شعارهای فراگیر انقلاب اسلامی  بیانگر آرمانهای آن بود
گفتگو با محمدصادق کوشکی؛

شعارهای فراگیر انقلاب اسلامی بیانگر آرمانهای آن بود

شعارهای یک انقلاب آیینه تمام قد آن انقلاب است، به طوری که می‌توان از آن به بسیار از مولفه‌های حاکم بر ذهن انقلابیون و توده مردم پی برد. به همین دلیل گفتگویی با همین موضوع با محمدصادق کوشکی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران، ترتیب دادیم که در ادامه می‌آید.

□ تا چه حد شعارهای یک انقلاب می‌تواند معیار آرمانهای آن انقلاب باشد؟

این که شعارهای یک انقلاب چه هست و چقدر می تواند معیار آرمانهای آن انقلاب باشد بستگی به این دارد که چگونه تنظیم شده باشد. به طور مثال اگر شعارها صرفاً احساسی باشند در این‌صورت نمی تواند معیار باشد، اما اگر دقیق و اصولی تنظیم شده باشند در این‌صورت معیار قابل قبول و محوری خواهد بود. در مورد انقلاب اسلامی اینگونه است که چون شعارها دقیق و هوشمندانه تنظیم شده اند، مبنای آن بر اساس تفکرات هوشمندانه است بنابراین به مثابه آیینه دقیقی است برای فهم این موضوع که شعارهای یک انقلاب تا چه حد معیار آرمانهای انقلاب است. شعارهای مطرح شده در انقلاب اسلامی شعارهایی فراگیر و عمومی بود و  مورد تأیید رهبر انقلاب قرار داشت؛ بنابراین قطعاً می توان گفت این شعارها معیار آرمانهای انقلاب بود. 

 

□ یعنی هرآنچه ما در شعارهای انقلاب داشتیم؛ برآمده از آرمانهای انقلابیون بود؟

به طور کلی بخش اعظم شعارهای اصلی، کلیدی و فراگیر منعکس کننده آرمانهای انقلاب بودند. یعنی وقتی شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» داده می شد در وهله اول منعکس کننده استقلال و اهمیت آن بود. یا شعار «نه شرقی نه غربی، جمهوری اسلامی» نشان می داد که جمهوری اسلامی می خواهد ورای ایدئولوژیهای موجود حرکت نماید. همینطور شعار «برابری، برادری، حکومت عدل علی» افق مطلوب در یک نظام دینی را بیان می کرد. شعار «امروز ایران، فردا فلسطین» آزادی قدس را مطرح می کرد. این شعارها، شعارهایی بودند که آرمانهای مطلوب انقلاب در آنها نهفته بود. 

 

□ به نظر شما محوری ترین آرمانهای انقلاب اسلامی چیست؟ 

ما مجموعه ای از آرمانها را داشتیم. از جمله این آرمانها موضوع استقلال است که بر اساس آن می خواستیم کشورمان، کشوری مستقل باشد یا بر اساس آرمانهای ایدئولوژیک، خواهان تشکیل کشور مسلمان قدرتمند بودیم تا با فضای ظلم و ستم موجود در منطقه و جهان مقابله کند و به نوعی زمینه ساز ظهور باشد. اینها مجموعه ای از آرمانهای انقلاب اسلامی بود که البته به صورت شعار نیز مطرح می شد.

 

□ به نظر شما شعارهای انقلاب اسلامی بیشتر فرهنگی بود یا سیاسی و یا اقتصادی؟

به نظرم به تعبیری چون شعارها دینی بودند، می توان انقلاب را بیشتر انقلابی دینی دانست. شعارهای دینی ترکیبی است از حوزه فرهنگ و سیاست و نگاه مادی خیلی در آن جاری و قالب نیست و بیشتر مطالبات فکری و فرهنگی و سیاسی در آن متبلور بود. 

 

□ بنابراین نقش محوری در طرح شعارها و آرمانها با مذهب بود؟

شعارهای انقلاب، شعارهای دینی بودند که ماهیتی فرازمینی داشتند. یعنی به مسائل مادی و ایدئولوژیهای شرقی و غربی تعلق نداشتند؛ بلکه منعکس کننده استقلال کشور و تحقق عدالت و برابری در یک نظام مطلوب دینی بودند. 

 

□ با توجه به پررنگ بودن شعارهای فرهنگی و سیاسی در انقلاب اسلامی می توان مدعی بود که آرمانهای انقلاب هم بیشتر فرهنگی و سیاسی بوده است؟

به قطع و یقین می توان گفت که آرمانهای اصلی انقلاب اسلامی در ابتدای امر فرهنگی بوده است و بعدها این آرمانها سیاسی هم شده است. مفاهیمی همچون عدالت از آرمانهای مهم انقلاب بود ولی انقلاب اسلامی ما بیشتر روایت فرهنگی و سیاسی را در آرمانهایش مد نظر داشته است.

 

□ چرا شعارهای اقتصادی در انقلاب کمتر دیده می‌شود؟

به تعبیر حضرت امام (ره) که به صراحت نیز فرمودند، ملت ما برای شکم قیام نکردند. البته گروههای چپ و مارکسیستی بر اساس ایدئولوژی خود شعار نان، مسکن آزادی یا کار، مسکن و آزادی را مطرح می کردند؛ اما افق مطلوب دید مردم دینی بود، پس می توان گفت مردم اصلا با اهداف اقتصادی قیام نکرده بودند. 

□ انقلاب اسلامی از منظر شعارها و آرمانهایش چه تفاوتی با انقلابهای دیگر داشت؟

انقلابهای دیگر عموماً نگاه مادی داشتند. چه انقلابهای اروپا از جمله انقلاب فرانسه و چه انقلابهای چپگرا مثل انقلابهایی که در چین، روسیه و یا کوبا اتفاق افتاد و به طور کلی انقلابهایی که در دویست سال اخیر رخ دادند. آنها عمدتاً به دنبال تحقق یک زندگی بهتر مادی برای انسان بودند و نگاهشان نگاه ورای زندگی مادی نبود. اما افق مطلوب انقلاب اسلامی این بود که زندگی افراد را در دنیا و آخرت بهبود ببخشد و فراهم نماید و اصلاً نگاه صرف اقتصادی به انقلاب و زندگی مردم نداشت. به همین دلیل تعاریفی که از زندگی بهتر، سعادت، جامعه مطلوب در انقلاب اسلامی مطرح می شد تفاوت جدی با انقلابهای مارکسیستی و لیبرالیستی غربی داشت و اینها نکاتی است که در شعارها و مطالبات مردم به خوبی منعکس بود.

به قطع و یقین می توان گفت که آرمانهای اصلی انقلاب اسلامی در ابتدای امر فرهنگی بوده است و بعدها این آرمانها سیاسی هم شده است. مفاهیمی همچون عدالت از آرمانهای مهم انقلاب بود ولی انقلاب اسلامی ما بیشتر روایت فرهنگی و سیاسی را در آرمانهایش مد نظر داشته است.

 

□ برخی برآنند که ایده جمهوری اسلامی پس از انقلاب ناگهانی و برای مصادره انقلاب بوده است. به نظر شما ایده جمهوری اسلامی در آرمانهای مردم در جریان انقلاب اسلامی چه جایگاهی داشته است؟

ایده جمهوری اسلامی برآمده از اندیشه سیاسی شیعه است  و اگر کسی این حرکت را ناگهانی و به یکباره تلقی کند علت این است که هیچ آشنایی با اندیشه و تفکر سیاسی شیعه ندارد. در اندیشه سیاسی که در رفتارهای سیاسی و حاکمیت رسول اکرم و امام علی (ع) و امام مجتبی (ع) و حتی در برخی از احادیث سیاسی نقل شده از امام صادق (ع) و امام رضا (ع) بیان شده است، به صراحت این مسئله دیده می‌شود که حکومت بر پایه دین و خواست و تمایل مردم است. ماهیت حکومت دینی و ضوابط آن حکومت برآمده از احکام الهی بوده  است.  زیرساختهای شعار حضرت امام راحل با عنوان «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر» که در سالهای اقامت امام خمینی در نجف اشرف پی‌ریزی شده است. طرح بحث ولایت فقیه و توضیحات آن حدود سه سال در آنجا طول کشیده و صد و پنجاه جلسه هم درباره آن بحث شده است و سوالات و ابهامات ممکن در آن مسئله توسط امام راحل پاسخ داده شده تا آنکه در آن مقطع شکل گرفته است.

 

□ در شعارهای انقلاب عموما حضور رهبر به چه میزان تبلور می یابد و این مسئله در مورد انقلاب اسلامی چگونه بوده است؟

در شعارهای انقلاب اسلامی  و شعارهای ملت اسلامی، رهبر به عنوان عنصری هویت بخش و همچنین عنصری متعالی شناخته شده است. اما رهبری در شعارهای انقلاب اسلامی طبیعتا با مفهومی به نام «ولایت فقیه» فاصله دارد، زیرا خیلی از مصداقهای ولایت فقیه در شعارها دیده نمی شود. به عنوان مثال در شعاری مانند «وای اگر خمینی حکم جهادم دهد» عنصر رهبری دیده می‌شود.  هرچند اگر که کسی بخواهد عینیت مفهوم مورد توجه رهبری و اندیشه سیاسی شیعه را  در این شعارها جستجو کند، متوجه می‌شود، این شعارها احتمالا نمی‌توانند عنصر رهبری را بروز دهند. البته باید در نظر داشت، اختیارات و توانمندیهای ولایت فقیه هم در شعارهای انقلاب اسلامی مردم منعکس شده است.

 

□ بیانات امام خمینی چه تاثیری در طرح شعارها داشته است؟

بسیاری از شعارهایی که مردم می دادند برآمده از بطن فرمایشات و سخنان امام خمینی بوده است. به خصوص زمانی که امام راحل موضوع حکومت اسلامی و بحث رفتن شاه از مملکت را مطرح کردند، و اینکه دیگر نمی توان شاه را پذیرفت. در امثال این شرایط که در جریان انقلاب اسلامی رخ داده و اتفاقات و مناسباتی مانند کشتارها و رفتارها و اعمالی که حکومت پهلوی انجام می دهد، مردم براساس سخنرانیهای امام راحل و صحبتهای ایشان در آن برهه زمانی شعارهایی تولید می کنند که به نوعی یادآوری کننده و تداعی کننده آن پیامها در ذهن مردم بوده است.

 

□ در شعارهای انقلاب اسلامی نسبت به حکومت، شعارهای تند و منفی وجود دارد. اما زمانی که به ارتش می رسیم هم شعارهای مثبت و هم شعارهای منفی دیده می شود. چرا؟

در شعاری مانند «به گفته خمینی ارتش برادر ماست»، مردم برطبق آن توصیه و سفارشاتی که امام راحل داشتند، ارتش را برادر خود می دانستند و اینطور قلمداد می کردند که چون امام (ره) ارتش را برادر مردم دانسته است، پس مردم هم بر طبق گفته امام رفتار می کردند. البته ارتش به عنوان عنصری صدهزار نفری و با توانمندیهایی که داشت، از دل خود مردم بوده است؛ با همان اعتقادات و باورهای دینی و بجز عده محدود نیروهای رده بالای ارتش و فرماندهان که از دل حکومت بودند، بقیه ارتش از دل خود همان مردم برخاسته بود و طبیعی بود که نباید مرام حکومت شاه و ارتش را  یکی دانست. و اگر که بدنه ارتش و سران ارتش یکی دانسته می شد، شاید بتوان گفت که انقلاب به موفقیت نمی رسید و یا آنکه با تلفات و صدمات زیادی روبه‌رو می شد. به همین دلیل راهبرد مدنظر امام راحل، راهبرد برادری میان ارتش و ملت و جداسازی ارتش از حاکمیت پهلوی بود.

 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.