مبارزه با استبداد در  حوزه و دانشگاه
نگاهی به مبارزات سیاسی دکتر مفتح؛

مبارزه با استبداد در حوزه و دانشگاه

دکتر مفتح در مسجد قبا با برپاداشتن سخنرانیهای متعدد و روشنگر و کلاسهای ایدئولوژی در سطوح مختلف، به فعالیتهای انقلابی خود شکلی جدید بخشید. در رمضان 56 بود که برای نخستین بار سخنرانیهای 10 هزار نفری در این مسجد برپا شد و این سخنرانیها نقش بسزایی در روشنگری عموم مردم و به خصوص نسل جوان ایفا کرد...

مبارزات سیاسی برای سرنگونی رژیمهای دیکتاتوری همواره ابعاد و زوایای مختلفی داشته است. در واقع این مبارزات بسته به زمان و مکان این مبارزات جنبه‌ها و شکلهای مختلفی به خود می‌گرفته است. گاهی این مبارزات به شکل سخت خود یعنی در قالب فعالیتهای نظامی و چریکی صورت می‌پذیرفته و گاه در قالب فعالیتهای فرهنگی به منحصه ظهور می‌رسیده است. به تعبیر جوزف نای گاهی از قدرت سخت استفاده می‌شود و گاهی از قدرت نرم و حتی در مقاطعی این دو ترکیب می‌شود و نام قدرت هوشمند به خود می‌گیرد. این مسئله در مورد پیروزی انقلاب اسلامی نیز مصداق دارد. انقلابی که در دهه 1970 رخ داد تحلیل‌گران سیاسی را به شوک فرو برد. بدین‌ترتیب یکی از مسائلی که می‌تواند مورد توجه و ارزیابی قرار گیرد نوع و جنس مبارزاتی است که فعالین سیاسی در آن برهه از زمان انجام دادند. در همین ارتباط، یکی از شخصیتهای که تاثیر بسزایی در مبارزات منتهی به انقلاب اسلامی داشت شهید دکتر محمد مفتح بود. شخصیتی که به همراه شخصیتهایی چون شهید مطهری و شهید باهنر از افراد تاثیرگذار فرهنگی در انقلاب بودند. در واقع آنچه تاکنون در بررسیهای مربوط به علل این رویداد کم‌تر مورد توجه قرار گرفته است، عوامل و مبانی فرهنگی این انقلاب بزرگ است. در کنار مبارزات سیاسی، تلاشهای فکری و فرهنگی وجه متمایز نیروهای مبارزی چون آیت‌الله دکتر مفتح بوده است. بر این اساس، پژوهش زیر تلاش خواهد کرد تا به بررسی نوع و جنس مبارزاتی این چهره اثرگذار بپردازد. 

 

آغاز نهضت امام خمینی و تلاش شاگردان برای تنویر افکار عمومی
با آغاز نهضت اسلام به رهبری امام خمینی در سال 1341، شاگردان مکتب ایشان به تبعیت از استادشان وارد صحنه‌ مبارزه شدند. دکتر مفتح با سفرهایی که به نواحی مختلف جهت سخنرانی می‌نمود، مردم مسلمان را به وظایف دینی و سیاسیشان آگاه می‌کرد. اما با دستگیری و تبعید امام خمینی، مبارزه متوقف نگردید؛ بلکه به تأثیر از جو خفقان ایجاد شده، تاکتیک مبارزات تغییر کرد. در این رویکرد شاگردان امام ضمن مبارزه‌ سیاسی به بسترسازی فکری و فرهنگی به منزله‌ی یک اقدام انقلابی توجه خاصی ورزیدند.1

 

تغییر فاز مبارزه و تمرکز بر فعالیتهای علمی و فرهنگی
محدودیت روزافزون فعالیتهای نرم، طی سالهای بعد از تبعید امام، آیت‌الله مفتح را مجبور کرد در فعالیتهای خود رویکرد جدیدی را اتخاذ نماید؛ از آن رو که در سال 1351 توسط ساواک ممنوع المنبر گردیده بود. تمرکز بر فعالیتهای آموزشی و پژوهشی در دانشکده‌ الهیات و معارف اسلامی، اقامه‌ نماز در مسجد دانشگاه تهران و راهنمایی دانشجویان مقاطع مختلف از جمله‌ مواردی بودند که در این سالها توسط دکتر مفتح پیگیری می‌شدند. پذیرش امامت جماعت مسجد تازه تأسیس جاوید توسط دکتر مفتح و دایر کردن کلاسهای مختلف، به زودی حساسیت ساواک را برانگیخت. در سال 54 حکومت پهلوی مسجد جاوید را به علت تجمع جوانان و دانشجویان تعطیل کرد. در این دوران بود که سخنرانی مقام معظم رهبری در این مسجد سبب شد تا هر دوی این بزرگواران دستگیر و تحویل کمیته‌ مشترک ضد خرابکاری گردند. پس از چندی دکتر مفتح از زندان آزاد شد. در همین ایام بود که دکتر مفتح امامت جماعت مسجد قبا را نیز پذیرفت. نزدیکی به حسینه‌ ارشاد و اهمیت توجه به جوانان توسط دکتر مفتح در اندک مدتی، این مسجد را به کانون و مرکز رفت و آمد نیروهای انقلابی تبدیل کرد. وی در این مسجد با برپاداشتن سخنرانیهای متعدد و روشنگر و کلاسهای ایدئولوژی در سطوح مختلف، به فعالیتهای انقلابی خود شکلی جدید بخشید. در رمضان 56 بود که برای نخستین بار سخنرانیهای 10 هزار نفری در این مسجد برپا شد و این سخنرانیها نقش بسزایی در روشنگری عموم مردم و به خصوص نسل جوان ایفا کرد.2 

محدودیت روزافزون فعالیتهای نرم، طی سالهای بعد از تبعید امام، آیت‌الله مفتح را مجبور کرد در فعالیتهای خود رویکرد جدیدی را اتخاذ نماید؛ از آن رو که در سال 1351 توسط ساواک ممنوع المنبر گردیده بود. تمرکز بر فعالیتهای آموزشی و پژوهشی در دانشکده‌ الهیات و معارف اسلامی، اقامه‌ نماز در مسجد دانشگاه تهران و راهنمایی دانشجویان مقاطع مختلف از جمله‌ مواردی بودند که در این سالها توسط دکتر مفتح پیگیری می‌شدند.

همچنین آیت‌الله مفتح علاوه بر حضور قوی در صحنه مبارزات ضد حکومت، دارای سوابق قابل توجه فرهنگی بود. تأسیس مجمع اسلام‌شناسی برای پژوهش در مسائل بنیادی اسلامی و انتشار چندین جلد کتاب از این مجموعه، تحت نظارت دکتر مفتح از فعالیتهای مهم فرهنگی ــ  انقلابی ــ اسلامی نیروهای مذهبی به شمار می‌رود. گردانندگان این مجموعه متفکران و نویسندگانی در حوزه مطالعات اسلامی بودند که در دو سو مشغول مبارزه فکری و فرهنگی بودند. نخست در مقابل هجمه و فشار فرهنگی غربی حاکم بر جامعه و دیگری اصلاح اندیشه‌ها و افکار انعطاف‌ناپذیر و خشک برخی اقشار متحجر و واپسگرای مذهبی که تنها خود را مذهبی قلمداد می‌کردند و این خود از عوامل رویگردانی بسیاری از دین و مذهب بودند. شناخت اسلام راستین و ناب از یک سو برای زدودن خرافات و پیرایه‌های بی‌پایه در میان اقشار مذهبی و از سوی دیگر برای ارائه در مجامع دانشگاهی ضرورت داشت. این در حالی بود که گروه‌های مختلفی داعیه‌دار اسلام ناب و حقیقی بودند. در عین حال، یکی از نهادهای مذهبی که به دست دکتر مفتح و یاران انقلابی وی پس از انقلاب تاسیس گردید جامعه روحانیت مبارز بود. جامعه‌ای که نقش مهمی در فعالیتهای تشکیلاتی سیاسی ـ  مذهبی پس از انقلاب ایفا کرد. این تلاشها به صورتی بوده است که تا به امروز می‌توان آثار آن را مشاهده کرد. آیت‌الله مفتح در کنار استاد مطهری و آیت‌الله بهشتی از اعضای مؤسس و اولین دبیرکل این تشکیلات مهم سیاسی ـ مذهبی بود. تشکیلاتی که برخی همانند آیت‌الله مهدوی کنی و حسن روحانی از دل آن سربرآوردند.3 

در تشکیل کمیته برای استقبال از امام خمینی او حضور فعال داشت. تصاویر بر جای مانده از سخنرانی تاریخی امام در 12 بهمن سال 1357 در بهشت زهرا و ملاقاتهای بعدی که با آحاد ملت داشتند، خود به روشنی حکایت از حضور او در کنار امام دارد. پیروزی انقلاب اسلامی، نیروهای انقلابی را با چالشهای جدیدی رو به رو ساخت. تأسیس نظام جدید بر ویرانه‌های نظام شاهنشاهی و مشکلات ناشی از این انقلاب و دگرگونی، اندک نبود. تأسیس نهادهای انقلابی برای سر و سامان دادن به وضعیت نابسامان جامعه و مقابله با جریانهای ضد انقلاب، از اولین ضرورتهای کشور بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی مسجد قبا با توجه به سوابق سازماندهی و هدایت در دوران انقلاب از اولین مساجد تهران بود که تشکیل کمیته‌ی انقلاب اسلامی را در خود شاهد بود. در واقع شکل و گونه فعالیتهای انقلابی پس از پیروزی انقلاب تا حدودی تغییر کرده بود و این امر ضرورت فعالیت دکتر مفتح و یارانش را در دو جبهه آشکار کرده بود. یک جبهه، اصلاحات ساختاری از بالا به پایین بود که تمام ارکان نظام پهلوی را در بر می‌گرفت و دیگری پیگیری اصلاحات فرهنگی در پایین‌ترین سطوح جامعه بود. جامعه‌ای که سالها تحت تاثیر تبلیغات فرهنگی غرب و مدرنیزاسیون محمدرضا پهلوی نیازمند استحاله بود.4

 

تلاش مضاعف برای تحقق شعار وحدت حوزه و دانشگاه
در کنار مسئولیت کمیته‌ مسجد قبا، آیت‌الله مفتح، بخش قابل توجهی از وقت و انرژی خود را صرف دروس دانشکده الهیات و دانشجویان آن می‌نمود. شالوده‌‌ریزی یک نظام بر اساس آرمانهای اسلامی و انسانی، تلاش مضاعفی را می‌طلبید. این خود از آن رو بود که، فعالیت گروه‌های چپ و مارکسیست در دانشگاه‌ها ضرورت توجه به نسل جوان دانشگاهی را مضاعف می‌کرد. در همین راستا او تلاش می‌کرد تا حوزه و دانشگاه را به نزدیک نماید. او که در حوزه‌ علمیه به درجه‌ اجتهاد در استنباط احکام شرعی و فقهی رسیده بود، در عین حال با گذاشتن قدم به دانشگاه، تحصیلات آکادمیک را هم در عالی‌ترین سطح پشت سر گذاشته بود. بعد از انقلاب، اولین قدمهای اساسی و اصولی برای ایجاد وحدت در این دو قشر، توسط او برداشته شد. در واقع او که تجربه تحصیل در هر دو جبهه را داشت از صلاحیت این امر برخوردار بود که برای نزدیکی آن دو بکوشد. بر همین اساس بود که او هر دو نام آیت آیت‌الله و دکتر را یدک می‌کشید و روز شهادت او را روز وحدت حوزه و دانشگاه نام نهادند.5 دکتر مفتح به همراه یاران خود همچون دکتر بهشتی، شهید مطهری و شهید باهنر پس از پیروزی انقلاب درصد اصلاح ساختاری آموزش و پرورش و دانشگاه برآمدند. در واقع آنها از این مقطع به دنبال انجام اصلاحات از بالا به پایین در کنار اصلاحات از پایین به بالا بودند. این اندیشمندان برای تأثیر گذاری بیشتر، به وزارت فرهنگ و وزارت آموزش عالی رفتند تا ضمن حفظ وظایف اجتماعی بتوانند در تعلیم و تربیت اسلامی جوانان نقش داشته باشند و اگر به فعالیتهای اجتماعی و تبلیغی هم می‌پردازند، صرف انجام وظیفه باشد، نه نیازهای روزمره. دکتر مفتح از این شیوه‌ فعالیت به عنوان تز روحانی غیر‌حرفه‌ای تعبیر می‌نمود.6با این حال عملیاتهای تروریستی اوایل انقلاب و استفاده گروه‌هایی همچون فرقان از ناآرامیهای ابتدای انقلاب مانع از این شد که انقلاب اسلامی از چنین شخصیت برجسته‌ای بیش از پیش استفاده نماید و ایشان در  تاریخ 27 آذرماه 1358 به درجه رفیع شهادت نائل گردید. در واقع گروه‌های معاند جمهوری اسلامی با ترور شخصیتهایی همچون دکتر مفتح، آیت‌الله بهشتی و مرتضی مطهری قصد داشتند مغز متفکر انقلاب و هسته نظریه‌پرداز آن را از بین ببرند. بدین‌ترتیب انقلاب اسلامی یکی از نیروهای وفادار و خدوم خود را که بیشتر توان خود را صرف فعالیتهای فکری و فرهنگی کرده بود از دست داد. نیرویی که تا به امروز جای خالی آن به ویژه در محافل دانشگاهی بیش از پیش احساس می‌شود.


مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.