28 خرداد 1343

28 خرداد 1343

نامه‌ای که از علمای مصر به حوزه علمیه قم رسید!/گزارش ساواک درباره اعزام کادرهای حزب توده از خارج به ایران!/گزارش مطبوعات از بازگشت شاه و فرح از سفر آمریکا!/تهران، انجمن شهر می‌خواهد!/حتی در کشورهای در حال توسعه شهرداری به این معنا که ما داریم مفهوم خارجی ندارد!/«سیاست حمایت صنعتی تغییر می‌کند»/«چهار کشتی تجاری برای تجارت دریایی ایران خریداری شد»/«طلای قاچاق وارده به کشور مجددا صرف واردات تریاک قاچاق می‌شود»!/شریف‌امامی: پس از یک دوره ممتد رکود انتظار معجزه نمی توان داشت!/عبور از دروازه شهر نامشروع؛ اینجا خانه سیاه فروشندگان ناموس و سوداگران انسان است!/شهری که ساکنانش خودفروشی می‌کنند تا با سیلی گونه‌ها قرمز دارند!/سه‌هزار زن بدکاره در «شهر نو» زندگی می‌کنند!/برای امضای موافقت‌نامه بازرگانی، وزیر اقتصاد وارد مسکو شد/در فروردین امسال ؛ تهرانی‌ها رغبتی به ازدواج نداشتند!/وضع مهریه‌ها/نسبت عروس و داماد/416 داماد ماه فروردین مطلقا بی‌سواد بوده و به جای امضا پای قباله را انگشت زده‌اند!/جت نظامی گم‌شده در حوالی تبریز پیدا شد!

نامه‌ای که از علمای مصر به حوزه علمیه قم رسید!

بر اساس یک سند ساواک به تاریخ 28 خرداد 1343 «برابر اطلاع واصله اخیرا نامه‌ای از یکی از مراجع تقلید مصر به حوزه علمیه قم نوشته شده است که در آن متذکر شده‌اند چرا در قبال اعمال خلاف دولت و تضییقاتی که علیه دین مقدس اسلام و بازداشت اهل علم و عدم انجام مراسم سوگواری انجام می‌شود روحانیت سکوت کرده‌اند با توجه به اینکه حوزه علمیه مصر و مراجع تقلید آن از این جریان سخت متأثر می‌باشند همواره برای پشتیبانی و همدردی حاضرند».

این سند می‌افزاید: «طبق اطلاع به نامه مذکور چنین پاسخ داده شده است: روابط روحانیون و دولت ایران به علت اهانتی که به جامعه آن شده است حسنه نیست و عدم برگزاری مراسم دستجات مذهبی به دستور روحانیت بوده و آن خود نشانه تنفر عمیق مردم مسلمان از هیئت حاکمه کنونی است و اما انجام تظاهرات و فعالیتهای علنی در شرایطی که دولت و عمال آن در مقام ریختن خون مسلمین و صحنه‌سازی علیه روحانیت و هتک حرمت است مصلحت نیست چه به قول معروف مانند "تیغ دادن در کف زنگی مست است"».

در پایان این سند آمده است: «آنچه آشکار است ـ فعالیت طرفداران علمای الازهر برای تحکیم جامعه روحانیت و ایجاد عدم رضایت علیه ایران هنوز ادامه دارد».1

 

گزارش ساواک درباره اعزام کادرهای حزب توده از خارج به ایران!

در یک سند ساواک به تاریخ 28 خرداد 1343 آمده است: «اطلاعات رسیده از خارج کشور حاکی است که کمیته مرکزی حزب منحله توده مقیم آلمان شرقی بعد از پلنوم کمیته مرکزی، که در اواخر اردیبهشت سال جاری در مسکو تشکیل شده بود، تصمیم گرفته کادرهایی را از خارج به منظور رهبری حزب به ایران اعزام دارد و پیشبینی می‌شود در آینده بسیار نزدیکی از کادرهای فراری حزب منحله توده به ایران بیایند.»

در «نظریه» این سند آمده است: ... دستور داده شد کاملا مراقبت نمایند تا به‌ محض اعزام افرادی از خارج مراتب را گزارش دهند تا نسبت به شناسایی آنان اقدام گردد.2

 

گزارش مطبوعات از بازگشت شاه و فرح از سفر آمریکا!

روزنامه «اطلاعات» در شماره امروز خود نوشت: دیشب شاهنشاه و شهبانوی ایران پس از دو هفته مسافرت موفقیت‌آمیز به آمریکا و یک اقامت کوتاه در مراکش و پاریس به میهن بازگشتند.

 

تهران، انجمن شهر می‌خواهد!

روزنامه «اطلاعات» در سرمقاله شماره امروز خود نوشت: اخیرا در جلسه شورای عالی شهر تهران که از نمایندگان انجمن‌های محلی تشکیل می‌شود، یک بار دیگر صحبت انجمن شهر به میان آمد.

اینکه می‌گوییم یک بار دیگر برای آن است که هر دفعه در این شورا یا در مجامع و مجالس دیگر گفت‌وگو از مشکلات عمومی پایتخت می‌شود آخرش بحث به این نتیجه می‌رسد که تا انجمن شهر در تهران تشکیل نشود شهرداری سامان پیدا نمی‌کند و هر کس در شرایط موجود بیاید در شهرداری مسئولیت قبول کند و با مشکلات پایتخت پنجه درافکند آبروی خود را بر سر این داعیه می‌گذارد بدون آنکه سر سوزنی در اوضاع تغییر پیدا شود.

ما که روزنامه‌نگار هستیم و به اقتضای این حرفه با مردم تماس دائم داریم، به رأی‌العین می‌بینیم نیمی از مسائل کمرشکن که دولت‌ها با آن مواجه می‌شوند مشکلات مربوط به شهرداری تهران است؛ مشکلاتی که چون شهرداری خود را از مقابله با آنها عاجز می‌بیند دست دولت را در آن بند می‌کند و دولت ناچار می‌شود همه کار را زمین بگذارد و بپردازد به این مشکلات لاینحل.

نتیجه اینکه یک وقت دولت می‌بیند وقتی را بی‌جهت صرف کلنجار رفتن با مشکل گوشت کرده و از کارهای اساسی خود باز مانده، عاقبت هم کاری صورت نگرفته، اما مردم سروصدایشان بلند است که دولت نتوانست مسئله گوشت را حل کند!

 

حتی در کشورهای در حال توسعه شهرداری به این معنا که ما داریم مفهوم خارجی ندارد!

امروز حتی در کشورهای معروف به «تازه رشد» نیز که تازه به دموکراسی و حتی به استقلال رسیده‌اند، شهرداری به این معنی که ما داریم و اسما و رسما یک بنگاه دولتی محسوب می‌شود مفهوم خارجی ندارد.

در همه جای دنیا شهرداری، سازمانی است ملی که با پول مردم و به دست مردم و با مسئولیت مردم اداره می‌شود. عجیب آنکه در قانون اساسی و سایر قوانین ما نیز شهرداری به همین مفهوم و به همین معنی پیش‌بینی شده، اما بیست سال است که در پایتخت مملکت ما به استناد یک عبارتی که به عنوان احتیاط در قانون ذکر شده و وزارت کشور را قائم‌مقام انجمن شهر شناخته است، قائم‌مقام بالمره جانشین انجمن شهر شده و معنا امور شهرداری به جای آنکه در قبضه اختیار و مسئولیت نمایندگان مردم شهر باشد در ید اقتدار دولت است.

همه مفاسدی که در شهرداری دیده می‌شود و هیچ کس منکر آن نیست، همه مشکلاتی که در زندگی یومیه مردم تهران وجود دارد و به مرور صورت لاینحل به خود گرفته است همه عیوب و نقائصی که در چهره شهر تهران به چشم می‌خورد مستقیما ناشی از اهمال دولت‌ها و بلکه تعمد آنهاست در تشکیل انجمن شهر.

 

«سیاست حمایت صنعتی تغییر می‌کند»

روزنامه «اطلاعات» در صفحه اقتصادی شماره امروز خود نوشت: سیاست جدیدی که در زمینه حمایت از صنایع باید در پیش گرفته شود در محافل اقتصادی دولت مورد توجه قرار گرفته و بررسی‌هایی روی آن شروع شده است و گفته می‌شود پس از بازگشت وزیر اقتصاد اصول آن یک بار دیگر بررسی خواهد گردید و احتمالا به صورت طرحی درخواهد آمد.

نظرات جدیدی که در زمینه مالیات صنایع ابراز می‌‎شود ناشی از همین سیاست نوینی است که طرح‌ریزی می‌شود. هم‌اکنون صنایع کشور مشکلاتی از نظر گمرک و معافیت‌های گمرکی، مالیات و معافیت‌های مالیاتی، اعتبارات تنخواه گردان و غیره دارند که به علت نبودن یک برنامه دقیق حمایت صنعتی توأم با توسعه صنعت کشور، حل این مشکلات کم و بیش خالی از اشکال نیست و طبعا دولت نیز از این مشکلات و نتایج آن بی‌‎نصیب نیست.

سیاست جدید حمایت صنایع بر این اساس قرار دارد که صنایع به دو دسته صنایع اصلی و ضروری کشور و صنایع لوکس و فانتزی یا غیر واجب تقسیم شود.

صنایع گروه اول، که توسعه اقتصادی و پیشرفت صنعتی کشور را به همراه دارد و اصولا تولیدات آنها مورد احتیاج مملکت است، از مزایای مالیاتی، معافیت‌های گمرکی، کمک‌ها و حمایت‌‎های دیگر به حد لازم برخوردار خواهند بود و هدف این خواهد بود که این گونه صنایع هر چه بیشتر توسعه یابد و یا تأسیس گردد.

صنایع گروه دوم شامل کارخانه‌هایی خواهد بود که کالاهای لوکس یا کالاهایی که مورد نیاز عمومی نیست تولید می‌کنند و صنایع اساسی و ضروری برای مملکت محسوب نمی‌شود. ایجاد این گونه صنایع مثل گذشته بلامانع خواهد بود، ولی از معافیت‌های مالیاتی و تسهیلات گمرکی و سایر حمایت‌های صنعتی استفاده نخواهند کرد.

در مورد کارخانه مونتاژ که در سال‌های اخیر ایجاد شده سیاست تازه‌ای اتخاذ خواهد شد و کارخانه‌های مونتاژ جزء صنایع اساسی قرار نخواهد گرفت و طبعا نخواهد توانست از مزایا و تسهیلات گروه اول استفاده کند. در برخی از رشته‌های صنعتی ممکن است مونتاژ الزاما مقدمه ایجاد یک صنعت اساسی باشد؛ در این صورت چنین واحدی باید با یک برنامه دقیق ایجاد گردد و قطعات و قسمت‌هایی از واحد محصول که باید به‌تدریج در کشور تولید گردد طی مدت مقرر در داخله ساخته شود. در این صورت وقتی چنین واحد صنعتی توانست شرایط مقرر گروه یک را پیدا کند، آن وقت خواهد توانست از مزایای آن استفاده کند.

به این ترتیب هر تشکیلات یا مؤسسه‌‎ای به نام واحد صنعتی یا کارخانه تولیدی نخواهد توانست تقاضای حمایت و استفاده از مزایای مالیاتی و گمرکی و غیره را داشته باشد بلکه حمایت و تشویق در صنایعی متمرکز خواهد شد که مورد نیاز مملکت بوده و برای توسعه تولید و پیشرفت اقتصادی مملکت لازم است.

 

«چهار کشتی تجاری برای تجارت دریایی ایران خریداری شد»

به زودی چهار کشتی تجاری بر کشتی‌های تجاری ایران افزوده می‌شود. از طرف یکی از شرکت‌های کشتیرانی غیر دولتی ایران این کشتی‌ها خریداری شده و به زودی با پرچم ایران در آب‌های بین ایران و آمریکا به رفت‌وآمد خواهند پرداخت.

برای خرید این کشتی‌ها و تشکیل شرکت کشتیرانی ایرانی حدود دو‌میلیون دلار سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی شده که 60 درصد سهام آن ایرانی و 40 درصد سهام خارجی است. ظرفیت هر یک از این کشتی‌ها ده‌هزار تن است.

 

«طلای قاچاق وارده به کشور مجددا صرف واردات تریاک قاچاق می‌شود»!

گزارش وزارت اقتصاد از کشف کالاهای قاچاق در فرودگاه مهرآباد نشان داد که بیشتر قاچاق ارز و طلا و کالاهای لوکس از طریق فرودگاه مهرآباد انجام می‌گیرد؛ به همین جهت مأموران گمرک از این حیث بر مراقبت خود افزوده و مسافران مشکوک را زیر نظر می‌گیرند و در صورت لزوم مورد بازرسی قرار می‌دهند و کالاهای قاچاق را ضبط می‌کنند.

چند تن از صرافان آزاد تأیید کردند که هر ماه در بازار آزاد کشور حداقل چهل‌میلیون ریال ارزهای مختلف معامله می‌شود و قسمت عمده این ارزها هم به طور قاچاق و از راه‌های مختلف وارد کشور می‌گردد و در بازار عرضه می‌شود.

مقدار طلایی که در ماه به طور قاچاق و بیشتر توسط قاچاقچیان حرفه‌ای و از راه‌های گوناگون و اغلب از راه بیروت وارد کشور می‌شود چهل تا هشتاد کیلو طلای شمش در شمش‌های 25 مثقالی و یک‌کیلویی است که یا در تهران به وزن‌های کوچک‌تر درآمده و به زرگرها فروخته می‌شود و یا به صورت‌های دیگر دوباره به مرزها رفته و با مواد مخدره به‌خصوص تریاک معاوضه می‌شود؛ زیرا قاچاقچیان به هیچ چیز به اندازه طلا به‌خصوص سکه‌های طلا اعتماد نمی‌کنند.

سومین کالاهای مهم قاچاق که کم و بیش از طریق فرودگاه مهرآباد و بیشتر از طریق بنادر جنوب وارد می‌شود اجناس خرازی و لوکس است که مشتری آن یا واردکننده‌اش صاحبان مغازه‌های لوکس‌فروشی تهران هستند. این کالاها که در کشورهای دیگر ارزان خریده شده در صورتی که وارد شود با قیمت‌های گزاف به مردم فروخته می‌شود.

 

شریف‌امامی: پس از یک دوره ممتد رکود انتظار معجزه نمی توان داشت!

مهندس جعفر شریف‌امامی، رئیس مجلس سنا، که ریاست هیئت‌مدیره بانک توسعه صنعتی و معدنی ایران را نیز بر عهده دارد، در جلسه امروز مجمع عمومی بانک ملی پیامی خطاب به صاحبان سهام بانک وضع اقتصادی کشور، هدف های بانک همچنان اقداماتی را که برای توسعه سرمایه‌گذاری خصوصی به کمک بانک باید صورت گیرد تشریح کرد.

[او در ادامه گفت:] پس از یک دوران ممتد بحران اقتصادی نمی‌توان انتظار داشت که اقتصاد کشور به طور معجزه‌آسایی رونق پیدا کند. آنچه مسلم است این است که آثار مشهودی در پیشرفت امور ساختمانی، خرید کالاهای مصرفی و امر سرمایه‌گذاری مشاهده می‌شود.

ما اینک در آستانه یک توسعه اقتصادی نیرومندی هستیم که در آن برای بخش خصوصی نقش مهمی در نظر گرفته شده است.

با وجود این لازم است بعضی از مسائل را که آینده صنعت در ایران با آن مواجه است گوشزد نماییم. برای پیشرفت مداوم صنعت باید به طور مستمر و روزافزون سرمایه‌گذاری انجام گیرد و برای این سرمایه‌گذاری نه تنها پس‌اندازهای کافی لازم است، بلکه باید طرح‌های مناسب و موقعیت برای سرمایه‌گذاری وجود داشته باشد. ما نباید مثل گذشته یک چند سال فعالیت شدیدی در سرمایه‌گذاری به‌وجود آورده و در پی آن چند سال رکود یاس‌آور داشته باشیم.

 

عبور از دروازه شهر نامشروع؛ اینجا خانه سیاه فروشندگان ناموس و سوداگران انسان است!

فردوس قربانی طی یک گزارش اجتماعی که در شماره امروز روزنامه «اطلاعات» منتشر شد نوشت: درهایی کوچک و بزرگ و باز و بسته، درخت‌هایی کج و معوج، دکان‌هایی گرد و غبار آلود، زن‌هایی که سرگذشت‌های عجیب و غم‌انگیز و خاطره‌های وحشتناک و دردبار دارند با صورت‌هایی که در سطحشان رنگهای روشن و تیره، زیبا یا زننده و در عمقشان رنج و بدبختی موج می‌زند، با چادر یا بدون چادر و مردهایی که بی‌اعتنا می‌گذرند...

اینجا «شهرنو»ی سی سال پیش تهران است که در بیرون دروازه گمرک بنا کرده بودند و امروز کهنه و فرسوده در مرکز تهران، در هوای خفقان‌گرفته خود نفس می‌کشد و روزگار می‌گذراند...

 

شهری که ساکنانش خودفروشی می‌کنند تا با سیلی گونه‌ها قرمز دارند!

شهری که ساکنانش، خود می‌فروشند تا با سیلی گونه‌ها قرمز دارند و زندگانی کنند سی و چهار ساله است.

«شهر نو» بدون در و دروازه، بی‌بندوبار و آزاد، تا سال ۱۳۳۲ به زندگانی دردناک و پرهیاهوی خود ادامه می‌داد تا اینکه در این سال بر اثر شکایات مردم محلات غربی تهران شهر نو با چند دیوار در انتهای خیابان‌های محدود آن، به صورت قلعه از سایر محلات اطراف آن جدا شد.

شهر نو اینک در دو خیابان «قوام دفتر» و «حاج عبدالمحمود» و چند کوچه منشعب از این خیابان‌ها مستقر است.

 

سه‌هزار زن بدکاره در «شهر نو» زندگی می‌کنند!

سه‌هزار زن بدکاره، از بیست تا شصت ساله در شهر نو زندگانی می‌کنند. اینها در قرن فضا، در قرن نمود ارزش‌های بزرگ انسانی، بردگانی هستند که صدها و هزاران مالک و ارباب دارند و همه آدمی را به اربابی و صاحبی می‌پذیرند، پیر، جوان، مریض و سالم برایشان تفاوتی ندارد، یک اسکناس صدریالی، پنجاه ریالی و گاهی حتی بیست ریالی و ده ریالی قباله خرید آنهاست که بایستی با آن، کرایه خانه بدهند، حق کسب و کار! بدهند و شکم خود را سیر کنند و قروضی که دست و پایشان را همیشه بسته است بپردازند. به این ترتیب همه جور آدمی در «شهر نو» راه دارد.

مردم و اهالی محلات غرب تهران و جنوب و خیابان سی متری مکرر تقاضای انتقال محل قلعه را به خارج شهر نموده‌اند و فعلا هم کمیسیونی در وزارت کشور و شهرداری مشغول بررسی انتقال قلعه به خارج شهر است و جا دارد اینک که شهر نو در داخل تهران قرار گرفته و این امر باعث دردسر و ناراحتی مردم محلات اطراف آن است دراین‌باره تصمیم قاطعی اتخاذ شود.

 

برای امضای موافقت‌نامه بازرگانی، وزیر اقتصاد وارد مسکو شد

دکتر علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد، امروز از ژنو وارد مسکو شد تا موافقت‌نامه جدید مبادلات و قرارداد پرداخت آن را امضا نماید.

موافقتنامه بازرگانی ایران و شوروی برای مدت سه سال اجرا خواهد شد و امکانات توسعه تجارت و بازرگانی را بین دو کشور فراهم خواهد کرد.

 اجرای موافقت‌نامه ایران و شوروی برای سه سال برای بازرگانی دو کشور ثبات بیشتری ایجاد می‌کند و شرکت‌های صادراتی ایران می‌توانند با پیش‌بینی وضع دو سال آینده برنامه صادراتی خود را تنظیم کنند.

 

در فروردین امسال ؛ تهرانی‌ها رغبتی به ازدواج نداشتند!

روزنامه «اطلاعات» در یک گزارش اجتماعی نوشت: آماری که امروز اداره آمار قضایی وزارت دادگستری منتشر کرده نشان می‌دهد که در سال جدید تهرانی‌ها رغبت چندانی به ازدواج نشان نداده‌اند و تنها 1445 مرد حاضر شده‌اند دست از تجرد بردارند، درحالی‌که در اولین‌ماه زمستان سال گذشته در تهران دوهزار عروسی سر گرفته بود.

یک قسمت از این عدم تمایل مربوط به وضع اقتصادی و قسمت دیگر به علت بالارفتن سطح توقعات خانواده‌های اعم از دختر یا پسر می‌باشد و نکته دیگر آنکه خصوصیات روحی جوان‌ها و آزادی‌هایی که در سالیان اخیر برای روابط دخترها و پسرها ایجاد شده در کاهش این آمار بی‌تأثیر نبوده است.

 

وضع مهریه‌ها

در اولین ماه بهار امسال ده نفر مرد زن صیغه‌ای گرفته‌اند و فقط 41 دختر و زن حاضر شده‌اند بی‌مهریه «بله» بگویند و ده دختر هم مهریه بالاتر از صدهزار تومان داشته‌اند.

 

نسبت عروس و داماد

۱۹۲ نفر از عروس و دامادهای فروردین‌ماه امسال با هم نسبت خویشاوندی داشتند و ۱۲۵۳ نفر آنها با تشریفات کامل از قبیل دیدن و پسندیدن عروس، بحث درباره تعیین مهریه و مخارج عروسی ازدواج کرده‌اند و از مجموع عقدها ۱۹ فقره آن رجوع بوده است.

از 1445 داماد فروردین امسال ۱۹ نفرشان کمتر از ۱۸ سال و درعوض ۲۵ نفر بیشتر از 60 سال داشتند و به قول معروف عشق پیری به سراغشان آمده بود!

آمار حاکی است که اغلب دامادها بین ۳۰ تا ۶۰ سالگی تن به ازدواج داده‌‎اند؛ سن دختر و خانم‌هایی که در فروردین پای سفره عقد نشسته‌اند نیز قابل توجه و جالب است: ۱۹۳ دختر قبل از ۱۵ سالگی به خانه شوهر رفتند و ۱۹ خانم تا 60 ساله هم عروس شدند، ولی اکثریت بین ۱۸ تا ۲۳ ساله بوده‌اند.

 

416 داماد ماه فروردین مطلقا بی‌سواد بوده و به جای امضا پای قباله را انگشت زده‌اند!

از 1445 داماد 416 نفرشان مطلقا بی‌سواد بودند پای قباله را انگشت زدند. ۲۹۲ نفر آنها سواد خواندن و نوشتن داشتند و فقط ۱۱ مهندس و ۱۹ دکتر و ۸۷ نفر لیسانس داماد شده‌اند. 433 نفر از دامادها گواهی ششم ابتدایی و ۱۸۷ نفر دیپلم متوسطه دارند.

و اما عروس‌ها ... 616 دختر و زن بی‌سواد پای سفره عقد نشسته‌اند، 19 نفر از عروس‌های فروردین‌ماه لیسانسیه، 106 نفر دیپلمه و494 نفر تصدیق شش ابتدایی دارند و 5 خانم دکتر هم فرصت ازدواج پیدا کرده‌اند.

 

جت نظامی گم‌شده در حوالی تبریز پیدا شد!

یک فروند از هواپیماهای جت نیروی هوایی شاهنشاهی که دیروز هنگام اجرای عملیات تمرین دفاعی در شمال شرق شهر میانه ناپدید شده بود در حوالی تبریز پیدا شد.

تیمسار سرلشکر تدین، رئیس ستاد نیروی هوایی، این خبر را تأیید کرد و اظهار داشت: بامداد دیروز یک فروند هواپیمای جت به خلبانی ستوان دوم محسن چینی‌ساز هنگام پرواز ناپدید شده است.

نیم ساعت بعداز ظهر امروز تیمسار سرلشکر تدین، رئیس ستاد نیروی هوایی، اعلام داشت: به موجب گزارش یکی از پاسگاه‌های ژاندارمری اطراف تبریز هواپیمای جت در آن حدود فرود آمده و خلبان آن کاملا سالم است ولی هنوز ارتباطی با خلبان پیدا نکرده‌اند که چگونگی واقعه را گزارش دهد.3

 

روزنامه اطلاعات، 28 خرداد 1343، صفحه 1

 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

تماس با ما تماس با ما : 38-22604037(9821+) ارتباط با ماInfo@iichs.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می باشد.
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تایید آن نیست.
استفاده از منابع این سایت با ذکر ماخذ مجاز است.