بسیاری از سرودها به شکل خودجوش، توسط مردم تولید می‌شدند
«یادها و یادمان‌هایی از ساخت برخی سرودهای انقلاب اسلامی» در گفت‌وشنود با احمدعلی راغب

بسیاری از سرودها به شکل خودجوش، توسط مردم تولید می‌شدند

سرودهای دوران انقلاب اسلامی، هویتی جدا از این پدیده ندارد و تاریخچه پیدایش و ساخت آنها، مدخلی است بر شناخت بیشتر آن دوره از تاریخ و مردمی که این حماسه بزرگ را رقم زدند. در گفت‌وشنودی که پیش روی شماست، استاد احمدعلی راغب به بیان برخی خاطرات خویش از ساخت این گونه سرودها پرداخته است.

جنابعالی پدیدآورنده تعداد زیادی از سرودهای انقلابی و در این راه پیشگام هستید. از نخستین خاطرات خود در این زمینه برایمان بگویید.

بسم الله الرحمن الرحیم. تاجایی که به خاطر دارم، مرحوم حسین منزوی شعر بسیار زیبا و گویایی برای ورود حضرت امام ساخته بود. لحظه خروج حضرت امام از هواپیما و پایین آمدن ایشان از پله‌ها، با انواع و اقسام سرودها و ملودی‌ها پخش می‌شد. من وقتی این شعر را ــ که حال و هوای عارفانه خاصی داشت ــ دیدم، این فکر به ذهنم رسید که می‌توان از آن سرود زیبایی ساخت و فی‌البداهه روی آن ملودی گذاشتم و آن را برای دوستان و از جمله خود مرحوم منزوی خواندم. ایشان بسیار پسندیدند و از من خواستند که خوانندگی کار را به مرحوم رضوی سروستانی بسپارم. من قبول کردم و ترانه با صدای مرحوم سروستانی ضبط و از رادیو پخش شد. این کار فقط با همراهی یک «عود» اجرا شد که با حال و هوای عارفانه شعر تناسب داشت و مخصوصا گروه سنی خاصی خیلی آن را پسندیدند. من با عود، ملودی را یک صبح تا ظهر با آقای سروستانی کار کردم و همان روز ترانه ضبط شد. بعد تصاویر را آوردند و آن را با شعر هماهنگ و سینک کردیم. حاصل کار طوری از آب درآمد که انگار شعر را برای آن تصاویر ساخته بودند. شعر مرحوم منزوی بسیار عمیق و پرمعنا بود و تصاویری که با آن سینک شد، از لحظه پایین آمدن امام از هواپیما تا ورود ایشان به سالن فرودگاه بود. از آن زمان به بعد، تلویزیون دائم این کلیپ را پخش می‌کرد. گاه پیش آمد که در طول روز، ده بار این کلیپ از دو شبکه موجود آن زمان پخش می‌شد و دیگر با این تصاویر موسیقی دیگری پخش نشد.

 

احمدعلی راغب

 

بعضی از سرودها، اشعار محکمی مثل آثار چهره‌هایی چون مرحوم منزوی و مرحوم حمید سبزواری نداشتند. این سرودها چگونه و چرا از صداوسیما پخش می‌شدند؟

بعضی از این سرودها به‌رغم انتقاداتی که ما داشتیم، به صورت خودجوش و مردمی در بیرون از سازمان ساخته می‌شدند و به صداوسیما راه پیدا می‌کردند و به‌رغم اینکه اشعارشان ایراد داشت، پخش می‌شدند. مثلا ما ترانه «الله الله» با صدای رضا رویگری را به خاطر شعر ضعیف آن رد کردیم، ولی سازنده سرود توسط فردی خدمت شهید آیت‌الله بهشتی رفته و تأیید ایشان را گرفته بود و ما آن را پخش کردیم. کار توسط آقای خشنود ساخته شده بود و به شعر آن ایرادهایی وارد بود، اما چون از اشعار و ایضا شعارهای مردم گرفته شده بود و مورد استقبال مردم قرار گرفت، آن را پخش کردیم. عضی از کارها هم خارج از سازمان ساخته می‌شدند، اما قوی بودند و ما آنها را پخش می‌کردیم؛ مثل سرود «دیو چو بیرون رود فرشته درآید» ساخته آقای اربابی. ایشان با چند نفر دیگر گروهی را تشکیل داده بود و این کار را ــ که ایده اصلی آن از مرحوم مجتبی میرزاده بود ــ ساختند. ایشان قبلا در رادیو کار می‌کردند، اما اختلاف پیدا کرده و قهر کرده بودند. ما ایشان را به رادیو دعوت کردیم. فوق‌العاده فعال و بسیار باسلیقه بودند. سرود «دیو چو...» اصلا ساز ندارد و فقط با طبل و سنج همراه می‌شود که از آن می‌توان صدای «مرگ بر شاه» را شنید. بسیار ایده جالبی بود و شعار مردم را با سنج بیان می‌کرد و اصلا ارکستری در کار نبود!

 

سرودهایی که شبیه مارش نظامی بودند، چگونه ساخته شدند؟

گروه‌های تولید موسیقی، غیر آنچه در صداوسیما بود و چند کار مقطعیِ مراکز نظامی، در جاهای دیگر فعالیت چندانی نداشتند. ما چند کار را پخش کردیم که تولیدکنندگان آنها در نیروهای نظامی بودند، از جمله سرود «انجز، انجز وعده» که قبل از اخبار پخش می‌شد و متعلق به رسته یک ارتش نیروی زمینی بود. این سرود برای اولین‌بار، در حضور حضرت امام و وسط کادر نیروی زمینی ارتش همراه با دسته موزیک، به رهبری یک درجه‌دار اجرا شد. موقعی که نوار این کار به دست ما رسید، کل گروه را به استودیوی شماره 8 دعوت کردیم و استاد فریدون شهبازیان با آنها تمرین و کارشان را هماهنگ کردند. بعضی از سازهای آنها حذف و سازهای دیگر جایگزین شدند و کار هم به صورت ارکسترال و هم بدون ارکستر ضبط شد. معمولا قبل از اخبار، بدون ارکستر آن پخش می‌شود.

سرود نظامی دیگری که واحد هلیکوپترسازی نیروی هوایی در حضور امام اجرا کردند، سرود «روح منی خمینی» بود. ما آنها را هم دعوت کردیم و آمدند و کار را با کیفیت بهتری اجرا و ضبط کردیم. نیروهای ارتش هم مدام در این زمینه مشغول کار بودند. به آنها گفته شده بود که نباید منتظر صداوسیما بمانند و باید خودشان مشغول کار شوند و اثر تولید کنند و موسیقی انقلاب را پیش ببرند تا دیگر مجبور نباشند در صبح‌گاه از مارش‌های غربی استفاده کنند! افرادی مثل آقایان کردبچه و عظیمی، آثاری می‌ساختند و برای ما می‌آوردند و مجوز پخش می‌گرفتند و ما هم حق و حقوقشان را طبق معیارهای سازمان می‌پرداختیم تا برای ادامه کار و ساخت سرودهای انقلابی، اشتیاق بیشتری پیدا کنند.

 

در آن سال‌ها سرودهای مناسبتی هم زیاد شنیده می‌شدند. نحوه ساخت این آثار چگونه بود؟

همین‌طور است. گاهی به سفارش شخص خاصی، سرودی ساخته می‌شد؛ از جمله سرود «آمریکا، آمریکا، ننگ به نیرنگ تو» که ملودی آن را من ساختم. ساخت این اثر هم، جزء خاطرات به‌یادماندنی من است. یک روز ساعت 12 ظهر بود که خدمت مرحوم آقا سیداحمد خمینی رسیدیم و ایشان نامه‌ای را به ما نشان دادند و گفتند: این متن را امام نوشته‌اند و قرار است در اخبار ساعت 14 صداوسیما خوانده شود. مضمون پیام این بود: ایران رابطه با آمریکا را می‌خواهد چه کند و این رابطه به چه درد ایران می‌خورد. در انتهای یادداشت هم نوشته بودند: «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند!» البته امام قبلا این را در بیاناتشان گفته بودند، ولی حالا مکتوب شده بود. احمد آقا این یادداشت را به ما نشان دادند و پرسیدند: آیا امکان تبدیل این پیام به یک اثر موسیقایی وجود دارد؟ من گفتم: «چرا نشود؟ اگر یک شعر خوب در بحر عروضی خاصی که موسیقایی و آهنگین باشد، داشته باشیم، گذاشتن ریتم و ملودی روی آن کار دشواری نیست».

مرحوم آقای سبزواری همان جا گفت: «من فردا صبح شعر متناسب با این پیام را به دست آقای راغب می‌رسانم!» همان جا با هم عهد کردیم که این اثر را به‌سرعت بسازیم. بعد هم آقای اسفندیار قره‌باغی را برای اجرای اثر دعوت کردیم. در این سرود بود که جمهوری اسلامی به شکل علنی و رسمی به آمریکا «نه» گفت. فکر می‌کنم 19 یا 20 خرداد سال 1359 بود که این سرود پخش شد.

 

برای موسیقی‌های بومی و استانی چه فکری کردید؟

در سال 1360، مسئولیت مراکز تولیدی موسیقی استان‌ها را به عهده گرفتم. در آن زمان فقط استان‌های خراسان، گیلان، فارس، کردستان واحد موسیقی داشتند و کارهایشان را برای گرفتن مجوز، برای ما می‌فرستادند. ما هم خیلی سخت می‌گرفتیم تا موسیقی سمت وسوی درستی را طی کند و کارها دقیق انجام شوند. مراکز استان‌ها بدون مجوز ما، اجازه پخش موسیقی نداشتند. علت این سختگیری‌ها هم این بود که افراد وابسته به گروهک‌ها، آثار خود را خیلی راحت ضبط و پخش می‌کردند که در بعضی از آنها حتی توهین به امام هم دیده می‌شد!

تمام تلاش ما این بود در فضایی که موسیقی حرام و حلال مطرح بود، نوعی موسیقی فاخر و متعالی را پیش ببریم. کافی بود که فقط راه را پیدا کنیم و وقتی سوژه را پیدا می‌کردیم، تولید اثر چندان دشوار نبود. آن روزها بحث پول مطرح نبود. من تازه در سال 1372 بود که فهمیدم باید برای این کارها پول می‌گرفتم! ما برای تشخیص موسیقی متعالی از راهنمایی روحانیونی چون شهید آیت‌الله بهشتی، آیت‌الله خامنه‌ای و... بهره می‌گرفتیم و سؤالاتمان را از آنها می‌پرسیدیم تا بدانیم یک حکومت اسلامی واقعا به دنبال چه نوع موسیقی است و به چه چیزی موسیقی متعالی و فاخر می‌گوید. فکر کنم که بسیاری از مردم، با ما هم‌عقیده باشند که آثاری که در آن دوره تولید شدند، دارای چنین صفتی بودند و خاطره آن تاکنون در اذهان مانده است.

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.