قدرت پنهان، یار غار شاه
نقش فردوست در نهادهای امنیتی و نظارتی دوره پهلوی

قدرت پنهان، یار غار شاه

فردوست می‌گوید: «طی سالهای حضور در دفتر ویژه اطلاعات و بازرسی شاهنشاهی با هزاران مورد اختلاس و ارتشاء در سطح مقامات عالی رتبه کشور آشنا شدم و دانستم موارد سوءاستفاده و حیف و میل نهایت ندارد.»

در میان بازیگران سیاسی و اجرایی دوره پهلوی دوم، ارتشبد حسین فردوست (1366-1296 ه.ش) دارای جایگاه و وزن ویژه‌ای است . هم او که از دوران کودکی و تحصیل محمدرضا پهلوی در سوییس، بازگشت به ایران و  نشستنش بر سریر سلطنت تا آخرین روزهای حیات سلسله پهلوی، یار غار شاه بود. فردوست در کنار اسدالله علم از معدود چهره‌های مورد وثوق و طرف مشورت محمدرضا شاه محسوب می‌شد امّا برخلاف علم که پیمانه عمرش پیش از پیروزی انقلاب اسلامی به سر آمد، زوال و فروپاشی سلسله پهلوی و استقرار نظام جدید را نیز به چشم دید. عدم خروج از ایران و دوران 4 ساله بازداشت او از سال 1362 تا زمان مرگش در ار دیبهشت 1366 نیز او را از سایر سران رژیم پهلوی متمایز می‌کند.

 

 او در همین دوران با  نگارش خاطرات و نظرات خود درباره شخصیتها، ساختارسیاسی دوره پهلوی و همچنین ویژگیهای شخصیتی شاه، منبعی قابل توجه برای شناخت دوران 34 ساله پهلوی دوم فراهم آورد. نوشته‌هایی  که بعدها با عنوان «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» منتشر شد. گر چه بسیاری از مورخان و کارشناسان معتقدند با توجه به موقعیت فردوست در زمان تدوین این خاطرات، نمی‌توان صحت و عدم سوگیری آن را کاملاً تایید کرد امّا در عین حال با سنجیدن عیار این خاطرات با محک یافته‌ها  و گفته‌های دیگران  می‌توان خاطرات فردوست را منبعی قابل توجه برای مطالعه دوران پهلوی دانست.

 

فردوست به عنوان مهره مورد اعتماد شاه در چند رکن امنیتی و نظارتی ساختار حکومتی پهلوی دوم حضوری پررنگ داشت. این مسئولیتها به ویژه از دهه1340 به این سو و شکل‌گیری نهادهای جدید در این حوزه پررنگ تر شد. رییس دفتر ویژه اطلاعات دربار پهلوی(از سال 1338)، قائم‌ مقام ساواک(57-1350)، تأسیس و نظارت برگارد جاویدان، دبیری شورای امنیت ملی، عضویت در کمیسیون قیمتهای پایه در اوایل دهه1350 و سرانجام ریاست سازمان بازرسی شاهنشاهی(57-1351) از مهمترین مناصب او در این دوران محسوب می‌شود.

 

دفتر ویژه اطلاعات؛ سوغات انگلیسی شاه برای فردوست

شاه پس از سفر خود به انگلستان در سال 1338 و با الگوگیری از نظام اداری این کشور (به تعبیری با توصیه ملکه انگلستان) به دنبال تأسیس دفتری ویژه برای بررسی گزارشهای اطلاعاتی واصله به دربار شد. «احسان نراقی» در این باره می‌گوید: «پس از این دیدار بود که فردوست به انگلستان رفت و با گذراندن دوره آموزشی 4 ماهه زیر نظر اینتلیجنس‌سرویس، دفتر ویژة اطلاعات را ایجاد کرد. با تأسیس این دفتر از کلیه دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی مثل رکن 2 و همة نیروها و رادیو تلویزیون و شهربانی و ... شاید در هفته تعداد 20 گزارش می‏رسید. فردوست این گزارشها را خلاصه می‏کرد و پس از نتیجه ‏گیری برای شاه می‏فرستاد».1 این دفتر به عنوان تشکیلاتی مستقل از سیستم اداری کشور، 5‌ شعبه مختلف  داشت و ریاست فردوست بر آن حدود 20 سال و تا پایان سلطنت پهلوی ادامه داشت. او در این سمت  تنها به شاه پاسخگو بود و مرجع دیگری بر آن نظارت نداشت . ضمن این که هزینه و نیروهای مورد نیاز آن  توسط گارد جاویدان تامین می‌شد.2

 

 سازمان بازرسی شاهنشاهی، نظارتی که کارآمد نبود

گسترده شدن نظام اداری، در کنار بدبینی شاه به نیروهای نظامی و اداری کشور که ریشه در وقایع دوران مصدق داشت باعث شد تا علاوه بر این دفتر، «سازمان بازرسی شاهنشاهی» نیز با محدوده اختیارات و نیروهای گسترده تر شکل بگیرد. در تابستان سال 1337 و با کشف کودتای نافرجام سرلشکر قرنی که سمت فرماندهی رکن 2 ارتش شاهنشاهی را داشت حساسیت شاه در این باره افزایش یافت.

 

او با هدف اطلاع از اوضاع پایتخت و شهرستانها، وجود مرجعی برای رسیدگی به شکایات، نطارت بر کار ادارات، کارمندان  و نهادهای چندگانه دولتی و... در سال 1337 فرمان شکل‌گیری این سازمان را صادر کرد و وظایف و قدرت نامحدودی به آن اختصاص داد. شاه در کنار نگرانی از تمرکز قدرت در یک نهاد یا شخص، به وزارتخانه‌ها در عرضه اطلاعات صحیح درباره اقتصاد و امور زیر بنایی کشور نیز بی‌اعتماد بود.3 شاه بر آن بود تا پس از بی‌ثباتی و ضعف قدرت در سالهای 32-1320 با تمرکز قوا و نظارت، بر اوضاع داخلی کشور تسلط داشته باشد. ایجاد و تقویت سازمانهای کنترل کننده گام مهمی در این زمینه بود تا با یک نظام اطلاعاتی یکپارچه، رژیم را تثبیت کند.4  علاوه بر ملاحظات امنیتی، گسترش فساد اداری و اقتصادی که در روند توسعه مورد نظر او اخلال ایجاد می‌کرد نیز در تأسیس این سازمان موثر بود. در سالهای دهه 1330 فساد اداری به ویژه اختلاس و رشوه خواری افزایش یافت. بحران اقتصادی- مالی در نیمه دوم این دهه روز به روز تشدید می‌شد و وزارتخانه‌ها به مرکزی برای سودجویی صاحب نفوذان تنزل کرده بودند.5

 

فرمان تشکیل این سازمان در مهر ماه سال 1337 از جانب شاه صادر شد امّا به دلیل نداشتن تأیید مجلس فاقد پشتوانه قوی بود. علی امینی در سال 1340 به همین بهانه و با این استدلال که این نهاد در مبارزه با فساد ناکارامد بوده و تنها هزینه‌های اضافی بر کشور تحمیل می‌کند آن را منحل کرد. مرحله دوم فعالیت سازمان بازرسی شاهنشاهی از  اردیبشهت 1347  و با تایید مجلس شورای ملی و سنا آغاز شده و تا پایان رژیم پهلوی ادامه یافت.

 

«سپهبد مرتضی یزدان پناه» از نظامیان قدیمی و فرمانده نیروهای پیاده نظام در کودتای 1299 نخستین رییس سازمان شاهنشاهی بود. در سال  1351 با مرگ ناگهانی او در 78 سالگی،  شاه ریاست سازمان بازرسی را به «حسین فردوست» واگذار کرد. مسئولیت های پیشین فردوست، دست او را برای ورود به عرصه‌های مختلف کشور  باز گذاشته بود. شاه در گفتگویی با تلویزیون فرانسه عنوان کرده بود که فردوست را مامور می‌کنم تا همه امور را از صفر شروع و به گزارشها رسیدگی کند.6

 

رییس این سازمان هم مانند «دفتر ویژه» فقط پاسخگوی شاه بود نه به مجلس یا وزیر. ضمن این که می‌توانست کارمندان دولت را تا رده فرمانداران بدون پرسش از وزیر برکنار کند.7 فردوست با ورود به سازمان و برای خروج از رکود، تغییراتی را در نیروی انسانی آن به وجود آورد. خود او در این باره می‌گوید: «تعداد پرسنل را از 150 کارمند پیر و فرسوده ، به 1500 کارمند فعال رساندم و به کمک 250 مامور تا آستانه انقلاب 4 هزار پرونده سوء استفاده و بیش از 10 میلیون تومان تحویل محمدرضا دادم. تمام پرونده‌های راکد را به جریان انداختم و از پیگیری کوتاهی نکردم».8

 

فردوست در همین باره می‌گوید: «طی سالهای حضور در دفتر ویژه اطلاعات و بازرسی شاهنشاهی با هزاران مورد اختلاس و ارتشاء در سطح مقامات عالی رتبه کشور آشنا شدم و دانستم موارد سوءاستفاده  و حیف و میل نهایت ندارد.»

 

در نتیحه این تغییرات، در مقایسه با دوره قبل، اقدامات سازمان تنوع بیشتری یافت و بازرسی از لحاظ کمی و کیفی پیشرفتهایی داشت، امّا به دلیل فساد ساختار کلان سیاسی نتوانست آن طور که انتظار می‌رفت عمل کند و در نهایت بی‌اثر ماند. فردوست در همین باره می‌گوید: «طی سالهای حضور در دفتر ویزه اطلاعات و بازرسی شاهنشاهی با هزاران مورد اختلاس و ارتشاء در سطح مقامات عالی رتبه کشور آشنا شدم و دانستم موارد سوءاستفاده  و حیف و میل نهایت ندارد.»9

 

در این دوران هم  اغلب پرونده‌های کلان اختلاس و فساد، از ارائه گزارش فراتر نمی‌رفت و پیگیری نمی‌شد. سازمان با وجود اختیارات فراوان، تنها به  مسائل ریز و مشکلات نه چندان مهم ورود پیدا می‌کرد. گسترش فساد در بین مقامات عالی رژیم باعث شد تنها به آن دسته از گزارشها ترتیب اثر داده شود که متهمان و متخلفان آن به دربار و خاندان سلطنتی وابسته نبودند.10

 

فردوست در این باره چنین می‌گوید: «من هر 2 ماه یکبار از طریق افسر دفتر ویژه که مسئول پیگیری پرونده‌های فساد و اختلاس بود، پیشرفت کار را سوال می‌کردم.  اصلاً پیشرفتی وجود نداشت و صفر بود. همه پرونده‌ها طبق دستور شفاهی نخست وزیر به وزیر دادگستری، بایگانی می‌شد و محمدرضا اهمیتی به این امر نمی‌داد».11در نهایت در آخرین روزهای حضور شاه در ایران و یک ماه مانده به پیروزی انقلاب اسلامی، این سازمان نیز به دستور محمدرضا پهلوی منحل شد: «در دی ماه 1357 معینیان رییس دفتر مخصوص شاه نامه‌ای به من داد که از این به بعد بازرسی شاهنشاهی به دستور شاه منحل شده است ابتدا بسیار تعجب کردم و نگداشتم کسی از نامه مطلع شود. بازرسی را که بر اساس قانون به وجود آمده بود  نه تصویب نامه، نمی‌شد بدین شکل منحل کرد... دارایی سازمان به بختیار منتقل شد.»12

 

کنترل پنهان فردوست بر گارد جاویدان

گارد جاویدان به عنوان واحدی نظامی که وطیفه محافظت از شاه خانواده سلطنتی و کاخهای شاه را داشت نیز از دیگر نهادهایی است که شاهد حضور پررنگ فردوست بوده است. این نهاد کمتر در امور اطلاعاتی دخالت می‌کرد. با این ‌حال با تمهیدات حسین فردوست تعداد معدودی از اعضای آن وظیفه غیررسمی محافظت از اطلاعات گارد را برعهده گرفتند و مستقیماً با  شخص فردوست و دفتر ویژه او در ارتباط بودند. گارد جاویدان هیچ‌گاه رسما در کنترل ساواک قرار نگرفت، اما  فردوست تا پایان عمر رژیم پهلوی کنترل پنهانی بر عملکرد آن داشت. «با این حال مدرکی به دست نیامده است که حاکی از وجود رقابت میان گارد جاویدان و ساواک در عرصه امور اطلاعاتی  و جاسوسی باشد.»13

 

فرجام سخن

 حسین فردوست به عنوان یکی از نزدیکترین افراد به شاه در ساختار سیاسی دوره پهلوی، اگرچه حضور گسترده‌ای در نهادهای امنیتی و نظامی داشت امّا در نهایت نتوانست تاثیری جدی بر روند امور و اصلاح بنیادین وضعیت نامطلوب کشور داشته باشد. این حضور چندگانه همچنین نشان دهنده بی اعتمادی شاه به نهادها وسایر نخبگان سیاسی کشور نیز بود. فردوست در دوران حضور خود در دفتر ویژه اطلاعات دربار، ساواک و سازمان بازرسی شاهنشاهی تنها رویکردی توصیفی و کنترلگر داشت و با توجه به خصیصه سنتنی و بسته نظام سیاسی پهلوی و شخص شاه، قدرت چندانی در سیاستگذاریها نداشت. شاید تنها در سازمان بازرسی بود که توانست اقداماتی انجام داده و فروپاشی نظام اداری و سیاسی کشور را اندکی به تعویق بیندازد. در این نظام سیاسی بسته و خودمحور، فردوست نیز مانند بسیاری از شخصیتهای سیاسی دیگر امکان مانور و اقدامی بیش از منویات شاه را نداشت. در نتیجه ده سال پس از انتصاب به سازمان بازرسی شاهنشاهی به عنوان نهادی برای حفظ نظام، خود راوی فروپاشی نظام پهلوی شد.

حسین فردوست در کنار ارنست پرون

شماره آرشیو: 1-2762-288م

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.