ثوره‌العشرین چگونه شکل گرفت؟
انقلاب عراق، انگیزه‌ها و اهداف؛

ثوره‌العشرین چگونه شکل گرفت؟

بریتانیا برای این که این تحت‌الحمایه کردن عراق را روکشی دموکراتیک و مردم‌سالارانه بخشد تلاش کرد از طریق برگزاری رفراندوم نقشه خود را عملی کند، اما با درایت و کاردانی روحانیت این نقشه نقش بر آب شد

 

پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛ با فروپاشی امپراتوری عثمانی که ناشی از جنگ جهانی اول و پیامدهای آن بود، کشورهای مختلفی در منطقه خاورمیانه پدید آمدند. یکی از این مناطق سرزمین تاریخی بین‌النهرین بود که روزگاری به عنوان یکی از تمدن‌های اولیه بشری شناخته می‌شد. خلأ قدرت در این منطقه که ناشی از فروپاشی امپراتوری عثمانی بود، انگلستان را بر آن داشت تا از فرصت استفاده و سلطه خود را بر این منطقه راهبردی اعمال کند. در واقع انگلستان به دنبال طرحی بود تا به نوعی قیمومت خود را بر سرزمین عراق، که حاشیه قابل توجهی با خلیج فارس داشت، بگستراند؛ سیاست و راهبردی که با واکنش مردم عراق مواجه شد و انقلاب سال 1920م را رقم زد. انقلاب عراق به تعبیری در بدو تأسیس این کشور، عکس‌العملی بود به سیاست استعماری انگلستان که تلاش می‌کرد جا پای خود را در منطقه خاورمیانه محکم و زمینه حفاظت از هندوستان در برابر قدرت‌های جهانی را فراهم کند. بر این اساس، تلاش خواهد شد در سطور زیر به انقلاب عراق، انگیزه‌ها و اهداف مردم انقلابی این کشور و در نهایت نتیجه قیام پرداخته شود.

 

جنگ جهانی اول و حمله به عراق

با آغاز جنگ جهانی اول که ابعاد آن برای اولین بار فراتر از یک قاره و منطقه را دربر می‌گرفت، انگلستان به بهانه جلوگیری از نفوذ آلمان و برای مقابله با این کشور در خاورمیانه، با نیروی نظامی خود از حاشیه اروندرود به سرزمین عراق، که بخشی از خاک امپراتوری عثمانی به‌شمار می‌آمد، حمله کرد. دولت بریتانیا موفق شد بر اثر ضعف امپراتوری عثمانی، که دیگر مرد بیمار اورپا لقب گرفته بود، بر عراق مسلط شود، این کشور را در گستره نفوذ خود قرار دهد و مناطقی همچون بغداد و کرکوک را به تصرف خود درآورد. در همین دوره اشغال بود که انگلیسی‌ها وعده‌های بسیاری به مردم عراق دادند. آنها تلاش کردند با سیاست تطمیع و حتی تهدید، موقعیت و جایگاه خود را در درون عراق تثبیت و این منطقه را که نقشی راهبردی در مبارزات جنگ داشت حفظ کنند.1

 

بدعهدی رهبران بریتانیا

رهبران سیاسی و نظامی انگلستان به مردم عراق قول داده بودند که زمینه استقلال این کشور از امپراتوری عثمانی و حاکمیت مردم عراق بر سرنوشت خویش را فراهم می‌کنند؛ برای مثال ژنرال مود، از فرماندهان ارتش بریتانیا در جنگ، در بیانیه‌ای تعهد کرده بود که عراق را از هرگونه تسلط خارجی نجات خواهد داد. مهم‌تر از آن نطق لوید جرج، نخست‌وزیر انگلستان، در سال 1918م و اصل دوازدهم اعلامیه چهارده‌ماده‌ای ویلسون بود که بر آزادی ملل تأکید داشت؛ وعده‌ای که در نهایت محق نشد و زمینه نارضایتی بیشتر مردم عراق را موجب شد.2 درواقع لندن نه تنها به نظر مردم عراق در اعطای استقلال به این کشور احترام نگذاشت، بلکه زمینه تحت‌الحمایه کردن این کشور را نیز فراهم کرد. بر این اساس بود که کنفرانسی در سان ریمو  در سال 1920م برگزار و طرح قیمومت عراق در آن مطرح شد و در نهایت با موافقت نیروهای متفقین توانست رأی آورد. بدین‌ترتیب سیاست اعلامی استقلال کامل سرزمین عراق جای خود را به سیاست اعمالی قیمومت داد.3

 

برگزاری رفراندوم

پیش از آن، بریتانیا برای اینکه این سیاست خود را روکشی دموکراتیک و مردم‌سالارانه بخشد، تلاش کرد از طریق برگزاری رفراندوم نقشه خود را عملی کند. آنها تلاش کردند نتیجه این همه‌پرسی ادامه حضور انگلستان در عراق باشد؛ نقشه‌ای که با درایت و کاردانی روحانیت نقش بر آب شد. در همین ارتباط آیت‌الله محمدتقی شیرازی در سال 1919م در یک فتوا به‌صراحت اعلام کرد: هیچ کس جز مسلمانان حق ندارد بر مسلمانان حکومت کند.4 در همین سال بود که رهبران اهل تشیع و تسنن عراق در حرکتی هماهنگ خواستار آن شدند که کشوری عربی در حد فاصل موصل تا خلیج فارس پدید آید و در رأس آن یکی از فرزندان شریف‌حسین قرار گیرد و نظام سیاسی کشور به شکل پادشاهی باشد. در عین حال در کنار شخص پادشاه مجلسی به نمایندگی مردم ایجاد شود و مرکز آن در بغداد باشد، اما رهبران بریتانیایی، که گوششان بدهکار این حرف‌ها نبود، مسیر خود را رفتند و با دستکاری در نتیجه رفراندوم، عملا عراق را به شکل یک کشور تحت‌الحمایه زیر چتر خود قرار دادند.5

 

انگلیسی‌ها در عراق قانون مدنی انگلیسی ـ هندی را جانشین قانونی کردند که پیش از این، ترک‌ها آن را در عراق اجرا می‌کردند. علاوه بر این، روپیه هندی به عنوان واحد پول برای مبادلات ارزی در نظر گرفته و نیروی نظامی هندی برای برقراری نظم و اداره امور سرزمین عراق تشکیل شد

 

مبارزه مردم عراق با استعمارگران

همین امر مردم این سرزمین و علمای این کشور را بر آن داشت که به مقابله با این قدرت استعمارگر برآیند. درواقع با رهبری و مدیریت علمای دین بود که مردم عراق به جهاد علیه اشغالگران انگلیسی دست زدند. در این نبرد بود که علمای دینی نه تنها حکم جهاد صادر کردند، بلکه خود نیز در جبهه‌های مختلف حضور یافتند و با نیروهای بیگانه مقابله کردند. در میان روحانیان مبارز علیه استعمار انگلستان، آیت‌الله محمدتقی شیرازی نقش پررنگی داشتند. به عبارت صریح‌تر می‌توان گفت ایشان رهبری انقلاب را برعهده داشتند و در فتوایی اعلام کردند که مردم عراق در جهاد عمومی علیه انگلستان شرکت کنند. درواقع هرچند ایشان در نجف نبودند و در سامرا اقامت گزیده بودند، با اعلام فتوای جهاد آغازگر این مبارزه شدند. در کنار ایشان سیدمحسن حکیم بود که سهم چشمگیری در مبازرات داشت و بعدها به یکی از مراجع بزرگ شیعیان تبدیل شد.6

 

حضور روحانیان در ثوره‌العشرین

نمایی از حضور روحانیان در ثوره‌العشرین

 

این نبرد بین سه تا پنج ماه به درازا کشید؛ نبردی که در تاریخ به «ثوره‌العشرین» شهرت پیدا کرد و تأثیر بسیاری بر تحولات بعد از خود گذاشت. درواقع این قیام اولین جنبش و حرکت ضد استعماری در عراق علیه حضور نیروهای بیگانه بود که بیشتر مناطق این سرزمین را فرا گرفت و اقوام و گروه‌های عشیره‌ای مختلف و مذاهب گوناگون عراق در آن شرکت کردند.7

 

هدف از قیام

اما یکی از موارد مهم، بررسی این نکته است که هدف اصلی مردم عراق از این قیام چه بود. واضح است که حرکت آنها در آن مقطع هدفی جز بیرون راندن نیروهای اشغالگر و استقلال این سرزمین از دست‌اندازی‌های استعمارگران نداشت. نکته جالب توجه آن است که به‌رغم اینکه مردم عراق چندان دل خوشی از حکومت عثمانی نداشتند و به نوعی احساس تبعیض و بی‌عدالتی می‌کردند، اما هنگام حمله نیروهای انگلستان به این کشور با ترکان عثمانی همراه شدند و تلاش کردند آنها را از سرزمین خود بیرون رانند. درواقع امپراتوری عثمانی در طول سده‌ها توسط ترکان اداره می‌شد و آنها بعضا علیه قومیت‌های دیگر این کشور تبعیض روا می‌داشتند. بااین‌حال، اقوام و مذاهب مختلف با هدف مبارزه با اشغالگری انگلستان گرد هم آمدند و قیام حدود یک‌سوم کل سرزمین عراق از بخش‌های میانی فرات تا برخی از استان‌های دیگر همچون ناصریه را دربر گرفت.8

 

مضاف بر این، انگلستان پس از تصرف عراق، شیوه مدیریتی خود را در رأس کار قرار داد و این مسئله نیز بر شدت مخالفت‌ها افزود و مردم عراق را بیش از پیش ناامید کرد. درواقع هرچند در برخی از مناطق، استعمارگران برای تأمین منافع خود، حکومت‌های دست‌نشانده از مردم محلی انتخاب می‌کردند، انگلستان در عراق همچون هند عمل کرد و الگوی مدیریتی امپراتوری بریتانیا در هند را در عراق نیز به اجرا درآورد. این شیوه مدیریتی و حکمرانی بر این باور بود که یک فرد از انگلستان که رهبران سیاسی در لندن به او اعتماد داشته باشند، باید در رأس قدرت قرار گیرد و مردم باید از برنامه‌های این فرد تعبیت و پیروی کنند. درواقع در این شیوه حکمرانی جایی برای اعتماد به مردم بومی محل و اعراب منطقه باقی نمی‌ماند و ساکنان بومی منطقه امکان حکومت کردن و اداره امور به خواست خود را نداشتند.9

 

به همین دلیل بود که منطقه بین‌النهرین به چند ناحیه سیاسی تقسیم ‌شد که هر منطقه را یک افسر انگلیسی اداره می‌کرد. بالاترین مناصب اداری در اختیار انگلیسی‌ها بود و عرب‌های بومی به مسئولیت‌های مهم و حساس گمارده نمی‌شدند. در میان افسران انگلیسی به‌کار گمارده‌شده و کسانی که از سایر مستعمرات انگلستان در عراق مشغول فعالیت بودند در بسیاری از مواقع افراد جوان و بی‌تجربه‌ای مصدر بسیاری از مسئولیت‌ها قرار می‌گرفتند که در آن تخصصی نداشتند یا در بسیاری از مواقع با افراد محلی با خشونت و آمرانه رفتار می‌کردند. آنها به همین بسنده نکردند و قانون مدنی انگلیسی ـ هندی را جانشین قانونی کردند که ترکها پیش از این، آن را در عراق اجرا می‌کردند. علاوه بر این، روپیه هندی به عنوان واحد پول برای مبادلات ارزی در نظر گرفته و نیروی نظامی هندی برای برقراری نظم و اداره امور سرزمین عراق تشکیل شد. در نهایت این نوع سیاست‌ها سبب شد که مردم عراق راه دیگری غیر از قیام و انقلاب نداشته باشند و علیه نیروهای بریتانیایی و متحدان این کشور سر به اعتراض و قیام بردارند.10


نمایی از قیام مردم عراق علیه استعمار (ثوره‌العشرین)

نمایی از قیام مردم عراق علیه استعمار (ثوره‌العشرین)

 

اهمیت قیام

در مورد اهمیت قیام نیز باید گفت که برخی جایگاه این قیام را تا بدان حد ارزیابی می‌کنند که آن را سرآغاز حرکت‌هایی می‌دانند که در نهایت استقلال عراق را در سال 1923م موجب شد. در حقیقت هرچند نیروهای نظامی انگلستان به واسطه توان نظامی بیشتر پیروز شدند، اما این قیام به عنوان یک نقطه عطف سرآغاز حرکت‌هایی بود که چند سال بعد به نتیجه رسید و کمتر از سه سال بعد و با پایان یافتن جنگ جهانی اول عراق توانست استقلال خود را رسما به‌دست آورد.

 

مطالب مرتبط
او دوست و ناصح جوانان بود
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.