1 تیرماه 1340

1 تیرماه 1340

انعکاس اخبار ایران در خبرگزاری های خارجی/در دادگاه محاکمه بقایی مطرح شد: چرا بعضی از مقامات خود را نوکر خانه زاد شاه می دانند!/دولت حرف نزند بهتر است!

انعکاس اخبار ایران در خبرگزاری های خارجی

خبرگزاری فرانسه گزارش داد: نخست وزیر ایران، آقای امینی، روز چهارشنبه مخالفین خود را به امکان روی کارآمدن رژیم دیکتاتوری و انقلاب تهدید کرد.

 

پس از گذشت یک ماه و نیم، هنوز امینی که در آغاز حکومت خود مرد ضروری به نظر می رسید نتوانسته است مخالفین را از بین ببرد.

 

امینی در یک کنفرانس مطبوعاتی گفته است: برنامه دولت من مورد پشتیبانی شاهنشاه است و این برنامه اجرا خواهد شد؛ خواه به دست خود من خواه به دست شخص دیگر. امینی افزود: «هرگاه دولت او سقوط کند ممکن است یک دولت دیکتاتوری و یا یک دولت انقلابی سرکار بیاید».

 

نخست وزیر ایران ضمنا تائید کرد که هرگاه مطبوعات به انتشار گزارش هایی که به تشویش اذهان عمومی منجر شود مبادرت ورزند آماده است بار دیگر مقررات سانسور برقرار کند. امینی شایعاتی را دائر بر این که بین او و ارتش اختلاف وجود دارد تکذیب کرد.

 

این اخطارها چهار روز پس از آن که سپهبد آزموده، که دولت را به اقدامات غیرقانونی متهم کرده بود، تحت تعقیب قرار گرفت به‌عمل می آید. چهار افسر ارشد دیگر از ماه گذشته نیز به اتهام سوء استفاده از اختیارات خود در هنگامی که پست های غیرنظامی را به عهده داشته تحت تعقیب قرار گرفته اند؛ از طرف دیگر حدود 30 نفر غیرنظامی نیز به اتهام خیانت و کوتاهی در انجام وظیفه درحال بازداشت هستند.

 

امینی گفته است پرونده های زیاد دیگری نیز هم اکنون در دست بررسی است.

 

بر اساس این گزارش، دست چپی ها با آن که برنامه رفرم دولت تا اندازه ای ادعاهای آن ها را برآورده می کند برای امینی پشتیبان مطمئنی نیستند. اخیرا جبهه ملی، حزب سابق دکتر مصدق، تمام طبقات ملت را به مبارزه با دولت دعوت کرد.

 

در دادگاه محاکمه بقایی مطرح شد: چرا بعضی از مقامات خود را نوکر خانه زاد شاه می دانند!

بامداد امروز دادگاه عادی شماره 2 نظامی، به ریاست تیمسار سرتیپ صلاحی عرب برای استماع دنباله آخرین دفاعیات دکتر بقایی، نهمین جلسه خود را تشکیل داده و بقایی دفاعیات خود را دنبال کرد.

 

بقایی گفت: این سفر که به کرمان آمدم یک دفعه مطلبی را الهام گرفتم؛ دیدم که بعضی مقامات موثر مملکتی به شاهنشاه مخابره می کنند، امضا می کنند، غلام خانه زاد؛ آن وقت فهمیدم که چرا این ها خیانت می کنند؛ این ها غلام خانه زادند. من خیلی متاسفم از گفتن این مطلب؛ برای این که آن کسی که امضا می کند، غلام خانه زاد گذشته از این که اقرار بر غلامی خودش می کند، اقرار می کند که مادرش هم کنیز بوده و پدرش هم غلام بوده، ولی کرمانی هیچ وقت نه غلام است و نه خانه زاد کسی است. دیدم این مسخره بازی هایی که در می آورند فقط همان روحیه غلامان و خانه زادان قدیم است؛ مثلا فرض کنیم روزی همه می روند به سلام؛ البته همه مشرف می شوند، به حضور شاهنشاه تبریک عرض می کنند، بعد از سلام می روند تلگراف هم می کنند، یک امضا هم می کنند. «غلام جان نثار» آخر تو که صبح رفتی تبریک را عرض کردی این تلگراف چیست؟ بعد هم این تلگراف را در روزنامه درج می کنند، چهل بار هم از رادیو می خوانند، این چه عمل مسخره ای است؟

 

بقایی افزود: در هر صورت کسی که خون کرمانی در بدنش هست نه غلام کسی است و نه خانه زاد کسی؛ ما همه بنده خدا هستیم و بنده هیچ کس دیگری نیستیم.

 

وی ادامه داد: دادگاههای نظامی مطابق آنچه در قوانین اساسی ما آمده و سایر ملل دنیا نیز به همین وضع رفتار می کنند، به منظور تنبیه و مجازات آن افرادی از ارتش است که احتمالا ممکن است تخلفاتی داشته باشند؛ دادسراهای عمومی، دادسراهای انتظامی، ادارات بازرسی ها و دادگاه های اداری که در تمام ادارات وزارتخانه ها وجود دارد خود دلیل بر این است که در هر طبقه از مردم، از مستخدم دولت گرفته تا کشاورز و پیشه ور و غیره، ممکن است اشخاص متخلفی باشند. بهترین نمونه آن را در این دادگاه حاضر می بینم که معلم اخلاق را به اتهام عملی که مبنا و پایه آن برخلاف اصول مسلم اخلاق می باشد به محاکمه کشیده اند و بنابراین اگر ضمن صحبت خود اشاره به افراد مقامات و اشخاصی می نمایم که مرتکب خیانت یا جنایت شده باشند، در هر لباسی که باشد، امیدوارم که رنجش و گله ای پیش نیاید.

 

آن پرونده نامرئی که قبلا متذکر شدم برای من تنها وجود ندارد؛ در مملکت ما هم انحصاری نیست؛ در کلیه کشورهایی که یا تحت استعمار خارجی هستند و یا هنوز آثار نفوذ و تسلط خارجی را تحمل می کنند، نظایر این پرونده ها زیاد است. از آن روزی که من در مجلس پانزدهم به توطئه ضد رژیم مملکت پی بردم و به ائتلاف دو سیاست خارجی خانمان برانداز که برای تسلط کامل تر بر این کشور و تراشیدن یک دیکتاتور توافق کرده بودند، حمله کردم و یک تنه به میدان نبرد پای گذاشتم و بسیاری از جریانات را روشن کردم، اولین اوراق این پرونده تشکیل شد. البته من نمی خواهم از لطف و حوصله دادگاه محترم سوء استفاده کنم راجع به استیضاح خود از دولت جناب آقای ساعد توضیح بدهم، ولی اگر آقایان قضات محترم بخواهند کاملا به جریانات وارد شوند، ممکن است استیضاحی را که آن موقع به عمل آمد و با استیضاح آقای حسین مکی و آقای حائری زاده در یکجا  چاپ شده است مطالعه بفرمایند؛ آن وقت ملاحظه خواهند فرمود که در ماوراء حمله به دولت ناتوان جناب آقای ساعد، حمله به آن دیکتاتوری شده بود که داشت به وجود می آمد.

 

بقایی افزود: مجلس پانزدهم آخرین روزهای عمر خود را طی می کرد؛ مقدمات عقد یک قرارداد خائنانه ای در وزارت دارایی فراهم می شد که بالاخره به صورت لایحه الحاقی گس ـ گلشائیان به مجلس آمد. من در این حال مجال ندارم که از دفاع شجاعانه همکار صمیمی خود، آقای حسین مکی، و نطق هایی که در آن روزهای پرخطر با از جان گذشتگی ایراد کرد بپردازم. در آن روزها قدرت انگلستان به صورتی مخوف تر از همیشه به کشور ما سایه انداخته بود. تشریح موقعیت آن روز مجلس و دولت و سستی و یاس و بیچارگی مردم همه این ها خارج از حوصله بحث فعلی ما می باشد.

 

سیاستی که بعدا انتخابات دوره هیجدهم و نوزدهم و دو انتخابات رسوای دوره بیستم را تنظیم کرد در آن موقع برای انتخابات دوره شانزدهم در زیر پرده مشغول کار بود. اگر فرصت اجازه می داد، اوضاع آن روز را کاملا تشریح می کردم. در اثر استیضاح ها و نطق های آخر دوره پانزدهم، در میان مردم ایران یک جنبش ضداستعماری و یک هیجان احساسات ملی به وجود آمد؛ انتخابات شروع شد؛ وزیر کشور وقت که نخست وزیر اسبق، یعنی جناب آقای دکتر اقبال بود، در مجلس شورای ملی متاسفانه به ناموس مادرش قسم خورد که دولت در انتخابات هیچ گونه مداخله ای ندارد، ولى برای نمونه عرضی می کنم که چون مامورین دولت موفق نشدند کاندیداهای دولتی را به مردم کرمان تحمیل نمایند و دیدند که اگر انتخابات کرمان انجام گیرد، علیرغم آن که دکتر بقائی انتخاب خواهد شد، انتخابات دوره شانزدهم کرمان را نیمه تمام گذاشتند، به طوری که در تمام دوره شانزدهم، کرمان در مجلس شورای ملی نماینده نداشت.

 

آن روز هم برای خفه کردن ملت ایران به همان حربه های زنگ زده و عناوین مصالح ملی و مصالح عالیه و اخلال نظم و... متوسل می شدند، من متهم می کنم که ایادی مرموزی به منظور ایجاد دشمنی بین افراد شریف و پاک و درستکار ارتش از یک طرف، و من و حزب زحمتکشان ملت ایران و سازمان هایی که برای نیل به هدف های مقدس خود تشکیل داده ایم از طرف دیگر، تعمدا عنوان اهانت به ارتش را که اتهام من در پرونده 1328 بوده است، به اهانت به رئیس مملکت تحریف کرده اند؛ چرا؟ برای اینکه استقلال رای را از یک دادگاهی که اعضای محترم آن برخلاف دادگاه های عادی دادگستری، غیرقابل تغییر و ثابت نیستند و هر آن ممکن است آنها را عوض کنند بگیرند.

 

برای اینکه افسران محترم دادگاه را غیرمستقیم تهدید کرده باشند که صدور حکم برائت، ضدیت با مقام سلطنت  است. هر کس با هر بدبختی در این مملکت خورده حساب داشت، هر قدرت فاسد و رشوه خواری که جواب حساب نداشت، هر قلدر و قانون شکن و دزدی که در این مملکت مصدر یک امری شد، برای سرکوبی مخالفین خود، مقام سلطنت را پیش کشیده است. کجا است آن افسر ارتشی که به خود این جرئت را بدهد و تمام عواقب آن را برای خود به جان و دل بخرد و در صدور رای برائت بی گناهی را که از نظر دادستان به رئیس مملکت توهین کرده است اعلام نماید؟

 

بقایی همچنین گفت: علت دستگیری من به صورت ظاهر، مقاله ای بود که راجع به عدم تعقیب افسران فراری شهریور و بعضی از مختلسین ارتش و همچنین پرونده مفتضح خفیف کننده عبور بارزانی ها از مرز عراق تا خاک شوروی نوشته شده بود؛ این مسائل را توهین به ارتش قلمداد کرده بودند.

 

دولت حرف نزند بهتر است!

روزنامه «اطلاعات» در سرمقاله امروز خود، با اشاره به اظهارات اخیر امینی، نخست وزیر که گفته است: اگر دولت من برود یا انقلاب می شود یا کودتا، نوشت: هر چه دولت کمتر حرف بزند بهتر است؛ چون در این سوال و جواب ها گاهی مطالبی پیش می آید که ممکن است دستاویز و بهانه هیاهو و جنجال واقع شود و الا نه دولت وضع متزلزلی دارد که این گفت و گوها پیش آید نه اعلیحضرت چنین فکری دارند که دولت را عوض کنند، نه حرفی از دولت انقلابی یا نظامی در کار است.

 

«اطلاعات» در ادامه، اقدامات امینی را کافی ندانسته و نوشت: ما این دولت را مصلح می دانیم و پشتیبانی می نماییم، مادام که ضعف و سستی نشان ندهد. دفاع دکتر امینی در این که ضعیف نیست قانع کننده به نظر نمی رسد؛ راست است که در مدت کوتاه عمر خود قدم هایی برای تعدیل بودجه و حذف هزینه های زائد و کوتاه کردن دست افرادی که بر خزانه ملت تحمیل شده اند برداشته و مبارزه با فساد را عملا شروع کرده، اما این ها در برابر قدرتی که به دست گرفته، اختیاراتی که شخص شاه به ایشان تفویض نموده و دو مجلس را برای این که در کار دولت اشکال تراشی نکنند و مزاحمت فراهم ننمایند، منحل ساخته اند هرگز متناسب نیست.

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.