بقال متقلب

بقال متقلب

... روی کیسه‌های برنج، کلمات درشت "برنج صدری" و روی خیکهای روغن برچسب "روغن کرمانشاهی" به‌خوبی دیده می‌شد. هر کیسه یا خیک با "مهر سربی" ممهور شده و روی آن نوشته شده بود "اداره املاک شاهنشاهی". آن وقت با "اَنگی" که در دست داشت نمونه‌ای از برنجها را درآورد که چیزی جز برنج گرده شلتوک‌‌دار نبود و عینا به همین وجه روغن کرمانشاهی را به من چشاند که متعفن بود...

[ستوان دوم مقصودلو موضوعی را که سبب آزار روحی او شده بود چنین نقل می‌کرد:]

وصول بخشنامه دو هفته پیش که در آن سه جمله از بیانات اعلیحضرت دایر بر دقت در کمیت و کیفیت مواد غذایی سربازان طبق مفهوم عرفی آنها، به عموم افسران گوشزد شده بود، و یقین دارم به همه شما هم ابلاغ شده است. شخص من از اینکه اعلیحضرت تا این درجه علاقه به یک امر حیاتی برای سربازان دارند از خواندن آن خشنود شدم.

اوایل هفته گذشته غذای نمونه افراد آتشبار را نزدم آوردند؛ "عدس پلو" بود. برنج، از جمله مواد غذایی مطلوب در ایران است. ولی به محض اینکه مختصری از آن را چشیدم، از بوی تعفن روغن و طعم برنج گرده پر از شلتوک غذا، زده شدم. از آشپز چگونگی را پرسیدم. گفت در صورت مواد غذایی "برنج صدری" و "روغن کرمانشاهی" ضبط شده، ولی واحدها حق خرید ندارند و مواد غذایی کلا از "اداره سررشته‌داری ارتش" تحویل داده می‌شود.

آن روز گزارش فوری و مفصلی با عین نمونه غذا برای فرمانده گردان فرستادم، که از آن نتیجه‌ای حاصل نشد. اما آخر هفته، که افسر نگهبان پادگان بودم و باز ماجرای عدس پلو تکرار شد، حق داشتم به فرمانده هنگ گزارش کنم، و کردم. این‌بار، طبق نامه‌ای مرا به "سررشته‌داری ارتش" احاله دادند.

وقتی به آنجا رفتم متصدی امر مرا به یک همردیف استوار پیر معرفی کرد که توضیحات لازم را بدهد. ابتدا او سعی کرد مرا به اصطلاح دست به سر کند که زیر بار نرفتم، آن‌وقت دستم را گرفت و به طرف انبار بزرگی برد که در آنجا کیسه‌های برنج و حلبهای روغن انباشته بود. روی کیسه‌های برنج، کلمات درشت "برنج صدری" و روی خیکهای روغن برچسب "روغن کرمانشاهی" به‌خوبی دیده می‌شد. هر کیسه یا خیک با "مهر سربی" ممهور شده و روی آن نوشته شده بود "اداره املاک شاهنشاهی". آن وقت با "اَنگی" که در دست داشت نمونه‌ای از برنجها را درآورد که چیزی جز برنج گرده شلتوک‌‌دار نبود و عینا به همین وجه روغن کرمانشاهی را به من چشاند که متعفن بود. بعد گفت: "من پدرانه به شما نصیحت می‌کنم که به یاوه‌گوییهای پاره‌ای عوامل ناباب، و احتمالا توده‌ای‌های خائن که در همه جا هستند و سعی در اخلال امور دارند، توجه نکنید. این مواد از املاک اختصاصی اعلیحضرت است و نفس مهر اداره املاک دلیل مرغوبیت آنهاست".

من نمی‌توانم برای شما توضیح دهم چگونه متعجب و مبهوت و متحیر از سررشته‌داری برگشتم.

از خودم می‌پرسیدم آیا راست است که "اعلیحضرت"، هم برنج گرده و روغن متعفن حاصل املاک خود را به خورد سربازان بیچاره می‌دهد، و هم آن بخشنامه پر شدت و حدت را درباره وظیفه افسران در تحویل دادن حق سربازان به آنها امر به صدور می‌فرماید؟

وقتی در سربازخانه، مطلب را برای همقطار فرمانده قدیمی آتشبار دوم که دوستم است، بازگو کردم، خنده‌ای تحویلم داد و گفت: "برادرجان این که دیدی و شنیدی مشتی است نمونه خروار. تمام مایحتاج عمده خواربار ارتش غیر از گندم باید از املاک شاهنشاه تامین شود. مازندران و پشت کوه مناطق اصلی تهیه آن هستند. آن وقت بودجه سررشته‌داری برای این لوازم یکجا به اداره املاک پرداخته می‌شود. گندم استثناست، زیرا آن را از اداره غله به قیمت تخفیفی می‌گیرند (قیمتی که مردم نان سنگک را نازلتر از بهای واقعی می‌خرند). زیرا به این کیفیت قسمتی از بودجه غذایی ارتش را اداره غله می‌پردازد."

من، با دانایی به این امور، عمل اعلیحضرت را در صدور آن بخشنامه، یک عمل تزویرآمیز، صوری و گول‌زننده دیدم، که شخص او را در نظرم در ردیف یک "بقال متقلب" ساقط کرد.1

جراحی سربازان و مجروحین جنگی با کمک چراغ پیه سوز در بیمارستان ارتش

شماره آرشیو: 130621-275م

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.