از امتیاز رویتر تا تاسیس بانک شاهنشاهی ایران

از امتیاز رویتر تا تاسیس بانک شاهنشاهی ایران

دلایل تاریخی تأسیس بانک شاهنشاهی را باید در قرارداد معروف رویتر جست وجو کرد که در سال 1872م/1290ق از سوی حکومت ناصری و با کارگردانی صدراعظم اصلاح‌طلب و غربگرای وی میرزا حسین‌خان سپهسالار و دلالی و واسطه‌گری خاص میرزا ملکم ‌خان ناظم‌الدوله به بارون جولیوس دورویتر اعطا شد. اعطای این امتیاز به رویتر بالاخص تحت القائات روشهای اقتصادی و تئوریهای توسعه...

گفت وگو با مظفر شاهدی

 

به عنوان اولین سئوال، بفرمایید چه رابطه‌ای میان قرارداد معروف رویتر و تاسیس بانک شاهنشاهی وجود دارد؟

 

دلایل تاریخی تأسیس بانک شاهنشاهی را باید در قرارداد معروف رویتر جست وجو کرد که در سال 1872م/1290ق از سوی حکومت ناصری و با کارگردانی صدراعظم اصلاح‌طلب و غربگرای وی میرزا حسین‌خان سپهسالار و دلالی و واسطه‌گری خاص میرزا ملکم ‌خان ناظم‌الدوله به بارون جولیوس دورویتر اعطا شد. اعطای این امتیاز به رویتر بالاخص تحت القائات روشهای اقتصادی و تئوریهای توسعه تجاری ـ مالی میرزا ملکم ‌خان صورت گرفت که طینوشته‌های متعددش خطاب به دولتمردان قاجاری لزوم گسترش هر چه بیشتر سرمایه‌گذاری خارجی در ایران را گوشزد و تشویق می‌نمود. امتیاز رویتر که محافل مختلف سیاسی، اقتصادی و... از اعطای آن دچار حیرت شدند و لرد کرزن هم از آن تحت عنوان آغاز مرحله شبیخون بین‌المللی و شکار امتیازات در ایران یاد می‌کند توسط معین‌الملک تنظیم شد.  جولیوس رویتر دین یهود داشت آلمانی‌الاصل بود و در سال 1816م/1232ق تولد یافته و نام اصلی‌اش اسرائیل بیرژوروفات بود. گفته می‌شود که وی در سال 1844م/1260ق از دین یهود دست کشیده و به آئین مسیحیت گرویده و به تبع آن نامش را به پائول جولیوس تغییر داده و در سال 1857م/1274ق به تبعیت کشور انگلستان درآمده بود. پائول جولیوس مدت کوتاهی بعد به خاطر خدماتش به جامعه سرمایه‌داری انگلستان و دولت آن کشور به لقب جولیوس بارون فن رویتر مفتخر شده بود.
 
لطفا در باره اهمیت و سرنوشت قرارداد رویتر هم به اختصار مطالبی بیان فرمایید.
انعقاد قرارداد رویتر که بالاخص با پرداخت رشوه‌های کلان از سوی رویتر به دست‌اندرکاران ایرانی و دولتمردان قاجاری محقق شد، موجبات حیرت سیاستمداران خارجی و بالاخص انگلیسی را برانگیخت و از سوی دیگر باعث خشم محافل مختلف داخلی و به‌ویژه روحانیون شد و در نهایت هم به دنبال بالا گرفتن اعتراضات داخلی، ناصرالدین ‌شاه نه تنها مجبور شد قرارداد را لغو نماید، بلکه میرزا حسین ‌خان سپهسالار هم چاره‌ای جز کناره‌گیری از پست صدراعظمی نیافت. لرد کرزن درباره امتیاز رویتر اظهار داشته بود: «عجیب‌ترین امتیازی که در طول تاریخ کمتر دیده شده و به موجب آن تمام منافع صنعتی کشوری به یک خارجی تسلیم و تفویض گشته این امتیاز بوده است». سر هنری راولینسون سیاستمدار انگلیسی هم قرارداد رویتر را به مثابه تسلط همه جانبه انگلستان بر ایران تحلیل کرد و نوشت: «با این قرارداد آینده ایران و انگلستان به یکدیگر وابسته گردید... می‌شد تشخیص داد که چه منافعی در آن وجود دارد. می‌شد تشخیص داد که استفاده از همه ثروتهای کشور چه در بخش صنعتی و چه در بخش کشاورزی در همه انواع و اقسام خود در دست انگلستان قرار می‌گرفت. هیچ‌کس بیش از آن نمی‌توانست ممکن بداند که زمانی چنین قرارداد مهمی با یک نفر انگلیسی منعقد شود».
 
اما چگونه شد که، سالها بعد، قرارداد ملغی شده رویتر، موجبات تاسیس بانک شاهنشاهی را در ایران فراهم آورد؟
به رغم این که امتیاز رویتر به فاصله کمی از هنگام امضای طرفین ملغی شد و حتی دولت انگلیس هم در آن برهه به نوعی از لغو این امتیاز استقبال کرده و بر آن صحه گذاشت، اما چند سال بعد بار دیگر رویتر ادعاهایی را برای تجدید حداقل برخی از مفاد قرارداد ملغی شده مطرح ساخت که مهمترین آنها طرح تأسیس بانک شاهنشاهی بود. در واقع هنگامی که امتیاز رویتر لغو شد تمام مفاد و شروط آن از اعتبار افتاد و این که چند سال بعد بار دیگر رویتر طرح تأسیس بانک شاهنشاهی در ایران را با استناد به بند بیستم قرارداد ملغی شده پیشین پیش کشید به لحاظ حقوقی و قانونی نمی‌توانست دارای اعتبار و پیگیری باشد. اما از آنجایی که در پس این ادعای رویتر هدف عمده‌تر امپریالیسم انگلیس برای گسترش هر چه بیشتر نفوذ اقتصادی و تجارتی در ایران نهفته بود فشارهای عدیده‌ای پیرامون این مسئله قوت گرفت تا به انحاء مختلف حکومت قاجار را وامدار بخشی از امتیاز ملغی شده رویتر نشان داده، امتیاز تأسیس بانک شاهنشاهی را از آن بگیرند. مدت کوتاهی پس از الغای امتیاز رویتر در سال 1875م/ 1292ق طرح تأسیس بانک شاهنشاهی در ایران توسط وی تهیه و تنظیم و به وزارت خارجه انگلیس تسلیم شده بود تا با مطالعه کارشناسی زمینه‌ها و چگونگی پیاده کردن این طرح در ایران مورد بررسی و مطالعه قرارگیرد.  رویتر در حالی طرح تأسیس بانک شاهنشاهی در ایران را با دولتمردان انگلیسی در میان نهاده بود که تا حد زیادی به همکاری و مساعدت تعداد زیادی از دولتمردان حکومت قاجار امید داشت. زیرا در جریان اخذ امتیاز ملغی شده رویتر تعداد زیادی از درباریان و دست‌اندرکاران قرارداد را با مبالغی هنگفت تطمیع ساخته بود و اینک که ادعاهای واهی خود را درباره بند بیستم قرارداد ملغی شده تکرار می‌کرد، امیدوار بود که آن دوستان ایرانی‌اش بار دیگر او را در طرح تأسیس بانک شاهنشاهی یاری دهند. در غیر این صورت هر آن این امکان وجود داشت که رویتر آنها را جهت بازگرداندن وجوهات پرداخت شده تحت فشار قرار دهد و همین نکته و مسئولیتی که دولتمردان بلندپایه حکومت قاجاری در مقابل دست و دل‌بازیهای رویتر نسبت به وی در خود احساس می‌کردند، از عمده‌ترین دلایل موفقیت مدعیان قرارداد رویتر در تأسیس بانک شاهنشاهی در ایران شد. بدین‌ترتیب هنگامی که در اواسط دهه 1880م انگلستان طرحهای گسترده‌تری جهت نفوذ در ایران و پیشی جستن بر رقبای سیاسی- اقتصادی‌اش در پیش گرفت، ادعای قدیمی و در عین حال بدون ارزش حقوقی رویتر فرصتی مناسب جهت تأسیس مهمترین ابزار سلطه سیاسی و اقتصادی این کشور در ایران مصداق عینی پیدا کرد. در این مرحله انگلیسیها ابتکار عمل گسترش نفوذ خود در ایران را به سر دراموند ولف سفیر جدید خود در ایران سپردند که در آوریل 1888م/1305ق وارد ایران شد و به خاطر اقدامات بسیار مؤثری که در گسترش نفوذ انگلستان در ایران از خود بروز داد بعدها به "پدر امپریالیسم" معروف شد. سر دراموند ولف برای توسعه نفوذ انگلیس در ایران برنامه‌ای انسجام یافته و بنیادی تدارک دیده بود که با انجام مراحل نخستین و در واقع پیش شرط آن راه تأسیس بانک شاهنشاهی در ایران هموار شد. در واقع ولف بر آن بود در مراحل اولیه ایران و برنامه‌های اقتصادی، تجاری و... آن را در مسیر لیبرالیسم اقتصادی سوق دهد. به همین دلیل اولین و مهمترین اقدام ولف در این مرحله فراهم آوردن زمینه‌های لازم جهت مشارکت جدی و آزادانه اتباع ایرانی در امور اقتصادی و تهیه فضای لازم جهت توسعه فراگیرتر اقتصاد تجاری و سرمایه‌گذاری انگلستان در ایران بود. ولف برای جامه عمل پوشاندن به این طرح، ناصرالدین ‌شاه را ترغیب نمود تا فرمانی مبنی بر آزادی عمل اتباع ایرانی در فعالیتهای مختلف اقتصادی و حمایت حکومت مرکزی از اقتصاد آزاد و سرمایه‌داری و محترم بودن مالکیت و نظایر آن صادر کند تا زمینه‌های داخلی لازم جهت توسعه سرمایه‌گذاری خارجی در ایران فراهم شود.
 
با توجه به حضور سلطه‌جویانه دیرپای انگلستان در ایران، پیرامون روند تاسیس بانک شاهنشاهی (که بانکی کاملا انگلیسی بود) در ایران توضیح دهید.
تأسیس بانک شاهنشاهی در سال 1306ق/1889م در ایران روندی طبیعی نداشت و بیش از آنکه ضرورت سیاسی  –اقتصادی داخلی وجود آن را توجیه و توصیه نماید، به فشارهای عدیده خارجی و همکاری و همدلی معدودی از دولتمردان و حکومتگران داخلی که از قبل این مؤسسه جدید به نوایی رسیده و یا می‌رسیدند و به عبارت بهتر با پایه‌گذاران و سهامداران این بانک ارتباط پیدا می‌کردند، باعث تشکیل و فعالیت آن شد. در شرایط سالم اقتصادی و اجتماعی وجود بانک می‌توانست بر توسعه کمی و کیفی تجارت و فعالیتهای اقتصادی کشور یاری رساند. اما از آنجایی که پایه‌گذاری بانک شاهنشاهی در ایران سیری تحمیلی داشت و دولتمردان و حتی تجار و دست‌اندرکاران امور اقتصادی کشور کمترین اطلاع را از ویژگیها وچگونگی فعالیت این بانک داشتند، نمی‌توان از تاسیس این بانک به عنوان یک ضرورت اقتصادی و اجتماعی و سیاسی داخلی سخن به میان آورد و در واقع هم عملکرد بعدی بانک شاهنشاهی نشان داد که مقصد پدیدآورندگان آن بیش از آن‌که به شرایط اقتصادی ـ تجاری ایران معطوف باشد، به تلاشهایی مربوط می‌شد که مقصود از آن تهی ساخـتـن عـرصـه کـشور از قابلیتها و تواناییهای بالقوه و بالفعل اقتصادی و مالی بود که امید می‌رفت در آینده‌ای نه چندان دور در مسیری طبیعی و تا حدی درون‌زا به تکامل برسد.
 
نظام بانکداری و صرافی سنتی ایران، در آستانه تاسیس بانک شاهنشاهی، چه فرایندی را طی می‌کرد و نقش بانک شاهنشاهی را در جلوگیری از توسعه بانکداری بومی در ایران چگونه ارزیابی می‌کنید؟
حداقل از نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی اقتصاد پولی و اعتباری ایران روندی رو به توسعه داشت و صرافان و تجار بزرگ کشور در نقل و انتقالات پولی ـ اعتباری و تسهیل ارتباطات تجاری پیشرفت قابل‌ملاحظه‌ای کرده بودند و دامنه فعالیت آنها تا اقصی نقاط جهان هم می‌رسید. در واقع صرافی و بانکداری سنتی ایران در آستانه تاسیس بانک شاهنشاهی در گذر به شیوه و بهره‌گیری از خدمات‌رسانی بانکداری نوین چند صباحی بیش فاصله نداشت و از مدتها قبل هم تجار و صرافان بزرگ طی نامه‌ها و عرایض متعدد به ناصرالدین ‌شاه ضرورت تاسیس بانکهایی نوین در ایران را که با سرمایه داخلی تغذیه شود، پیشنهاد و توصیه می‌کردند. اما با تاسیس بانک شاهنشاهی ایران این روند بسیار کند شد و صرافان و تجار بزرگ کشور به رغم تمام تلاشی که برای تاسیس بانک و مقابله با بانک شاهنشاهی در پیش گرفتند، دچار شکست و ورشکستگی شدند. بنابراین بیشترین کارکرد بانک شاهنشاهی تداوم و گسترش هر چه بیشتر سلطه سیاسی و اقتصادی جهان سرمایه‌داری و در راس آن انگلستان بر ایران و جلوگیری از رشد و توسعه درون‌زا و متعادل اقتصاد کشور در زمینه‌های مختلف شکل گرفت. در شرایطی که حاکمیت قاجار نتوانست و یا نخواست به تقاضای ایجاد بانکهای ایرانی که از سوی تجار و صرافان بزرگی مانند حاج‌حسن امین‌الضرب و هم‌فکران وی توصیه می‌شد روی موافق نشان دهد، نظریه‌پردازی و فشارهای عدیده افرادی نظیر میرزاملکم‌خان و هم‌اندیشان وی که عمدتاً مورد حمایت محافل خارجی بودند، مؤثر افتاد و پادشاه قاجار ناچار به امتیاز تاسیس بانک شاهنشاهی در ایران تن در داد.
 
می‌دانیم که دو کشور انگلستان و روسیه‌تزاری در عرصه ایران رقابتی طولا و تنگاتنگ را دنبال می‌کردند؛ این رقابتها تا چه اندازه در تاسیس بانک شاهنشاهی موثر افتاد؟
روند رو به گسترش رقابت دو کشور روس و انگلیس در ایران و به تبع آن رشد روزافزون مبادلات تجاری و اقتصادی و تلاش انگلستان برای پیشی جستن بر رقیب کهنه‌کارش روسیه ‌تزاری در عرصه‌های مختلف سیاسی و اقتصادی ایران از عمده‌ترین دلایل تاسیس بانک شاهنشاهی در ایران است. در پی گسترش مهارنشدنی نفوذ روسیه‌ تزاری در عرصه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی و تجاری ایران طی دهه‌های پایانی قرن نوزدهم، سیاستگذاران انگلستان احساس می‌کردند موفقیتشان نسبت به کشور رقیب دچار نقصان و ضعف آشکاری شده است. بنابراین اخذ امتیازاتی ویژه از حکومت ناصری برای توسعه نفوذ خود در ایران را ضروری و لازم تشخیص می‌دادند. گو اینکه این وضعیت طی سالهای اخیر پادشاهی ناصرالدین‌ شاه هم کماکان تداوم یافت و کفه ترازوی تجاری و اقتصادی آن کشور در ایران سنگین‌تر از رقیبش انگلستان بود.
 
نقش رشوه را در اخذ امتیاز بانک شاهنشاهی تا چه حد موثر می‌دانید؟
سر دراموند ولف سفیر وقت بریتانیا در تهران و مجری طرحهای سیاسی ـ اقتصادی آن کشور در ایران برای راضی نمودن دولتمردان قاجاری به تأسیس بانک شاهنشاهی در ایران تلاشهای گسترده و در عین ‌حال حساب‌شده‌ای را آغاز کرد و ضمن این که با شدت و حدت هرچه تمامتر از ادعای رویتر درباره لزوم تأسیس بانک در ایران حمایت و دفاع می‌کرد، با ایجاد ارتباطات پیدا و پنهان با دولتمردان بلندپایه قاجاری زمینه‌های لازم اجرای این طرح را فراهم آورد که از جمله مهمترین حربه وی در مواجه با دولتمردان قاجاری بهره‌گیری از شیوه تطمیع و به عبارت بهتر اعطای رشوه‌های کلان بود که در این میان علی‌اصغرخان امین‌السلطان صدراعظم و پس از او، میرزا عباس‌خان قوام‌الدوله از ارجحیت و سهم بیشتری برخوردار شدند.
 
تاسیس بانک شاهنشاهی چه نقشی می‌توانست و باید در توسعه نفوذ اقتصادی و تجاری انگلستان در ایران ایفا نماید؟
اخذ امتیاز بانک شاهنشاهی در سال 1889م/ 1307ق به دنبال چند امتیاز مهم تجاری و اقتصادی دیگر صورت عملی به خود گرفت که مهمترین آنها عبارت بود از آزادی کشتیرانی در کارون. این اقدام اخیر مبادلات تجاری ایران و انگلستان و روند ورود هر چه بیشتر کالاهای انگلیسی و شرکای آنها به ایران را بیش از پیش تسهیل می‌نمود. این گسترش روابط تجاری پیش شرط اصلی تاسیس بانک شاهنشاهی در ایران بود. به عبارت دیگر، انگلستان در صدد بود با گسترش هر چه بیشتر روابط تجاری با ایران و سیطره نهایی بر نظام پولی و اعتباری کشور نبض اقتصادی ایران را به ضرر رقبای تجاری - اقتصادی و سیاسی‌اش که در رأس آنها روسیه ‌تزاری قرار داشت به دست بگیرد.
 
چرا تاسیس بانک شاهنشاهی ایران (که برخلاف عنوانش بانکی کاملا انگلیسی بود)، در زمره مهمترین امتیازات انگلستان در ایران ارزیابی می‌شود؟
انگلستان طرحهای انسجام‌یافته و دامنه‌داری را برای توسعه نفوذ خود در ایران مد نظر قرار داده بود که تأسیس بانک شاهنشاهی می‌توانست به عنوان نقطه مرکز و کانون فعالیت تمام این امتیازات و طرحها شناخته شود و این هم که بلافاصله پس از اعطای فرمان آزادی فعالیتهای اقتصادی به اتباع ایرانی توسط ناصرالدین ‌شاه، طرح آزادی کشتیرانی در کارون صورت عملی به خود می‌گیرد، ناشی از همین پیوستگی و برنامه انسجام‌یافته انگلیسیها جهت گسترش نفوذ در ایران است. چرا که در آن هنگام روسها در مناطق شمالی ایران نفوذی قابل ‌توجه در زمینه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی و تجاری به دست آورده بودند و فرمان آزادی کشتیرانی در رود کارون قبل از هر کشور دیگری می‌توانست خواسته‌های انگلیسیها را تأمین نماید که در خلیج فارس و در مجموعه فعالیتهای اقتصادی و تجاری ایران در بخشهای جنوبی و مرکزی کشور قدرتی بلامنازع بودند و معدود کشورها و تجار سایر ملل هم که با ایران مبادلات تجاری داشتند، به خدمات کشتیرانی و حمل و نقل و سایر امتیازات انگلیسیها نیاز عاجلی داشتند. بدین‌ترتیب در شرایطی که سر دراموند ولف برای توسعه نفوذ اقتصادی و سیاسی انگلستان در ایران در مقابل رقیب قدرتمندش روسیه‌ تزاری برنامه‌های از پیش طراحی شده انگلستان را در مورد ایران به دنبال هم به مورد اجرا گذاشته بود، روسها ورود ولف و اقدامات او را با نظر بدبینی می‌نگریستند و روزنامه‌های روسی مأموریت ولف در ایران را اقدامی بر ضد منافع روسیه ‌تزاری ارزیابی می‌کردند.
 
جایگاه بانک شاهنشاهی را در میان شبکه بانکی گسترده نظام سرمایه‌داری انگلستان، که در همان زمان در بخشهای مختلف جهان فعال بودند، چگونه ارزیابی می‌کنید؟
انگلستان طی سالهای نیمه دوم قرن نوزدهم شبکه‌های بانکی خود را در بخشهای مختلف جهان گسترش داده بود و در واقع تأسیس بانک شاهنشاهی در ایران می‌توانست زنجیره این بانکها را تکمیل نموده، گستره نفوذ انگلستان در اقصی نقاط جهان را باز هم پوشش بیشتری بدهد. با احتساب بانک شاهنشاهی ایران در آن برهه قریب به بیست بانک مختلف تحت پوشش اقتصاد سرمایه‌داری انگلستان در بخشهای مختلف جهان فعال بودند که این امر حاکی از گستره جهانی اقتصاد سرمایه‌داری انگلستان بود. این شبکه‌های گسترده بانکی که در واقع اقصی نقاط جهان را در بر می‌گرفتند عبارت بودند از: بانک استرالیا- بانک زلاندنو ـ بانک آفریقای جنوبی ـ بانک انگلیس و مصر- بانک افریقای غربی انگلیس- بانکهای بنگال و مدرس و بمبئی (که بعدها متحد و به بانک سلطنتی هندوستان موسوم شد) ـ بانک ملی هندوستان ـ بانک جدید شرق ـ کرپراسیون بانکی هنگ کنگ و شانگهای ـ بانک عثمانی – بانک شرق (در عراق) ـ بانک شاهنشاهی ایران ـ بانک ایونی- تراست کلینال یهود ـ بانک انگلیس و فلسطین ـ بانک برزیل ـ بانک انگلیس و آمریکای جنوبی- بانک آمریکای جنوبی. بدین ترتیب با تأسیس بانک شاهنشاهی در ایران علاه بر اینکه دولت انگلستان بر رقیب سنتی‌اش روسیه پیشی گرفت، شبکه بانکداری سرمایه‌داری انگلستان بیش از پیش بر بازارهای تجاری و اقتصاد پولی ـ اعتباری جهانی سیطره یافت. در واقع انگلستان در نظر داشت با تسلط بر شبکه‌های ارتباطی و مواصلاتی ایران در مسیرهای جنوب غربی، جنوب شرقی و تدام آن تا مناطق مرکزی و شمالی کشور و سپس احداث بانک شاهنشاهی اقتصاد تجاری، اعتباری و پولی ایران را تحت کنترل سرمایه‌داران انگلیسی در آورد.
 
به عنوان آخرین سئوال، جمع‌بندی شما از فرایند تکوین و تاسیس بانک شاهنشاهی و نقشی که مقرر بود در عرصه‌های گوناگون سیاسی و اقتصادی- مالی ایران ایفا نماید، چیست؟
بدین ترتیب و بنابر آنچه آمد آشکار می‌شود که روند تأسیس بانک شاهنشاهی ایران، بالاخص در پی تلاش انگلستان برای پیشی جستن بر رقیب کهنه‌کارش روسیه ‌تزاری در ایران تکوین یافت و صورت عملی به خود گرفت که در این میان ادعای قدیمی رویتر درباره قرارداد ملغی شده و در عین حال معروف 1872م زمینه‌ها و دستاویزهای ضروری تأسیس این بانک را فراهم ساخت که در این میان نقش دولتمردان قاجاری که به انحاء مختلف وامدار رویتر بوده و انتظار مراحم بیشتری را، در صورت انعقاد قرارداد جدید، می‌کشیدند در موفقیت این طرح بسیار مؤثر واقع شد. بالاخص این‌که علاوه بر رویتر معدودی از بزرگترین و متنفذترین شرکت‌های تجاری، مالی و اعتباری انگلستان هم از فکر تأسیس بانک شاهنشاهی استقبال کرده و در بنیانگذاری این بانک فعالانه مشارکت جستند و هنگامی که تمام شرایط داخلی و خارجی اجرای این طرح در ایران فراهم شد، مخالفتهای عدیده داخلی و خارجی هم که در رأس آنها روسیه ‌تزاری قرار داشت نتوانست در روند تأسیس و سپس ادامه فعالیت بانک شاهنشاهی در ایران مشکل جدی ایجاد کند. بنابراین در سال 1889م/1306ق در ایران بانکی تأسیس شد که مقدر بود تا حدود شصت سال نبض اقتصاد تجاری و پولی- اعتباری آن را در اختیار بگیرد و اقتصاد و سیاست کشور را در مسیری که دلخواه سیاستگذاران لندن بود، هدایت نماید.
 
از شرکت جنابعالی در این گفت‌وگو صمیمانه قدردانی می‌نمایم.
 
من هم برای شما آرزوی سلامت و بهروزی دارم.
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.