سالگرد قیام مردمی قم که منتج به پیروزی انقلاب شد

سالگرد قیام مردمی قم که منتج به پیروزی انقلاب شد

قیام مردم قم در 19 دی ماه 56 همچون هر واقعه دیگری خلق الساعه و بدون مقدمات اجتماعی، فرهنگی،‌ تاریخی و سیاسی نبود. این حادثه در بستری از حوادث قبل شکل گرفت. جرقه شکل گیری این حوادث اما مرگ مشکوک فرزند ارشد حضرت امام خمینی (ره) بود و مجالس ختم و بزرگداشت فرزند امام نگرانی رژیم شاه...

قیام مردم قم در 19 دی ماه 56 همچون هر واقعه دیگری خلق الساعه و بدون مقدمات اجتماعی، فرهنگی،‌ تاریخی و سیاسی نبود. این حادثه در بستری از حوادث قبل شکل گرفت. جرقه شکل گیری این حوادث اما مرگ مشکوک فرزند ارشد حضرت امام خمینی (ره) بود و مجالس ختم و بزرگداشت فرزند امام نگرانی رژیم شاه را برانگیخت. این نگرانی خود را به شکل انتشار مقاله‌ای توهین آمیز علیه امام (ره) نشان داد،‌ مقاله‌ای تحت عنوان «‌ایران و استعمار سرخ و سیاه » که در 17 دی ماه 1356 منتشر و انتشار آن جرقه‌ای برای قیام مردم قم بود. بسترهای قیام مردم قم، ‌آثار و نتایج این قیام و تاثیر آن در روند پیروزی انقلاب موضوعاتی است که در گفتگو با سید مصطفی تقوی پژوهشگر و کارشناس ارشد موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران درباره آن به گفت وگو نشسته ایم.

 

حادثه قیام مردم قم در 19 دی ماه سال 1356 در چه بستر سیاسی،‌ اجتماعی و فرهنگی شکل گرفت؟

وقتی در آبان 1356 آقا سید مصطفی فرزند ارشد حضرت امام (ره) به رحمت ایزدی پیوست، حکومت طاغوت و شخص شاه فکر نمی کردند بعد از سرکوبی نهضت 1342 و تبعید امام در سال 1343 در پی حادثه کاپیتولاسیون و با سیاستهای اعمالی در کشور،‌ از امام خمینی اثری اجتماعی و سیاسی در جامعه باقی مانده باشد و ایشان هنوز نفوذی تهدید آمیز برای رژیم پهلوی داشته باشد .حکومت پهلوی فکر می کرد توانسته است جریان مذهبی به رهبری مرجعی مانند امام را سرکوب و رهبرش را تبعید کند و عملا احساس می کرد در سیاست نوسازی که در کشور پیش گرفته است ،‌ با غربی سازی کشور و با حاکم کردن این ارزشها بر نظام مدیریتی و اداری کشور، عرصه مطبوعات و ادب و هنر ،‌سینما ،مدرسه و دانشگاه گمان نمی کردند جامعه ایرانی بر مبنای مذهب و سنت مذهبی برای حکومت پهلوی تهدید باشد. بعد از تبعید حضرت امام حتی در رساله های عملی جمعی که فتاوای تمام مراجع وجود دارد نام ایشان در برابر فتاوایشان با حرف "خ" مشخص می شد و مقلدین رساله عملیه باید از این یک حرف متوجه می شدند این فتوا برای حضرت امام خمینی است. در چنین فضایی رژیم پهلوی احساس می کرد در مهار خیزش مذهبی جامعه موفق شده است و با توجه به سیاستهای غربی سازی کشور و با پشتوانه ای که از سوی قدرتهای جهانی برای خودش تصور می کرد، از این ناحیه هیچ خطری حس نمی کرد.

10 دی ماه 1356 جیمی کارتر رئیس جمهور امریکا مهمان شاه بود. وی در ضیافت شام از اینکه شاه توانسته این نقطه از جهان را برای امریکا خوب مدیریت کند و امنیت خاطر غرب را فراهم آورد، ایران را ستوده بود.

به همین خاطر شاه از لحاظ بین‌المللی هم احساس امنیت میکرد. در داخل هم مهم ترین قدرت، ‌قدرت مذهبی بود که با تبعید امام شاه تصور می کرد مرجعیت را از لحاظ فرهنگی اجتماعی ایزوله کرده است.

 

در آن دوران گروهها و احزاب سیاسی دیگری هم غیر از جریان مذهبی مبارزه علیه رژیم به رهبری مرجعیت وجود داشت. آیا شاه از فعالیت گروههای سیاسی غیر مذهبی احساس خطر نمی کرد؟

گروههای سیاسی مانند جبهه ملی اصولا اهل مبارزه سیاسی تهدیدآمیز علیه رژیم پهلوی نبودند و مبارزه شان در حد مبارزه پارلمانتالیستی بود و برای شرکت در مجلس و انتخابات فعالیت می‌کردند. جریانهای ملی مذهبی مانند نهضت آزادی هم تهدیدی محسوب نمی شد. این جبهه هم هر چند از جبهه ملی مبارزتر بود اما این مبارزه در حدی نبود که قصد براندازی رژیم پهلوی را داشته باشد. ‌مبارزه این گروه در درون نظام و در چارچوب قانون اساسی و مشروطه آن دوران بود. گروههای چریکی مسلحی مثل چریکهای فدایی خلق که کمونیست بودند یا مجاهدین خلق و چند گروهک کوچک از این قبیل، به لحاظ کمی و کیفی آنقدر توانا نبودند که رژیم بخواهد از آنها احساس خطر کند. علاوه بر این فعالیتشان در جامعه نیز مورد استقبال قرار نگرفته بود، ‌چون حضرت امام هم مبارزه مسلحانه به آن شکل را موفقیت آمیز نمی دانست. گروههای چریکی عملا برای براندازی رژیم توفیقی نداشتند. ضمن اینکه چنین گروههایی از داخل هم دارای تفرقه و انشعاب تشکیلاتی شده بودند و به جان هم افتاده بودند. این تسویه های گروهی در سازمان مجاهدین خلق برخی از اعضای مذهبی را از بین برده بود و افراد باقیمانده هم از مذهب خارج شده بودند و کمونیسم را پذیرفته بودند اما کمونیستها در جامعه هیچ پایگاهی نداشتند و باز هم دچار تفرقه و تشتت بودند. برخی از کمونیستها هم در سالهای 56 و 57 به این باور رسیده بودند که دیگر مبارزه مسلحانه با رژیم پهلوی کارساز نیست. این فضای کلی زمستان سال 1356 برای حکومت پهلوی بود.

 

قیام مردم قم چه ارتباطی با مرگ حاج آقا مصطفی فرزند ارشد امام خمینی (ره) داشت؟

در چنین فضایی وقتی فرزند امام از دنیا رفت، حکومت پهلوی فکر نمی کرد جامعه ایران از ایشان اینگونه تجلیل کند . این تجلیل اما نشان از آن داشت که مردم ایران با پیام امام خمینی و راه او همچنان پیوندی مستحکم دارد . در مجالس ترحیمی که در سراسر کشور برای بزرگداشت و ختم مرحوم آقا مصطفی برگزار شد، استقبال جمعیت از یک سو و شعارهای که مردم می دادند و ذکر نام امام و صلوات بر ایشان درآن شرایط خفقان، باعث شد تا شاه و حکومت پهلوی احساس کند بن مایه جریان مذهبی در جامعه رمقی دارد. به همین خاطر چند روز پس از سفر کارتر به تهران و اعلام حمایت امریکا از شاه، ‌وی در این بستر اجتماعی دستور داد مقاله ای علیه امام نوشته شود.

 

به این منظور یک تیمی در دفتر هویدا که آن موقع وزیر دربار بود، ‌مامور نوشتن این مقاله شدند و حتی یک بار با تاکید شاه بر تندتر شدن مضمون مقاله، این مقاله تغییراتی کرد. این مقاله در نهایت با عنوان «‌ایران و استعمار سرخ و سیاه »‌ با نام مستعار محمود رشیدی مطلق که اسم اصلی اش فرهاد نیکوخواه بود در روزنامه اطلاعات در روز 17 دی ماه منتشر شد.

 

چرا مرگ حاج آقا مصطفی مشکوک به نظر می رسد؟ آیا رژیم پهلوی در مرگ ایشان دخالت داشت ؟

تاکنون سندی مبنی بر اینکه رژیم پهلوی دخالت مستقیمی در مرگ مرحوم آقا مصطفی داشته باشد بدست نیامده است. اما در فضای آن روز حکومت پهلوی در صدد نابود کردن نیروهای بالقوه و بالفعل خود بود. امام (ره) هم که سردمدار مبارزه با حکومت پهلوی بود و مرحوم آقا مصطفی می توانست ادامه دهنده راه پدر باشد، از سوی دیگر مرگ هم به صورت ناگهانی اتفاق افتاد و مشکوک جلوه می کرد.

 

درباره مقاله‌ای که منجر به خشم و قیام مردم قم شد، توضیح دهید. محتوای این مقاله چه بود؟

 روز 17 دی روز کشف حجاب بود و در دوره پهلوی این روز به عنوان روز زن اعلام شده بود. مقاله هم در همین روز چاپ شده بود و در مضمون آن عنوان شده بود که شاه ایران را وارد توسعه و ترقی کرده و برنامه ای تحت عنوان انقلاب سفید برای پیشرفت کشور شروع شده است. در این مقاله طیف مذهبی جامعه به عنوان استعمار سیاه و کمونیستها به عنوان استعمار سرخ معرفی و اینگونه عنوان شد که هم مذهبیون و هم کمونیستها با اقدامات و پیشرفتهایی که شاه می‌خواهد برای جامعه بوجود بیاورد، مخالف هستند. این مطلب حضرت امام (ره) را به گونه ای توصیف کرده بود که که در لباس روحاینت است اما در اساس ربطی به روحانیت ندارد و از خارجی ها پول گرفته تا جلوی پیشرفت کشور را بگیرد و حالا از کشور اخراج شده است. این مقاله با تعابیر بی ادبانه و رکیکی از امام یاد کرده بود و همین مسائل موجب شد تا خشم مردم برانگیخته شود.

 

انتشار مقاله روزنامه اطلاعات در 17 دی ماه 56 چه واکنشهایی را در پی داشت؟

روزنامه اطلاعات در آن دوران بیشتر مورد توجه تیپهای سنتی ـ مذهبی بود. شهر قم نیز مهد مرجعیت و پایگاهی بود که حضرت امام (ره) مبارزاتش را علیه سیاستهای رژیم پهلوی از آنجا شروع کرده بود و از آنجا هم تبعید شد. بر همین اساس قشر آگاه جامعه و متعهد به دین و مرجعیت، با مطالعه روزنامه تصمیم گرفتند در روز 19 دی ماه به خانه مراجع مراجعه کنند و از آنها خواهان پیگیری و برخورد با مسبب این اهانت شوند. در روز 18 دی هماهنگی عمومی برای این کار صورت گرفت و روز 19 دی ماه، مردم برای انتقال اعتراض خود به مرجعیت به عنوان بالاترین سطح دینی راهی منزل مراجع شدند. مردم به منزل سه تن از مهم ترین مراجع مراجعه کردند که راس آنها مرحوم آیت‌الله عظمی گلپایگانی،‌ مرحوم آیت‌العظمی نجفی مرعشی و آیت الله العظمی کاظم شریعتمداری بودند. علاوه بر این مردم به خانه سایر فضلا و مدرسین قم نیز مراجعه کردند. در بازگشت از خانه مراجع بود که پلیس و شهربانی در برابر شعارهای مردم به آنها تیراندازی کرد و چند نفر شهید شدند. اینگونه بود که حادثه 19 دی ماه 1356 در دفاع از مرجعیت و به پشتوانه موج و در تداوم مسیری که مرجعیت از سال 1341 در برابر سیاستهای حکومت پهلوی گرفته بود و در این مسیر فعال شده بود، شکل گرفت. شهدایی در این مرحله از انقلاب تقدیم شد و باعث شد که سیر تحولات در موج جدید رنگ خون به خود بگیرد.

 

قیام مردم قم چه نتایجی را در برداشت؟

حادثه 19 دی که بدون تردید جرقه اولیه آن با مرگ فرزند امام کلید خورد، ‌سرآغازی بود برای آخرین مرحله انقلاب اسلامی؛ انقلابی که از سال 1341 با تحول در ساختار مدیرتی یعنی انتقال مدیریت به مراجع تقلید و افتادن ابتکار عمل به دست جریان مذهبی و با مدیریت جریان دینی آغاز شده بود و به رغم 15 سال تبعید شدن رهبری این نهضت همچنان فعال بود. این حادثه اما سرآغاز آخرین مرحله انقلاب اسلامی بود و خود به سلسله حوادثی انجامید که آن حوادث به بهمن 1357 و به سرنگونی نظام پهلوی و پایان نظام شاهنشاهی در تاریخ ایران و انتقال جامعه ایران از مرحله سلطنت به مرحله جمهوریت شد.

جامعه ایران به دلیل بستری که برای انقلاب فراهم شده بود و به دلیل فعالیتهای مرجعیت، ‌علما، ‌روحانیون و دیگر گروههای سیاسی و مذهبی که در فاصله سالهای 1341 تا 1356 صورت گرفته بود این آمادگی را داشت که با یک جرقه و حادثه‌ای آخرین موج هجمه خود را به نظام شاهنشاهی آغاز کند و انتشار مقاله 17 دی و حادثه 19 دی قم، ‌آغازگر این مرحله انقلاب شدند. جامعه چون این آمادگی را داشت بر اساس سنت، ‌مراسم چهلمی برای شهدای 19 دی در سراسر کشور در مساجد و تکایا و حسنیه ها برگزار و سخنرانیهای زیادی انجام شد. این سرعت تحول و تحرک انقلابیون را افزایش داد.

 

آیا قیام مردم قم بستر ساز حوادث دیگری هم بود ؟ این حوادث چقدر در به ثمر رسیدن و پیروزی نهایی انقلاب سهم داشت؟

در این مرحله حادثه تبریز اتفاق افتاد و در وسیع‌ترین شکل در آن روزگار، نظام پهلوی را با بحرانی جدی مواجه ساخت. حادثه تبریز به دلیل عظمت و انعکاس جهانی و شهدای فراوانی که داشت موجب شد تا چهلم شهدای تبریز در شهرهای بیشتر و با شدت بیشتری برگزار شود و در تابستان 57 در چهلم های دیگری که برای شهدا برگزار می شد، ‌حکومت مجبور شد در 11 شهر بزرگ حکومت نظامی اعلام کند و موج حکومت نظامیها به حادثه 17 شهریور سال 57 منجر شد. موج اعتصابات سراسری از مهر ماه آغاز شد و این سلسله همچنان ادامه پیدا کرد تا اینکه دولت مجبور شد در واکنش به این شرایط، دولت نظامی ازهاری را سر کار بیاورد. اما دولت نظامی هم با مدیریت درست حضرت امام از خارج از کشور و شبکه درست مساجد،‌ وعاظ و روحانیون در سراسر ایران موفق به پاسخگویی به موج مطالبات انقلاب نشد. این موج همچنان در حال پیشرفت بود. بختیار به عنوان آخرین تیر این ترکش به صحنه آورده شد تا بتواند به هر قیمتی ولو با اعلام جمهوریت سعی کند از تحقق اسلامیت جلوگیری کند. ولی او هم هم توفیقی پیدا نکرد و سرانجام حوادث دی ماه 56 در 22 بهمن ماه سال 57 به پیروزی نهایی رسید.

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.