27 مرداد 1341

27 مرداد 1341

نتایج مثبت یک کودتا به روایت امیرانی / اگر 28 مرداد کودتای نظامی هم بود نتیجه اش به سود ملت تمام  شد!/حفظ استقلال کشور بزرگترین نتیجه مثبت 28 مرداد!/اگر ۲۸ مرداد نبود بدون شک مملکت به کام کمونیسم می رفت!/سازمان های منحله و سازمانی که باید به حسابش رسید!/دولت شاه از دولت سکوت و حرفه موفق تر خواهد بود!/وزیر کشاورزی : در کابینه امینی چند بار استعفا دادم!

نتایج مثبت یک کودتا به روایت امیرانی / اگر 28 مرداد کودتای نظامی هم بود نتیجه اش به سود ملت تمام  شد!

«علی اصغر امیرانی » مدیر مجله «خواندنی ها» طی یادداشتی در شماره امروز این نشریه نوشت : امروز درست ۹ سال تمام از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ می گذرد. در این مدت، شش دولت و سه مجلس آمده و رفته اند و هر سال به نحوی مراسم یادبود این روز را بر پا داشته اند.

فرض محال اگر این واقعه صد در صد کودتای نظامی بود، آن هم به کمک خارجی ولی نتیجه اش به سود استقلال و آزادی مردم و مملکت، چه عیبی داشت؟! و بالعکس اگر قیامی بود صددرصد ملی و به دست مردم ولی نتیجه اش به زیان استقلال کشور و آزادی مردم آن، چه سودی داشت؟!

 

حفظ استقلال کشور بزرگترین نتیجه مثبت 28 مرداد!

بنا براین بهتر این است که به جای گفت و گو برسر لاهوت و ناسوت قضیه، بررسی نتایج مثبت و منفی حاصل از آن و تأثیرش در سرنوشت مردم و مملکت با تمام دشواری و جنبه سهل و ممتنعی که دارد بپردازیم تا به مسائل فرعی دیگر؛ از بزرگ ترین نتیجه مثبت قیام ملی ۲۸ مرداد حفظ استقلال کشور و نجات آن از هرج و مرج و خطر سقوط می باشد و زیان آورترین نتیجه منفی این بود که حکومت هایی از نوع دکتراقبال که در میان مردم تکیه گاهی نداشتند و نمی توانستند و نمی خواستند هم داشته باشند به مردم و جهانیان چنین وانمود کردند که در ایران دولت و مجلس و مطبوعات و افکار عمومی و این چیزها وجود ندارد و این موضوع را با بوق و کرنا هرجا و هر موقع آن قدر گفتند و تکرار کردند که گویی با تظاهر به این موضوع عمدا با مخالف خوانان در ملی نبودن این قیام مسابقه و هم داستانی دارند ،در صورتی که آن مقام خود بارها رسما و عملا خلاف این نظریه را ثابت کرده و آزاد گذاشتن دست دولت سابق در کارها یکی از آنها بود.

 

اگر ۲۸ مرداد نبود بدون شک مملکت به کام کمونیسم می رفت!

اگر قیام ۲۸ مرداد نبود بدون شک مملکت به کام کمونیسم می رفت و اگر هم درسته نمی رفت پس از یک برادر کشی بیهوده سرنوشتی نظیر کره و لائوس پیدا می کرد و دیگر بنده و سرکاری نبودیم که این ها را بنویسیم و بخوانیم.

 

سازمان های منحله و سازمانی که باید به حسابش رسید!

« علی اصغر امیرانی» در ستون «بدون روتوش» شماره امروز «خواندنی ها » نوشت : خدایشان نیامرزد، که همگی به نفرین های مکرر و شداد و غلاظ ما مردند چه خوب و به موقع از دنیا رفتند. سازمان های زائد را می گویم که در این هفته براثر بیماری همه گیر ضیق بودجه ، جواز دفنشان که فرمان انحلال باشد صادر شد.

این خدا نیامرزها، در تمام طول عمر بی حاصل خود، جز خرج و درد سر، برای مردم و مملکت حاصلی نداشتند. اسمی بی مسما، ولی عنوانی چنان پرطمطراق داشتند که موضوع بر خودشان هم مشتبه شده بود.

«شورای عالی اقتصاد!» چه عنوان دهن پر کن بزرگی، آنهایی که از دور، مثلا در دیار یاجوج و مأجوج یا سرزمین «لومومبا» این عنوان را می شنیدند خیال می کردند، نه تنها تمام معضلات اقتصادی کشور و خاورمیانه، بلکه قالب گرفتاری های مالی و اقتصادی جهانی در این شورای عالی حل و فصل می شود و قطعا در دل بر ما رشک می بردند، غافل از این که در تمام مدت این چندسال، هر درد بی درمان اقتصادی و بیماری خانمان برانداز مالی که پیدا کرده ایم نتیجه دخالت و یا نظارت و لااقل اطلاع این مشاور ناوارد و پرستار غیر صدیق بوده است.

یک چنین شورایی داشتیم و آن پزشک ندانم کار، نسخه تورم ارزی را برای مزاج ضعیف کشور و مردم لاغرش تجویز کرد، یک چنین شورایی بود و کشور نمایشگاه بنجل های خارجی و جولانگاه کالا های آنها شد.

این شورا بود و بانک های خارجی و نیمه خارجی به نام و عنوان ایرانی، قارچ وار سبز شدند و زالو مانند به مکیدن خون مملکت که ثروت مردم باشد مشغول شدند.

کجای دنیا، یک بانک خارجی در خاک کشور دیگر به صورت شرکت سهامی و در لباس آن می تواند تاسیس شود که در اساسنامه اش قید کند: هیئت مدیره یا مدیرعامل باید خارجی باشد؟ اگر روزی خدای نکرده یکی از این بانک ها ورشکست شود، خسارت مردم را که خواهد داد؟

نویسنده پس از شرح اقدامات سازمان های منحله نوشت : این بود داستان دو سازمان و یک شورا که میلیون ها پول و توقع و امید و انتظار مردم را بر باد داد تا خود نیز بر باد رفت ، با این حال هنوز در میان سازمان ها و دستگاه ها تأسیسات و تشکیلاتی هستند که انسان از دست آنها مانند عقرب های جهنم به چنین مارهای غاشیه ای پناه می برد.

چنین است سازمان معنون دیگری به اسم «سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی» و داستان «دو تومان به صدهزار تومان آن» که تا کنون در هیچ نشریه ای مطرح نشده و نخواهد شد، خدمات اجتماعی این سازمان به جای خود محفوظ، ولی حساب و کتاب پس دادنش در ردیف بنیاد پهلوی باید برای مردم معلوم و مشخص باشد. سازمانی که قریب صد میلیون ریال که برابر با نصف بودجه اداره انتشارات و رادیو کل کشور است فقط به اسم وعنوان تبلیغ از بودجه آن که دو تومان دو تومان به عنوان کمک به بینوایان گرفته شود به وسیله نفر معلوم و مرموزو مجهول برداشت می شود، مضافا این که نیم ساعت در هفته وقت رادیو ایران را که هم ارزمیلیون ها ریال می باشد و هم اکنون دقیقه ای هزار تومان در اجاره می باشد نیز به رایگان در اختیار دارد. بازرسی شاهنشاهی بود و یک چنین جریاناتی به وجود آمد.

 

دولت شاه از دولت سکوت و حرفه موفق تر خواهد بود!

«خواندنی ها » به نقل از «دیپلمات» در ستون «می گویند» نوشته است :

  • بعضی از دولت های ایران دارای لقب و عنوانی بودند مثلا دولت آقای دکتر اقبال «دولت کار» ،  وحکومت آقای مهندس شریف امامی «دولت سکوت» و دولت آقای دکتر امینی «دولت حرفه» نامیده شده بود اما حکومت آقای علم«دولت شاه» نامگذاری شده و از همه موفق تر خواهد بود.

 

وزیر کشاورزی : در کابینه امینی چند بار استعفا دادم!

«خواندنی ها » به نقل از «روشنفکر» متن گفت و گویی را با ارسنجانی وزیر کشاورزی منتشر ساخت.

سوال - بعد از استعفای ناگهانی دکتر امینی، در بعضی از محافل سیاسی شایع شد که یکی از علل کناره گیری ایشان اختلاف نظرهایی بوده که در جریان کار دولت بین جنابعالی و نخست وزیر به وجود آمده بود، آیا این شایعه حقیقت دارد؟

جواب - نه!

سوال : ولی به طوریکه شایع است خود آقای دکتر امینی تلویحا این موضوع را تایید کرده اند!

جواب- کجا؟

سوال : در جلسات خصوصی که با دوستان نزدیک خود داشته اند!

جواب » خوب چی گفته اند؟

سوال : آن طور که دوستان ایشان نقل می کنند، آقای دکتر امینی به خاطر اختلافاتی که در زمینه کار اصلاحات ارضی، بودجه و چند موضوع دیگر با شما پیدا کرده بودند چند بار به جنابعالی تکلیف می کنند که از پست وزارت کشاورزی استعفا دهید اما شما زیر بار نرفته و گفته اید بهتر است خودتان مرا کنار بگذارید. یعنی دولت استعفا بدهد.»

جواب :  اگر هیچ کس نداند، خود دکتر امینی می داند که من هیچ وقت عاشق میز وزارت نبودم. در مدت چهارده ماهی که دولت ایشان مصدر کار بود من بارها استعفا دادم، اما آقای دکتر با اصرار و سماجت عجیبی هر بار خواهش کرد تا استعفای خود را پس بگیرم و همچنان در کابینه باقی باشم.

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.