16 آذر 1332؛ در گفتگو با مظفر شاهدی

16 آذر 1332؛ در گفتگو با مظفر شاهدی

به‌دلیل نقش قاطعی که آمریکاییها در کودتا ایفا کرده بودند و دانشجویان به‌درستی آن کشور را به‌اصطلاح شریک جرم اصلی انگلیسیها در مقابله با نهضت ملی نفت ایران و برانداختن دولت مصدق ارزیابی می‌کردند، به‌رغم سرکوب شدید روز 16 آذر، در روز 18 آذر 1332 هم در اعتراض به‌ورود ریچارد نیکسون معاون رئیس‌جمهور آمریکا به‌تهران بار دیگر تظاهرات انتقادآمیز گسترده‌ای ترتیب دادند.

 چرا در آستانه 16 آذر آمدن آمریکاییها به ایران برای دانشجویان حساسیت‌برانگیز است ؟ دانشجویان آمریکا را کجای معادلات سیاسی می بینند ؟ آیا واقعا کودتای 28 مرداد را آمریکایی می دانند ؟

همین ابتدا باید تأکید کنم که دلیل آنی و قریبِ تظاهرات و اعتراضات دانشجویان در روز 16 آذر 1332، اعلام دولت زاهدی مبنی بر تجدید روابط سیاسی ایران و انگلستان در 14 آذر بود؛ اتفاقی که فقط دو روز قبل روی داده بود. طی ماههای شهریور- آبان 1332 دولت کودتایی زاهدی و دولت انگلیس چند بار برای تجدید روابط سیاسی فیمابین ابراز تمایل کرده بودند و دنیس رایت کاردار موقت سفارت انگلیس در تهران روز 3 آذر 1332 برای تمهید مقدمات تجدید روابط سیاسی فیمابین وارد تهران شده بود. این را هم اضافه کنم که 14 آذر 1332 که حکومت کودتایی سپهبد فضل‌الله زاهدی روابط سیاسی‌اش را با دولت انگلیس (متهم اصلی در موضوع نفت و کودتای 28 مرداد 1332) تجدید کرد روز پنجشنبه بود که معمولاً دانشگاهها تعطیل یا نیمه تعطیل بوده‌اند. به‌همین دلیل هم بود که حرکت اعتراضی دانشجویان در دانشگاه تهران با دو روز تأخیر و در روز شنبه 16 آذر شکل گرفت که می‌دانیم با برخورد قهرآمیز و سرکوبگرانه نیروهای انتظامی و امنیتی مواجه شد که طی آن سه‌تن از دانشجویان هدف قرار گرفته و به‌شهادت رسیدند.

اما در مورد آمریکاییها، باید عرض کنم اگرچه اطلاعاتی که ما بعد از گذشت حدود 64 سال از جزئیات، روند و عوامل خارجی و داخلی کودتای 28 مرداد 1332 داریم، مخالفان حکومت کودتایی زاهدی نداشتند، اما چنان هم نبود که دانسته نشود نقش آمریکاییها در حمایت از دربار و کودتاچیان تعیین‌کننده بود. مدتها قبل از وقوع کودتا دیگر آشکار شده بود که آمریکاییها از اینکه بتوانند در چارچوب دولت دکتر مصدق موضوع نفت را حل‌وفصل کنند، کاملاً مأیوس شده بودند و بنابراین از دولت او روی برگردانده و با مخالفان دولت در دربار و نیز با دولت انگلستان علیه او همنوا شده‌اند. ضمن‌اینکه در همان بحبوحه وقوع کودتا هم کاملاً آشکار بود که آمریکاییها (که دکتر مصدق تصور می‌کرد می‌تواند به ‌آنها اعتماد کرده و از طریق آنها موضوع نفت را حل‌وفصل کند و البته اشتباه می‌کرد) در سقوط دولت دکتر مصدق و حمایت از دولت کودتایی زاهدی نقش درجه‌اولی ایفا کرده‌اند. علاوه بر آن طی یکی دو ماهه بعد از کودتا دولت آمریکا میلیونها دلار کمک مالی در اختیار دولت زاهدی قرار داد و در همان حال روابط سیاسی طرفین گسترش سریعی پیدا کرد و همه اینها موضوعاتی نبود که از چشم آگاهان به‌امور و از جمله دانشجویان و دانشگاهیان و سایر مخالفان و منتقدان دولتِ برآمده از کودتا مخفی مانده باشد. حاصل اینکه در آستانه 16 آذر از منظر دانشجویان و سایر مخالفان حکومت، آمریکا در زمره متهمان ردیف اول وقوع کودتا علیه دولت دکتر مصدق بود که در همان حال از هیچ‌گونه کمکی هم به‌دولت برآمده از کودتا فروگذار نمی‌کرد.   

 

 در آستانه 16 آذر دادگاه دکتر مصدق در جریان است. آیا این مسئله در عصبانیت و واکنش دانشجویان موثر بوده است ؟ آمدن نیکسون چه ارتباطی به عصبانیت دانشجویان می‌تواند داشته باشد ؟

باید عرض کنم که حکم دادگاه دکتر مصدق در 30 آذر 1332 یعنی حدود 14 روز بعد از واقعه 16 آذر صادر شد، اما به‌دلیل نقش قاطعی که آمریکاییها در کودتا ایفا کرده بودند و دانشجویان به‌درستی آن کشور را به‌اصطلاح شریک جرم اصلی انگلیسیها در مقابله با نهضت ملی نفت ایران و برانداختن دولت مصدق ارزیابی می‌کردند، به‌رغم سرکوب شدید روز 16 آذر، در روز 18 آذر 1332 هم در اعتراض به‌ورود ریچارد نیکسون معاون رئیس‌جمهور آمریکا به‌تهران بار دیگر تظاهرات انتقادآمیز گسترده‌ای ترتیب دادند که باز هم با برخوردهای شدید نیروهای انتظامی و امنیتی روبه‌رو شد. ورود نیکسون به‌تهران در 18 آذر 1332 پیام روشنی داشت: هم برای ‌دولت کودتایی سپهبد فضل‌الله زاهدی و دربار ایران، که دولت متبوع او کودتا و اقدامات بعدی دولت در مقابله با مخالفان را تأیید می‌کند؛ هم برای ‌مخالفان کودتا، که برخلاف تصوراتی که وجود داشت، دولت آمریکا در آستانه شکل‌گیری حالت جنگ سرد میان دو اردوگاه شرق و غرب، منافعش ایجاب می‌کند که نه ‌از حرکتهای آزادیخواهانه ملت ایران، بلکه از علایق سلطه‌جویانه و استعماری غرب حمایت کند. به‌یاد داشته باشیم که در آن برهه: فقط کمتر از 4 ماه از وقوع کودتا سپری می‌شد؛ محاکمه دکتر مصدق در دادگاه نظامی در جریان بود؛ فقط چند روز قبل از ورود نیکسون به‌تهران دولت کودتا با دولت انگلیس، با آن‌همه پیشینه تبهکارانه سیاسی، اقتصادی در ایران روابط سیاسی‌اش را تجدید کرده بود؛ سرکوب‌ها و رعب‌افکنی‌ها علیه مخالفان و منتقدان کودتا به‌شدت در جریان بود؛... همه اینها موجب می‌شد دانشجویان و دانشگاهیان که عموماً پیشگام حرکتهای اعتراض‌آمیز علیه سرکوبگری و اسبتدادگرایی بوده‌اند، بر دامنه انتقادات و اعتراضات خود علیه حکومت وقت و حامیان خارجی آن بیفزایند.

 

 چرا دولت کودتا دست به یک اقدام تحریک آمیز می زند؟ آمریکا در آن ایام کمکهای مالی به ایران انجام داده است. و رفت و آمدهایی هم به ایران داشته اند. از جمله سفر مشاور وزیر امور خارجه آمریکا در امور نفت به ایران . فهم دانشجویان از گسترش ارتباط با آمریکا در آن ایام چیست؟

مقدمتاً باید عرض کنم دکتر مصدق در دوران نخست‌وزیری تا مدتها بر آن تصور بود که خواهد توانست میان علایق و سیاستهای دولت آمریکا با خواستهای سلطه‌طلبانه انگلیس در ایران تفاوت و تعارضی به‌وجود بیاورد و احتمالاً تصور می‌کرد میان علایق و منافع دو کشور مذکور در ایران تضادی جدی وجود دارد. به‌همین دلیل تا اوایل سال 1332 این تصور وجود داشت که در نهایت آمریکا خواهد کوشید با حمایت از منافع ملت ایران در موضوع نهضت ملی کردن صنعت نفت، در برابر سیاستها و اقدامات سلطه‌جویانه انگلیس بایستد. اما مشارکت تعیین‌کننده آمریکاییها در کودتای 28 مرداد 1332 آشکارتر کرد که آن محاسبات پیشین با واقعیت امر تفاوتی بنیادین داشته است. بنابراین در حالی که نفس مشارکت آمریکا در کودتا دانشجویان و دانشگاهیان مخالف را به‌خشم آورده بود، حمایتهای آتی و پی‌درپی مالی، امنیتی و سیاسی آمریکا از دولت برآمده از کودتا بیش از پیش مخالفان را (در میان دانشجویان و دانشگاهیان و البته دیگر اقشار مردم کشور) خشمگین و عصبانی می‌کرد. به‌همین دلیل هم بود که هم‌زمان با ورود ریچارد نیکسون معاون رئیس‌جمهور آمریکا به‌تهران که فقط دو روز بعد از سرکوب 16 آذر رخ می‌داد، بار دیگر اعتراض و انتقاد دانشجویان را علیه سیاستهای سلطه‌جویانه آمریکا و حمایت آن کشور از حکومت برآمده از کودتا برانگیخت.

 

 در آستانه کودتا دولت وقت مدام روی مسئله معیشت و اقتصاد تاکید می کند در حالی که گویا توجه دانشجویان و مردم ( مطالبه اصلی اجتماعی ) بیشتر معطوف به استقلال و عدم وابستگی به خارج است. آیا می توان گفت دولت کودتا فهم درستی از مطالبه اصلی مردم نداشته و از این رو دچار اشتباه محاسباتی شده و ناخواسته دانشجویان و مردم را تحریک می‌کند ؟

واقعیت این است که به‌دلیل تحریمهای بین‌المللی و جلوگیری دولت انگلیس از صدور و فروش نفت ایران در بازارهای جهانی، به‌ویژه طی یکساله پایانی عمر دولت دکتر مصدق و در آستانه وقوع کودتا کشور با مشکلات مالی- اعتباری قابل ملاحظه‌ای روبه‌رو بود. به‌همین دلیل هم به‌‌دنبال کودتا دولت زاهدی به‌هدف کمرنگ جلوه دادن آثار و تبعات سیاسی و اجتماعی کودتا و ضربه شدیدی که به ‌استقلال سیاسی و حیثیت ملی ایرانیان وارد شده بود، به‌مراتب بیش از آنی که واقعیت داشت، تلاش می‌کرد معضلات اقتصادی و مالی کشور را برجسته کرده و بر عزم دولت برای بهبود امور مالی و وضعیت معیشتی مردم اصرار کند. بنابراین بخش اعظمی از دلایل و انگیزه‌های مانور‌های چشم‌گیرتر دولتِ برآمده از کودتا بر امور و مسائل اقتصادی و معیشتی به‌هدف منحرف کردن افکار و اذهان عمومی از کودتا و تبعات مخرب سیاسی و بین‌المللی آن مربوط می‌شد. ضمن اینکه همین برجسته کردن مشکلات اقتصادی از جمله مهمترین ابزارهای تبلیغاتی دولت کودتا برای همراه کردن اذهان عمومی با طرح دولت در نادیده گرفتن دستاوردهای نهضت و قانون ملی شدن صنعت نفت ایران و واگذاری دوباره مقدرات صنعت نفت ایران به‌ شرکتهای نفتی اروپایی و آمریکایی محسوب می‌شد؛ که می‌دانیم این مهم در جریان انعقاد قرارداد موسوم به‌کنسرسیوم عملی شد. در آن میان چنان هم نبود که دولت برآمده از کودتا نتواند تشخیص دهد که دلیل واقعی‌تر ادامه اعتراضات و انتقادات مخالفان و به‌ویژه دانشجویان و دانشگاهیان با حاکمیت از آثار و تبعات ویرانگر سیاسی کودتا در دو عرصه داخلی و خارجی ناشی می‌شود. در واقع در آن برهه مخالفان حکومت و از جمله دانشجویان که با اکثری از رهبران سیاسی مخالف حکومت در خارج از دانشگاه هم در ارتباط و همکاری نزدیکی بودند، کاملاً واقف بودند که کودتای آمریکایی- انگلیسی 28 مرداد 1332 علاوه بر این‌که حقوق و منافع سیاسی- اجتماعی و اقتصادی ایران و جامعه ایرانی در داخل کشور را به‌کلی پایمال کرده و قانون اساسی مشروطه را نقض و سرنوشت و مقدرات سیاسی مردم را به‌حکومتی استبدادگرا و سرکوبگر واگذار کرده است؛ در عرصه سیاست خارجی و بین‌المللی هم موجبات سلطه روزافزون دو کشور انگلیس و آمریکا بر ایران را فراهم آورده است.

حاصل آنکه دولت برآمده از کودتا اطلاعات بسنده‌ای از دلایل سیاسی و اجتماعی تداوم مبارزه و مخالفت جامعه ایرانی به‌طور کلی و دانشجویان و دانشگاهیان به‌طور اخص با آثار و تبعات مخرب و ویرانگر کودتا داشت؛ و از این امر هم آگاه بود که مخالفان و منتقدان حکومت در دانشگاه و بیرون از دانشگاه سخت نگران نادیده گرفته شدن اصول قانون اساسی و نقض حقوق اساسی ملت ایران در داخل و سلطه سراسر گسترش یابنده آمریکا و غرب بر مقدرات کشور هستند؛ اما بیهوده تلاش می‌کرد با اولویت دادن به‌مشکلات و گرفتاریهای اقتصادی و معیشتی افکار و اذهان عمومی را از فاجعه به‌مراتب بزرگتری که در عرصه‌های گوناگون سیاسی و اجتماعی دامنگیر جامعه ایرانی شده بود، منحرف کند؛ که البته می‌دانیم در این راستا موفقیتی کسب نکرد.

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.