ذبح ایران در میانه متفقین و متحدین
به مناسبت اشغال تبریز در جنگ جهانی اول؛

ذبح ایران در میانه متفقین و متحدین

در جریان جنگ جهانی اول مرزهای غربی کشور صحنه منازعات روسیه و عثمانی قرار گرفت. به عنوان مثال «کرند به مدت چهارده روز در معرض جنایات قوای عثمانی قرار گرفت و فریادهای مظلومانه زنان کرند از تجاوزات و هتک ناموس آنها بیداد می کرد.»

 

بدون شک جنگ‌ جهانی‌ اول‌ را می بایست اولین مصاف قدرتهای استعماری در سطح نظام بین الملل دانست؛ جنگی که فارغ از دلایل و عوامل شروع آن، آثار و پیامدهای مهمی در سطح بین المللی و به ویژه منطقه خاورمیانه برجای گذاشت. در نتیجه این جنگ، کشور ایران به دلیل برخورداری از موقعیت ژئوپلتیکی و ژئواستراتژیکی منحصربه فرد خود و همچنین محاسبات نظامی و امنیتی جبهه متفقین و متحدین، علی رغم اعلام بی طرفی مورد تهاجم قوای روسیه، انگلیس و عثمانی قرار گرفت.1پیامدهای این اشغال تا مدتها حیات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران را تحت تاثیر قرار داد؛ در این میان صرف‌نظر از واکنش دولت ایران نسبت به این تهاجم، استراتژی طرفین اصلی جنگ جهت توسعه نفوذ خود در اقصی نقاط ایران جای تامل دارد؛ لذا این نوشتار درصدد آن است تا با بررسی تقابل جبهه متحدین و متفقین، از نحوه مدیریت جنگ آنها در جبهه ایران رمزگشایی نماید.

 

نمای کلی از تحولات محیط منطقه ای و بین المللی
وقوع جنگ جهانی اول ناشی از تنگنای امنیتی حاکم بر روابط قدرتهای اروپایی و رقابت امنیتی بی رحمانه ای ناشی از دوران «صلح مسلح» بین سالهای 1871 تا 1914 بود. یکی از عواملی که به وضعیت تنگنای امنیتی دامن می زد، ظهور بازیگران قدرتمند و ماجراجویی به نام آلمان و ایتالیا بود. این قدرتها، با اتکاء به پیشرفتهای فزاینده در حوزه های نظامی، صنعتی و اقتصادی، خواهان تجدیدنظر جدی در معادلات سیاسی و امنیتی نظام بین الملل شدند و به دنبال «جایی زیر آفتاب» در محیط ژئوپلتیکی مستعمرات، بر شعله ور شدن آتش جنگ دامن زدند2 و حول محور منافع، بلوک بندیهای سیاسی و نظامی تحت عنوان اتفاق مثلث (انگلستان، فرانسه و روسیه) و اتحاد مثلث (آلمان، امپراطوری‌ اتریش مجارستان، ایتالیا و عثمانی) شکل گرفت. قتل ولیعهد اتریش (آرشیدوک فرانسوا فردیناند) در سارایوو (28 ژوئن 1914) بهانه شد و جنگ با حمله آلمان به روسیه در اول اوت 1914 به صورت رسمی آغاز شد.3 از این تاریخ، جهان درگیر جنگ خانمان سوزی شد، که سایرکشورها از جمله ایران نیز از آن بی نصیب نماندند. ایران به دلیل مجاورت با طرفهای اصلی جنگ،4 می بایست موضع گیری صریح و شفافی را اتخاذ می نمود و ازاین‌رو با اعلام بی طرفی در 10 آبان 1293 هـ‌.ش/1 نوامبر 1914، سعی نمود کم  ترین هزینه و خسارت را از این جنگ عالم گیر متحمل شود.5  

 

استراتژی انگلستان و روسیه؛ "ایرانی باثباتم آرزوست"
سیاست بی طرفی و نقض و تهدید آن، همواره دو روی سکه تاریخ جنگ بشریت می باشد و با نقض بی طرفی ایران در جنگ جهانی اول بار دیگر نمود و بروز یافت. فارغ از شادمانی ملت ایران از ضربات سنگین آلمان بر کالبد استعمار پیر و روسیه تزاری؛ که سالیان زیادی، استقلال این مرز و بوم را نادیده گرفته بودند، و آن را به عنوان فرصتی برای رهایی از چنگال استعمار می دانستند؛ جنگ جهانی اول فرصتی را پدید آورد تا انگلستان و روسیه برای اولین بار، خواهان ایرانی باثبات و امن باشند.6  از اینرو انگلستان در راس اتفاق مثلث، حفظ موازنه قوا و تثبیت وضع موجود در ایران را در دستور کار خود داشت. بعد از تسویه حساب انگلستان و روسیه در ماجرای قرارداد 1907 و تقسیم ایران به حوزه های نفوذ، ایران در جریان جنگ جهانی اول، نقش دیوار آهنین جهت حفاظت از منافع استعماریشان را ایفاء نمود. حفاظت از مرزهای آسیای مرکزی و قفقاز، تهدید استانبول و تنگه های استراتژیک بسفر و داردانل، تثبیت منافع اقتصادی در شمال ایران برای روسیه،7 و تامین امنیت خطوط مرزی افغانستان و هندوستان، استمرار پمپاژ منابع نفتی خوزستان و... برای انگلستان، چراغ راهنمای سیاستهای آنها در ایران بود. نقض بی طرفی ایران توسط متحدین(عثمانی) کافی بود تا ایران به میدانی جهت منازعات تبدیل شود.

 

استراتژی آلمان و عثمانی؛ تلاش در جهت جذب ایران به اردوگاه متحدین
آلمان در راس اتحاد مثلث، به دنبال گسترش دامنه جنگ به داخل ایران جهت تهدید منافع انگلیس و روسیه بود. سایر برنامه های متحدین را می بایست حول محور این راهبرد کلان ارزیابی نمود. تهدید هندوستان و مناطق آسیای مرکزی و قفقاز،8 برخورداری از حمایت جهان اسلام از طریق جذب ایران در صف متحدین و درگیر کردن بخشی از قوای متفقین در شرق، می توانست تا حدودی کار متحدین در جبهه اروپا را تسهیل نماید.9 ویلهلم‌ لیتن، از ماموران سیاسی آلمان در ایران، وظیفه اصلی نیروهای آلمانی را تلاش در جهت جلوگیری از جذب ایران بی طرف به سمت دشمن و یا کشاندن آن به سمت اردوگاه خودی می داند.10 

 

اشغال تبریز توسط عثمانی، شروع نقض بی طرفی ایران در جنگ
از همان ابتدای شروع جنگ، آلمانها اصرار زیادی به ورود امپراطوری عثمانی در صف متحدین داشتند. اتحاد با عثمانی ضمن قطع ارتباط نیروهای دریایی روسیه و انگلیس در دریای سیاه از طریق بستن تنگه های بسفر و داردانل، 
می توانست از خاک عثمانی به عنوان یک پل ارتباطی بین آلمان و خاورمیانه بهره برداری نماید. دراین میان نفوذ آلمان در ایران نیز می توانست دسترسی به خلیج فارس و هدف تهدید هندوستان را عملی سازد.11مرزهای ایران و عثمانی، از دیرباز ثبات و آرامشی نداشت و عثمانیها همواره به نواحی غربی ایران چشم طمع داشتند؛ از اینرو بعد از ورود عثمانی به اتحاد مثلث، این کشور حضور نیروهای روسیه در ایالات شمالی ایران از جمله آذربایجان را بهانه قرار داد و به صورت رسمی اعلام داشت که حضور قوای روس مانع از به رسمیت شناختن بی طرفی ایران از سوی عثمانی خواهد شد.12 لذا فرماندهی مشترک آلمان و عثمانی، جهت جلوگیری از انتقال قوای روسی به جبهه اروپا از طریق منطقه قفقاز، از مرز قطور وارد خوی شدند و ضمن پیشروی در عمق ارومیه و مهاباد، در 14 ژانویه 1915 تبریز را به اشغال خود درآورند.

 

آلمان در راس اتحاد مثلث، به دنبال گسترش دامنه جنگ به داخل ایران جهت تهدید منافع انگلیس و روسیه بود. تهدید هندوستان و مناطق آسیای مرکزی و قفقاز، برخورداری از حمایت جهان اسلام از طریق جذب ایران در صف متحدین و درگیر کردن بخشی از قوای متفقین در شرق، می توانست تا حدودی کار متحدین در جبهه اروپا را تسهیل نماید.

 

عثمانیها همزمان در غرب ایران نیز، با تدارک حملات برق آسا تا اواخر ژانویه به 40 کیلومتری اهواز رسیدند.13در نتیجه تحرکات نظامی عثمانیها، آذربایجان و کردستان به صحنه جنگهای قومی و مذهبی تبدیل شد. این منازعات علاوه بر آنکه مردم این مناطق را از لحاظ معیشتی در تنگنای شدیدی قرار داد، عرصه شهر ارومیه را به مصاف خونبار ارامنه و مسلمانان تحت تاثیر تحریکات و مداخلات روسیه و عثمانی تبدیل نمود. کاوه بیات، نمونه های بسیاری از قتل، غارت و چپاول مهاجمان را ذکر کرده است. آنجایی که «کرند به مدت چهارده روز در معرض جنایات قوای عثمانی قرار گرفت و فریادهای مظلومانه زنان کرند از تجاوزات و هتک ناموس آنها بیداد می کرد.»14 

 

همزمان ماموران آلمانی با نفوذی که در بین عشایر و ایلات جنوب ایران داشتند؛ لوله های نفتی خوزستان را منفجر نمودند و تلاش نمودند جبهه  جدیدی در شمال ایران (از رشت تا مازندران و گرگان و صحراهای ترکمان)15در مقابل قوای روسی ایجاد نمایند و در نواحی جنوبی ایران نظیر فارس و بوشهر با توسل به اقدامات «واسموس» و بهره گیری از توان نظامی عشایر تنگستانی به مقر نمایندگی انگلیس در بوشهر حمله کردند.16 در اصفهان نیز کنسول آلمان «دکتر پوژن» از طریق ایجاد شبکه های جاسوسی گسترده ، که در بین مردم و ایلات راه اندازی نموده بود، توانست با جذب عشایر بختیاری، نقشه ترور رئیس بانک استقراضی و نایب کنسول روس «فون کاور» را عملیاتی نماید. البته سوءقصد به جان «گراهام» سرکنسول انگلستان نیز نافرجام ماند. آلمانها همچنین با راه اندازی گروه «زوگمایر» در جنوب شرقی ایران، ضمن تجیهز نظامی ایلات و قبایل محلی جهت حمله به بلوچستان انگلیس، تلاشهای گسترده ای جهت نفوذ در افغانستان و هرات انجام دادند و حتی با حبیب الله خان امیر افغانستان، وارد مذاکره شدند.17

 

در مقابل این اقدامات جبهه متحدین، قوای متفقین نیز طرحهای عملیاتی خود را به اجرا گذاشتند. نیروهای روسی به فرماندهی ژنرال «چرنوزوبف» به مراغه‌، مـاکو‌ و سـاوجبلاغ یورش بردند و همزمان ژنرال باراتف در دسامبر 1915 با هدف قطع خطوط ارتباطی عثمانیها و آلمانها، پیشروی به سمت نواحی غربی ایران از جمله همدان و کرمانشاه را آغاز نمود. روسها همچنین در منطقه «ساری کامش»، نبرد سرنوشت سازی با ارتش سوم عثمانی داشتند و توانستند در ژانویه 1915، قوای تحت فرماندهی انورپاشا – وزیر جنگ عثمانی – را به هزیمت برده و حدود 70 تا 90 هزار از سربازان عثمانی را قتل عام نمایند. این نبرد سرآغازی بود تا قوای روس در 30 ژانویه تبریز و تا اوایل ژوئن، آذربایجان را از وجود قوای عثمانی پاکسازی نمایند.18 انگلستان نیز به بهانه دفاع از منافع نفتی خود؛ که از سوی عوامل آلمانی مورد تهدید قرار گرفته بود، در ششم نوامبر 1914 فاو را تصرف نمود و چهار روز بعد، جزیزه و بندر آبادان را اشغال و قوای نظامی خود را در بوشهر پیاده نمود


 در کنار این تقابلات سخت و مستقیم نظامی، ما شاهد تحرکات نرم افزاری طرفین جنگ در ایران نیز هستیم. مذاکره با سران حزب دمکرات، به عنوان موثرترین جریان سیاسی مجلس سوم و حامی آلمان،19 تاسیس کمیته های تبلیغی ضد متفقین و ترویج داستانهایی نظیر اسلام دوستی آلمانها و تاکید بر نژاد مشترک آریایی ایرانیها و آلمانها،20 تلاش در جهت جذب ایلات و عشایر و استخدام نیروهای ژاندارمی ایران به عنوان نیروی نیابتی آلمان، از برنامه های متحدین بود.21 در مقابل، تقسیم منطقه بیطرف قرارداد 1907 میان روس و انگلیس در نتیجه قرارداد موسوم به 1915روسیه و انگلیس، تشکیل پلیس جنوب و توسعه حوزه عملیاتی بریگارد قزاق 22  و افزایش استعداد آن به سطح لشکر(دیویزیون) از اقدات مقابله ای   متفقین بود.23 در این میان، دولتمردان و سیاستمداران انگلوفیلی ایران، بار دیگر به داد استعمار پیر رسیدند و سرسپردگی افرادی نظیر وثوق الدوله  و شخص احمدشاه قاجار به انگلیس و روس، موجب انعقاد توافقنامه سه جانبه روس، انگلیس و ایران در اوت 1916 گردید و عملاً تحت الحمایگی ایران را رقم زدند. و این چنین شد که انگلستان کماکان در جایگاه قدرت بلامنازع سیاست ایران تا کودتای 28 مرداد 1332 باقی ماند.

جمعی از مجروحان جنگی دوران مهاجرت در یکی از بیمارستانهای صحرایی 

شماره آرشیو: 3530-1ع

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.