نواقلی یا همان عوارضی قدیم

نواقلی یا همان عوارضی قدیم

دروازه‌های دوازده‌گانه اطراف شهر ــ به جز دروازه بی‌سقفی که محل عبور ماشین دودی بود ــ تنها مدخل و مخرج آیندگان و روندگان شهر به حساب می‌آمد که از اذان صبح گشوده شده کمی بعد از غروب مسدود می‌گردید و مترددین را لازم بود که فقط در ساعات گشایش آنها رفت و آمد داشته باشند و در ساعات و اوقات غیرمجاز فقط با راضی ساختن دروازه‌بانان و دادن پول چای و دست‌لاف و مانند آن می‌توانستند عبور و مرور بکنند و در غیر این صورت اجبار بود که تا باز شدن آنهاا معطل بشوند.

دروازه‌های دوازده‌گانه اطراف شهر ــ به جز دروازه بی‌سقفی که محل عبور ماشین دودی بود ــ تنها مدخل و مخرج آیندگان و روندگان شهر به حساب می‌آمد که از اذان صبح گشوده شده کمی بعد از غروب مسدود می‌گردید و مترددین را لازم بود که فقط در ساعات گشایش آنها رفت و آمد داشته باشند و در ساعات و اوقات غیرمجاز فقط با راضی ساختن دروازه‌بانان و دادن پول چای و دست‌لاف1 و مانند آن می‌توانستند عبور و مرور بکنند و در غیر این صورت اجبار بود که تا باز شدن آنها معطل بشوند.

 

دو اتاقی که در دو طرف این دروازه‌ها ساخته شده بود یکی برای مأمورین نواقلی (اخذ عوارض) و یکی جهت دروازه‌بانان بود که بستن و گشودن دروازه‌ها را در اختیار داشتند و هر مسافر تازه‌وارد را الزام بود که با این دو دسته برخورد داشته باشد.

 

وظایف دروازه‌بانان نظارت در احوال آیندگان و روندگان و در صورت دستور، تفتیش بدنی و تحقیق و تجسس در احوال ایشان و تکالیف مأموران نواقل دریافت عوارض از بار و مرکب مسافران بود که از مشاغل پردرآمد دستگاه دولت به شمار می‌آمد.

 

عوارضی که از ورود و خروج هر بار و مسافر دریافت می‌گردید عبارت بود از:

صد دینار (یک‌دهم ریال) برای هر لنگه بار الاغ و یک عباسی (دودهم ریال) برای هر لنگه بار قاطر و پنج شاهی (ربع ریال) برای هر لنگه بار شتر، ایضاً دو قران جهت هر درشکه و سه قران (ریال) برای هر کالسکه و چهار قران برای هر دلیجان و پنج قران برای هر گاری پستی و یک تومان (ده ریال) جهت هر گاری تجارتی، به علاوه نفری یک عباسی چهارشاهی (دو درهم ریال) که از هر مسافر دریافت می‌گردید، به همین حساب برای هر چهارپای خالی از هر سر اسب و الاغ و شتر و قاطر و همچنین گاو و گوسفند که از چهار شاهی تا نیم ریال به وصول می‌آمد.

 

چون دولت از جهت صرف، غالباً عواید دروازه‌ها را مانند غالب مشاغل به اجاره واگذار می‌کرد دروازه‌بانان حکام مطلق‌العنان دروازه‌های خود بودند که نرخ عوارض آن را در فصول مختلف و رواج و کساد کسب و کار تغییر داده توجهی به قرار دولتی نمی‌داشتند و چه بسا که این تغییر نرخ عوارض و حق‌العبور در موارد مختلف مانند مخارج اضافی با توقعات و زیاده‌خواهی‌های کنتراتچی‌های خویش که این دوازده دروازه را یکجا اجاره نموده واگذار کرده بودند یا ضعف و آشفتگی دولتها به چند برابر بالا برده به دلخواه خویش قوانین مقرر می‌داشتند تا آنجا که گاهی منجر به ضبط و مصادره اموال و اثقال مردم می‌گردید که تنها راه چاره این گونه مواقع برای مردم آن بود که متحمل مرارت تغییر مسیر گردیده به طور قاچاق از بی‌راهه و شکاف خندق‌ها و مثل آن رفت و آمد بکنند.

 

البته عوارض و حق‌العبور اتومبیل که در آن زمان شاید در روز از تعداد انگشتان دست یک مأمور تجاوز نمی‌نمود مبنایی نمی‌توانست داشته باشد که اولاً مربوط به انصاف و مروّت نواقلی‌ها و دروازه‌دارها بود که تا چه مبلغ مطالبه نمایند و دیگر بستگی به آنکه چه کسی راکب چنان مرکوب می‌باشد و کم‌زوری و پرزوری او که چندین برابر پرداخت کرده یا بدون آن عبور بکند. ولی آنچه مسلم و جزء قوانین خودساخته دروازه‌بانان بود آن بود که از هر اتومبیل سواری یک تومان و از هر سرنشین آن دو قران دریافت می‌کردند و اگر از صاحب مقامی محروم گشته چیزی عایدشان نگردیده بود آن را سرشکن کامیونهای باری و سواری‌های مسافری و یا با ایراداتی که از بار و دیگر اوضاع آنها می‌گرفتند از این دو وصول می‌کردند.

 

پالکی و کجاوه و تخت‌روان یا هودج نیز از جمله وسایلی بودند که هنوز وجود داشته اما کم‌کم رو به زوال می‌گذاردند و از پالکی آن یک قران و از کجاوه سی‌شاهی (یک قران و نیم) و از تخت‌روان از دو تا چهار پنج قران وصول می‌گردید.2 

دروازه یوسف آباد در تهران

شماره آرشیو: 1-25-193ک

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.