شعری درباره رضاشاه
پهلوی آخر بساط خویشتن برچید و رفت؛

شعری درباره رضاشاه

قهرمان‌میرزا سالور عین‌السلطنه در کتاب خاطرات خود ذیل تاریخ 27 شهریور 1320 در وصف رفتن رضاشاه نوشته است

قهرمان‌میرزا سالور عین‌السلطنه در کتاب خاطرات خود ذیل تاریخ 27 شهریور 1320 در وصف رفتن رضاشاه نوشته است:

 

پهلوی آخر بساط خویشتن برچید و رفت

همچو مار از بیم سرکوبی به هم پیچید و رفت

جان و مال و عرض و ناموس و شرف از ما ربود

بیست سال این ملت بیچاره را دوشید و رفت

بس قبا بر قامت افراد این ملت برید

عاقبت خود جامه ذلت به تن پوشید و رفت

آن کسانی را که یار خویشتن پرورده بود

گاه رفتن از همان‌ها فحش‌ها بشنید و رفت

ناله و فریاد مردم بود از جورش بلند

خود زظلم دیگران دیدی چسان نالید و رفت

شاه ما همچون نهنگی بود در دریای حرص

ملک و مال و نقد را یک سر همی بلعید و رفت

صدهزاران مرد و زن بی‌خانه و آواره ساخت

اندر آخر خویشتن بی‌خانمان گردید و رفت

ملک و ملت، دین و آیین جمله را برباد داد

پس اساس شرع و قانون را به هم پاشید و رفت...

 

روزنامه مربوط به خبر استعفای رضاخان

 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 1
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.