وضعیت زندگی در برخی کشورهای اروپایی طی جنگ اول جهانی (به روایت حیات یحیی)

وضعیت زندگی در برخی کشورهای اروپایی طی جنگ اول جهانی (به روایت حیات یحیی)

بعد از تجاوز نیروهای متفقین به خاک ایران در زمان جنگ اول جهانی (1293-1297ش؛ 1914-1918م)، علی رغم اعلام بی طرفی از سوی دولت وقت ایران، تعدادی از سیاستمداران وطن پرست و بیگانه ستیز ایرانی، از پایتخت خارج شده و با حضور در کرمانشاه که تحت نفوذ دول متّحد بود، به تشکیل دولت موقّت ملّی مبادرت ورزیدند تا عدم مشروعیت دولت دست نشانده روس و انگلیس در تهران را اعلام نمایند. اما این تدبیر، نتیجه مثبتی نداشته و...

محمدحسن پورقنبر
 
mpourghanbar8@gmail.com
 

بعد از تجاوز نیروهای متفقین به خاک ایران در زمان جنگ اول جهانی (1293-1297ش؛ 1914-1918م)، علی رغم اعلام بی طرفی از سوی دولت وقت ایران، تعدادی از سیاستمداران وطن پرست و بیگانه ستیز ایرانی، از پایتخت خارج شده و با حضور در کرمانشاه که تحت نفوذ دول متّحد بود، به تشکیل دولت موقّت ملّی مبادرت ورزیدند تا عدم مشروعیت دولتِ دست نشانده روس و انگلیس در تهران را اعلام نمایند. اما این تدبیر، نتیجه مثبتی نداشته و بعد از چند ماه مقاومت، توسط نیروهای روسی و با همکاری انگلیسیها، با شکست مواجه شد. در نتیجه این شرایط، بسیاری از مهاجرین مجبور به ترکِ وطن شدند. یکی از این اشخاص، حاج میرزا یحیی دولت آبادی بود که در اواخر سال1294ش از طریق قصرشیرین به سوی عراق حرکت نمود، سپس به سمت استانبول و بعد از یک سال اقامت در آنجا، راهی اروپا گردید و پس از دیدارِ کشورهای بلغارستان، اتریش، آلمان و سوئد، در اواسط سال 1297ش از مسیر قفقاز وارد ایران شد. در این مقاله، کوشش شده تا بر اساس خاطرات و مشاهدات او، نگاهی مختصر به شرایط اجتماعی و اقتصادی مردمِ این ممالک، در سالهای میانی جنگ اول جهانی ( 1295-1296ش؛1916-1917م) انداخته شود، برهه زمانی ای که هنوز نشانه‌های شکست دول متّحد نمایان نگردیده، و جنگ، تقریبا به صورت برابر و با چیرگی نسبی آلمان و متحدین اش تداوم داشت.

 

دولت اّبادی که در اسفند 1294ش از مرزهای غربی ایران خارج گردید، پس از عبور از عراق و سوریه (که در زمره قلمرو عثمانی بود) در اردیبهشت ماه 1295ش وارد استانبول شد. اقامت او در پایتخت عثمانی، تقریبا پانزده ماه به طول انجامید. حاج میرزا یحیی، در توصیف اش از استانبول، از چند زاویه نسبتا متفاوت به این شهر نگاه می کند. در ابتدا، ایجاد زیرساختهای مدرن و ظهور نشانه‌های تمدن جدید را مورد ستایش قرار داده، و آن را در نتیجه انقلاب مشروطه در عثمانی عنوان نمود:

اوضاع ملکی استانبول نسبت بهشت [به هشت] سال پیش تفاوت کلّی نموده این شهر در دوره سلطان عبدالحمید از آثار تمدن جدید که در شهرهای اروپا و در پایتختهای معظم دیده میشود چندان بهره نداشت...از ابتدای مشروطیت دولت تازه عثمانی بساختن خیابانهای این پایتخت بطرز شهرهای اروپا قیام کرده در ظرف این مدت کم با اینکه اغلب مشغول جنگ بوده بیشتر خیابانها و معابر مهم این شهر را آباد نموده اند...دولت عثمانی در همین حال که در شش موقع مهم با دولتهای بزرگ میجنگد باز از ساختن راهها و تنظیف شهر استانبول و فراهم آوردن موجبات مزید آبادی آن غفلت نمی‌کند. 1

 

حاج میرزا یحیی، یکی از تدابیر کوتاه مدتِ سردمداران عثمانی به منظور ساماندهی اوضاع و اداره جامعه در راستای تامین معاش مردم در زمان جنگ و جلوگیری از بحران اقتصادی را چنین بیان کرده است: 

ارزاق عمومی همه چیز بقدر کفایت هست اما گران و این گرانی تا یک اندازه مستند است به پولی که دادوستد میشود چه دولت عثمانی کاغذی منتشر نموده است بجای طلا و نقره باین قرار که بعد از جنگ و گذشتن ششماه تا یکسال یا دو سال عوض آنها را طلا بپردازد اداره دیون عمومی این شرط را تعهد نموده در اینصورت در شهر استانبول بهیچوجه دادوستد طلا و نقره نمیشود حتی پول خورده نیکل هم بزحمت برای رفع حاجت بدست آورده میشود باین واسطه کار معاملات مشکل شده است بالاخره حکومت مجبور شده یکقروش کاغذی و بالاتر هم نشر دهد و باین تدبیر گشایشی در دادوستدها شده و در همین حال که رنگ طلا و نقره در هیچ کجا دیده نمیشود و صرافخانها بکلی مسدود است باز در زیر پرده نازکی نوتهای کاغذی با یک ثلث یا بیشتر تفاوت قیمت بطلا و نقره تبدیل میگردد. 2

 

امّا این، همه روایتِ کتاب «حیات یحیی» در مورد شرایط اجتماعی ـ اقتصادی عثمانی نبود، بلکه علی رغم تکاپوهای جدّی دولتمردان عثمانی در راستای مدرنیزاسیون و تجدّد، و همچنین تلاشهای نسبی و ناقص آنان به منظور جلوگیری از بحران در جامعه طی جنگ، به خاطر وجود زخمهای عمیق ناشی از استبداد سیاسی، عقب ماندگی اجتماعی و عدم رشد فکری که در ساختار این کشور پدیدار گردیده، و در بدنه نظام رسوخ کرده بود، حکومت نوپای مشروطه نمی توانست همه مسائل و معضلات را بر طرف نماید، چنان که جنگ اول جهانی، قسمتی از این نارساییها را برملا ساخت:

بدبختی جنگ در استانبول و نواحی آن روزبه روز ظاهر میشود. تفاوت نرخ طلا با لیره های کاغذی  ساعت به ساعت زیاد میگردد و بهمین مناسبت نرخ ارزاق پی در پی بالا میرود هرچه دولت حاجتمند  پول میشود اداره دیون عمومی باعتبار ضمانتی که دولت آلمان از اسکناس های عثمانی میکند بر طبع و نشر و بر بی اعتباری آنها می افزاید. دولت عثمانی میخواهد در این جنگ عظمت خود را نشان داده  شانه به شانه اطریش و بلغار راه رفته و با اینکه  همه چیز خود را از  آلمان میگیرد زیر بار تمکین تام از او هم نرفته باشد در صورتیکه وسائل اداره کردن نان عمومی را هم چنانکه در آلمان و اطریش اداره شده  در دست ندارد چه رسد به اداره کردن کلیه ارزاق و احتیاجات عمومی. در تقسیم ارزاق بی اعتدالی میشود و زحمت او بیشتر به ملل متنوّعه مخصوصا ارامنه وارد میگردد عثمانیان در تقسیم ارزاق مسلمین را بر سایر ملل ترجیح میدهند و این کار در انظار اجانب بدنما است ولی آنها اعتنائی ندارند  دکاکین استانبول پُر است از همه چیز ولی بواسطه گرانی فوق العاده دست همه کس به آنها نمیرسد  مگر اشخاص دولتمند و کسانیکه شریک مداخلهای ایام جنگ بوده باشند. 3

 

یحیی دولت‌آبادی، به منظور شرکت در «کنگره سوسیالیستها» در پایتخت سوئد (استکهلم)، در اواسط تابستان 1296ش استانبول را ترک نموده، از راه بالکان، عازم شمال اروپا گردید. تصویری که او از اوضاع بالکان در این زمان ارائه می دهد، بسی نازیبا و تاثّربرانگیز بوده، حاکی از مصیبتی است که مردم بالکان به خاطر جنگ اول جهانی متحمّل شدند:

مملکت صرب از میان رفته و فقط بلغارستان و هنگری میان خاک ترکی و اطریش فاصله است...اکنون تنها بگفتگوی غمزدگان و دیدن اوضاع طبیعی درهم برهم و احوال پریشان مردم هر کجا که بواسطه  بدبختیهای جنگ با رنگهای زرد بدنهای ضعیف و صورتهای اندوهناک ماتمزده دیده میشوند میگذرد.  زمینهای سرحدی عثمانی در بالکان که هنوز از فشار لگدکوبی بالکانیان درنیامده گرفتار بدبختی جنگ حاضر شده است و لم یزرع مانده از حال پریشان سرحدنشینان و سختی معیشت ایشان خبر میدهد. 4

 

گویا ورود به قلمرو بلغارستان، حکایت از جهانی دیگر داشت، دنیایی که با رونق، آبادانی و رفاه توام بوده، آن را باید، نتیجه عزم و زیرکی و کاردانی دولتمردان آن کشور بشمار آورد:

رسیدن به خاک بلغارستان و مبدل شدن زمینهای خشک بیحاصل خاک ترکی باراضی سبز پرحاصل و اشتغال زن و مرد به کشت و کار فراوانی ارزاق و آمدورفت زیاد و تبدیل یافتن ویرانه ها با آبادانی ها تفاوت بلغاریان را با ترکان در کار نیکو نشان میدهد. آری بلغارها گرچه در جنگ بالکان صدمه خوردند ولکن پشتکار و هوش آنها بزودی کسر آن صدمه را جبران نموده در جنگ حاضر هم با اینکه شریک آلمان و متحدین او بوده اند تنها شریک منفعت بوده کمتر در خسارتها شرکت نموده اند چنانکه حدود خود را نگاهداری کرده در پیش قدمی بحدود دشمنان مگر برای شرکت در غنیمت نمودن به آسانی قدمی برنداشتند. به این سبب میتوان گفت در جنگ حاضر بلغارستان سود نموده است خصوصا که در تقسیم مملکت صربستان قسمت عمده بدست وی افتاده. 5

 

بعد از طی نمودنِ خاک بلغارستان، قلمرو هنگری (مجارستان، که در این زمان، در زمره خاک اتریش بود) پدیدار گردید. بنابر روایت دولت آبادی، در اینجا نیز شرایط زندگی، کاملا مساعد بوده، از نظر «بهبود احوال و وفور آبادی و ارزاق» قابل مقایسه با عثمانی نبود. سرانجام سه روز بعد از ترکِ استانبول، حاج میرزا یحیی وارد وین شد، او تا این زمان، برای چهارمین بار پایتخت اتریش را مشاهده می کرد. سطح زندگی مردم در این شهر نسبت به دفعات قبل، بسیار تنزّل نموده، و به نوعی اسفناک بود:

چه اندازه تفاوت است میان حال حاضر این شهر با احوال گذشته اش کثافت خیابانها خشک بودن سبزه زارها لگدکوبی چمنهای پرگل و لاله‌اش در گردشگاههای عمومی بدنهای ضعیف ورنگهای پریده  مردمش خبر میدهد که جنگ حاضر و بدبختیهای آن با این مملکت چه معاملت نموده است. 6

 

علی رغم این وضعیت، دولت آبادی، مردم وین را از استانبول «خوشبخت تر» عنوان می کند، چرا که به خاطر خط مشی برابری خواهانه دولتمردان اتریشی، همان منابع معیشتی و امکانات رفاهی محدود نیز به طور مساوی در بین مردم تقسیم می شد، در حالی که شکاف طبقاتی و فاصله زیاد میان دارا و ندار در استانبول، بسیار پُررنگ بود:

در مغازه ها و دکاکین استانبول از ماکول و ملبوس و مشروب همه چیز بحد وافر دیده میشود و برای مردم دولتمند چندان تفاوتی در زندگانی با غیر روزگار جنگ حاصل نشده است و بینوایان همه چیز را به دیده خود دیده اند جز آه و حسرت کشیدن و بالاخره با شکم گرسنه جان دادن چاره نداشتند ولی در وین هرچه هست برای همه هست و هرچه نیست برای هیچکس نیست. درست است که در مهمانخانهای بزرگ و در ادارات معظم وفور ارزاق افزونست ولی مردم آنها را نمیبینند و ارزاق عمومی که سرآمدش نان است بطور تساوی و یک رنگ و یک جنس بهمه داده میشود. 7

 

اقامت میرزا یحیی در وین، دو هفته به طول انجامید تا آنکه در اواسط شهریور وارد پایتخت آلمان (برلین) می گردد. بعد از ارائه مشاهدات دولت آبادی از شرایط زندگی در ممالک همپیمان آلمان (عثمانی، بلغارستان و اتریش) در جنگ اول جهانی، اکنون به اوضاع زیستی قلمرو آلمان به عنوان رکن اصلی دول متّحد می پردازیم. توصیف اولیه میرزا یحیی از برلین، دال بر شرایط جنگی و غیرعادی بودنِ اوضاع در پایتخت مهمترینِ عضو جناح متّحدین می باشد: «نیمه شب است به برلن میرسم. نبودن وسایل نقلیه بسیار در جلو گار،  نبودن آمدورفت زیاد، کم بودن روشنائیها میفهماند این برلن برلن پیش نیست و در مدت سه سال روزگار جنگ نقصان بزرگ بر آن وارد گشته است». 8

 

بعد از اشاره به این وضعیت، نکته قابل توجه و شایان ذکری که دولت آبادی در خاطرات اش آورده، و حاکی از وجودِ خصایص جنگندگی، وحدت، انضباط، از خودگذشتگی، ترجیح وطن بر منافع شخصی در بین مردم آلمان می باشد، این روایت است که:

در برلن قند و شکر مصرف نمیشود مگر برای نظامیان و برای سفارتخانه‌های اجنبی که مختصری  میدهند و بخانه دارها از روی کارت به کمتر چیزی که بشود قناعت کرد. آلمانها میگویند ما قند نمیخوریم قند را میدهیم به کودکان متحد با خود (مرادشان ترکانند) که اگر ندهیم گریه کرده میگویند پس ما هم جنگ نمیکنیم. در برلن مساواتی در میان عموم مردم شهر دیده میشود و انتظاماتی داده میشود که محیرالعقول است درست است که شهر برلن بعد از سه سال با نصف دنیا جنگیدن البته به طراوت و صفای پیشین نیست البته روشنائی سابق را ندارد البته آمدورفتش مثل روزگار پیش از جنگ نیست ولکن اگر کسی نداند روزگار جنگ است از اوضاع جنگ کمتر چیزی در شهر احساس مینماید خصوصا که در صورت مردم انبساط شدیدی دیده میشود در مجامع آنها از مهمانخانها و قهوه خانها و غیره صدای قهقهه بلند است و چنان مینماید که این اظهار تردماغی از دلهای مجروح شکسته از خاطرهای ماتمزده از رنگ و روهای پریده از بدنهای لاغرشده و بالجمله از شهری که کمتر خانه در آن هست که یک یا چند جوان تحصیل کرده دانشمند یا تحصیل از آن زیر خاک نرفته یا بی دست و پا نشده و یا مجروح نگشته در گوشه بیمارستانی با یک عالم اندوه انتظار مرگ را نداشته باشد از شهری که غیر از پیران از کار افتاده و کودکان کمتر مرد بومی در آن دیده میشود و از قوه جوانش هر چه باقیست در زیر آتش عالم سوز میسوزد شنیدن این قهقه ها و دیدن این اظهار خرمی و انبساط البته چندان ساده و طبیعی نیست و لکن این ملت در بردباری در پشتکار در بی اعتنائی بدشمن در ثبات قدم و در اطمینان داشتن از دولت خود بحقیقت اول ملت دنیا شمرده میشود. 9

 

دولت‌آبادی اضافه می‌کند:

در برلن غیر از ارزاق عمومی همه با کارت و به حد معین و چنانکه گفتم بطور تساوی است سایر مایحتاج زندگانی هم مخصوصا آنها که در کار جنگ بمصرف میرسد مانند فلزات و چرمینه و پشمینه همه از روی کارت وبقدرضرورت بلکه کمتر از قدر ضرورت به دست مردم میرسد. کف کفشها از تخته و پیراهن و شلواروهوله و دستمالها که شستن مکرر لازم دارد بواسطه نایابی صابون بیشتر از کاغذ و بااین حال از زبان هیچکس شکایتی شنیده نمیشود و مردم با این زندگانی فوق‌العاده خو کرده بردباری مینمایند آری اگر دولت آلمان این حسن اداره را نداشت و این عاقبت اندیشی را نمیکرد تااین درجه ملت با دولت همراهی ننموده شکیبائی را پیشه خود نمیساخت هرگز نمیتوانست سه سال در برابر چندین دولت و ملت مانند فرانسه و انگلیس و آمریکا و غیره خودداری کند با در دست داشتن آنها قسمت مهم دنیا را از بروبحر و در زیردست داشتن ایشان بسیاری از ارزاق عالم را با این حال شاهد فتح و ظفر را هم در آغوش خود گرفته تصور نماید در صورتیکه بزرگتر زحمت آلمان کشیدن بار سنگین متحدین است بر دوش خود که همه از او همه چیز میخواهند تا بتوانند قدمی بمساعدت او بردارند. 10

 

آخرین توصیفی که به روایت حیات یحیی، از اوضاع ملل اروپایی در زمان جنگ اول جهانی، در این مقاله آورده می‌شود، راجع به یکی از کشورهای شمال اروپا در شبه جزیره اسکاندیناوی یعنی سوئد می‌باشد، که البته در زمان جنگ، به طور رسمی اعلام بی طرفی نمود و برخلاف بی طرفی ایران که دول متنازع، وقعی به آن ننهادند، اعلامیه سوئد مورد احترام واقع گردید:

ماه دوم پاییز من به استکهلم میرسم هوا در نهایت لطافت درختان سبز چمنها شاداب و زمردگون مملکت آرام مردم آسوده خاطر چیزی که باعث نگرانی است یکی این است که تصور میشود قیمت ارزاق و فراوانی آنها بصورت کنونی باقی نماند و دیگر اینکه تحریک انگلیس و آلمان  در این مملکت بر ضد یکدیگر محافل سیاسی را در اضطراب خاطر انداخته. 11

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.