوده، داده شده و در دو روزنامه هم به تفصیل منتشر شده اهانت به مقدسات ملی است و باید توهین کننده ها و منتشرکننده های آن ها تحت تعقیب درآیند.

 

در دهمین جلسه دادگاه بقایی چه گذشت؟!

ساعت هشت و 50 دقیقه بامداد امروز دهمین جلسه محاکمه مظفر بقایی کرمانی در دادگاه عادی شماره 2 نظامی تشکیل شد.

 

تیمسار سرتیپ صلاحی عرب ریاست این دادگاه را برعهده داشت.

 

بقایی در ابتدای دادگاه گفت: در جلسه گذشته، در آخر جلسه به علت خستگی یک کلمه اشتباه عرض کردم که در آخر تیرماه سال 31 هنوز حزب زحمتکشان ملت ایران تاسیس نشده بود. بدین وسیله اشتباه مزبور را تصحیح می کنم؛ زیرا در روزهای بعد از سی تیر، مدت 4 روز افراد این حزب عهده دار تامین نظم شهر و عبور و مرور بودند. به طور خلاصه عرض کردم در مقابل نقش مخربی که حزب منحله توده می خواست در آن روزها اجرا کند و هیجان عمومی را تبدیل به یک جنگ داخلی نماید، این مسئله پیش آمد که بایستی مردم را وادار به متانت و سکوت بنماییم و مامورین انتظامی را به هر قیمت شده وادار به اندیشه بکنیم تا این که از وخامت اوضاع به حد مقدور کاسته شود.

 

وی ادامه داد: برای حل این مسئله راهی که به نظر می رسید صدور اعلامیه سی تیر به امضای من بود که نمی دانم به چه مناسبت سرکار دادستان آن را جزء پیشینه های کیفری ذکر کرده اند، حال این که هیچ ترتیب اثر رسمی تاکنون به این اعلامیه داده نشده است.

 

بقایی گفت: در آن موقع که پس از مبارزات آخر تیر ماه و فعالیت بسیار شدیدی که در راس کمیسیون تحقیق مجلس شورای ملی راجع به کشتار سی ام تیر انجام می دادم مریض شدم و مدت دو ماه و نیم در بیمارستان تحت معالجه بودم، در همان موقع روی تذکر عده ای از افسران شرافتمند لازم دیده شد که توضیحی در خصوص اعلامیه سی تیر داده شود که در شماره دوم مهرماه 1331 روزنامه شاهد، که عینا به دادگاه محترم تقدیم می شود، این توضیحات نوشته شده است.

 

بقایی در بخش دیگری از دفاعیات خود با اشاره به این که بایستی دامن ارتش امروزی ما از فراریان شهریور و سوء استفاده کنندگان از ننگ تاریخی عبور بارزانی ها و سوء استفاده چی های دیگر پاک شود، گفت: دادستان محترم به خاطر دارند که در شهریورماه سال 31 در ارتش عملی انجام گرفت که از لحاظ سست کردن و دلسرد  کردن کلیه افسران به مثابه همان تصویب نامه ای بود که مرحوم قوام السلطنه در سال 1321 یا 1324 به وسیله آن، بنیان ادارات کشوری ایران را سست کرد؛ در ارتش گفت و گو از تصفیه بود.

 

در این موقع، رئیس دادگاه خطاب به بقایی گفت: به طوری که بارها تذکر داده شده و به شما اخطار گردیده است به شما فقط یک جرم نسبت داده شده، آن هم صدور اخطاریه به افسران شهربانی است که ضمن آن متهم به انجام اعمالی هستید که باعث تزلزل صمیمیت قوای انتظامی نسبت به کشور است. شما چندین جلسه است که خارج از موضوع در مواردی که اصولا مربوط به اتهام شما نیست صحبت می فرمایید. این رویه شما گذشته از این که تاثیری در اتهام مورد بحث شما ندارد باعث تضییع وقت دادگاه نیز شده است.

 

بقایی نیز گفت: باید ثابت کنم اعمال من نه تنها موجب تزلزل ارتش و ارتشیان نبوده است، بلکه همیشه صمیمانه از حقوق اصولی آنان دفاع کرده ام و اگر این مطالب مطرح نشود، حکم صحیحی صادر نخواهد شد. تصور می کنم هیچ کس نتواند منکر شود که برای متهمی که به عنوان تزلزل صمیمیت افسران تحت محاکمه قرار گرفته است ارائه دادن اسنادی راجع به اعمالی که برای تحکیم روحیه افسران و تقویت ارتش کرده است عملی خارج از موضوع باشد.

 

بقایی گفت: خلاصه اش این است که در آن زمان آمدند و به عنوان تصفیه ارتش یک عمل لغوی از نظر نظامی انجام دادند؛ آمدند یک طبقه بندی مفتضحی کردند و شروع به تصفیه ارتش کردند؛ چند تا از افسران ناپاک را بیرون کردند، چند تا از افسران شریف را هم با بدترین اتهام بیرون کردند. این طرز عمل برخلاف روح انضباط ارتش بود. راجع به این موضوع تذکر دادم که این کار روحیه ارتش را متزلزل می کند و روی این حرف خودم پافشاری کردم. در آن روزها کوچک ترین ایراد به عمل جناب آقای دکتر مصدق کفر محض بود و کسی که با آن شرایط در آن روز از ارتش دفاع کرده است، امروز به اتهام اعمالی که موجب تزلزل صمیمیت افسران است در این دادگاه محاکمه می شود.

 

بقایی درباره اتهام پشتیبانی از توده ای ها نیز گفت: من به دادستان ارتش گفتم ما حتی حاضر نشدیم با توده ای ها برای مبارزه با قوام ائتلاف کنیم؛ زیرا نقش اصلی آن ها را کشف کرده بودیم.

 

بقایی در بخش دیگری از دفاعیات خود به پرونده قتل افشار طوس پرداخت و گفت: در ماده سوم پیشینه های کیفری نوشته اند برابر اظهار غیرنظامی معدوم نواب صفوی متهم در قتل شادروان رزم آرا دخالت داشته؛ خیلی متاسفم که سرکار دادستان محترم از ذکر پرونده افشار طوس خودداری کرده اند؛ چون اگر در پرونده اتهام به ارتش مربوط به سال 1328 که عنوان آن را جعل و تحریف کرده اند و اتهام به مقام سلطنت ذکر فرموده اند، اگر آن پرونده منتهی به رای برائت من شد، پرونده قتل افشار طوس هنوز در خصوص من مفتوح می باشد و رای برای من صادر نشده است.

 

بقایی ادامه داد: پس از این که از یک سال تبعید زاهدان مراجعت کردم، چون مقدمات انعقاد پیمان مفتضح بغداد فراهم می شد و می دانستند که بقایی کسی نیست که چه در حال آزادی و چه در حال حبس و در تبعید دست از مبارزه بردارد، یک دفعه به خاطرشان رسید که بقایی شریک جرم نواب صفوی در قتل رزم آرا می باشد. در تمام آن مدتی که به این عنوان در لشکر دو زرهی زندانی بودم مانند همین حبس های اخیر با شدت هر چه تمام تر تحت مراقبت در زندان مجرد بودم برای این که من از کسانی نیستم که سانسور مطبوعات یا تضییق چاپخانه ها بتواند مانع ابراز عقیده من گردد. در آن موقع حضرت آیت الله کاشانی، حسین مکی، مرحوم نریمان و همچنین دوست فداکار من زهری همه به زندان افتادند و من امیدوارم یک روز شرح این پرونده سازی راجع به معاونت در قتل رزم آرا کاملا منتشر بشود تا ببینند چه اتفاقاتی در مملکت ما وجود داشته است.

 

این ها کارشان شکنجه کردن است

وی با اعلام این که همیشه با شکنجه برای گرفتن اقرار مخالف بوده است گفت: من کار به این مسئله ندارم که یک روز در مجلس شورای ملی یکی از اساتید دانشکده حقوق ایران که سال ها است ادعای آزادی خواهی دارد در پشت تریبون مجلس در جواب اعتراض من گفت: اگر شکنجه ندهند، هیچ مجرمی اقرار نمی کند، من کار به این عقیده شرم آور ندارم، ولی [در] دنیای آزاد، دنیای دمکرات و دنیایی که بشر در آن زندگی می کند، انسان شکنجه را محکوم کرده است، اما بهتر آن است که در محضر دادگاه حاضر بیش از این عرضی نکنم و فقط یادآوری کنم که ملاحظه بفرمایید از سازمان امنیت به دادرسی ارتش در آن نامه ای که قبلا عرض کردم نوشته شده بود و دستور فرمایید سرانجام کار وی را معلوم نمایند.

 

بقایی در پاسخ به رئیس دادگاه که گفت: این حرف شما هم مثل توهین به مقام سلطنت هست که عاقبت حرفتان را پس خواهید گرفت اظهار داشت: من با شکنجه مبارزه می کنم و حرفم را پس نخواهم گرفت؛ این ها کارشان شکنجه کردن است.

 

تلاش آمریکا برای حفظ ایران برای جهان غرب!

نیوزویک در مقاله ای ضمن تمجید از رضاشاه نوشت: پدر شاه ایران، رضا پهلوی، افسر فوق العاده بلندقامتی بود که در سال 1921 در ایران یک کودتای نظامی به منظور تصفیه انجام داد و به دنبال آن به وزارت جنگ و نخست وزیری رسید و سرانجام در سال 1925 به سلطنت جلوس کرد. با آن که رضاشاه از تحصیلات عالیه برخوردار نبود، اما اقدامات او نتایج درخشانی نظیر ساختمان راه آهن سراسری ایران با 4100 پل و 54 میل تونل داشت؛ همچنین در زمان او بود که از زن ها کشف حجاب شد و ایلات قشقایی و بختیاری مطیع دولت مرکزی گردیدند.

 

در ادامه این یادداشت آمده است: در سال 1941 که رضاشاه توسط انگلیسی ها ناگزیر از ترک خاک وطن گردید، توانسته بود ملت محافظه کار و محتاط خویش را وارد مرحله قرن بیستم کند. پسر او شاه کنونی بهترین مساعی خود را برای آن که موقعیت ملت ایران را شایسته قرن بیستم تثبیت کند به عمل آورد.

 

نویسنده با تشریح هزینه های عمرانی شاه آورده است: با وجود این، مبلغی که به مصرف توسعه ارتش ایران می رسد، بیش از مبالغی است که برای برنامه های عمرانی طرح می شود و با آن که قریب ده سال است برنامه اصلاحات ارضی مورد توجه است و روی آن کار می شود، هنوز این برنامه به طور کامل اجرا نگردیده است.

 

نویسنده به مصاحبه خود با امینی، نخست وزیر، اشاره کرده و نوشت: از او سوال کردم برنامه اش چگونه پیش می رود، پاسخ داد که ظرف این یک ماهه کار، فکر سلامت به خصوص مبارزه بر ضد فساد تاثیر عمیقی در کشور گذارده است. از او درباره تورم سوال کردم، جواب داد: در این زمینه تاکنون موفقیت کمی نصیب ما شده است. ما بایستی بودجه را تقلیل دهیم و جلوی ساختمان های دولتی را بگیریم، اما بیکاری خطر مدهشی است و باید راهی برای رضایت کارگران به‌دست آورد؛ به عنوان مثال تاکنون به کارگران نفت اضافه حقوقی پرداخت نشده است.

 

نویسنده در ادامه به وضعیت مصدق پرداخت و نوشت: ماه گذشته وقتی امینی پس از مدتی، ممنوعیت تظاهرات سیاسی را لغو کرد، 80 هزار نفر در میدان جلالیه نسبت به قهرمان خود ابراز احساسات کردند. مصدق که اکنون 79 سال دارد، یکی از موانع اصلی اجرای برنامه اصلاحات امیدوارانه امینی به‌شمار می رود. او اکنون در ویلای سرسبز خویش، که با نمای آجری زرد رنگ آن در احمدآباد، واقع در یکصد کیلومتری تهران، مشخص است به‌سر می برد و ارتباطش با حیات سیاسی کشور به وسیله 80 سرباز قطع شده است، این سربازان در چادرهایی زندگی می کنند که مارک ایالات متحده آمریکا را دارد، اما وی هنوز رهبر بلامعارض جبهه ملی است.

 

بر اساس این نوشته «غالب ناظران سیاسی عقیده دارند در هرگونه انتخابات آزادی که برای ایران انجام شود جبهه ملی قسمت بزرگ کرسی ها را به‌دست خواهد آورد. اگر آن ها حکومت را در دست گیرند برنامه کارشان افراطی خواهد بود. یکی از رهبران جبهه ملی می گفت: اگر ما روی کار بیاییم امینی را اعدام می کنیم و مقام سلطنت را مقام غیرمسئولی نظیر مقام ملکه الیزابت خواهیم کرد».

 

مصدق و پشتیبانان او دولت امینی را چیزی نظیر همان ها که در گذشته بوده اند تلقی می کنند و اصلاحات او را اندکی بیش از ظاهرسازی می دانند. آن ها می گویند: تاکنون 14 نفر بازداشت شده و از 300 افسری که قرار بود بازنشسته شوند، حتی یک تن نیز به اتهام فساد لباس نظامی را از تن خارج نکرده است.

 

بر اساس این تحلیل «آمریکا که تاکنون یک میلیارد دلار خرج کرده که ایران را برای غرب نگه دارد، مایل است حتی اشتیاق دارد به امینی، که بیشتر از هر دولت دیگری اقدامات آن مایه امیدواری است، کمک کند، اما کندی اخیرا اظهار داشته که آمریکا دیگر به حکومت های فاسد و زورگو تنها به این عنوان که مورد تهدید کمونیست ها هستند کمک نخواهد کرد».

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.