لاف آزادی و انعکاس وسیع خبر شکنجه‌گری ساواک در مطبوعات انگلیس

لاف آزادی و انعکاس وسیع خبر شکنجه‌گری ساواک در مطبوعات انگلیس

... امروز عصر موقعی که به رادیو بی بی سی گوش می‌دادم، مصاحبه‌ای را از فرستنده چهارم این رادیو شنیدم که در آن یکی از افسران سابق ارتش ایران با شرح و تفصیل فراوان، ماجرای شکنجه شدنش را در ایران تعریف می‌کرد...

چهارشنبه 17 مه 1978 [27 اردیبهشت 1357]

... امروز عصر موقعی که به رادیو بی بی سی گوش می‌دادم، مصاحبه‌ای را از فرستنده چهارم این رادیو شنیدم که در آن یکی از افسران سابق ارتش ایران با شرح و تفصیل فراوان، ماجرای شکنجه شدنش را در ایران تعریف می‌کرد.

 

شنیدن این مصاحبه حالم را دگرگون ساخت. و احساس کردم هر آنچه که طی ماهها کوشش رشته بودیم اینک پنبه شده، پیشرفت حلزونی برای مطلوب جلوه دادن اوضاع ایران در خاج کشور بجای اول خود بازگشته، و ادعاهایمان راجع به وجود آزادی در کشور نوعی لاف زدن و فریبکاری بیش نبوده است.

 

پنجشنبه 18 مه 1978 [28 اردیبهشت 1357]

همانطور که انتظار داشتم، مصاحبه رادیوئی دیروز بی بی سی راجع به شکنجه یک افسر ایران، به مقیاس وسیعی در مطبوعات امروز انگلیس منعکس شد، که مقالات آنها با شرح مفصلی از روشها و ادوات مورد استفاده شکنجه‌گری در ایران نیز همراه بود.

 

بعد از خواندن این مقالات، خود را سرزنش کردم که چرا تا بحال اینقدر ساده لوح بودم و فکر می‌کردم که دیگر همه آن قضایای ناخوشایند و روشهای افراطی ساواک خاتمه یافته و عملیاتش تحت کنترل قرار گرفته است. آنگاه نیز از «کاخی» (مشاور سیاسی سفارتخانه) خواستم فوراً متن یک تلگراف را برای مخابره به تهران تهیه کند و در آن دو مطلب زیر را بگنجاند:

1) اینطور بنظر می‌رسد که بهتر است، در لندن با انتشار یک بیانیه تأسف خود را نسبت به جار و جنجالی که براه افتاده اعلام کنیم و ضمن آن نیز این نکته را یادآور شویم که مسائل مورد اشاره در مصاحبه بی بی سی مربوط به دوران قبل از اعطای آزادی در ایران بوده است.

 

2) نیاز مبرم به داشتن اطلاعات کافی راجع به افسر مذکور داریم تا بتوانیم ثابت کنیم که این شخص وابسته به سازمانهای کمونیستی بوده است.

 

البته چون اطمینان داشتم که این تلگراف خوشایند شاه قرار نخواهد گرفت. بهمین جهت خود را برای تحمل خشم او آماده کردم. و نیز با توجه به معبر لغزنده‌ای که در آن مشغول حرکت بودم، این مسأله را به خود یادآور شدم که «امیر مکری» سفیر ایران در آلمان موقعی که فقط شش ماه از آغاز مأموریتش در «بن» گذشته بود، فقط به این دلیل به تهران احضار شد که «نتوانسته رضایت خاطر شاهنشاه را فراهم کند».1

بازدید سپهبد جعفرقلی مستوفی صدری از زندانهای فارس

شماره آرشیو: 1271-252م

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.