پسر خوب واشنگتن
نقش سفارت اردشیر زاهدی در توسعه روابط ایران و امریکا

پسر خوب واشنگتن

زاهدی به عنوان مشاور شاه در امور امریکا در جریان مبارازت انتخاباتی ریاست جمهوری امریکا نیز به صورت فعالی ایفای نقش می نمود و درجریان رقابت انتخاباتی نیکسون - هامفری، برای دوست خوب شاه یعنی نیکسون سنگ تمام می گذارد و مبالغ کلانی از بودجه سفارت را صرف تبلیغات انتخاباتی نیکسون می نماید.

توجه و تمرکز دولتمردان ایرانی به استراتژی نیروی سوم در عرصه سیاست خارجی همواره به عنوان یک راهبرد تاکتیکی و ایذایی جهت متوازن سازی نفوذ قدرتهای روسیه و انگلیس در حوزه سیاست و حکومت ایرانی مطرح بوده است. نقطه آغازین این راهبرد، از زمان امیرکبیر شروع شده بود و در برهه های زمانی مختلف توسط دولتمردانی چون احمد قوام، دکتر مصدق و... پیگیری شد.1بعد از وقوع کودتای 28مرداد 1332 نیز با توجه به توسعه قدرت دربار و شخص محمدرضا پهلوی در تمامی شئون دولتی از جمله حوزه روابط خارجی، محمدرضاشاه نیز به دلایل مختلف از جمله علاقه‌مندی شخصی و رابطه دوستانه با برخی از دولتمردان امریکایی، چرخش استراتژیکی به سمت ایالات متحده امریکا پیدا نمود. در این میان برخی از نخبگان سیاسی پهلوی دوم، نقش بسزایی در تقویت این حس امریکا دوستی شاه ایفاء نمودند و اردشیر زاهدی که آخرین سفیر شاه در واشنگتن، مقارن با دوران ریاست جمهوری ریچارد نیکسون، جرالد فورد و کارتر بود؛ نقش بیبدیلی در توسعه روابط همه جانبه ایران و امریکا داشت.

 

تقارن زمانی ورود امریکا و اردشیر زاهدی به عرصه سیاست ایران
بعد از پایان جنگ جهانی دوم مجموعه ای از متغیرهای مختلف سیاسی، نظامی، اقتصادی و امنیتی سبب توسعه و تقویت روابط ایران و امریکا گردید. کنار گذاشتن دکترین مونرئه و سیاست انزواگرایی توسط مقامات امریکایی،2کنشگری موثر سازمان سیا در طراحی عملیات آژاکس و سرنگونی حکومت مردمی مصدق و وامداری و اعتماد بیشتر شاه به آمریکاییها، حاکمیت پارادایم جنگ سرد در عرصه تحولات بین المللی و منطقه ای و بازار گرم دکترین سد نفوذ و مهار کمونیسم در امریکا3، ارتقای جایگاه نفت ایران در راهبرد جهانی ایالات متحده امریکا4، امریکا دوستی و ویژگیهای شخصیتی محمدرضا در تمایل به برقراری ارتباطات رسمی و غیررسمی با برخی از دولتمردان امریکا5 و وجود نخبگان سیاسی غربگرا در حلقه اول دربار پهلوی، از جمله متغیرها و عواملی بودند که سبب تقویت جایگاه و نقش امریکا در اولویتهای سیاست خارجی پهلوی دوم شدند. از میان همه این عوامل، بدون شک رفتارشناسی نخبگان سیاسی این عصر، می تواند رمزگشای معماهای بسیاری باشد.

 

 در نزد مورخان و حافظه تاریخی ملت ایران، خاندان زاهدی، خانواده نام آشنایی هستند که با ایفای نقش موثر در کودتای 28 مرداد 1332، خدمات ویژه ای به خاندان پهلوی نمودند و بعد از پیروزی کودتا نیز محمدرضاشاه به پاس خدمات این خاندان، فضل الله زاهدی را به عنوان نخست وزیر انتخاب و پسرش اردشیر زاهدی را به حلقه اول دربار راه داد و با موافقت با ازداواج وی با شهناز، زاهدی به محرم اسرار و یار دیرین محمدرضا پهلوی تبدیل شد.6 استحکام رابطه اردشیر زاهدی با پهلوی دوم، به اندازه ای بود که بعد از طلاق شهناز و زاهدی، ارتباطات استراتژیک وی با دربار و شخص محمدرضا پهلوی به قوت خود باقی ماند و در نهایت محمدرضا با انتخاب اردشیر زاهدی به سمتهای مختلف از جمله سفیرکبیر ایران در امریکا، از زاهدی به عنوان موتور محرکه توسعه روابط خارجی خود با ایالات متحده امریکا استفاده نمود؛ روابطی که محمدرضاشاه از آن فقط به عنوان حربه ای جهت حفظ قدرت و سلطنت خود استفاده می-نمود و تامین منافع ملی در اهداف آن، محلی از اعراب نداشت7 و سرانجام با درگیر کردن ایران در نزاع ایدئولوژیکی و ژئوپلتیکی جنگ سرد، جز خریدهای تسلحیاتی سرم سام آور شاه، هیچ عایدی برای ملت ایران نداشت.8 

 

اردشیر زاهدی، دست راست پهلوی دوم در امریکا 
اردشیر زاهدی فرزند سپهبد فضل الله زاهدی، در مهرماه 1307 شمسی در تهران متولد شد. وی در زمان سپری نمودن تحصیلات متوسطه خود در بیروت در سال 1325، با عوامل سیاسی و امنیتی امریکا نظیر کرومیت روزولت ارتباط پیدا می نماید و همین ارتباطات سبب می شود، وی جهت تحصیلات تکمیلی خود به امریکا اعزام شود و در نهایت در سال 1328 مدرک کارشناسی کشاورزی خود را از دانشگاه یوتا اخذ نماید. وی در طول خدمت خود، به واسطه موقعیت پدر و همچنین رابطه فامیلی با خاندان پهلوی، پستهای مهمی را تصدی می نماید که از میان آنها آجودان کشوری شخص محمدرضاشاه در آبان 1332، وزارت امور خـارجه ایـران از بهمن‌ماه 1345 تا شهریور 1350 در کابینه امیر عباس‌ هویدا، همچنین دو دوره سفارت ایران در امریکا در فواصل سالهای اسفند 1338تا اسفند 1340 و اسفند 1351 تا دی‌ماه 1357 کلیدی و حساس بودند.9 

 

به نظر می رسد در خصوص علل ترقی و پیشرفت زاهدی، فارغ از رابطه فامیلی وی با پهلویها و موقعیت پدر، می‌بایست به ارتباطات سازمانی و تشکیلاتی اردشیر زاهدی با مقامات سیاسی و امنیتی امریکا اشاره نمود. در واقع به واسطه همین ارتباطات بود که محمدرضا پهلوی حتی بعد از طلاق شهناز و اردشیر، کماکان وی را در حریم شخصی خود نگه داشت تا از وی به عنوان عاملی جهت توسعه روابط خود با امریکا استفاده نماید.

 

بدون شک سفارتخانه ایران در امریکا در دومین دوره سفارت اردشیر زاهدی، جنجالی ترین نمایندگی سیاسی ایران در نزد کشورهای خارجی بود. علاوه بر فساد اخلاقی شخص اردشیر زاهدی و برگزاری ضیافتهای غیراخلاقی در مکان سفارتخانه، افزایش بی رویه بودجه سفارت ایران و عریض و طویل شدن سازمانی و ساختاری سفارت در این سالها، سفارتخانه ایران تبدیل به یک کانون مهم بازیها و زد و بندهای سیاسی گردید و اردشیر زاهدی به جایگاه مشاوره ویژه شخص شاه در حوزه روابط خارجی و به ویژه ارتباط با امریکا تبدیل گردید.10 

فضل‌الله زاهدی نخست‌وزیر کودتا در استقبال از ریچارد نیکسون

شماره آرشیو: 2241-115ز

 

با پیروزی نیکسون در انتخابات آمریکا، زاهدی به عنوان حلقه وصل سه ضلع مثلت نیکسون، کیسینجر و شاه، توانست در سایه دکترین دو ستونی نیکسون، حکومت پهلوی دوم را در طیفی از رابطه دست‌نشاندگی تا رابطه مشارکتی حفظ نماید. درواقع در این دوره بود که ایران به عنوان شریک قابل اطمینان امریکا در منطقه مطرح شد.

 

زاهدی در این سالها، به شدت توسعه روابط خود با شخصیتهای سیاسی و ذینفوذ امریکایی را در دستور کار خود قرار داد؛ و حتی به نقل از اسناد ساواک مورخه 9/10/ 1347 در سیاستگذاری کلان خارجی نیز موضع گیری نموده و در پاسخ یکی از مقامات امریکایی مبنی بر اینکه چرا دولت ایران، اسراییل را به صورت رسمی و قطعی مورد شناسایی قرار نمی دهد، پاسخ می دهد «اگر من اختیار داشتم کار را یکسره‌ می‌کردم.»11 

 

زاهدی به عنوان مشاور شاه در امور امریکا در جریان مبارازت انتخاباتی ریاست جمهوری امریکا نیز به صورت فعالی ایفای نقش می  نمود و درجریان رقابت انتخاباتی نیکسون - هامفری، برای دوست خوب شاه یعنی نیکسون سنگ تمام می گذارد و مبالغ کلانی از بودجه سفارت را صرف تبلیغات انتخاباتی نیکسون می نماید. با پیروزی نیکسون، زاهدی به عنوان حلقه وصل سه ضلع مثلت نیکسون، کیسینجر و شاه، توانست در سایه دکترین دو ستونی نیکسون، حکومت پهلوی دوم را در طیفی از رابطه دست نشاندگی تا رابطه مشارکتی حفظ نماید. در واقع در این دوره بود که ایران به عنوان شریک قابل اطمینان امریکا در منطقه مطرح شد.12 

 

حکومت پهلوی بعد از خروج بریتانیا از خلیج فارس، با کنشگری در تحولاتی نظیر سرکوب شورشیان ظفار، عدم شرکت در تحریم نفتی اعراب در 1967 و 1973 ، استمرار روابط با اسرائیل، تأمین نفت مورد نیاز ناوگان ششم در مدیترانه و... توانست اعتماد امریکا را به عنوان یک شریک مطمئن جلب نماید و به عنوان ژاندارم و ستون نظامی منطقه، به بزرگترین و دست به نقدترین مشتری محصولات صنایع نظامی امریکا تبدیل گردد.13 بیشتر قراردادهای تسلیحاتی محمدرضاشاه نیز به مدد بازوی سیاسی خود یعنی اردشیر زاهدی و بازوی نظامی اش یعنی ارتشبد طوفانیان در دهه 1350 منعقد شد. اردشیر زاهدی، طی مصاحبه ای در بهمن 1355 شمسی با تأکید بر توسعۀ روابط نظامی ایران و ‌‌آمـریکا‌ می گوید «حجم روابـط تجاری ایران و آمریکا ظرف پنج سـال آیـنده بـه بیش از 50‌ میلیارد‌ دلار‌ خواهد رسید که سالانه کمتر از یک چهارم آن واردات نظامی می‌باشد.»14 

 

علاوه بر حوزه های سیاسی و امنیتی، زاهدی در حوزه اقتصادی نیز بسیار فعال بود. وی با متقاعد نمودن شاه به خرید سهام شرکت ورشکسته هـواپیمایی‌ پان‌ آمریکن به عنوان یک دلال حرفه ای وارد عمل شد. همچنین در سایه افزایش درآمدهای نفتی ایران، با ایجاد یک توهم خیالی برای شاه، مبنی بر ارتقای به اصطلاح منزلت نرم شاه ایران در جهان، بسیاری از دلارهای نفتی را صرف کمکهای مالی به  مجامع بین المللی و برخی از دولتهای صنعتی اروپا نمود. کمک 200 میلیون دلاری به بانک جهانی و کمک 580 میلیون‌ دلاری‌ به‌ صندوق بین المللی پول در هـمین‌ رابطه مـی‌باشد.15 

 

زاهدی در جریان مصاحبه ای در ایالت کنتاکی امریکا می گوید: «ما بیش از 15 میلیارد‌ دلار به ممالک اروپایی، آسیایی، افریقایی تعهد کمک کرده‌ایم و تاکنون بیش از 5 میلیارد‌ دلار‌ آن‌ به مصرف رسیده است... ما مـی‌توانیم از دانـش و تـجربه فنی پان آمریکن‌ استفاده کنیم و همان‌طور‌ که‌ اعلیحضرت‌ شـاهنشاه فـرمودند حـیف اسـت کـه‌ یک شـرکت بزرگ و باتجربه و نام‌آور هوایی‌ بین  المللی از بین برود.»16

زاهدی پس از ماجرای واترگیت و استعفای نیکسون نیز، به نفع جرالد فورد دیگر کاندیدای جمهوری خواه وارد عمل شد و طبق اسناد ساواک مورخه 2/5/1356 مبلغ 120 میلیون دلار جهت پیروزی فورد هزینه کرد. در نهایت اشتباه محاسباتی زاهدی در تشخیص کاندیدای پیروز سبب ناخرسندی محمدرضا پهلوی از وی گردید و لذا علی امینی جهت آشتی با کارتر دمکرات به امریکا اعزام شد.17زاهدی با روی کارآمدن کارتر، از تمامی کانالهای نفوذ خود جهت متقاعد کردن کارتر و برژنیسکی در حمایت از رژیم شاه و سرکوب جریان انقلابی استفاده نمود؛ به نحوی که حتی کارتر دمکرات با شعارهای لیبرالی نیز نتوانست خللی در روابط همه جانبه ایران و امریکا ایجاد نماید و شاه و زاهدی توانستند از طریق دوستان امریکایی خود نظیر کسینجر، جرالد فورد، دیوید راکفلر و... کارتر را بر ضرورت استمرار پمپاژ اسلحه به ایران و تعمیق روابط متقاعد نماید.

 

به عنوان مثال در سال 1977 قرارداد فروش هواپیماهای پیشرفته آواکس به ارزش 23/1 میلیارد دلار به ایران امضاء شد. بدین ترتیب ما شاهد تداوم استمرار نفوذ کانالهای رسمی و غیررسمی جهت توسعه روابط ایران و امریکا تا زمان فروپاشی پهلوی دوم هستیم.18

شاه،ریچارد نیکسون و اردشیر زاهدی

شماره آرشیو: 76-11ع

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.