غیرسیاسیونی که در بطن سیاست بودند
فراماسونری در دوره پهلوی دوم؛

غیرسیاسیونی که در بطن سیاست بودند

فهرست اسامی لژ همایون نشان می‌دهد امیر قاسم اسکندرانی، وزیر پست و تلگراف، رضا جعفری، وزیر فرهنگ، همچنین متین دفتری، علی سهیلی، سفیر ایران در لندن و مدیر کل گمرک، نمایندگان مجلس، رئیس آژانس یهود و معاون مهاجرت اسرائیل در ایران و تعداد دیگری از مناصب متعدد حکومتی در این لژ عضو بودند

لژهای فراماسونی و فراماسونرها در دوره پهلوی دوم رشد چشمگیری داشتند. در این مقطع این لژها به نوعی به محلی برای تربیت کادرهای سیاسی و نیروهای مورد نیاز حکومت تبدیل و در نبود احزاب، جایگزین حزب شده بودند با این تفاوت که ماهیت پنهان و وابسته آنان بیشتر حربه‌ای برای افزایش وابستگی و تأمین اهداف بیگانگان بود.

 

لژهای فراماسونری و دایره نفوذ

پس از 20 شهریور 1320 (1941م) و روی کار آمدن محمدرضا پهلوی عصر پرفروغ فراماسونرها در ایران آغاز شد. محمد خلیل جواهری، یکی از عوامل رشد لژهای ماسونی در این مقطع به گفته خودش با زمامداری فروغی از اعضای اصلی لژ بیداری ایران فرصتی برای مطالعه فعالیت لژهای فرماسونری در ایران یافت و پیگیر تأسیس لژهای جدید شد. فروغی در دیدار با جواهری ضمن ابراز خوشوقتی از افکار جواهری به او از فعالیت مجدد لژ بیداری ایران خبر می‌دهد و او را به فعالیت در این لژ تشویق می‌کند، اما جواهری درصدد تأسیس لژ جدیدی بر می‌آید.1

 

او ناگزیر با اشغال فرانسه، با لژ الپینای سوئیس مکاتبه می‌کند. پاسخ این لژ به نامه جواهری می‌تواند بیانگر رویکرد دولت‌های خارجی به نفوذ این لژهای فراماسونری در ایران باشد. در این نامه آمده برای ملت‌هایی چون ملت ایران که در جست‌وجوی راه ترقی هستنند بهترین طریق این است که یک طبقه منورالفکر بتواند با وحدت فکری لازم مجتمع شود. در این نامه همچنین به نام ابوالقاسم فروهر، وزیرمختار ایران در سوئیس، به عنوان یکی از اعضای فعال لژ الپینا اشاره شده است.2 در نهایت چون این لژ سوئیسی نیز از فعالیت در خارج از سوئیس عاجز بود، جواهری با مرکز لژ مصری «محفل اکبر ایدئالی جهانی» وارد مکاتبه شد و لژ همایون را در سال 1330 (1951) تأسیس کرد.3

 

جواهری درباره اعضای لژ همایون می‌گوید: در مدت پنج سال فعالیت 233 نفر از افراد برجسته کشور در تهران و 48 نفر در لژهای اهواز، تبریز، خرمشهر و اصفهان به عضویت لژ همایون درآمدند.4 فهرست اسامی لژ همایون نشان می‌دهد امیر قاسم اسکندرانی، وزیر پست و تلگراف، رضا جعفری، وزیر فرهنگ، همچنین متین دفتری، علی سهیلی، سفیر ایران در لندن و مدیر کل گمرک، نمایندگان مجلس، رئیس آژانس یهود و معاون مهاجرت اسرائیل در ایران و تعداد دیگری از مناصب متعدد حکومتی در این لژ عضو بودند.5

 

انجمن اخوت نیز یکی از تشکیلات ماسون‌ها بود. بیشتر اعضای این انجمن از فراماسونرهای لژ بیداری ایران بودند که بنا بر مصالحی فعالیت‌های فراماسونی آن علنی بود و به موازات شبکه‌های سری قرار داشت. اما این انجمن نیز حاشیه امنیتی سختی داشت؛ چنان‌که در اسناد ساواک رژیم پهلوی، گزارش‌های چندانی از آن موجود نیست.6 از جمله چهره‌‌های مشهور این انجمن علیرضا پهلوی، برادر محمدرضاشاه، ابراهیم حکیمی از اعضای لژ بیداری ایران، محمود جم، همایون سیاح، خزانه‌دار لژ بیداری ایران، بودند.7

 

از دیگر لژهایی که در دوران پهلوی دوم تأسیس شدند لژهای چهارگانه وابسته به آلمان «مهر»، «آفتاب»، «وفا» و «صفا» و «لژ مستقل ملی ایران» بودند. لژ مهر از جمله لژهای ماسونی مرتبط با انجمن اخوت در بهمن 1338 در تهران و به تقاضای هفت چهره ماسونی چون عبدالله انتظام، سیدحسن تقی‌زاده، ابوالحسن حکیمی، نصرالله صبا، حسین علاء و تقی اسکندارنی و تئودور فوگل آلمانی تأسیس شد. البته نقش تقی‌زاده در این میان خیلی برجسته بود. آلمانی بودن این لژها برای فرار از برچسب بدنامی ارتباط با انگلیس و استفاده از نیروی سوم در این مقطع بود.

 

نخستین گام برای راه اندازی لژ مهر تشکیل سازمان نیمه‌مخفی کلوپ ماسونیک در سال 1958 بود. این گونه کلوپ‌ها نقش واسط بین داوطلبان و لژ اصلی را داشتند و ارتباط لژ با دنیای بیرون را موجب می‌شدند. در لژ مهر حسین علاء استاد اعظم و تقی اسکندرانی دبیر اول و بعدها تا پایان عمر دبیر بزرگ آن بود. استقبال از این لژها موجب شد لژ آفتاب با استادی فوگل تشکیل شود. این دو لژ را لژهای انگلیسی و فرانسوی به رسمیت می‌شناختند. بعدتر لژ «ستاره سحر» به استادی جعفر شریف‌امامی نیز ایجاد شد که این لژ نیز توسط رهبری آفتاب و مهر تأسیس و هدایت شد. شریف‌امامی خود عضو لژ آفتاب بود و مراحل ارتقا را از عضو ساده تا رتبه‌های استادی و استادی ارجمند طی کرده بود. 8  

 

پس از مدتی این لژها تصمیم به تشکیل «گراند لژ ایران» متشکل از سه لژ مهر، آفتاب و ستاره سحر گرفتند که آلمانی‌ها نیز پذیرفتند. در دسامبر 1960 به دلیل انشعاب در لژهای فراماسونری آلمان و گستردگی و تعداد زیاد این لژها و خارج شدن آنها از کنترل گردانندگان اصلی و سنتی استقلال لژهای ایرانی طرح و عبدالله انتظام به نمایندگی از سوی شخصیت‌های اصلی چون تقی‌زاده، غلامعلی میکده، مختارالملک صبا نزد شاه رفت و او نیز با تشکیل لژ مستقل ملی ایران از اتحاد لژهای گوناگون موافقت کرد. در این جریان حمایت حسین علا مهم بود.

 

پس از این لژهای متحد آلمان استقلال سه لژ مهر، آفتاب و ستاره سحر را به رسمیت شناختند و تشکیل لژ مستقل ملی ایران اعلام شد و حسین علاء و تقی‌‍‌زاده در مقام اولین و دومین استاد قرار گرفتند. اما مجموعی از اعضای لژ ستاره سحر مانند جعفر شریف‌امامی، امیر حکمت، اشرف احمدی معدل بر مبنای رقابت شریف‌امامی با حسین علاء و نقش این لژها در سرنوشت سیاسی و اداری کشور و تأمین کادر برای بخش‌های مختلف تقاضای الحاق و همبستگی مجدد به لژهای متحد آلمان و خروج از گراند لژ ایران و حفظ وابستگی با لژهای جهانی را درخواست کردند. علاء نیز پس از مشورت با هیئت رهبری آن را پذیرفت. در نهایت استقلال‌خواهی این لژهای آلمانی از انگلیس را نشانه طغیان آنان بر عبودیت لژهای انگلیسی خواندند،9 اما این روند به دلیل رقابت‌های موجود و عدم اتحاد بین فراماسونرهای ایرانی، سنگین بودن وزنه مخالفانی چون شریف‌امامی و منافات با اصول فراماسونری به حذف چهار لژ فوق در سالنامه جهانی فراماسونی و جایگزینی دو لژ «سحر» و «ناهید» منجر گردید.10

 

هرچند ادعای این لژها غیرسیاسی بودن بود اما ماهیت این لژها در کشورهایی چون ایران به نوعی رویکرد حمایتی از کشور وابسته را بر فضای آن لژ و اعضایش حاکم می‌کرد. در واقع گویی اهداف کشور مادر لژ در صدر اهداف آنان قرار می‌گرفت

 

این عصیان را به رویه در پیش گرفته‌شده لژ «روشنایی» نسبت می‌دهند که از لژهای وابسته به انگلیس بود. این لژ که پس از خروج ارتش انگلیس از ایران، از فعالیتش کاسته شده بود با تأسیس لژ «همایون» دوباره فعال شد.11 لژ روشنایی در ایران برای آنکه سروری خود را بر روی همه فراماسون‌های ایرانی حفظ نماید و از اطلاعات و فعالیت‌های آنان بهره گیرد نظارت کامل خود را بر لژهای ایران تحمیل کرد. این اقدام به نفع سازمان‌های اطلاعاتی، اقتصادی و سیاسی انگلیسی بود و بدون درنگ با موافقت مرکز لژ اسکاتلند در ادینبورگ مواجه شد. اما مخالفت لژهای آلمانی را به همراه داشت. در نهایت نیز انتخاب سعید مالک در رأس گراند لژ مستقل ایران مسئله را حل کرد.12 چون او مورد اعتماد دستگاه حاکم و فراماسونرها بود. این سازمان وظیفه‌اش هماهنگی مجموع فعالیت‌ها، کسب اطلاعات واصله و نظارت بر مشاغلی بود که در ایران به افراد واگذار می‌شود. سازمان‌های انگلیسی با ریاست مالک موافقت کردند، اما یک انگلیسی را در لندن به معاونت او منصوب نمودند که وظایفش به رئیس لژ روشنایی واگذار شد. اما انگلیسی‌ها از پوشش این سازمان برای کارهای خود استفاده کردند.13

 

در مجموع در میان فراماسونرهای عصر پهلوی دوم، فروغی، تقی‌زاده، ابراهیم حکیمی، جعفر شریف‌امامی، عبدالله و نصرالله انتظام شهرت فراوانی داشتند و صاحب نفوذ در میدان قدرت بودند. میزان نفوذ و محدوده وابستگی آنان را می‌توان با توجه به تأثیر این لژها در عرصه سیاسی و اقتصادی و وابستگی جمعیت‌هایی چون کلوپ «روتاری»، باشگاه «لاینز»، «لاینز کلوپ» و کلوپ‌های دیگر به این لژها و وابستگی لژها به گراند لژهای مادر خارجی دریافت.14 برای مثال ابراهیم حکیمی، حسین علاء، عبدالله انتظام، جعفر شریف‌امامی، سعید مالک، سیدحسن امامی، حسین شقاقی، مصطفی تجدد، امیرسعید حکمت هر کدام از رؤسای لژهای وابسته به انگلیس، اسکاتلند، فرانسه و آلمان محسوب می‌شدند.

 

نفوذ ماسون‌ها در دوره پهلوی دوم چنان شد که در سال 1351 هشت نفر از اعضای هیئت وزیران از جمله هویدا، نخست‌وزیر، 24 نفر از اعضای مجلس سنا و در رأس آنها شریف‌امامی، 54 نفر از نمایندگان مجلس شورای ملی، 24 نفر از اجزای وزارت خارجه، همچون عباسعلی خلعتبری، وزیر و سفرا فراماسون بودند.15 البته در کنار اینها، تعداد زیادی از رده‌های پایین‌تر نیز عضو این لژها بودند و همین امر حوزه نفوذ آنان را نشان می‌داد.

 

رویکرد در سیاست

هرچند ادعای این لژها غیرسیاسی بودن بود، اما ماهیت این لژها در کشورهایی چون ایران به نوعی رویکرد حمایتی از کشور وابسته را بر فضای آن لژ و اعضایش حاکم می‌کرد. در واقع گویی اهداف کشور مادر لژ در صدر اهداف آنان قرار می‌گرفت. از سوی دیگر اغلب اعضای این لژها از حامیان سلطنت بودند و در راستای تقویت آن بسیار تلاش کردند. این امر با توجه به نقش این لژها در کودتای 28 مرداد 1332 قابل درک است. برای نمونه برخی معتقدند جواهری با کمک میجر جاکسن انگلیسی که در سفارت انگلیس در تهران سمت ظاهری وابسته اقتصادی داشت، عده‌ای از افراد مورد نظر سفارت انگلیس را وارد این لژ کرده است که در جریان کودتای 28 مرداد مؤثر بودند.16

 

چنان‌که محمد خلیل جواهری می‌آورد جوانی در یکی از جلسات لژ همایون پیشنهاد عدم مداخله در سیاست را داد و همگان پذیرفتند. اما سپس از طریق کارآگاه مخصوص نخست‌وزیر متوجه شدیم او فردای همان پیشنهاد، به خانه دکتر مصدق رفته و دو ساعت با او خلوت کرده است. پس از این در روزهایی که او در جلسه حضور داشت از صحبت درباره امور سیاسی و تشریح اقدامات در راستای سقوط مصدق خودداری می‌کردیم. او همچنین در توضیح ندادن پیشنهاد اخراج و مجازات این جوان می‌گوید: چون می‌دانستیم به محض خروج او نیروی دیگری از سوی دولت تعیین خواهد شد.17

 

بنابراین اغلب اعضای این لژها با رویکرد ملی‌گرایی و استقلال‌طلبی مصدق مخالف بودند. حتی در جریان پیشنهاد مصدق برای رفراندوم انحلال پارلمان این لژ اعلام کرد که هیچ یک از اعضایش حق شرکت در رفراندوم و موافقت با دولت را ندارند. زمانی که عکس شهاب خسروانی در حال دادن رأی چاپ شد محاکمه و هنگامی که مشخص شد این عکس مربوط به گذشته است تبرئه گردید. حتی به گفته جواهری لژ همایون در پنجاه سال حیاتش در امور سیاسی نفوذ زیادی داشت.18

 

آنها از حامیان جدی سلطنت بودند و با فوت آنها حامیان پهلوی به چند جوان بله قربانگو محدود شد.19 در واقع ماسون­‌ها در عصر پهلوی در راستای منافع کشورهای مادر در تقویت حکومت پهلوی کوشش کردند و نفوذ و قدرت بی‌حدشان را به پشتوانه درجه وابستگی خود به کشورهای بیگانه دریافت می‌کردند.

 

عزت‌الله متوجه در پشت میکروفون در کلوپ روتاری شمیران

کلوپ‌های فراماسونری نقش واسط بین داوطلبان و لژ اصلی را داشتند و ارتباط لژ با دنیای بیرون را موجب می‌شدند

اجرای برنامه توسط عزت‌الله متوجه در کلوپ روتاری شمیران

شماره آرشیو: 13804-3ع

مطالب مرتبط
فعالیت زیرپوستی لژنشینان عصر پهلوی اول
سکوت اسرارآمیز یک محفل
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.